در تاریخ ۱۲ آوریل، سلطه شانزده ساله ویکتور اوربان بر قدرت با یک شکست انتخاباتی چشمگیر به پایان رسید که پیامدهایی فراتر از بوداپست به همراه دارد.
در حالی که شکست اوربان عمدتاً به عنوان یک مأموریت داخلی علیه فساد و استبداد تلقی شد، همچنین نشاندهنده از دست دادن معتبرترین حامی پوپولیستی دولت اسرائیل در اروپا است.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، یکی از معدود سیاستمداران اسرائیلی بود که در سالهای حضور اوربان در اپوزیسیون، روابطی با او برقرار کرد. در نتیجه، نتانیاهو یک متحد حیاتی در اتحادیه اروپا به دست آورد، زیرا اوربان از قدرت بوداپست برای وتو کردن تصمیمات اتحادیه اروپا به نفع اسرائیل استفاده کرد و عملاً به عنوان آنچه که تحلیلگران آن را “دیوار آتش اتحادیه اروپا” توصیف کردند، عمل کرد.
در عوض، همراستایی اوربان و نتانیاهو به بوداپست کمک کرد تا در دوران نخستوزیری دونالد ترامپ، امتیازات بیشتری در واشنگتن به دست آورد و نوعی “موانع غیرلیبرال” ایجاد کند.
سابقه اوربان در حمایت از اسرائیل گسترده است. در فوریه ۲۰۲۴، دولت او دو بیانیه توافقی اتحادیه اروپا را که خواستار توقف انسانی پیش از حمله برنامهریزی شده اسرائیل به رفح بود، مسدود کرد، در حالی که سایر بیست و شش کشور عضو از این بیانیهها حمایت کردند.
در ژوئیه ۲۰۲۵، مجارستان به همراه آلمان و جمهوری چک، مخالف تعلیق توافقنامه همکاری اتحادیه اروپا و اسرائیل بود. و در آوریل ۲۰۲۵، اوربان بوداپست را به اولین پایتخت اروپایی تبدیل کرد که از نتانیاهو پس از صدور حکم بازداشت او توسط دیوان کیفری بینالمللی (ICC) استقبال کرد.
در دوران رهبری اوربان، مجارستان همچنین تلاش زیادی کرد تا زبان انتقادی در مورد گسترش شهرکسازی اسرائیل و الحاق de facto کرانه باختری را تضعیف کند.
ناظران اشاره کردهاند که اعتراضات مجارستان به اقدامات اتحادیه اروپا تأثیر منفی بر تمایل وزرای اتحادیه اروپا برای محکوم کردن اسرائیل داشته است، زیرا تصویر منفی یک اتحادیه اروپا به وضوح تقسیم شده، آنها را از تلاش برای صدور بیانیههایی که بوداپست آنها را مسدود میکرد، بازمیداشت.
با این حال، این دینامیک ممکن است اکنون با خروج اوربان در حال تغییر باشد.
“شکست اوربان یک setback برای موانع غیرلیبرال است، نه پایان آن”، آلبرتو آلمانو، استاد ژان مونه در حقوق اتحادیه اروپا در HEC پاریس، به The New Arab گفت.
“نتانیاهو در حال حاضر به دیگر بازیگران سختپوپولیستی راست افراطی دسترسی پیدا میکند تا صدایی در اتحادیه اروپا داشته باشد، به ویژه اکنون که اسپانیا خواستار تعلیق توافقنامه اتحادیه اروپا و اسرائیل است.”
چه تغییر میکند و چه تغییر نمیکند
تا کنون، جانشین اوربان، پیتر ماگیار، ادامه ابهام را نشان داده است. در ۲۰ آوریل، او وعده داد که به دیوان کیفری بینالمللی (ICC) بازگردد و اعلام کرد که دولتش نتانیاهو را در صورت ورود به مجارستان دستگیر خواهد کرد، که نشاندهنده تغییر از سیاستهای گذشته بوداپست است.
به طور قابلتوجهی، این میتواند برای دولت نتانیاهو که به طور فزایندهای غیرمحبوب شده است، مشکلساز باشد و نه برای روابط گستردهتر اتحادیه اروپا و اسرائیل، زیرا ماگیار تأکید کرد که اسرائیل یک “شریک اقتصادی کلیدی” است و پیشنهاد کرد که بوداپست با پیشنهادات اتحادیه اروپا برای تحریم اسرائیل مخالفت خواهد کرد.
در حالی که شکست اوربان یک “دیوار آتش” کلیدی اتحادیه اروپا را از بین میبرد، انتظار اینکه تنها خروج او به طور خودکار درهای اقدام اتحادیه اروپا در مورد اسرائیل را باز کند، زودهنگام خواهد بود.
ایان باند، معاون مدیر مرکز اصلاحات اروپا و دیپلمات ارشد سابق بریتانیا، به روزنامه نیو عرب گفت: “من فکر نمیکنم سقوط اوربان به تغییر فوری در سیاست اتحادیه اروپا نسبت به اسرائیل منجر شود، زیرا هنوز کشورهای دیگری به نوعی در کنار آن هستند (هرچند شاید نه به اندازه دعوت از نتانیاهو برای بازدید و به چالش کشیدن ICC).”
در واقع، آلمان به طور مداوم reluctant بوده است که از تحریمها علیه اسرائیل حمایت کند و به طور گستردهای به عنوان استفاده از وتوی مجارستان به عنوان پوشش دیپلماتیک در نظر گرفته میشد، به طوری که به بوداپست اجازه میدهد تا فشار سیاسی را برای موضعاتی که برلین از آن حمایت میکند، تحمل کند.
جمهوری چک، به ویژه تحت نخستوزیر جدیدش، آندره بابیش، که یک متحد نزدیک اوربان است، به مجارستان پیوسته است تا از تحریمها علیه شهرکنشینان جلوگیری کند و با قطعنامههای انتقادی سازمان ملل مخالفت کند.
اتریش نیز مواضع مشابهی اتخاذ کرده است. عدم وجود وتوی مجارستان ممکن است به سادگی این خطوط گسل دیگر را به وضوح بیشتری نمایان کند.
استراتژی راستگرای افراطی اسرائیل در اروپا
از دیدگاه اسرائیل، با کاهش حمایت احزاب میانهرو و مرکزی اروپایی، راستگرای پوپولیستی به عنوان تعادل کلیدی ظهور کرده است که به طور مداوم آماده حمایت از تلآویو بوده است. بهطور خاص، دولت نتانیاهو سالها بهطور عمدی و استراتژیک این روابط را در سراسر اروپا پرورش داده است.
این اتحاد معمولاً به عنوان یک اتحاد ناپاک بر پایه اسلامهراسی متقابل، سیاستهای ضد مهاجرت و روایت «تقابل تمدنها» که اسرائیل را به عنوان یک پایگاه غربی در دفاع از «تمدن غربی» در برابر آنچه که بسیاری از راستگرایان افراطی اروپایی تهدید اسلام مینامند، در نظر گرفته میشود.
آنچه زمانی یک رابطه زیرزمینی بود، به تازگی به یک رابطه رسمی تبدیل شده است.
در فوریه ۲۰۲۵، حزب لیکود نتانیاهو وضعیت ناظر را در Patriots for Europe، سومین بلوک بزرگ در پارلمان اروپا که شامل حزب فیدز اوربان، تجمع ملی مارین لوپن، حزب آزادی گرت ویلدرز، حزب ووکس اسپانیا و لیگ ایتالیا است، دریافت کرد. لیکود اولین حزب غیراروپایی بود که به هر شکلی به این بلوک پیوست.
در همین حال، وزیر امور خارجه اسرائیل، گیدئون ساعر، به دیپلماتها دستور داد تا تماسهای رسمی با تجمع ملی، ووکس و دموکراتهای سوئد برقرار کنند.
او اذعان کرد: «برخی از این احزاب ریشههای بدی دارند، اما ما به اعمال آنها در عمل امروز نگاه میکنیم».
نتانیاهو به این استراتژی پوپولیستی متعهد باقی مانده است. در ۱۶ آوریل، سفیر اسرائیل در فرانسه، یوشوا زارکا، اولین دیدار رسمی را با مارین لوپن در سفارت اسرائیل در پاریس برگزار کرد. این دیدار محرمانه نشاندهنده ادامه چرخش اسرائیل به سمت برخی احزاب ملیگرای اروپایی حتی پس از خروج اوربان است.
یک تناقض عمیقتر وجود دارد که شکست اوربان آن را به وضوح بیشتری نمایان میسازد.
اسرائیل احزابی را پذیرفته است که ریشههای ضد یهودی آنها به طرز عجیبی در کنار استنادهای خود اسرائیل به ضد یهودی بودن قرار دارد. کمپینهای سیاسی اوربان به طور مکرر در تصاویری که به جرج سوروس حمله میکنند، ترافیک میکردند، کسی که به طور خام به کلیشههای کنترل یهودی بر نهادهای مالی و سیاسی مرتبط میشود.
حزب AfD که اسرائیل از آن ستایش کرده است، بهطور رسمی توسط آژانس اطلاعات داخلی آلمان به عنوان یک «تلاش راستگرای افراطی تأیید شده» طبقهبندی شده است و اعضای آن متهم به کماهمیت جلوه دادن جنایات نازی هستند.
بنیانگذاران حزب آزادی اتریش شامل اعضای سابق اساس بودند، حتی در حالی که این حزب موضعی به شدت pro-Israel اتخاذ کرده است.
دولت نتانیاهو تنها تصمیم نگرفته است که سودمندی دیپلماتیک بر تناقضات غلبه دارد؛ ائتلاف او همچنین همان تمایلات ملیگرایانهای را دارد که آنها را به هم پیوند میدهد.
ائتلاف کنونی اسرائیل که شامل حزب صهیونیست مذهبی راستگرا و قدرت یهودی (اوتزما یهودیت) به همراه لیکود است، همپیمانی ایدئولوژیک بیشتری با راستگرای ملیگرای اروپا نسبت به شرکای سنتی مرکز-راست خود یافته است.
با این حال، این روابطی که نتانیاهو ایجاد کرده است، آسیبپذیری بلندمدتی برای دولت ائتلافی راستگرای اسرائیل به همراه دارد. اگر موفقیت این جنبشهای اروپایی کاهش یابد، شرکای ائتلاف اسرائیل ممکن است پلهای ارتباطی را بسوزانند و خود را از نظر دیپلماتیک منزوی کنند.
این آسیبپذیری هماکنون قابل مشاهده است. در ۱۴ آوریل، صدراعظم آلمان، فریدریش مرز، که حامی سرسخت اسرائیل است، با وزیر دارایی و رهبر حزب صهیونیست مذهبی، بتزل سموترچ، به دلیل هشدار مرز در مورد الحاق de facto کرانه باختری و محکوم کردن خشونتهای شهرکنشینان، دچار تنش شد.
در پاسخ، سموترچ، که حامی سرسخت الحاق کرانه باختری است، گفت مرز باید «سرش را خم کند و هزار بار به نمایندگی از آلمان عذرخواهی کند» به جای اینکه «اخلاق را موعظه کند».
جنگ ایران یک چالش جدید ایجاد میکند
I’m sorry, but it seems that the input section is empty. Please provide the text you would like me to translate.
به طور بحرانی، جنگ ایران به نظر میرسد که دینامیکها را تغییر داده است. در حالی که بخش زیادی از راست افراطی حاضر بود به ویرانی غزه توسط اسرائیل چشم ببندد و حتی در بسیاری از موارد از جنایات آن حمایت کند، شوکهای اقتصادی ناشی از جنگ ایران برای بسیاری از این گروهها ناخوشایند بوده است.
“نتانیاهو حتی برای پوپولیستهای راستگرا نیز این موضوع را غیرقابل تحمل کرده است که بهطور علنی با اسرائیل همصدا شوند بدون اینکه با واکنش منفی مواجه شوند. نتانیاهو بهطور داوطلبانه اعتبار اسرائیل در غرب را برای بقای سیاسی خود قربانی کرده است.” آندریاس کریگ، استاد همکار در کالج کینگز لندن، به روزنامه نیو عرب گفت.
دکتر کریگ افزود که به دلیل ثبات اقتصادی جهانی ناشی از جنگی که نتانیاهو از آن حمایت کرده، برای RN یا AfD کمتر جذاب خواهد بود که به توجیه حمایت از اسرائیل ادامه دهند.
“این تصور که اسرائیل قادر است جهان را به جنگهایی بکشاند که در اروپا به شدت غیرمحبوب هستند، در حال حاضر اسرائیل را حتی برای راست افراطی که به جنایات اسرائیلیها در غزه و جاهای دیگر چشم بستهاند، به قرصی سخت برای بلعیدن تبدیل کرده است.” او گفت.
“روایت ‘دشمن مشترک اسلام’ به اندازه کافی قوی نیست تا همپیمانان غیرمحتمل را در کنار هم نگه دارد، زمانی که رفاه اروپایی تحت تأثیر قرار میگیرد.”
در ایتالیا، ملونی در یک رفراندوم قانونی در اواخر مارس شکست قابل توجهی متحمل شد، به طوری که 54 درصد از رأیدهندگان اصلاحات قضایی او را رد کردند، که بهطور گستردهای به عنوان رفراندومی بر رهبری او تعبیر شد.
تحلیلگران این شکست را تا حدی به نارضایتی فزاینده ایتالیاییها از نزدیکی ملونی به ترامپ و پیامدهای اقتصادی ناشی از جنگ ایالات متحده-اسرائیل با ایران، به ویژه بسته شدن تنگه هرمز، که اقتصاد وابسته به انرژی ایتالیا را بیشتر از تقریباً هر کشور اروپایی دیگر تحت تأثیر قرار داده است، مرتبط دانستند.
“من فکر میکنم اسرائیل در اروپا انتقادات بیشتری را دریافت میکند، از جمله از دوستان سنتی مانند آلمان.” ایان باند گفت.
“نزدیکی نتانیاهو به ترامپ همچنین اعتبار اسرائیل را آسیبپذیر میکند: حتی احزاب پوپولیستی در اروپا سعی دارند فاصلهای بین خود و ترامپ ایجاد کنند و این ممکن است بر نحوه ابراز حمایت آنها از نزدیکترین متحد بینالمللی ترامپ تأثیر بگذارد.”
در حالی که یک رشته شکستهای انتخاباتی برای رهبرانی مانند اوربان و ملونی نشان میدهد که شتاب راست افراطی در حال کند شدن است، به ویژه جایی که همراستاییهای ژئوپولیتیکی هزینههای اقتصادی قابل مشاهدهای را به همراه داشته است، این جنبش همچنان نیرویی formidable باقی مانده است.
با وجود شکستهای محلی در فرانسه و اسلوونی، تابآوری AfD و نظرسنجیهای رکوردی جبهه ملی پیش از سال 2027 نشان میدهد که وضعیت موجود اروپایی تنها وارد مرحلهای ناپایدارتر شده است.
شکست اوربان قطعاً حمایت گستردهتری از اسرائیل را مورد آزمایش قرار خواهد داد. اسپانیا، با حمایت ایرلند، اسلوونی و بلژیک، در حال فشار برای تعلیق توافقنامه همکاری است، که سنگ بنای تجارت، گفتوگوی سیاسی و همکاری اسرائیل-اتحادیه اروپا در بخشهای مختلف است.
با این حال، مخالفت صریح آلمان با تعلیق توافقنامه نشان میدهد که حمایت بنیادین اتحادیه اروپا از اسرائیل در حال حاضر همچنان قوی است.
با این وجود، حذف حق وتوی خودکار اوربان محاسبات را برای کشورهای عضو مانند آلمان دوباره تنظیم میکند، که ممکن است اکنون تحت فشار مستقیم برای دفاع از مواضع خود قرار گیرند به جای اینکه پشت مانعتراشیهای بوداپست پنهان شوند.
در نهایت، استراتژی نتانیاهو در جایگزینی حمایت اصلی اروپایی با همراستاییهای راست افراطی، که در حال حاضر کمتر از آنچه پیشبینی شده بود پایدار است، به نقطهای از آسیبپذیری رسیده است.
با دور شدن وزرای ائتلاف خود از سیاستمداران میانهرو و مواجه شدن متحدان پوپولیستیاش با بادهای انتخاباتی ناشی از پیامدهای اقتصادی جنگ ایران، قابلیت این تغییر به حد خود آزمایش میشود.

