در روز دوشنبه، شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، نقاب را کنار زد.
پس از هفتهها که بهطور عمده از صحنه دیپلماتیک غایب بود در حالی که ایالات متحده عملیات «خشم حماسی» را علیه ایران انجام میداد، شی با محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، تماس گرفت و بهطور علنی خواستار بازگشایی صلحآمیز تنگه هرمز شد.
فشار بر پکن در حال نمایان شدن است.
حداقل پنج نفتکش مرتبط با ایران که از خلیج عمان به مالزی در حال حرکت بودند، پس از هشدار نیروی دریایی ایالات متحده مبنی بر اینکه کشتیهای حامل نفت ایران در هر نقطه از جهان متوقف خواهند شد، مسیر خود را تغییر دادند.
و اکنون، هر امتیازی که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از آن خودداری کند، هزینه بیشتری نسبت به قبلی برایش دارد.
عملیات «خشم حماسی» ظرفیت نظامی ایران را که برای تهدید به بستن تنگه استفاده میکرد، نابود کرد و ساختار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را که برای زنده ماندن پس از قطع سر علی خامنهای، رهبر عالی، بنا کرده بود، از بین برد.
آنچه باقی مانده، رژیمی ضعیف است که از تسلیحات، فرماندهی یا منابع مالی که تهدیدهایش را وزن میداد، بیبهره است.
رئیسجمهور ترامپ باید این را بهعنوان قویترین کارت خود در برابر پکن بخواند.
شی یک دهه را صرف پرورش جمهوری اسلامی بهعنوان ضامن مسلح نفوذ چین در خاورمیانه کرد.
تضعیف آن در این کمپین به واشنگتن اهرم عظیمی میدهد.
سه جبهه، ریسکها را مشخص میکند.
جبهه اول نظامی است.
کمپین ایالات متحده، تسلیحات را که شبکههای صنعتی چین سالها برای ساخت آن تلاش کرده بودند، از بین برد.
چین بهعنوان تأمینکننده اصلی خارجی برنامه موشکی بالستیک ایران ظاهر شده بود و پیشسازهای شیمیایی برای سوخت موشکهای جامد و همچنین اطلاعات و سیستمهای ناوبری ماهوارهای را تأمین میکرد.
در واقع، وزارت خزانهداری چندین نهاد چینی را بهخاطر تأمین مواد شیمیایی مورد استفاده در تولید سوخت موشک برای سپاه پاسداران تحریم کرد و اطلاعات ایالات متحده مستند کرد که کشتیهای باری ایرانی در بندرعباس سدیم پرکلرات را در مقادیر کافی برای سوختگیری تقریباً 800 موشک جدید تخلیه میکنند.
پکن همچنین در حال مذاکره برای فروش موشکهای ضدکشتی فوقصوت CM-302 طراحیشده برای غرق کردن ناوهای هواپیمابر بود.
در دسامبر، نیروهای ویژه ایالات متحده به یک کشتی تجاری در اقیانوس هند که محموله چینی به مقصد سپاه پاسداران حمل میکرد، حمله کردند.
جبهه دوم مالی است.
ایران بهعنوان میدان آزمایش چین برای دور زدن تحریمها عمل کرد، آزمایشگاهی که در آن پکن تکنیکهایی را که انتظار داشت در مقیاس وسیع علیه تحریمهای ایالات متحده به کار گیرد، تصفیه کرد.
«عملیات خشم اقتصادی» با آن مقابله کرده است.
دولت ترامپ نامههایی به مؤسسات مالی در عمان، امارات متحده عربی، هنگکنگ و چین ارسال کرد و به شواهدی اشاره کرد که نشان میدهد این مؤسسات وجوه ایرانی مرتبط با فعالیتهای غیرقانونی را جابجا کردهاند.
گزارش شده است که این نامهها اولین گام بهسوی تحریمهای ثانویهای هستند که روابط این مؤسسات را با سیستم مالی ایالات متحده قطع میکند.
جبهه سوم دیپلماتیک است.
پکن در مارس 2023، عادیسازی روابط ایران و عربستان را میانجیگری کرد و آن را بهعنوان نشانهای از یک نظم دیپلماتیک جدید چینی ارائه داد.
موشکها و پهپادهایی که ایران در طول درگیری اخیر به سمت نقاط مختلف در منطقه شلیک کرد، توافق را به عنوان یک توافق کاغذی که پکن نمیتوانست آن را اجرایی کند، نمایان ساخت.
آسیب زمانی عمیقتر شد که امارات متحده عربی با ائتلاف تحت رهبری ایالات متحده همراستا شد و خواستار بازگشایی تنگه شد، در حالی که پکن در مورد تسلیحاتی شدن این آبراه که انرژی وارداتی خود را حمل میکند، سکوت کرد.
سلطنتهای خلیج اکنون میدانند که یک شراکت امنیتی چینی چه معنایی دارد زمانی که تهاجم ایرانی به سرزمین آنها میرسد.
همین الگو برای نیمکره غربی نیز صدق میکند. دیکتاتوری ونزوئلا سقوط کرده است، نیکلاس مادورو در بازداشت ایالات متحده است و موقعیت پکن در آمریکای لاتین فروپاشیده است.
در عرض چند ماه، واشنگتن دو رژیم را که شی جینپینگ از طریق آنها نفوذ خود را به مناطق مهم برای ایالات متحده گسترش میداد، شکسته است.
واشنگتن در حال حاضر در حال جمعآوری دستاوردها در آسیا است.
اندونزی در تاریخ ۱۳ آوریل توافقنامه همکاری دفاعی عمده را امضا کرد و جاکارتا را از طریق چارچوبی برای نوسازی نظامی و آموزش نظامی حرفهای به معماری امنیتی آمریکایی کشاند.
فیلیپین نیز به آن معماری پیوسته و میزبان یک مرکز صنعتی به مساحت ۴۰۰۰ هکتار خواهد بود که زنجیرههای تأمین را که واشنگتن قصد دارد خارج از دسترس چین بسازد، مستقر میکند.
جغرافیای این شراکتها پیام خود را دارد.
اندونزی در کنار تنگه مالاکا قرار دارد که از طریق آن بخش عمدهای از واردات انرژی چین عبور میکند.
واشنگتن به تازگی در تنگه هرمز الگوی عملیاتی را برای جلوگیری از دسترسی به یک نقطه کلیدی برای دولتی که به آن وابسته است، نشان داده است.
پکن بدون اینکه به او گفته شود، نتیجهگیری خواهد کرد.
ترامپ سفر خود به چین را به تعویق انداخت و نقش درخواستکنندهای را که پکن آماده کرده بود، رد کرد.
او بر اساس زمانبندی خود سفر خواهد کرد، با این واقعیتها که قبل از اولین دست دادن مشخص شدهاند.
تهران تنگه هرمز را به عنوان ابزار قهری نهایی خود میدید، اما قدرت ایالات متحده آن را به عنوان تهدیدی که میتواند به راحتی بر آن غلبه کند، نمایان ساخت.
شی جینپینگ گفتگو را آغاز خواهد کرد و میداند که واشنگتن نمایندگان او را شکسته، آزمایشگاه او را بسته و انباری را که او یک دهه برای تأمین مالی آن هزینه کرده بود، به ویرانه تبدیل کرده است.
کارت در دست ترامپ است. دولت او قبلاً شروع به بازی با آن کرده است.
آسیا جایی است که بزرگترین بازدهها در حال فرود آمدن هستند و پکن جایی است که محاسبه بعدی انجام میشود.
