یکی از پارادوکسهای جنگ این است که میتواند صلحسازان را به اقدام وادارد زمانی که دیپلماسی متعارف شکست میخورد.
به نظر میرسد که این وضعیت در حال حاضر بین اسرائیل و لبنان در حال وقوع است.
به عنوان نتیجه مستقیم موفقیت عملیاتهای مشترک ایالات متحده و اسرائیل علیه رژیم تهران، رئیسجمهور دونالد ترامپ تلاش بیسابقهای را برای ایجاد صلحی پایدار بین این دو همسایه آغاز کرده است.
و یک آتشبس ۱۰ روزه که روز پنجشنبه اعلام شد، میتواند اولین گام در این مسیر باشد.
در قلب این چالش، سازمان تروریستی حزبالله قرار دارد.
از میان تمامی نمایندگان تروریستی ایران در خاورمیانه، حزبالله بزرگترین خطر را برای اسرائیل و به طور کلی غرب ایجاد کرده است.
از زمان بمبگذاری انتحاری آن در سال ۱۹۸۳ که ۲۴۱ نیروی نظامی ایالات متحده و ۵۸ چترباز فرانسوی را در بیروت کشت، حزبالله آمریکاییها را کشته، ربوده و مورد شکنجه قرار داده است.
این گروه هزاران موشک و پهپاد به سمت غیرنظامیان اسرائیلی شلیک کرده است — تسلیحاتی که نباید در ابتدا در اختیار داشته باشد.
حزبالله قرار بود در سال ۲۰۰۶ تحت قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت سازمان ملل خلع سلاح شود، که ارتش لبنان را به عنوان تنها نیروی نظامی مشروع در کشور باقی گذاشت.
با این حال، ۲۰ سال بعد، با وجود اینکه به شدت توسط نیروهای دفاعی اسرائیل تضعیف شده است، حزبالله هنوز تسلیحات خود را حفظ کرده است.
با داشتن تا ۵۰,۰۰۰ جنگجو در صفوف خود و دهها هزار موشک در زرادخانهاش، هیچکس نباید در توهم باشد که خلع سلاح حزبالله آسان خواهد بود.
شک و تردید گستردهای در این باره وجود دارد که چنین نتیجهای از طریق دیپلماسی قابل دستیابی باشد، هم در اسرائیل و هم در لبنان.
با این حال، ایالات متحده به درستی از فرصت کنونی برای غلبه بر دینامیک جنگهای مکرر استفاده کرده است در حالی که درک میکند که تنها موفقیت نظامی اسرائیل است که این لحظه را ممکن کرده است.
به رهبری مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، این تلاش به دنبال تأمین یک توافق صلح پایدار بین دو همسایه کوچک است — با سرزمینی به اندازه مریلند.
روبیو روز سهشنبه مذاکرات مقدماتی را با سفرای لبنان و اسرائیل در واشنگتن انجام داد.
روز پنجشنبه، ترامپ اعلام کرد که اسرائیل با آتشبس ۱۰ روزه موافقت کرده است، که فضایی برای مذاکرات اساسی بین اورشلیم و بیروت ایجاد میکند.
صلح بین این دو کشور به اسرائیل مرز شمالی امنی را میدهد که برای دههها از آن محروم بوده است.
لبنان نیز با تبدیل شدن به یک کشور کاملاً مستقل — آزاد از تهدیدات حزبالله برای جنگ داخلی مجدد و دیگر تحت فشار همسایگان قدرتمندی مانند سوریه و ایران که به طور تاریخی رهبران سیاسی لبنانی را مورد آزار، حاشیهنشینی، تهدید و قتل قرار دادهاند، بهرهمند خواهد شد.
با توجه به قدرت داخلی که حزبالله در اختیار دارد، تعجبآور نیست که رهبران لبنانی حتی از صحبت با همتایان اسرائیلی خود هراس داشته باشند، چه برسد به اینکه توافقاتی با آنها تنظیم کنند.
اینکه آنها اکنون این کار را انجام میدهند، آسیبهایی را که نیروهای نظامی اسرائیل در هفتههای اخیر به حزبالله وارد کردهاند، نشان میدهد.
اکنون به وضوح مشخص است که هم دولت لبنان و هم اسرائیل درک میکنند که منافع مشترکی در نابودی حزبالله دارند.
نتیجه این امر عبور از یک آستانه روانی بزرگ است.
زمانی که ایالات متحده به میانجیگری توافقنامه دریایی بین این دو در سال ۲۰۲۲ کمک کرد، نمایندگان لبنانی در مراسم امضای توافق به دقت از برقراری حتی تماس چشمی با اسرائیلیها خودداری کردند.
تماسهای مستقیم و علنی این هفته و بحثهای عمومی درباره صلح نشان میدهد که چشمانداز لبنان برای مقابله داخلی با حزبالله دیگر یک رویای دور نیست.
از طریق ترکیبی دقیق از دیپلماسی و استفاده از زور در صورت لزوم، اکنون این هدف قابل دستیابی است.
از نظر عملی، نیروهای مسلح لبنان قادر به خلع سلاح حزبالله به زور نیستند.
اما چه بیروت بهطور علنی این را بپذیرد یا نه، موفقیتهای ارتش اسرائیل در میدان نبرد — از جمله حذف یکروزه ۲۵۰ فرمانده و جنگجوی حزبالله — تنها میتواند هدف دولت لبنان برای تبدیل شدن به تنها مرجع حاکم کشور را تسریع کند.
پس از همه، اسرائیل هیچ علاقهای به کنترل سرزمینهای لبنانی ندارد: نیروهای آن تنها در جنوب لبنان باقی ماندهاند تا به حملات مداوم حزبالله به جوامع شمالی اسرائیل پاسخ دهند.
اینک، نیروی محرکه در سمت اسرائیل است.
با کاهش شدید اقتصاد تهران، رژیم ایران به طور فزایندهای ناتوان از نجات دادن نیابت حزبالله خود است.
اکنون ترامپ باید بر رئیسجمهور لبنان، جوزف عون، فشار آورد تا به وعدهاش برای تبدیل کردن دولتش به “تنها مرجع مسئول” امنیت ملی عمل کند.
این به معنای ایستادگی در برابر حزبالله با برقراری ارتباط علنی با اسرائیل است.
مذاکرات به ندرت بهطور روان پیش میروند، بنابراین تصور یک فرآیند خطی از آتشبس به مذاکرات و سپس به توافق صلح غیرواقعی است.
حزبالله مصمم است که هر مرحله را خراب کند.
اما حملات اسرائیل به پایگاهها، عاملان و سیلوهای موشکی تروریستها شرط لازم برای مذاکرات معنادار است.
هر ضربهای علیه حزبالله موقعیت دولت لبنان را تقویت میکند.
بر اساس هر توافق نهایی، کل زرادخانه حزبالله باید مصادره یا به طور ایدهآل بهطور کامل نابود شود.
این ممکن است ماهها یا حتی سالها در افق باشد.
اما تمایل جدید دولت لبنان به عمل مستقل از حزبالله — و بیصبری فزاینده شهروندان عادی لبنانی نسبت به بهرهبرداری حزبالله از کشورشان به عنوان پایگاه جلو برای ایران — به این معناست که هیچ زمانی بهتر از حال حاضر وجود ندارد.

