جنگ ایران در بحثها در نشستهای بهاری صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی در این هفته در واشنگتن دیسی تسلط داشت. مایک فرومن، رئیس CFR، به تحلیل این گفتگوها پرداخته است.
هر بهار، روسای بانکهای مرکزی و وزرای دارایی از سرتاسر جهان در واشنگتن برای نشستهای بهاری صندوق بینالمللی پول (IMF) و بانک جهانی گرد هم میآیند تا درباره وضعیت اقتصاد جهانی، هماهنگی کلان اقتصادی و مدیریت بخش مالی بحث کنند. موضوعی که امسال بر بحثها تسلط دارد، جنگ در ایران و پیامدهای اقتصادی ناشی از آن است.
من هفته گذشته با کریستالینا جورجیوا، مدیرعامل صندوق بینالمللی پول، برای گفتوگویی پیش از نشستهای بهاری نشستم. ما درباره چشمانداز کلان اقتصادی صندوق، از جمله آخرین تحلیل آن درباره چگونگی تأثیر جنگ بر رشد جهانی، تورم و ثبات اقتصادی صحبت کردیم. من با چند نکته کلیدی از این گفتوگو خارج شدم.
نکته اول این است که در حالی که عملیاتهای نظامی به طور عمده متوقف شدهاند، هنوز عدم قطعیت حاکم است. تأثیر واقعی اقتصادی این جنگ نه تنها به خساراتی که تاکنون وارد شده بستگی دارد، بلکه به مدت زمان آتشبس، میزان بازگشت ترافیک در تنگه هرمز به سطوح پیش از جنگ و چشمانداز صلح پایدار در منطقه نیز وابسته است. دور اول مذاکرات مستقیم صلح در آخر هفته گذشته نتوانست به توافقی منجر شود. امروز، ایالات متحده و ایران اعلام کردند که تنگه برای کشتیهای تجاری باز است، هرچند رئیسجمهور دونالد ترامپ در شبکه اجتماعی Truth Social نوشت که ایالات متحده به جلوگیری از حرکت کشتیها به سمت یا از بنادر ایرانی از دریای عرب و خلیج عمان ادامه خواهد داد تا زمانی که توافق صلح نهایی شود.
چه جنگ به توافقی مذاکرهای پایان یابد و چه به ایستایی یخزده، ممکن است تردد در تنگه هرمز به سطوح پیش از جنگ بازنگردد. همانطور که جورجیوا هفته گذشته به وضوح بیان کرد، “حتی در بهترین حالت، بازگشت به وضعیت قبل بهطور مرتب و تمیز ممکن نخواهد بود.” حملکنندگان و دریانوردان جهانی حافظه طولانی دارند. حجم فعلی تردد در تنگه بابالمندب هنوز تنها نیمی از آنچه بود که قبل از حمله حوثیها به حملونقل تجاری پس از حوادث ۷ اکتبر ۲۰۲۳ بود.
مجموعهای از اختلالات بالقوه در اقتصاد جهانی در آخرین گزارش چشمانداز اقتصادی جهانی صندوق بینالمللی پول تشریح شده است که سه سناریو را تعیین میکند: سناریو پیشبینی مرجع، سناریو نامطلوب و سناریو شدید. سناریو پیشبینی مرجع که به عنوان سناریو پایه و محتملترین سناریو در نظر گرفته میشود، پیشبینی میکند که رشد جهانی امسال به ۳.۱ درصد کاهش یابد که از ۳.۳ درصد در ژانویه تجدید نظر شده است و تورم کلی به ۴.۴ درصد افزایش یابد. سناریو نامطلوب که فرض میکند اختلال در زنجیره تأمین و قیمتهای بالای انرژی ادامه دارد، پیشبینی میکند که رشد به ۲.۵ درصد کاهش یابد و تورم به ۵.۴ درصد افزایش یابد. سناریو شدید که کمترین احتمال اما شدیدترین سناریو است و فرض میکند که اختلالات تأمین تا سال آینده ادامه یابد، پیشبینی میکند که رشد جهانی به ۲ درصد سقوط کند و تورم به بالای ۶ درصد افزایش یابد.
من پیشتر دربارهٔ ماهیت نامتقارن این جنگ در میدان نبرد نوشتهام، از جمله توانایی ایران در ایجاد اختلال در اقتصاد جهانی با تعداد نسبتاً کمی موشک و پهپاد. همچنین درست است که پیامدهای اقتصادی جنگ بهطور نامتقارن توزیع شده است، بهطوری که کشورهای حاشیه خلیج فارس و واردکنندگان انرژی با درآمد پایین که حتی تا اقیانوس آرام جنوبی فاصله دارند، از جمله سختترین آسیبدیدگان هستند. تأثیر بالقوه بر کشورهای آسیبپذیر حتی بدتر از آمار جهانی صندوق بینالمللی پول خواهد بود. به عبارت دیگر، مهمترین پیامدهای منفی بر کشورهای کمقدرتتر در جذب این آسیبها خواهد افتاد. کشورهای زیرصحرای آفریقا و اقتصادهای کوچک جزیرهای توسعهیافته، اکثریت قاطع واردکنندگان خالص غیر سرمایهگذاری از این منطقه را تشکیل میدهند.
با این حال، کشورهای ثروتمند بههیچوجه مصون نیستند. از زمان آغاز خصومتها، نرخهای سیاستی که از بازار استنباط میشود در اتحادیه اروپا، ژاپن، ایالات متحده و بریتانیا به سمت بالا تغییر کرده است. بازارها اکنون انتظار دارند که بانکهای مرکزی نرخها را برای مدت طولانیتری نسبت به آنچه قبلاً پیشبینی شده بود، بالا نگه دارند. منحنیهای بازده معیار داستان مشابهی را روایت میکنند. در تمام چهار اقتصاد بزرگ، کل منحنی از ۲۸ فوریه شیبدارتر شده است، بهطوری که بازدههای بلندمدت بهطور قابل توجهی افزایش یافته و این امر منعکسکننده نگرانیهای مربوط به تورم و حقایق ریسک بالاست. همه اینها در پسزمینهای نگرانکننده از نظر مالی اتفاق میافتد. در دو دهه گذشته، بدهی عمومی بهعنوان سهمی از تولید ناخالص داخلی در تقریباً هر اقتصاد گروه بیست افزایش یافته است، بهطوری که کانادا، فرانسه، ایتالیا و ایالات متحده همگی از آستانه ۱۰۰ درصد عبور کرده یا به آن نزدیک شدهاند—که به سیاستگذاران فضای مالی کمتری برای جذب شوکهای آینده نسبت به آنچه در بحرانهای قبلی داشتند، میدهد. همانطور که جورجیوا اشاره کرد، هیچ جایگزینی برای سیاست خوب وجود ندارد و بسیاری از کشورها فرصتی را برای ساماندهی امور مالی خود در حالی که چشمانداز اقتصادی جهانی نسبتاً مساعد بود، از دست دادهاند.
با این حال، هنوز هم برخی مبنای خوشبینی وجود دارد. یک سال پیش، تعداد کمی از اقتصاددانان، سیاستگذاران و تخصیصدهندگان سرمایه به سناریویی که اکنون در حال شکلگیری است، توجه میکردند. از یک سو، ما شاهد پنج برابر شدن تعرفههای ایالات متحده، کاهش طولانی و در برخی مواقع شدید تجارت ایالات متحده و چین، و جنگی سراسری با ایران بودهایم که منجر به بسته شدن تنگه هرمز به مدت بیش از یک ماه شد. از سوی دیگر، رشد جهانی بهطور نسبتاً خوبی حفظ شده است. بازارهای سهام به اوجهای جدیدی رسیدهاند، اما تاریخ طولانی از بازارها وجود دارد که در خبرهای خوب بیش از حد واکنش نشان میدهند و خبرهای بد را undervalue میکنند—تا زمانی که دیگر این کار را نکنند.
در زمانی که بحرانهای ژئوپلیتیکی به طور متوالی در حال وقوع هستند، صندوق بینالمللی پول خود را در وضعیتی از وحشت نمیبیند، بلکه بر آنچه که جورجیوا ممکن است آن را “کاهش شوک جنگ خاورمیانه” بنامد، متمرکز است. بخشی از توضیح این وضعیت در یک حائل غیرمنتظره نهفته است: رونق سرمایهگذاری در هوش مصنوعی که تا ۴۰ درصد از رشد تولید ناخالص داخلی ایالات متحده در سال گذشته را شامل میشود. با این حال، این نیروی محرکه به طور یکسان در سراسر جهان وزیده نشده است. کشورهایی که بیشترین هزینههای ناشی از شوکهای کنونی را متحمل میشوند، عمدتاً همانهایی نیستند که از مزایای آن بهرهمند میشوند. و هیچ تضمینی وجود ندارد که این روند ادامه یابد.
اقتصاد جهانی به سختی در دوران پس از روز آزادی، سفری هموار را تجربه کرده است. با این حال، این اقتصاد به طرز قابل توجهی مقاوم بوده است. با این وجود، با وجود این همه منبع بالقوه برای درگیری و اختلال اقتصادی، این زمان به هیچ وجه زمان complacent بودن نیست.

