کارشناسان و مقامات سابق مؤسسه واشنگتن نیاز فوری به شفافیت در مورد سوالات حیاتی مرتبط با نظارت ایالات متحده، نیروی بینالمللی تثبیت، خطوط قرمز اسرائیل، مخالفت حماس با پیشنهادات چندجانبه، ابعاد نقش تشکیلات خودگردان فلسطین و موارد دیگر را مطرح میکنند.
تعیین اولویتها برای هیئت صلح
دنيس راس
رئیسجمهور ترامپ به تازگی تمایل خود را برای آغاز مرحله دوم توافق آتشبس غزه به زودی اعلام کرده است. و با اینکه هنوز بدن یکی از گروگانهای اسرائیلی—ران گوویلی—بازگردانده نشده، نخستوزیر بنیامین نتانیاهو نیز گفته است که انتظار دارد به زودی به مرحله دوم منتقل شود. بنابراین، احتمال خوبی وجود دارد که مرحله بعدی این فرآیند قبل یا در حین جلسه برنامهریزی شده آنها در تاریخ ۲۹ دسامبر آغاز شود.
مرحله اول ممکن است به طور کامل طبق انتظار پیش نرفته باشد، اما هنوز دستاوردهای زیادی به همراه داشت: قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل (۲۸۰۳) که طرح صلح رئیسجمهور را به رسمیت میشناسد، آزادی تمام گروگانهای زنده، آتشبس، افزایش کمکهای انسانی، آزادی زندانیان فلسطینی و عقبنشینیهای نظامی اسرائیل از بخشهای وسیعی از غزه. با این حال، مرحله بعدی چالشهای بیشتری را به همراه خواهد داشت، از خلع سلاح حماس و نابودی باقیمانده شبکههای تونل آن تا تأمین عقبنشینیهای بیشتر اسرائیل و آغاز بازسازی.
روشنیترین نشانه اینکه مرحله دوم به زودی آغاز خواهد شد، اعلام قریبالوقوع این موضوع است که طرفها تشکیل هیئت صلح، یک کمیته اجرایی و کمیته تکنوکرات فلسطینی برای اداره غزه را به پایان رساندهاند. بهطور قطع، نیروی بینالمللی تثبیت (ISF) برای اطمینان از اینکه بازیگران جایگزین قادر به تصدی حکومت غزه به جای حماس باشند، ضروری خواهد بود. با این حال، هیئت صلح به عنوان چتری عمل خواهد کرد که تحت آن هم ISF و هم سایر کمیتهها فعالیت میکنند. رئیسجمهور ترامپ ریاست این هیئت را بر عهده خواهد داشت و رهبرانی از خاورمیانه و فراتر از آن به او ملحق خواهند شد (به زیر مراجعه کنید). اعضای کمیته اجرایی نقش نظارتی مستقیم را بر عهده خواهند گرفت و به کمیته تکنوکرات فلسطینی در زمان مواجهه با گلوگاههای سیاسی و سایر موانع در مدیریت روزانه غزه راهنمایی خواهند کرد.
متأسفانه، به دلیل اینکه ترکیب و نقشهای مربوط به این نهادها زودتر اعلام نشده است، حماس از زمان میانمدت استفاده کرده تا فرآیند را مبهم کند و این تصور را ایجاد کند که هیچجا نمیرود. با این حال، صرف راهاندازی هیئت صلح فشار بیشتری بر حماس وارد خواهد کرد حتی قبل از اینکه مقامات به تمام سوالات درباره ISF پاسخ دهند و واقعاً این نیرو را مستقر کنند. در واقع، هیئت باید در پیشبرد اجرای ISF و سایر نقاط دشوار طرح پیشگام باشد.
در مورد اینکه چه کسی دقیقاً به رئیسجمهور ترامپ در هیئت ملحق خواهد شد، رئیسجمهور ترکیه رجب طیب اردوغان یک کاندیدای محتمل است، با وجود تمایل اسرائیل به جلوگیری از حضور نیروهای ترکیه در ISF. نفوذ اردوغان بر حماس در مرحله دوم حیاتی خواهد بود، حتی در حالی که او و قطر به رئیسجمهور ترامپ تکیه میکنند تا اطمینان حاصل کنند که اسرائیل به تعهدات خود عمل میکند.
در نهایت، همه چیز احتمالاً به اجرای یک رویکرد معتبر برای غیرنظامیسازی غزه بستگی خواهد داشت—نه تنها به این دلیل که اسرائیل آن را خواستار است، بلکه همچنین به این دلیل که عربستان سعودی و امارات متحده عربی به وضوح اعلام کردهاند که هیچ سرمایهگذاری عمدهای در بازسازی انجام نخواهد شد تا زمانی که حماس به سلاحها و زیرساختهای نظامی دسترسی داشته باشد. ممکن است یک رویکرد مرحلهای برای آغاز فرآیند و جلوگیری از انتظار حماس برای جامعه بینالمللی لازم باشد (به عنوان مثال، آغاز بازسازی در بخشهایی از غزه که تأمین شدهاند در حالی که به دقت فلسطینیهای مجاز به ورود به این مناطق را بررسی میکنند تا حامیان حماس را غربال کنند). به هر حال، یک طرح جامع لازم است که تمام این اجزای متحرک را همزمان کند.
شفافسازی مؤلفه حیاتی ISF
نویسنده: نئومی نئومان
حتی در حالی که گزارشها حاکی از آن است که دولت ترامپ بهزودی آماده اعلام انتقال به مرحله ۲ است، بسیاری از جزئیات هنوز در مورد یکی از عناصر حیاتی آن، یعنی ترکیب و استقرار برنامهریزیشده نیروی بینالمللی تثبیت در ژانویه، نامشخص است. طبق گزارشهای مختلف، انتظار میرود ایالات متحده مأموریتی را نظارت کند که بر سه مرحله تمرکز دارد:
تثبیت وضعیت امنیتی از طریق استقرارهای گسترده در غزه، نظارت بر نظم عمومی و آموزش نیروهای پلیس فلسطینی بهمنظور جلوگیری از هرج و مرج و بازسازی زیرساختهای تروریستی.هدایت خلع سلاح حماس و سایر گروهها و همچنین ایجاد یک مکانیزم نظارت مستمر برای جلوگیری از تسلیح مجدد.کمک به شورای صلح و/یا سایر ارگانهای غیرنظامی در انتقال اختیارات محلی به تشکیلات خودگردان فلسطینی، در ابتدا بهصورت یک کمیته تکنوکرات موقت و سپس از طریق نهادهای اصلاحشده تشکیلات خودگردان، بهطوری که امکان ایجاد حکمرانی معتدل و مسئول فلسطینی در غزه فراهم شود.
با این حال، هنوز مشخص نیست که کدام کشورها موافقت خواهند کرد که در این امر شرکت کنند، تحت چه شرایطی مستقر خواهند شد و در کدام مکانهای خاص. در همین حال، حماس بهطور قاطع مخالفت خود را با خلع سلاح اعلام کرده و بهویژه در رسانههای عربی، فرمولهای مبهمی درباره “یخ زدن” یا “ذخیرهسازی” تسلیحات نظامی خود ارائه میدهد. مصر و ترکیه تأکید دارند که نیروی بینالمللی تثبیت باید ابتدا بر ایجاد یک حائل بین نیروهای اسرائیلی و حماس تمرکز کند و تنها پس از آن به خلع سلاح بپردازد. از سوی دیگر، اسرائیل نشان داده است که قصد دارد حضور طولانیمدتی در “خط زرد” حفظ کند—مرز غیررسمی در داخل غزه که بیشتر نیروهایش در مرحله ۱ به آن عقبنشینی کردند و بهطور اساسی حدود نیمی از نوار غزه را قطع کرده است.
تعریف مأموریت نیروی بینالمللی تثبیت—شامل تعیین دقیق مأموریتها و اختیارات آن—انتظار میرود یکی از مسائل مرکزی در مذاکرات آتی نخستوزیر نتانیاهو با مقامات ارشد ایالات متحده در پایان این ماه باشد. زیرا این موضوع ممکن است بزرگترین تأثیر را بر شکلدهی به واقعیتهای نزدیکمدت غزه داشته باشد، مقامات باید مراحل زیر را در اولویت قرار دهند:
از واشنگتن بخواهند که ترجیحات معمول خود را برای اصول کلی و ایجاد شتاب کنار بگذارد و بهطور مستقیم با جزئیات جنجالی درگیر شود.اطمینان حاصل کنند که ایالات متحده، اسرائیل، مصر، تشکیلات خودگردان و کشورهای عربی دیگر مأموریت نیروی بینالمللی تثبیت را در یک پروتکل امنیتی مشخص و توافقشده مستحکم کنند—پروتکلی که بهوضوح حوزههای مسئولیت، اختیارات، قوانین درگیری و مکانیزمهای هماهنگی مستقیم با اسرائیل را تعریف کند.بهطور رسمی اهداف دیگر حیاتی برای نیروی بینالمللی تثبیت را مشخص کنند، یعنی: انجام عملیات برای خلع سلاح حماس و سایر گروهها در حالی که به تدریج غیرنظامیسازی سرزمین را اجرا میکنند، و ایجاد شرایط برای حکمرانی معتدل، مسئول و پایدار فلسطینی در غزه.در غیر این صورت، اگر نیروی بینالمللی تثبیت مأموریت واضح و اختیارات کامل نداشته باشد، یا اگر حماس از تسلیم تسلیحات خود امتناع کند، اسرائیل برای ادامه آزادی عمل در برابر تلاشهای تسلیح مجدد، توقف هرگونه تلاش برنامهریزیشده برای بازسازی غزه فراتر از خط زرد، و آزادی برای باقیماندن در مناطق استقرار فعلی خود در غزه تا زمانی که این مسائل حل شود، فشار خواهد آورد.
بهطور خلاصه، موفقیت مرحله ۲ و بقای طولانیمدت آتشبس به ترکیبی از تثبیت امنیتی فوری، خلع سلاح تدریجی و انتقال اختیارات به تشکیلات خودگردان اصلاحشده بستگی دارد—هیچیک از این موارد بدون تعریف واضح مأموریت نیروی بینالمللی تثبیت، مشارکت مستمر ایالات متحده، هماهنگی نزدیک با اسرائیل و مشارکت فعال کشورهای عربی معتدل ممکن نیست. در غیر این صورت، خطرات هرج و مرج و تسلیح مجدد همچنان بالا خواهد بود و چارچوب کنونی اعتبار استراتژیک خود را از دست خواهد داد.
راهاندازی مجدد مأموریت آموزشی فلسطینی
نویسنده: مایکل جیکوبسون
در طرح بیستنقطهای رئیسجمهور ترامپ برای غزه، نیروهای دفاعی اسرائیل (ISF) مسئول آموزش نیروهای پلیس فلسطینی تأییدشده بهعنوان “راهحل امنیت داخلی بلندمدت” هستند. در حالی که این بخش کلیدی از استراتژی کلی است، هیچ طرح واضح و توافقشدهای در مورد چگونگی اجرای آن و اینکه چه کسی آن را تأمین مالی خواهد کرد، وجود ندارد. هفته گذشته، سفیر ایالات متحده، مایک والتز، از پیشرفت در این زمینه خبر داد و اشاره کرد که مرکز آموزش پلیس بینالمللی اردن (JIPTC) آماده است تا افسران را برای غزه آموزش دهد. با این حال، رهبری قوی ایالات متحده همچنان برای ایجاد اجماع در مورد مسیر پیش رو ضروری خواهد بود.
نخست، دولت ترامپ و شرکای آن باید تأمین مالی—احتمالاً صدها میلیون دلار—برای آموزش و تجهیز افسران فلسطینی را تأمین کنند. نه اردن و نه مصر بهدلیل مشکلات اقتصادی و عوامل دیگر احتمالاً تمایلی به تأمین مالی ندارند. و ایالات متحده در حال حاضر در موقعیت مناسبی برای پرداخت هزینه این نوع پروژههای بزرگمقیاس نیست، با توجه به کاهشهای چشمگیر پیشنهادی دولت در بودجه اداره مبارزه با مواد مخدر و اجرای قانون وزارت امور خارجه، که بهطور سنتی آموزش فلسطینیها را تأمین مالی و نظارت کرده است. اگر دولت میخواهد در این موضوع پیشرفت واقعی داشته باشد، باید از کنگره بخواهد که در مورد این کاهشهای احتمالی تجدیدنظر کند و سپس از تأمین مالی ایالات متحده برای فشار به دیگران—مانند اتحادیه اروپا، عربستان سعودی و امارات متحده عربی—برای مشارکت استفاده کند.
دوم، ایالات متحده، اردن و مصر هر یک برنامههای آموزشی خود را توسعه دادهاند و اسرائیل هنوز هیچیک از آنها را تأیید نکرده است. برای پیشرفت، دولت ترامپ باید همه این دولتها را با یک طرح توافقی همراه کند. و این طرح باید به بسیاری از عناصر مشابهی که باید برای ISF تعریف شود، مانند فرماندهی و کنترل، اختیارات رسمی، همراستایی بین مأموریت و قابلیتها/تجهیزات و غیره، بپردازد.
قابل توجه است که به زودی رهبری جدیدی در دفتر همکاریهای امنیتی در سفارت ایالات متحده در اورشلیم مستقر خواهد شد، که بهعنوان رابط آموزشی بین اسرائیل، فلسطینیها و اردن عمل میکند (یعنی دفتر پیشین هماهنگکننده امنیتی ایالات متحده، یا USSC). دولت ترامپ باید به این رهبران جدید قدرت دهد تا تلاشهای آموزشی پس از جنگ غزه را به هم پیوند دهند. این شامل بهتر ادغام کردن تلاشهای OSC با برنامهریزی بزرگتر تحت رهبری فرماندهی مرکزی است که در حال حاضر در مرکز هماهنگی مدنی-نظامی در کیریات گات، اسرائیل در حال انجام است.
حتی در بهترین شرایط، ساخت یک نیروی امنیتی توانمند فلسطینی برای این مأموریت بسیار چالشبرانگیز خواهد بود و سالها طول خواهد کشید تا کامل شود. نشانههای اولیه امیدوارکننده نیستند، اما ایالات متحده هنوز فرصتهای زیادی برای قرار دادن این فرآیند در مسیر بهتری دارد.
نقش “میانهرو” برای تشکیلات خودگردان فلسطین؟
نویسنده: غیث العُمری
تشکیلات خودگردان فلسطین در حال حاضر سعی دارد بین دو هدف تعادل برقرار کند. از یک سو، میفهمد که تصدی حکومت غزه در برنامه نیست، بنابراین اکنون به دنبال نقشی کمتر اما همچنان قابل مشاهده در نوار غزه است—بهعنوان مثال، قرار دادن یک وزیر از تشکیلات خودگردان در “کمیته تکنوکرات غیرسیاسی” که در طرح ایالات متحده خواسته شده است، یا داشتن نظری در مورد ترکیب این کمیته.
از سوی دیگر، تشکیلات خودگردان از هر حرکتی که ممکن است به حماس مشروعیت ببخشد، احتیاط میکند. به همین دلیل است که در برابر فشار مصر برای نهایی کردن توافق آشتی با این گروه مقاومت کرده است، که قاهره امیدوار بود به حل مسائل پیچیدهای مانند تشکیل کمیته تکنوکرات و غیرنظامیسازی غزه کمک کند. بهنظر رامالله، چنین توافقی به حماس راهی برای تصدی سازمان آزادیبخش فلسطین میدهد و همچنین با ارتباط دادن آن با یک گروه تروریستی، مشروعیت تشکیلات خودگردان را در سطح بینالمللی کاهش میدهد.
ایالات متحده باید در این موضوع از رامالله حمایت کند و بهوضوح اعلام کند که با هر توافقی بین تشکیلات خودگردان و حماس مخالف است. این نهتنها به محافظت از تشکیلات خودگردان در برابر فشارهای منطقهای کمک میکند، بلکه نگرانیهای آن کشورهای عربی که حاضر به تعامل در غزه نیستند، اگر حماس نقشی داشته باشد، را نیز برطرف میکند.
در مورد اینکه نقش تشکیلات خودگردان در غزه چگونه باید باشد، واشنگتن باید تعادلی برقرار کند. اجازه دادن به یک نقش عملیاتی فوری برای تشکیلات خودگردان با طرح ایالات متحده مغایرت دارد و نشان میدهد که خواستههای واشنگتن برای اصلاح تشکیلات خودگردان جدی نیست. اما بهطور کامل کنار گذاشتن تشکیلات خودگردان به اهداف حماس خدمت میکند و ممکن است با مخالفت کشورهای عربی مواجه شود. بنابراین، دولت ترامپ باید رویکردی سازشکارانه را در نظر بگیرد که تشکیلات خودگردان را در ابتدا به نقشی نمادین مفید محدود کند، مانند نامگذاری یک رابط از تشکیلات خودگردان به هیئت صلح یا بازوی اجرایی آن.
محاسبات سیاسی حماس در غزه و خارج از آن
نویسنده: اهود یعاری
بر اساس منابع فلسطینی و اظهارات عمومی حماس، رهبران این گروه هنوز موضع واحدی در مورد غیرنظامیسازی – که یکی از بندهای مرکزی طرح صلح ایالات متحده است و آن را حتی پیش از شورای امنیت سازمان ملل پذیرفتهاند – اتخاذ نکردهاند. تا کنون، ایالات متحده و دولتهای عرب هیچ طرح، جدول زمانی یا مکانیزم دقیقی برای انتقال یا از رده خارج کردن تسلیحات این گروه ارائه نکردهاند، در حالی که اظهارات رهبران حماس نشاندهنده مجموعهای از مواضع است، از جمله رد قاطع، توقف طولانیمدت استفاده یا نمایش تسلیحات و ذخیرهسازی تسلیحات سنگین تحت نظارت اداره فلسطینی آینده غزه.
این دیدگاههای متنوع نشاندهنده یک بحث شدید در بالاترین ردههای سازمان است – بخشی از یک مبارزه وسیعتر برای انتخاب جانشینی برای اسماعیل هنیه فقید به عنوان رئیس دفتر سیاسی حماس. نامزدهای اصلی شامل خالد مشعل (رئیس پیشین که به اتحاد گروه با ایران انتقاد کرده است)، خلیل الحیه، محمد اسماعیل درویش و زاهر جبارین هستند. تنش همچنین بین فرماندهی نظامی باقیمانده در غزه (به رهبری رائد سعد) و رهبری خارج از غزه در حال افزایش است، که سعد و دیگران آنها را به “ترک” مبارزان متهم میکنند.
در پشت درهای بسته، برخی از شخصیتهای حماس به دنبال توافقی با تشکیلات خودگردان فلسطینی تحت میانجیگری کشورهای خلیج فارس، مصر و ترکیه هستند. این امر به حماس اطمینان میدهد که در غزه در طول انتقال نقش سیاسی داشته باشد و همچنین فرصتی برای شرکت در انتخابات آینده و در نهایت تصاحب کرانه باختری نیز فراهم کند. دیگر شخصیتها ترجیح میدهند که به سادگی ترتیبات پیشبینیشده در طرح ترامپ را مختل کنند و از مشارکت بینالمللی در نیروهای امنیتی اسرائیل جلوگیری کنند.
بالاخره، جناحهای حماس از هر سناریویی که در آن ارتش اسرائیل در امتداد “خط زرد” مستقر باشد، میترسند و این امر میتواند بیش از نیمی از سرزمین غزه را قطع کند و احتمالاً روند بازسازی را کند کند. این وضعیت گروه را در میان حجم وسیعی از ویرانهها به طور نامحدود رها میکند و با حدود دو میلیون فلسطینی فقیر و خشمگین مواجه میشود. این نگرانیها ممکن است در نهایت تعیین کند که آیا حماس احساس میکند مجبور است در مورد غیرنظامیسازی امتیازاتی ارائه دهد و فرمول “عبور امن” برای اعضایی که تصمیم به ترک غزه میگیرند، بپذیرد.
