آتشبس برای جمهوری اسلامی، رئیسجمهور ترامپ، تنگه هرمز و بریتانیا چه معنایی دارد؟ و جهان چگونه باید به چالشهای نظم حقوقی انسانی پاسخ دهد؟
ایالات متحده، اسرائیل و ایران در تاریخ ۷ آوریل آتشبس را اعلام کردند که منجر به پایان حملات از سوی هر دو طرف و بازگشایی تنگه هرمز شد.
این اعلامیه بهطور همزمان با مهلتی که رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، برای ایران تعیین کرده بود تا تنگه را بازگشایی کند، صادر شد. رئیسجمهور پیشتر تهدید کرده بود که اگر ایران به این درخواست پاسخ ندهد، آن را «به عصر حجر» بمباران کرده و «تمام تمدن» آن را نابود خواهد کرد.
هم واشنگتن و هم تهران آتشبس را که توسط پاکستان مذاکره شده بود، بهعنوان یک پیروزی جشن گرفتند. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، گفت که آتشبس شامل عملیات اسرائیل در لبنان نمیشود.
در اینجا کارشناسان چتم هاوس تحلیلهای اولیه خود را درباره پیامدهای آتشبس برای ایالات متحده، منطقه و جهان ارائه میدهند.
دکتر سانام وکیل درباره مسائل دشوار باقیمانده
پروفسور مارک ولر درباره اعتبار حقوق بینالملل
دکتر ماریون مسمر درباره اشتباهات استراتژیک ایالات متحده
اولیویا اوسالیوان درباره انتخابهای سخت پیش روی بریتانیا
دکتر سانام وکیل، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا:
آتشبس بهعنوان یک گام ضروری بهسوی عقب از لبه پرتگاه پس از روزها حملات فزاینده، تهدیدات رو به افزایش علیه زیرساختهای ایرانی و خلیج فارس و ادامه اختلال در حمل و نقل از طریق تنگه هرمز مورد استقبال قرار خواهد گرفت.
تمامی این عناصر نشاندهنده این بود که این جنگ به جنگی تبدیل شده که هیچیک از طرفین بهوضوح پیروز نیستند و هزینهها سریعتر از هر دستاورد قابلدستیابی در حال افزایش است. اکنون مسائل دشوار باید بهطور دقیق توسط مذاکرهکنندگان در اسلامآباد بررسی شود:
آیا ایالات متحده میتواند تضمینهای معتبر علیه حملات مجدد ارائه دهد و به آنها اعتماد کرد؟ و آیا ایران حاضر است محدودیتهایی را بر توانایی خود برای تهدید حمل و نقل در تنگه بپذیرد؟
برای یک توافق پایدار، ضروری است که تهران تمایل خود را به سازش در برنامه هستهایاش نشان دهد، بهعنوان مثال از طریق یک رژیم بازرسی جدید. بههمینسان مهم است که واشنگتن آماده باشد تا تسهیلات تحریمی را بهگونهای ساختاربندی کند که کاهش تنش از نظر سیاسی برای هر دو طرف پایدار باشد.
در عین حال، خطر واقعی وجود دارد که ملاحظات منطقهای نادیده گرفته شوند. ایران خواستار گسترش آتشبس به لبنان شده است و درگیری در آنجا را بخشی از همان رویارویی میبیند. با این حال، اسرائیل بهوضوح اعلام کرده است که کمپین خود علیه حزبالله تحت پوشش آتشبس نیست و آماده است تا عملیات خود را ادامه دهد.
کشورهای خلیج فارس نیز در حال جستجوی تضمینهایی هستند که در معرض فشار مکرر بر زیرساختها و مسیرهای حمل و نقل خود قرار نگیرند. اسرائیل همچنان به هر ترتیبی که تواناییهای موشکی، هستهای و منطقهای ایران را دستنخورده باقی بگذارد، عمیقاً بدبین است.
این مسائل دشواری هستند که بهراحتی در عرض چند هفته حل نخواهند شد. با توجه به اینکه نیروهای ایالات متحده هنوز در حال تقویت در منطقه هستند و خطر افزایش تنشها هرگز دور نیست، احتمال واقعی وجود دارد که تنشها دوباره بروز کند، چه از طریق تهدیدات بیشتر، فشار مجدد بر تنگه، یا نیاز به گسترش مذاکرات فراتر از زمانبندی اولیه آنها.
اگر مذاکرات در اسلامآباد بیش از حد بر اولویتهای آمریکایی و ایرانی متمرکز شوند، ممکن است در تثبیت بحران فوری موفق شوند در حالی که نظم منطقهای گستردهتر را آسیبپذیر و در معرض افزایش تنشها باقی بگذارند.
پروفسور مارک ولر، مدیر مرکز حکمرانی و امنیت جهانی:
این آتشبس تحت تهدید یک حمله گسترده به زیرساختهای غیرنظامی ایران بهدست آمده است. رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، تهدید کرده بود که ایران را «به عصر حجر» بمباران کرده و تمدن آن را بهطور دائمی از بین خواهد برد.
این ممکن است نمونهای دیگر از لفاظی و بازی با آتش از سوی رئیسجمهور باشد. با این حال، این تهدیدات سوالات عمیقتری درباره اعتبار حقوق بینالملل بهعنوان ابزاری برای محدود کردن قدرتمندترین کشورها مطرح میکند.
نظامیان و مقامات فرماندهی ایالات متحده که تهدیدات رئیسجمهور را اجرا کردند، خود را در معرض اتهامات نقض جدی حقوق جنگ قرار میدهند – هرچند که ایران، اسرائیل و ایالات متحده تحت صلاحیت دیوان کیفری بینالمللی در لاهه قرار ندارند.
بهطور اساسی، حقوق بینالملل از طریق عمل کشورهای مختلف توسعه مییابد. زمانی که کشورها اصول کلیدی قانون را نقض میکنند یا بهطور معتبر تهدید به نقض آن میکنند، واکنش سایر کشورها تعیین میکند که آیا این امر الگوی جدیدی از عمل را که خلاف قوانین موجود است، ایجاد خواهد کرد یا خیر.
در این مورد، بار دیگر، هیچ کوری از محکومیت فوری از سوی کشورهای دیگر در پاسخ به تهدیدات رئیسجمهور ترامپ وجود نداشت، حتی در حالی که آنها نظم حقوقی انسانی را در هسته خود به چالش میکشیدند. این وظیفه پاپ لئو XIV، یک آمریکایی، بود که بهصراحت اعلام کند که تهدیدات علیه مردم ایران «غیرقابل قبول» است.
جهان باید یاد بگیرد که در برابر چنین چالشهایی به نظم حقوقی مقاومت کند، اگر نمیخواهد روزی در جهانی بیقانون و خطرناک بیدار شود که دیگران بهطور مرتب چنین رفتارهایی را تقلید کنند.
در عین حال، چالشهای فوری جدی برای حقوق بینالملل باقی مانده است: ایران نشان داده است که توانایی مختل کردن حدود ۲۰ درصد از عرضه جهانی نفت را با مسدود کردن تنگه هرمز دارد.
با این حال، بهجای بازگشایی کامل تنگه در ازای آتشبس، ایران در حال حاضر بر حفظ کنترل خود تأکید میکند. این خطر را بهوجود میآورد که ایران ممکن است به ادامه جلوگیری از عبور «کشورهای پرچم غیر دوستانه» از تنگه و مشمول کردن دیگران به بازرسیها، تأخیرها و هزینههای گزاف ادامه دهد.
دکتر ماریون مسمر، مدیر برنامه امنیت بینالملل
آتشبس توافقشده بین ایالات متحده و ایران، یک تنفس خوشایند برای خاورمیانه و جامعه جهانی است.
اما بهطور کلی، اقدام ایالات متحده نتوانسته است نمایش قدرتی را که دولت ترامپ امیدوار بود، ارائه دهد.
این اقدام، ذخایر مهمات ایالات متحده در خاورمیانه را کاهش داده و محدودیتهای قابلیتهای موجود ایالات متحده را در زمینه توانایی برای رهگیری موشکها و پهپادها نشان داده است، همچنین نشان میدهد که ایالات متحده دفاعهای ضدپهبادی مقیاسپذیر و مقرونبهصرفهای در پایگاههای نظامی خود ندارد.
ایالات متحده همچنین مجموعهای از اشتباهات استراتژیک جدی مرتکب شده است: این کشور نقش قدرت هوایی را در تغییر رژیم و بهدستآوردن نتایج بیش از حد ارزیابی کرده و از تابآوری سازمانی و نظامی ایران کمارزشسازی کرده است.
استفاده از نیروی نظامی توسط ایالات متحده، قوانین بینالمللی و نظم بینالمللی را تضعیف کرده است. دولت ترامپ به متحدان اروپایی که نمیخواستند در جنگ انتخابی دخالت کنند، تهدید کرد که ایالات متحده ممکن است ناتو را ترک کند و با انتقال تجهیزات دفاع موشکی به خاورمیانه، نگرانیهایی را در میان متحدان آسیایی ایجاد کرد.
این امر اعتبار تضمینهای امنیتی ایالات متحده را بیشتر تضعیف کرده است، که بهدستآوردن آن دشوار خواهد بود و ممکن است دینامیکهای گسترش تسلیحات را بیشتر تحریک کند.
علاوه بر این، اصرار اسرائیل بر اینکه اقدام نظامیاش در لبنان بخشی از توافق نیست، یک آسیبپذیری کلیدی را فاش میکند و نشان میدهد که ایالات متحده در مدیریت متحدان خود محدودیتهایی دارد: کمپینهای بمباران مداوم در لبنان میتواند آتشبس را بهطور کلی تضعیف کرده و ایالات متحده را در یک درگیری که اکنون در تلاش برای خروج از آن است، گرفتار کند. پس از هفتهها خشم رئیسجمهور ترامپ از متحدان اروپایی بهخاطر عدم حمایت کافی از ایالات متحده، اکنون بهنظر میرسد که رابطه ائتلافی با اسرائیل بیشتر از هر چیز دیگری برای منافع ایالات متحده در خاورمیانه خطرناک است.
طرح صلح ۱۰ مادهای که توسط دولت ایران منتشر شده، همچنین شامل چندین نقطه است که ایالات متحده قبلاً آنها را رد کرده است، از جمله کنترل مداوم ایران بر تنگه هرمز و خروج نظامی ایالات متحده از خاورمیانه. بهنظر میرسد که باور به اینکه ایالات متحده بتواند به این نقاط توافق کند و همچنان پیروزی اعلام کند، دشوار است.
در حالی که رئیسجمهور ترامپ آتشبس را بهعنوان پیروزی ایالات متحده جشن میگیرد، بهنظر میرسد که حتی موفقترین نتیجه مذاکرات تنها بهبود متوسطی نسبت به وضعیت قبل از جنگ باشد.
شک و تردید وجود دارد که آیا این هزینهها برای قابلیت نظامی ایالات متحده و بهویژه برای روابط و اعتبار ایالات متحده ارزشش را داشته است.
اولیویا اوساولین، مدیر برنامه بریتانیا در جهان
نخستوزیر کیر استارمر بهدرستی آتشبس موقتی توافقشده بین ایالات متحده و ایران را «لحظهای از آرامش» نامید. این تنفس خوشایند است، اما یک راهحل قاطع هنوز در دسترس نیست. پیشنهادات ایران برای یک توافق صلح بلندمدت هنوز بهگزارشها شامل خواستههایی است که ایالات متحده بهسختی میتواند آنها را بپذیرد، از جمله کنترل ایران بر تنگه هرمز یا تحمیل عوارض بر آن و لغو تحریمها علیه ایران.
دولت استارمر همچنان به تلاشها برای حل بحران کشیده خواهد شد. اما آنها همچنین باید با سوالات عمیقتری درباره ائتلاف بریتانیا با ایالات متحده مواجه شوند – در حالی که برای اثرات اقتصادی احتمالی طولانیمدت جنگ برنامهریزی میکنند.
بهطور فوری، این احتمالاً به معنای ادامه دیپلماسی منطقهای است. استارمر روز چهارشنبه به خلیج فارس سفر کرده تا با رهبران منطقهای دیدار کند. و بریتانیا هفته گذشته نشستی با بیش از ۴۰ کشور برگزار کرد تا راههایی برای بازگشایی تنگه هرمز را مورد بحث قرار دهد.
برای بریتانیا، این تلاشها بهمنظور مدیریت اثرات بحران و نشان دادن نقش حیاتی خود به ایالات متحده و دیگران است. اما آنها همچنین تمرینی در ساخت ائتلافها با کشورهایی هستند که به شدت به اصول اولیه بینالمللی – از جمله اصول استفاده از نیروی نظامی و آزادی ناوبری در آبهای بینالمللی – نیاز دارند.
رفتار غیرقابل پیشبینی دولت ترامپ، نوعی آتلانتیکگرایی پیشفرض را که دههها سیاست خارجی بریتانیا را هدایت کرده، کمتر و کمتر قابل تحمل میکند. تصمیمات درباره اینکه آیا اجازه استفاده ایالات متحده از پایگاههای بریتانیا در طول درگیری داده شود، منجر به تقسیم در بحث سیاسی بریتانیا شده است. و سوال درباره چگونگی ساخت یک معماری دفاعی و امنیتی که کمتر به ایالات متحده وابسته باشد، بهطور فوریتر شده است.
در حال حاضر، موضع محتاط استارمر – اجازه استفاده از پایگاهها توسط ایالات متحده برای مقاصد دفاعی اما نه تهاجمی – در تلاش است تا بریتانیا را بهطور دقیق از درگیری دور کند در حالی که بهخاطر منافع بنیادی خود در دفاع از متحدان منطقهای، پایگاههای بریتانیا و حمل و نقل بینالمللی در برابر اقدامات ایران، بهخوبی آگاه است.
در بلندمدت، بحران نیاز جدیدی را در همکاریهای دفاعی و امنیتی با کشورهای اروپایی و اتحادیه اروپا ایجاد خواهد کرد. این همچنین باید صداقت بیشتری را با عموم مردم درباره هزینهها و برنامهریزیهای دفاعی مورد نیاز برای مقابله با جهانی که شریک اصلی دفاعی بریتانیا غیرقابل پیشبینی شده است، تحمیل کند – و جایی که اصول امنیتی و دیپلماتیک پایه در حال شکننده شدن هستند.
اما شوکهای قیمتی بالقوه در داخل کشور – ناشی از کمبود فوری سوخت و آسیب به زیرساختهای حیاتی حمل و نقل در منطقه – ممکن است این تصمیمات را برای عمومی خسته سختتر کند.
استارمر در طول جنگ شاهد افزایش بسیار کمی در نرخهای تأیید خود بوده است – او باید به این شتاب چنگ بزند تا عواقب آن را مدیریت کند.

