تشبیههای تاریخی هرگز دقیق نیستند. اما با توافق آتشبس شکننده در جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، برخی میپرسند آیا این یک لحظه «سوئز» برای ایالات متحده است که نشاندهنده افول قدرت و اعتبار آمریکایی در جهان باشد.
بحران سوئز در اکتبر 1956 رخ داد، زمانی که بریتانیا، فرانسه و اسرائیل به مصر حمله کردند تا کانال سوئز را باز کنند. رئیسجمهور دوایت دی. آیزنهاور، با نزدیک شدن به روزهای انتخابات، از آنها خواست که متوقف شوند. نخستوزیر آنتونی ایدن از بریتانیا استعفا داد. رئیسجمهور جمال عبدالناصر از مصر به قهرمان ضد استعماری تبدیل شد.
سوئز به نماد لحظهای تبدیل شد که بریتانیا، خسته از جنگ جهانی دوم، به عنوان یک قدرت جهانی به ایالات متحده واگذار کرد.
تفاوتهایی با آن زمان وجود دارد. کانال سوئز ساخته دست بشر و کاملاً در قلمرو مصر است، برخلاف آبراه بینالمللی تنگه هرمز. هیچ قدرت جهانی دیگری وجود ندارد که بتواند جایگزین آمریکا در منطقه شود، چه رسد به اینکه رئیسجمهور ترامپ را تحت کنترل خود درآورد.
اما آتشبس دو هفتهای جمهوری اسلامی را در قدرت نگه میدارد و همچنان کنترل آینده تنگه هرمز را در دست دارد، در حالی که انبار هستهای ایران و برنامه موشکی بالستیک همچنان حل نشده باقی مانده است. با این حال، پس از اعلام پیروزی آقای ترامپ، هرچند توخالی، تصور از سرگیری جنگ تمامعیار دشوار است.
برای بقیه جهان، جنگ «در حال تبدیل شدن به یک شکست نظامی به مراتب جدیتر از عراق یا افغانستان» به نظر میرسد، به گفته برونو ماچائس، وزیر سابق امور اروپایی پرتغال.
«افسانه آمریکا به عنوان قدرت مطلق مهم است»، او افزود، «و این یک الزام اساسی برای یک هژمون جهانی است که نفت را به جریان بیندازد، تنگه را باز کند و آن را باز نگه دارد. این باور به آمریکا به عنوان یک قدرت مطلق که میتواند هر چیزی را حل کند در حال ناپدید شدن است.»
باز نگه داشتن مسیرهای دریایی برای کالاهای آمریکایی و تجارت جهانی یکی از معدود منافع دائمی ایالات متحده در خاورمیانه و همچنین در آسیا است.
جنگ در ایران تنگه را مسدود کرد. اکنون، ارتش ایران هنوز کنترل این گذرگاه را در دست دارد و احتمالاً درخواست عوارض سنگینی خواهد کرد. «منطق استراتژیک برای حضور نظامی آمریکا در منطقه ضربه بزرگی خورده است»، گفت استیون ورتهایم، پژوهشگر ارشد در بنیاد کارنگی در واشنگتن.
آقای ورتهایم گفت، تشبیه سوئز در این مورد کار میکند که جنگ در ایران «در یک حادثه خطر سوءمدیریت و قضاوت ضعیف آمریکایی را نشان داد.»
خود جنگ و نتیجه نامشخص آن، او گفت، «فقط نگرانی موجودی را که کشورهای سراسر جهان درباره کیفیت رو به افول حکومتداری آمریکا دارند، تسریع میکند.»
همپیمانان آمریکا ممکن است از سیاستهای دولت ترامپ ناراضی، گیج و حتی عصبانی باشند، اما بسیاری از آنها، به ویژه آنهایی که در خلیج فارس و آسیا تحت تأثیر کمبود انرژی و محدودیتها قرار دارند، گزینههای کمی برای شرکای امنیتی دارند.
اما جنگ و توافق آتشبس تأثیرگذاری آمریکا را کاهش داده و بر نحوه دیدگاه همپیمانان ایالات متحده نسبت به قابلیت اعتماد آن تأثیر خواهد گذاشت، گفت چارلز آ. کوپچان، دانشمند علوم سیاسی و مدیر مطالعات اروپایی در شورای روابط خارجی.
جنگ علیه ایران بدون مشورت با همپیمانان آغاز نشد. و این پس از یک سری رویدادهایی رخ داد که آنها را گیج کرده است. جنگهای تعرفهای آقای ترامپ یک شوک ناخوشایند بود، اما تهدید او برای تصرف گرینلند به زور در صورت لزوم از دانمارک، یک همپیمان اروپایی و ناتو، به عنوان یک نقطه عطف درباره شکارگری، عدم قابلیت اعتماد و تحقیر دوستان سنتی آمریکا تلقی میشود.
«جنگ ایران و تأثیر اقتصادی آن در حال انباشته شدن است و این حس را تقویت میکند که ایالات متحده در حال حاضر غیرقابل پیشبینی و غیرقابل اعتماد شده است»، گفت آقای کوپچان.
روابط بینالملل و اتحادها بر اساس اعتماد عمل میکنند. اما همانطور که فرانسیس فوکویاما از دانشگاه استنفورد روز سهشنبه نوشت، «هرگز زمانی نبوده است که ایالات متحده بیشتر از حال حاضر توسط دوستان سنتی و رقبای خود مورد بیاعتمادی قرار گرفته باشد.»
یک معاملهگر موفق، او گفت، باید حداقل مقداری اعتماد ایجاد کند که او به توافق خود پایبند خواهد بود. «اما متقابلیت یک فضیلت است که ترامپ هرگز درک نکرده یا تمرین نکرده است»، او گفت.
جنگ، استدلال واشنگتن را به چالش کشیده است که برتری جهانی آن برای ایمنی تجارت بینالمللی و نظم جهانی حیاتی است. این به عنوان اصلیترین توجیه برای بسیاری از پایگاههای آمریکایی در سراسر جهان، و بهویژه در خاورمیانه بوده است.
اما جنگ نشان داده است که ایالات متحده به جای آن به عنوان نیروی بینظمی و اختلال عمل میکند.
«با درگیر شدن در جنگی انتخابی در یک منطقه حیاتی برای تجارت جهانی و بهطور کامل نادیده گرفتن عواقب احتمالی برای اقتصاد نزدیکترین همپیمانانش، دولت ترامپ مشروعیت قدرت آمریکایی را نابود کرده است»، ادعا کرد آناتول لیون از مؤسسه کوئینسی برای دولت مسئول.
تأثیر یک ایالات متحده کاهشیافته در اروپا به شدت احساس میشود، که به ناتو و تضمین امنیت آمریکایی ضمنی در عضویت، از جمله چتر هستهای ایالات متحده، وابسته است. اما اروپاییها تمایزی بین ایمان به آمریکا و ایمان به آقای ترامپ قائل شدند. ایمان به اولی باقی مانده است زیرا برای امنیت اروپا حیاتی است.
با این حال، سیاستهای آقای ترامپ به ناچار پاسخی را تولید میکند که از او فراتر خواهد رفت. بقیه جهان در تلاش است تا خود را سازماندهی کند و از یک آمریکا که به همپیمانانش به عنوان دشمن و به دشمنان سنتیاش، مانند روسیه و چین، به عنوان دوستان رفتار میکند، ریسکزدایی کند.
از وزیر امور خارجه لهستان، رادوسلاو سیکورسکی، پرسیده شد که آیا هژمونی آمریکا کاهش یافته است، او گفت: «امیدواریم که نه، اما میترسیم که ممکن است.»
ناتو از سیاستهای کلی آقای ترامپ آسیب دیده است. او به طور مداوم آن را “یک ببر کاغذی” مینامد، با وجود اینکه به طور موفقیتآمیزی اعضای آن را به صرف هزینههای بسیار بیشتر بر روی نظامیگری ترغیب کرده است. در طول جنگ در ایران، او به اروپاییها حمله کرد که چرا برای باز کردن تنگه اقدام نمیکنند، در حالی که نیروی دریایی قدرتمند ایالات متحده نیز قادر به انجام این کار نبود.
مقاومت متحدان در برابر خواستههای او بیش از همه او را آزار میدهد. آقای ترامپ به خبرنگاران گفت: “همه چیز با، میخواهید حقیقت را بدانید، گرینلند شروع شد.” او افزود: “آنها نمیخواهند آن را به ما بدهند و من گفتم، ‘خداحافظ.'”
تأثیر تجمعی بر ناتو قابل توجه است، به گفته راجان منون، استاد بازنشسته علوم سیاسی در دانشگاه شهری نیویورک. در درازمدت، به نظر میرسد چین برنده بزرگتری باشد.
او گفت: “در حالی که ما دیوانهوار به بمباران یک کشور تا عصر حجر صحبت میکنیم، چین به عنوان یک صلحبان و عامل ثبات به نظر میرسد.” در تمام این مدت، پکن فرصتی برای مشاهده نحوه عملکرد نیروی دریایی ایالات متحده داشت.
او ادامه داد: “چین با شادی زیادی نظارهگر است و وقتی ترامپ به آنجا میرود” برای یک نشست که اکنون برای اواسط ماه مه برنامهریزی شده است، “او به شدت کاهش یافته خواهد بود.”
چین که بخش زیادی از نفت خود را از طریق تنگه هرمز تأمین میکند، ایران را به توافق بر سر آتشبس ترغیب کرد و انتظار میرود در حفظ باز بودن تنگه و تضمین عبور ایمن برای دیگران شرکت کند.
بسیاری به این بستگی دارد که جنگ چگونه به پایان میرسد، آقای کوپچان از شورای روابط خارجی هشدار داد.
او گفت: اگر آتشبس به توافقی منجر شود که محدودیتهای قابل توجهی بر برنامه هستهای ایران و توانایی آن برای ایجاد مشکل تحمیل کند، این در درازمدت بسیار بهتر از یک درگیری یخزده یا درگیریای است که “ماه به ماه فقط میسوزد”، با تمام تأثیرات همراه بر بازار انرژی و متحدان آمریکایی.

