چگونه فروپاشی جایگاه اسرائیل در افکار عمومی آمریکا نمایان شده است و آیا هنوز ممکن است، و اگر بله، چگونه میتوان این زوال خطرناک را متوقف کرد؟
وضعیت وخیم اسرائیل در ایالات متحده در نظرسنجیها که نشاندهنده نگرشهای منفی در میان گروههای کلیدی، از جمله جمهوریخواهان جوان، مسیحیان انجیلی و دموکراتها در تمام سنین است، مشهود است. خصومت فزاینده نسبت به اسرائیل با پوشش رسانهای انتقادیتر، بهویژه در مورد نقش اسرائیل در جنگ با ایران، اقداماتی در کنگره ایالات متحده برای مشروط کردن کمکها به اسرائیل و افزایش نظارت بر فعالیتهای لابی pro-Israel ترکیب شده است. اگر روندهای کنونی ادامه یابد—که بخشی از آن ناشی از اقدامات و سیاستهای اسرائیل و همچنین دینامیکهای جمعیتی بلندمدت و جریانات ضدیهودی است—اسرائیل ممکن است به زودی خود را بدون پایگاه قابل اعتمادی از حمایت در هر دو حزب بیابد. این چالشها با روندهای در حال تحول در میان یهودیان آمریکایی و کاهش نفوذ سیاسی رهبری نهادی آنها تشدید میشود. تلاشهای سیاستگذاران اسرائیلی برای حداکثر کردن منافع دیپلماتیک و نظامی تحت دولت کنونی ایالات متحده ممکن است در این زمینه، تسریعکننده تجمیع این تحولات بسیار آسیبزننده باشد.
یکی از بنیادهای رابطه ویژه بین اسرائیل و ایالات متحده در دهههای اخیر، همدردی عمومی گسترده با اسرائیل بوده است که به حمایت تقریباً بیقید و شرط در سیستم سیاسی آمریکا تبدیل شده است. برای سالها، این حمایت پایدار باقی ماند و بین حمایت رو به افزایش جمهوریخواهان و کاهش حمایت دموکراتها متوازن بود. با این حال، از زمان آغاز جنگ در غزه، حمایت عمومی آمریکاییها کاهش یافته است، فرآیندی که در طول جنگ در ایران شتاب بیشتری گرفت، بخشی به دلیل درک این که اسرائیل ایالات متحده را به کمپینی کشانده است که بسیاری از آمریکاییها معتقدند به منافع ایالات متحده خدمت نمیکند و برای عموم مردم آمریکا هزینهبر بوده است. این فرآیند به قدری سریع شتاب گرفته است که اسرائیل احتمالاً با کاهش قابل توجه حمایت ایالات متحده بسیار زودتر از آنچه که اکثر مردم انتظار داشتند، مواجه خواهد شد.
کاهش جایگاه اسرائیل در افکار عمومی آمریکا
یک نظرسنجی که توسط مرکز پژوهشهای معتبر پیو انجام شده و در جریان کمپین کنونی در ایران صورت گرفته، نشان میدهد که ۶۰٪ از آمریکاییها نظر منفی نسبت به اسرائیل دارند، در مقایسه با ۵۳٪ در سال ۲۰۲۵ و ۴۲٪ در سال ۲۰۲۲.
در مقایسههای بینالمللی، اسرائیل اکنون بیشتر شبیه به کشورهایی است که به عنوان دشمنان ایالات متحده شناخته میشوند—مانند روسیه، ایران و چین—و نظر منفی بیشتری نسبت به کشورهایی مانند عربستان سعودی، ترکیه و مصر دارد.
جزئیات تفکیکی بر اساس گروههای سنی، که برای اولین بار در همکاری با مرکز پژوهشهای پیو منتشر شده، عمق این تغییر را بیشتر نمایان میسازد. در میان آمریکاییهای ۱۸ تا ۲۹ ساله، ۷۵٪ نظر منفی دارند، در مقایسه با ۶۷٪ در میان افرادی که ۳۰ تا ۴۹ ساله هستند. در میان دموکراتهای ۱۸ تا ۲۹ ساله، ۸۵٪ نظر منفی دارند، در مقایسه با ۸۳٪ در میان افرادی که ۳۰ تا ۴۹ ساله هستند. در میان جمهوریخواهان ۱۸ تا ۲۹ ساله، ۶۴٪ نظر منفی دارند، در مقایسه با ۵۲٪ در میان افرادی که ۳۰ تا ۴۹ ساله هستند. اگرچه کاهش نظر مثبت قبلاً در میان جمهوریخواهان زیر ۵۰ سال مشهود بود، نظرسنجیهای قبلی (از جمله نظرسنجی ۲۰۲۵ پیو) گزارشی از اکثریت جمهوریخواهان جوان با نظر منفی نسبت به اسرائیل ارائه نکرده بودند. این وضعیت به وضوح تغییر کرده است.
الگوی مشابهی در میان گروههای مذهبی مشاهده میشود، با کاهش شدید در میان نسلهای جوانتر. در میان انجیلیهای سفیدپوست زیر ۵۰ سال، ۵۰٪ اکنون نظر منفی نسبت به اسرائیل دارند، در مقایسه با ۴۷٪ که نظر مثبت دارند. در میان کاتولیکهای زیر ۵۰ سال، ۷۴٪ نظر منفی دارند، در مقایسه با ۲۲٪ که نظر مثبت دارند. در میان افرادی که به هیچ مذهب خاصی وابسته نیستند و زیر ۵۰ سال هستند، ۸۰٪ نظر منفی دارند، در مقایسه با ۱۸٪ که نظر مثبت دارند (به جدول ۴ مراجعه کنید).
به دلیل محدودیتهای اندازه نمونه، امکان تفکیک بیشتر زیرگروههای مذهبی بر اساس سن وجود ندارد. با این حال، احتمالاً انجیلیهای جوانتر نگرشهای منفیتری را نشان میدهند که با شواهد گستردهتر از کاهش تدریجی در این جامعه همخوانی دارد.
این یافتهها به ویژه مهم هستند زیرا در طول حداقل یک دهه، سیاستگذاران اسرائیلی بر روی تلاشهای دیپلماسی عمومی خود در میان مخاطبان جمهوریخواه—به ویژه انجیلیها—متمرکز شدهاند، بر اساس این فرض که آنها یک پایگاه حمایت پایدار را تشکیل میدهند. دادهها نشان میدهند که این استراتژی به حد خود رسیده است. در حالی که این امر به روابط نزدیک با دولت ترامپ کمک کرد، اما به هزینه تضعیف روابط با دموکراتها و دیگر گروهها تمام شد.
در عین حال، افزایش اهمیت شخصیتهای کاتولیک محافظهکار در راستای راستگرای جدید آمریکایی—مانند معاون رئیسجمهور ونس—ممکن است اهمیت نظر کاتولیکها را افزایش دهد. اگرچه دادههای کنونی تصویر دقیقی از نگرش کاتولیکهای محافظهکار نسبت به اسرائیل ارائه نمیدهند، اما نیاز به تحلیل نزدیکتر را برجسته میکنند.
چشمانداز جامعه یهودی
تخریب تصویر اسرائیل در میان عموم مردم آمریکا با تغییرات مهمی در درون جامعه یهودی همراه است. جامعه سازمانیافته که زمانی یکی از ارکان اصلی حمایت سیاسی از اسرائیل بود، به تدریج در حال از دست دادن نفوذ خود است. در عین حال، ناامیدی از سیاستهای دولت اسرائیل—بهویژه در میان یهودیان جوانتر—به نگرشهای انتقادیتر کمک میکند.
دو نظرسنجی اخیر که در میان یهودیان آمریکایی انجام شده، نشاندهنده مخالفت گسترده با کمپین مشترک آمریکا و اسرائیل در ایران است. یک نظرسنجی از گروه ملمن برای مؤسسه غیرحزبی رأیدهندگان یهودی نشان داد که ۵۵٪ از رأیدهندگان یهودی با اقدام نظامی مخالفند، در حالی که یک نظرسنجی از GBAO برای گروه لیبرال J Street نشان داد که ۶۰٪ مخالفند. هر دو در نیمه دوم مارس انجام شدهاند.
بهطور کلی، افکار عمومی یهودی بهطور نزدیک با افکار عمومی کلی آمریکا همراستا است، از جمله سطوح مشابهی از مخالفت با جنگ و تقسیمات حزبی قابل مقایسه. بهعنوان مثال، در نظرسنجی ملمن، ۸۳٪ از جمهوریخواهان یهودی از این کمپین حمایت کردند، در حالی که ۷۴٪ از دموکراتهای یهودی با آن مخالف بودند. این نگرشها نه تنها نشاندهنده همراستایی حزبی بلکه همچنین نگرانیهای استراتژیک و ترس از واکنشهای ضدیهودی است.
نظرسنجی GBAO همچنین به ادامه کاهش نگرشهای کلی یهودیان نسبت به اسرائیل اشاره دارد. در پاسخ به یک سؤال استاندارد در نظرسنجی، ۳۰٪ از پاسخدهندگان یهودی گفتند که همدلیهایشان بیشتر با فلسطینیها است تا اسرائیلیها—این رقم در میان پاسخدهندگان جوانتر حتی بالاتر است. نظرات در مورد کمکهای آمریکا به اسرائیل نیز بهطور مشابه تقسیم شده است: ۳۱٪ از کمکهای بدون قید و شرط حمایت میکنند، ۴۴٪ از کمکهای مشروط به قوانین آمریکا حمایت میکنند و ۲۶٪ بهطور کلی با کمک مخالفند.
هشدارهایی فراتر از نظرسنجیهای عمومی
روندهای افکار عمومی به طور فزایندهای در گفتمان نخبگان منعکس میشود. در درون حزب دموکرات، گفتمان انتقادی در مورد کمکهای نظامی به اسرائیل در حال تشدید است. در تاریخ ۱۵ آوریل، ۴۰ نفر از ۴۷ سناتور دموکرات به نفع قانونی که هدف آن مسدود کردن فروش بولدوزرهای نظامی به اسرائیل بود، رأی دادند و ۳۷ نفر به مسدود کردن حمایت از بمبهای ۱۰۰۰ پوندی رأی دادند (هرچند که این قانون در نهایت شکست خورد). رأیگیریهای قبلی از این نوع حمایت بسیار کمتری در میان دموکراتها جلب کرده بود. بهویژه، این رأیگیری شامل سناتورهای یهودی و حامیان سنتی اسرائیل بود. سناتور الیسا اسلاتکین (D-Michigan) به عنوان مثال، حمایت خود از این اقدام را با تمایز قائل شدن بین حمایت از دولت اسرائیل و حمایت از دولت فعلی آن توضیح داد. علاوه بر این، با اشاره به مخالفت خود با “جنگ انتخابی” که ترامپ علیه ایران اعلام کرده بود، او تصمیم گرفت که با این انتقال خاص کمک مخالفت کند. او توضیح داد که در حالی که او به حمایت از تأمین تسلیحات دفاعی برای اسرائیل در آینده ادامه خواهد داد، قصد دارد سایر پیشنهادات کمک را به صورت موردی ارزیابی کند.
با نزدیک شدن به انتخابات آینده و نزدیک شدن انقضای یادداشت تفاهم (MOU) بین اسرائیل و ایالات متحده در سال ۲۰۲۸، واضح است که درخواستها برای پایان دادن به کمکهای مستقیم همچنان در حال افزایش خواهد بود. به عنوان مثال، نماینده الکساندریا اوکاسیو-کورتز، که قبلاً از تأمین مالی برخی سیستمهای دفاعی حمایت کرده بود، اکنون متعهد شده است که با تمام کمکهای نظامی آینده، از جمله برای دفاع هوایی، مخالفت کند و بر این نکته تأکید کند که اسرائیل باید چنین تأمین مالی را به طور مستقل انجام دهد. او همچنین بر لزوم اطمینان از رعایت قوانین ایالات متحده در مورد استفاده از تسلیحات آمریکایی تأکید کرده است. با انعکاس پذیرش فزاینده چنین مواضعی، گروه حامی اسرائیل، جی استریت، خواستار مشروط کردن کمکها شده است. در عین حال، ارتباط با ایپک—که زمانی یک دارایی سیاسی بود—در برخی از انتخابات مقدماتی دموکراتها به طور فزایندهای به عنوان بار مالی تلقی میشود، جایی که اکنون از نامزدها انتظار میرود که چنین ارتباطاتی را توجیه کنند.
در طرف جمهوریخواه، جنگ در ایران منجر به درگیریهای علنی بین رئیسجمهور ترامپ و حامیان برجستهای مانند تاکر کارلسون شد که نظرات شدیدی علیه اسرائیل و در برخی مواقع ضد یهودی ابراز کرده است. کارلسون و دیگران استدلال کردند که این جنگ عمدتاً به منافع اسرائیل و نه منافع آمریکا خدمت میکند. با وجود تلاشهای ترامپ برای مقابله با این انتقادات، این انتقادات ادامه یافته و مشروعیت فزایندهای برای چنین مواضعی در میان بخشهایی از نخبگان جمهوریخواه و اکوسیستم رسانهای آنها پیشنهاد میکند.
علل و تأثیرات متقابل
کاهش اعتبار اسرائیل منعکسکننده روندهای جمعیتی بلندمدت، تغییرات فناوری است که ادراکات از رویدادها در غزه و سایر عرصهها را تقویت، شکلدهی و گاهی تحریف میکند، و همچنین گسترش گفتمان ضدیهودی و ضدصهیونیستی است. با این حال، این وضعیت همچنین تحت تأثیر انتخابهای سیاست اسرائیل قرار دارد، از جمله نحوه انجام جنگها در غزه، لبنان و ایران، خشونتهای شهرکنشینان در کرانه باختری، و ادراکات مربوط به دخالت اسرائیل در سیاست داخلی ایالات متحده. بهویژه، ادراک اینکه اسرائیل ایالات متحده را به جنگی کشانده که باعث اختلالات عمده داخلی و جهانی شده و در تلاش است تا مشارکت آمریکا در این درگیری را گسترش دهد، بهویژه آسیبزننده بوده است.
مهم است که توجه داشته باشیم که نظر عمومی داخلی آمریکا تنها تصویر جزئی از روندهایی است که آینده روابط بین ایالات متحده و اسرائیل را شکل خواهد داد. در طول جنگ اخیر علیه ایران، اسرائیل ظرفیت استثنایی برای همکاری نظامی با ایالات متحده را نشان داد. علاوه بر این، لغو محدودیتهای قبلی بر همکاری نظامی آشکار ایالات متحده با اسرائیل در منطقه ممکن است روابط امنیتی دوجانبه را در آینده تقویت کند.
با این حال، تا زمانی که اسرائیل بهعنوان مانع تلاشها برای پایان دادن به درگیریهای جاری—چه در ایران، لبنان یا غزه—درک شود، انتقاد در عرصه داخلی آمریکا احتمالاً تشدید خواهد شد.
پیامدها
تخریب شدید جایگاه اسرائیل در ایالات متحده تهدیدی جدی برای یکی از بنیادهای امنیت ملی اسرائیل به شمار میآید. دادههای اخیر به مجموعهای رو به رشد از شواهد اضافه میشود که نشان میدهد هیچ گروه سنی جوانی در ایالات متحده در حال حاضر به اسرائیل بهطور مثبت نگاه نمیکند، در حالی که برداشتهای منفی نیز در میان گروههای سنی بزرگتر بهطور فزایندهای ریشهدار میشود.
حتی اگر پایان جنگ به بهبودی منجر شود، مسیر کنونی میتواند به زودی وضعیتی را ایجاد کند که اسرائیل در هیچ یک از احزاب پایگاه سیاسی ثابتی نداشته باشد. خطر واقعی وجود دارد که تعادل بنیادی جدیدی در حال شکلگیری است که در آن اسرائیل بهطور قابل توجهی منفیتر از گذشته دیده میشود. حتی اگر برخی اصلاحات صورت گیرد، سطح پایین کنونی احتمال بازگشت به سطوح قبلی حمایت را بعید میسازد.
بنابراین، بدون تغییرات عمده، برداشتهای منفی از اسرائیل احتمالاً تثبیت خواهد شد و حمایت احتمالاً در سطحی بسیار پایینتر از دهههای گذشته تثبیت خواهد شد. از آنجا که این روند شامل هر دو حزب میشود، استراتژیهایی که اسرائیل در گذشته به آنها تکیه کرده است احتمالاً تنها بهطور جزئی مؤثر خواهند بود. حتی اگر جمهوریخواهان کنترل کنگره را در انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ حفظ کنند، پوشش سیاسی که اسرائیل مدتها از آن برخوردار بوده است ممکن است دیگر تضمین نشود.
در عین حال، تلاشها برای بهرهبرداری کامل از حمایت دولت کنونی ایالات متحده—بهعنوان مثال، با جستجوی اهداف حداکثری در تمام جبهههای جنگ و ادامه درگیری تا زمانی که این اهداف محقق شوند—ممکن است تلاشهای آینده برای بازسازی حمایت دوحزبی را تضعیف کند. چنین استراتژیای خطر تقویت برداشتهایی را به همراه دارد که اسرائیل در تلاش است سیاستهای ایالات متحده را بهنحوی شکل دهد که ممکن است با منافع آمریکایی همراستا نباشد و بدین ترتیب، خشم بسیاری از آمریکاییها را عمیقتر کند. بنابراین، رفتار اسرائیلی که بر اساس فرضیهای است که سیستم سیاسی آمریکایی به هر حال علیه اسرائیل خواهد چرخید، میتواند بهخودش پیشگویی خودتحققیافتهای ایجاد کند.

