مسیر دستیابی به یک راهحل دیپلماتیک برای درگیری جاری بین ایالات متحده و ایران بهدلیل فاصله وسیع در مواضع مذاکرهکنندگان دو طرف، کاملاً روشن نیست.
آتشبس کنونی بین ایالات متحده و ایران یک راهحل برای این درگیری نیست. این یک توقف رویهای است—یک بازه ۱۴ روزه که شامل مذاکرات با ریسک بالا بهمنظور کاهش فاصله وسیع موجود بین دو طرف میباشد.
بحثهای آخر هفته در اسلامآباد، پاکستان، با هیئتهایی به رهبری معاون رئیسجمهور ایالات متحده، جی دی ونس، و رئیس مجلس ایران، محمد باقر قالیباف، غیرمولد بود و نتوانست به توافقی دست یابد. با این حال، آتشبس همچنان برقرار است و مذاکرات بیشتری ممکن است قبل از از سرگیری جنگ انجام شود. در این میان، ترامپ اعلام کرده است که ایالات متحده “محاصره” تنگه هرمز را بهمنظور جلوگیری از سفر نفتکشها به ایران و از آنجا، برقرار خواهد کرد.
مذاکرات حول سه موضوع اصلی ساختاربندی شده است:
برنامه هستهای ایران؛
وضعیت تنگه هرمز؛ و
درگیریهای نیابتی منطقهای در خاورمیانه که ایران نقش برجستهای در آنها ایفا کرده است.
هر موضوع شامل انحرافات عمدهای بین طرفین با همپوشانی محدود است. این بدان معناست که دستیابی به یک توافق واحد ممکن است بعید باشد، زیرا درگیریهای موازی در یک مذاکره وجود دارد.
موضوع شماره ۱: برنامه هستهای ایران
در خصوص برنامه هستهای ایران، ایالات متحده و اسرائیل بهدنبال نابودی کامل برنامه هستهای ایران، حذف ذخایر اورانیوم غنیشده و پایان دادن به فرآیند غنیسازی ایران هستند. ایران میخواهد حق غنیسازی را حفظ کند، قابلیت هستهای خود را نگه دارد و بازرسیها را متوقف کند.
بهنظر میرسد که این فاصله غیرقابل عبور است—یک طرف خواهان نابودی کامل است، در حالی که طرف دیگر خواهان کنترل حاکمیتی بر مسائل هستهای است. تفاوت در مواضع در این موضوع احتمالاً منجر به شکست مذاکرات در اسلامآباد شده است؛ ایران هرگز حاضر به تسلیم برنامه هستهای خود بهطور کامل نبود و ایالات متحده نیز هرگز احتمالاً هیچ تدبیر کمتری از آن را نمیپذیرفت.
اگر روزی راهحلی برای مسئله هستهای وجود داشته باشد، احتمالاً بهصورت بنبست خواهد بود—با حفظ دانش هستهای ایران و احتمالاً یک ظرفیت غنیسازی پنهان. اما اگر مسئله اصلی مذاکرات بهطور بنیادی غیرقابل حل باشد، همانطور که بهنظر میرسد، این برای مذاکرات بهطور کلی خوب نیست.
موضوع شماره ۲: تنگه هرمز
با توجه به تنگه هرمز، ایالات متحده خواستار بازگشایی کامل و ناوبری آزاد بدون مداخله ایران است. از سوی دیگر، ایران به دنبال دسترسی کنترلشده، هماهنگی با نیروهای ایرانی و دریافت هزینه ترانزیت ۲ میلیون دلار به ازای هر کشتی است—در واقع، تغییر از یک مسیر دریایی باز به یک نقطه کنترلشده که تهران کنترل عوارض آن را در دست دارد.
دو طرف در این زمینه به نسبت برنامه هستهای به یکدیگر نزدیکتر هستند؛ هر دو طرف به طور مداوم به دنبال بازگشایی تنگه برای تجارت هیدروکربنها هستند. ممکن است امکان نوعی توافق مدیریت مشترک یا بازگشایی جزئی با عبور انتخابی وجود داشته باشد. اما ایران همچنان میتواند ریسکی ایجاد کند که فشار بر بازارهای جهانی را حفظ کند. انتظار میرود ایران از هرمز به عنوان ابزاری استراتژیک برای چانهزنی استفاده کند—به این معنی که احتمالاً به طور کامل به خواستههای ایالات متحده پاسخ نخواهد داد.
مسئله شماره ۳: درگیریهای نیابتی منطقهای در خاورمیانه
با توجه به درگیریهای نیابتی منطقهای، ایالات متحده و متحدانش—بهویژه اسرائیل و کشورهای حاشیه خلیج فارس—هدفشان پایان دادن به حمایت ایران از گروههای نیابتی “محور مقاومت” در سراسر خاورمیانه است. در عین حال، واشنگتن تأکید کرده است که آتشبس دو هفتهای شامل لبنان نمیشود، جایی که اسرائیل در جنگ با گروه شبهنظامی حزبالله حامی ایران درگیر است. از سوی دیگر، ایران معتقد است که آتشبس منطقهای شامل لبنان میشود—اگرچه اسرائیل به گونهای عمل میکند که گویی اینطور نیست و با وجود مذاکرات، به جنگ در آنجا ادامه داده است.
وضعیت کنونی—و شاید محتملترین نتیجه—فصلالخطاب درگیریها است، به طوری که ایالات متحده و ایران خصومتهای خود را متوقف کرده و درگیری اسرائیل و حزبالله ادامه مییابد. البته، تشدید نیابتی میتواند منجر به فروپاشی کامل آتشبس شود و درگیری ایالات متحده و ایران را دوباره شعلهور کند.
تمدید شکننده آتشبس، بدون توافق رسمی در میان درگیریهای کمدامنه جاری، یکی از نتایج محتملتر است.
یک “توافق” خوب بین ایالات متحده و ایران چگونه خواهد بود؟
نه ایالات متحده و نه ایران به اهداف خود در جنگ جاری دست نیافتهاند. در حالی که رهبری ایران به شدت آسیب دیده و اقتصاد کشور دچار افت شده است، شواهد کمی وجود دارد که نشان دهد جمهوری اسلامی در خطر قریبالوقوع فروپاشی قرار دارد. به همین ترتیب، اگرچه برنامه هستهای آن آسیب دیده است، اما بعید به نظر میرسد که به طور کامل نابود شده باشد. ایالات متحده روزانه میلیاردها دلار برای جنگ هزینه میکند و هیچ استراتژی خروج روشنی جز ترک بدون تحقق اهدافش ندارد.
بنابراین، بهترین نتیجه ممکن برای هر دو طرف، حداقل در کوتاهمدت، احتمالاً نوعی توافق بزرگ است که در آن ایران به کاهش جزئی تحریمها و امتیازات هستهای محدود دست یابد در حالی که هرمز پایدار باقی بماند. البته، مذاکرات ممکن است به طور کامل شکست بخورد—نتیجهای که با فروپاشی مذاکرات آخر هفته در اسلامآباد محتملتر میشود—و جنگ ممکن است از سر گرفته شود یا حتی گسترش یابد.
با توجه به تناقضات حلنشده و اینکه هر دو طرف ادعای پیروزی دارند، به نظر میرسد که یک راهحل کامل و به طور سنتی رضایتبخش بعید است. آتشبس بیشتر شبیه یک توقف تاکتیکی است تا یک راهحل استراتژیک، بدون اینکه هیچیک از طرفین به نتیجه مطلوب خود دست یابد.

