‘درسهای تلخی وجود داشت,’ جان اف. کندی پس از حمله ناموفق به کوبا در سال 1961 گفت. هنوز زمان برای رئیسجمهور کنونی وجود دارد تا آنها را بیاموزد.
شصت و پنج سال پس از آنکه کاخ سفید کندی یک حمله پارامیلتر به رهبری سیا را در خلیج خوکها آغاز کرد، سایه آن حمله ناموفق بر بحران کنونی در روابط ایالات متحده و کوبا سایه افکنده است. تقریباً بهطور روزانه، دولت ترامپ تهدیدات خود را برای استفاده مجدد از نیروی نظامی بهمنظور سرنگونی دولت کوبا تشدید کرده است؛ کاخ سفید اکنون دستوری به پنتاگون صادر کرده است تا آماده باشد. “برنامهریزی نظامی برای یک عملیات احتمالی به رهبری پنتاگون در کوبا به آرامی در حال افزایش است، در صورتی که رئیسجمهور دونالد ترامپ دستوری برای مداخله صادر کند,” USA Today فقط همین هفته گزارش داد.
ترامپ هر نشانهای را نشان داده است که قصد دارد بر کوبا تسلط یابد—کشوری که از زمان انقلاب 1959 بهعنوان نماد استقلال آمریکای لاتین ایستاده است. به نظر میرسد باتلاق جنگ با ایران هیچ وقفهای برای رئیسجمهور امپریالیستی ایجاد نکرده است. “ما ممکن است پس از اتمام کارمان با [ایران] به کوبا سر بزنیم,” ترامپ بهطور بیپروا در تاریخ 13 آوریل بیان کرد. “کوبا قرار است بعدی باشد,” ترامپ فقط دو هفته پیش درباره نیتهای تغییر رژیم خود اعلام کرد.
در زمینه بحران کنونی کوبا، سالگرد 65 سالگی فاجعه مشهور خلیج خوکها اهمیت تازه و فوری به خود میگیرد. تلاش پارامیلتر سازمانیافته سیا برای بازگرداندن انقلاب کاسترو همچنان تاریخ هشداردهندهای از هزینههای بالای مداخله ایالات متحده در کوبا—و جاهای دیگر—است.
“شکست کامل”
تلاش مخفی برای تغییر رژیم در کوبا تنها ۱۵ ماه پس از انقلاب ۱۹۵۹ آغاز شد، با مجوزی که در ۱۷ مارس ۱۹۶۰ توسط رئیسجمهور دوایت آیزنهاور صادر شد. “برنامه اقدام مخفی علیه رژیم کاسترو” در ابتدا بر ایجاد تیمهای چریکی تبعیدی که از سوی سیا حمایت میشدند، متمرکز بود تا به کوههای کوبا نفوذ کرده و یک ضدانقلاب را سازماندهی کنند. این تلاش به طرز فاجعهباری شکست خورد، زیرا نیروهای کاسترو به سرعت نفوذگران را شناسایی کرده و محمولههای هوایی سلاح سیا به دست ارتش کوبا افتاد، نه ضدانقلابها.
در اولین جلسه “گروه کار شعبه ۴ سیا”، مدیر عملیات نیمکره غربی سیا پیشبینی کرد که این تلاش شکست خواهد خورد “مگر اینکه فیدل و رائول کاسترو و چه گوارا در یک بسته حذف شوند.” او استدلال کرد که رژیم تنها “با استفاده از زور سرنگون خواهد شد.” در عرض چند ماه، طرح مخفی دوباره تنظیم شد تا به یک حمله شبهنظامی توسط یک تیپ از تبعیدیهای آموزشدیده سیا تبدیل شود.
سیا همچنین تلاش کرد تا رهبری کوبا را با استخدام مافیا برای ترور فیدل کاسترو از بین ببرد و ۲۰۰,۰۰۰ دلار از بودجه حمله را برای پرداخت هزینههای این عملیات اختصاص داد. افسر سیا که مسئول مدیریت تلاش شبهنظامی بود، جیکوب استرلاین، به شدت با طرح ترور مخالفت کرد. “من فکر میکردم که این کاملاً غیر اخلاقی است که خود را در چیزی از این دست درگیر کنیم,” استرلاین در مصاحبهای چند سال پیش به من گفت. “من فکر میکردم که این برای عملیات، که در بهترین حالت دشوار بود، خودزنی خواهد بود.”
البته، طرح ترور سیا-مافیا نیز شکست خورد و الگویی برای حمله ایجاد کرد حتی پیش از اینکه آغاز شود. در واقع، به گفته تحلیلگر سیاسی تئودور دراپر، خلیج خوکها در تاریخ به عنوان “شکست کامل” ثبت خواهد شد. این سلسله حوادث عملیاتی را در نظر بگیرید:
• حمله شبهنظامی قرار بود یک نفوذ غافلگیرکننده در نیمه شب باشد. اما میلیشیاهای کاسترو در ساحل منتظر بودند و به محض اینکه یک افسر سیا یک علامت در ساحل قرار داد، آتش گشودند.
• حمله هوایی مقدماتی سیا به نیروی هوایی کاسترو نتوانست تمام هواپیماهای کوبا را نابود کند و به اندازه کافی از آنها باقی ماند تا کشتیهای تأمینکننده نیروی حمله را در صبح ۱۷ آوریل ۱۹۶۱ مورد حمله قرار دهند و غرق کنند. پنج ماه قبل از حمله، مجله The Nation به عنوان اولین رسانه آمریکایی گزارش داد که سیا در حال آموزش یک نیروی تبعیدی در گواتمالا برای حمله به کوبا است.
• داستان پوششی ضعیف سیا برای حمله هوایی مقدماتی—که یک خلبان نیروی هوایی کوبا فرار کرده و بمبهایی بر روی هواپیماهای کوبایی انداخته است—در عرض چند ساعت توسط مطبوعات افشا شد، اما نه قبل از اینکه سفیر آدلی استیونسون آن استدلال دروغین را به مجمع عمومی سازمان ملل ارائه دهد و ایالات متحده را در برابر جامعه جهانی شرمنده کند.
• انکار قابل قبول از آنچه قرار بود یک عملیات مخفی باشد، به عنوان سیا خود بعداً اعتراف کرد، “یک توهم غمانگیز” شد.
• نیروی شبهنظامی تحت رهبری سیا در عرض ۷۲ ساعت توسط ارتش و میلیشیاهای بسیار بزرگتر کاسترو شکست خورد.
• هدف ایالات متحده برای جلوگیری از نفوذ شوروی در کوبا به طور کامل به شکست انجامید. در میانه حمله، کاسترو کوبا را یک کشور سوسیالیستی اعلام کرد و در برابر تهاجم ایالات متحده به دنبال حمایت اتحاد جماهیر شوروی بود. در پی آن، کوبا یک پیمان دفاعی با شوروی امضا کرد که منجر به تصمیم خروشچف برای نصب موشکهای هستهای در جزیره شد و بحران موشکی اکتبر ۱۹۶۲ را به وجود آورد، زمانی که جهان به نزدیکترین نقطه به آرماگدون هستهای رسید.
کندی شکست در خلیج خوکها را “بدترین تجربه زندگیام” نامید. تنها ۱۲ هفته در مقام، این عملیات ناموفق به یک شرمندگی شخصی در برابر تمام جهان برای ریاستجمهوری جوانش تبدیل شد. در اولین کنفرانس مطبوعاتی پس از حمله، کندی به طور مشهور گفت: “یک ضربالمثل قدیمی وجود دارد که پیروزی صد پدر دارد و شکست یتیم است”، و اعتراف کرد: “من مسئول این عملیات دولتی هستم.”
علاوه بر این، حمله ضربه سختی به اعتبار بینالمللی ایالات متحده وارد کرد. دولت کندی در حال دروغ گفتن به جامعه جهانی درباره نقش خود در یک حمله غیرموجه به یک کشور کوچک کارائیبی به دام افتاد. “شوک و ناامیدی شدید” واکنش در اروپا غربی را تحت تأثیر قرار داد، همانطور که دستیار کاخ سفید آرتور شلسینگر (که مخالف حمله بود) به کندی گزارش داد. این نه شکست عملیات، بلکه تصمیم به حمله بود که رهبران اروپایی را نگران کرد. “چرا کوبا چنین تهدیدی برای شما بود؟” آنها پرسیدند. “چرا نمیتوانستید با کوبا زندگی کنید، همانطور که شوروی با ترکیه و فنلاند زندگی میکند؟” متحدان ایالات متحده، همانطور که کندی بعداً اذعان کرد، “فکر میکنند ما در مورد کوبا کمی دیوانهایم.”
صدها کوبایی در حمله ایالات متحده کشته یا زخمی شدند که همچنین جان بیش از ۱۰۰ عضو نیروی تبعیدی، بریگاد ۲۵۰۶، را گرفت. اما برای کوبا، نتیجه این نبرد یک پیروزی تاریخی به اندازه ای حماسی بود. در نظر جهان، به ویژه کشورهای در حال توسعه، انقلاب نوپای کاسترو در برابر غول شمال ایستادگی کرده بود—مانند داوید در برابر جالوت. در داخل و خارج از کشور، کاسترو به عنوان یک رهبر ملیگرا در جنبش ضد امپریالیستی که در دهه ۱۹۶۰ گسترش یافت، ظهور کرد.
در یک جلسه مخفی پس از حمله بین چه گوارا و دستیار کاخ سفید ریچارد گودوین، چه “خواست از ما برای حمله تشکر کند”، بر اساس یادداشتی از گفتگوی آنها که به رئیسجمهور کندی ارائه شد. “این یک پیروزی سیاسی بزرگ برای آنها بود، به آنها اجازه داد تا خود را تحکیم کنند و آنها را از یک کشور کوچک آسیبدیده به یک کشور برابر تبدیل کرد.”
این جلسه همچنان یک الحاقیه مرتبط به تاریخ خلیج خوکها باقی مانده است. پس از آنچه در آن زمان به عنوان فاحشترین عمل تهاجم ایالات متحده علیه کوبا بود، دولت فیدل کاسترو به دنبال آنچه که چه آن را “یک مودوس ویندی” با ایالات متحده نامید، بود. پیام او برای رئیسجمهور کندی این بود که کوبا آماده و مایل است تا نگرانیهای واشنگتن را از طریق یک گفتگوی دیپلماتیک مورد بررسی قرار دهد، با یک استثنا: کوبا “نمیتوانست هیچ فرمولی را مورد بحث قرار دهد که به معنای واگذاری نوع جامعهای باشد که به آن متعهد بودند.”
۶۵ سال بعد، این همچنان موضع کوبا است در حالی که دولت پساکاسترو میگل دیاز-کانل با خطرناکترین تهدید اقدام نظامی ایالات متحده از زمان خلیج خوکها مواجه است. جهان از زمان ایستادگی پیروزمندانه کوبا در برابر قدرت نظامی ایالات متحده در آوریل ۱۹۶۱ به طور قابل توجهی تغییر کرده است. در دوران ترامپ، هیچ توجهی به حقوق بینالملل یا حقوق حاکمیت ملتها وجود ندارد. تنها استفاده نامحدود و بدون قید و شرط از نیروی جراحی برای خرد کردن ملتهای کوچکتر به تسلیم است. اما تاریخ پلیا خیون همچنان به شدت مرتبط باقی مانده است.
“یک مرد حکیم یک بار گفت، ‘یک اشتباه زمانی به خطا تبدیل میشود که شما از اصلاح آن امتناع کنید،'” رئیسجمهور کندی در کنفرانس خبری خود پس از حمله ناموفق خلیج خوکها مشاهده کرد. “در اینجا،” او اشاره کرد، “درسهای تلخی” برای آموختن وجود داشت. در این سالگرد دراماتیک تهاجم پرهزینه ایالات متحده علیه کوبا، هنوز زمان برای دونالد ترامپ وجود دارد تا آنها را بیاموزد.

