تقریباً هر فردی در خاورمیانه تحت تأثیر زنجیرهای از رویدادها قرار گرفته است که به دنبال حمله حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد. دهها هزار نفر، عمدتاً غزهایها، کشته شدهاند، میلیونها نفر آواره شدهاند و میلیاردها دلار خسارت وارد شده است. بنابراین، تعجبآور نیست که دیدگاه دهها میلیون نفر تغییر کرده است.
نظرسنجی انجام شده توسط عرب بارومتر، یک پروژه نظرسنجی که ما با دیگران رهبری میکنیم، در ماههای پس از ۷ اکتبر نشاندهنده تغییرات عمدهای در افکار عمومی بود. در حالی که مردم عادی در این منطقه شاهد جنگ ویرانگر اسرائیل در غزه بودند، به شدت علیه اسرائیل و بزرگترین متحد آن، ایالات متحده، موضع گرفتند. و نظرسنجیهایی که ما در مصر، عراق، اردن، لبنان، مراکش، سرزمینهای فلسطینی، سوریه و تونس از اوت تا نوامبر ۲۰۲۵—پس از جنگ ۱۲ روزه در ژوئن گذشته اما قبل از دور جدیدی از درگیری با ایران—انجام دادیم، نشان میدهد که تغییرات مشاهده شده در پی ۷ اکتبر همچنان پابرجا مانده است. مردم در این منطقه تقریباً تمام اعتماد خود را به نظم منطقهای تحت رهبری ایالات متحده از دست دادهاند. در عوض، به طور کلی، اکنون چین، ایران و روسیه را نسبت به ایالات متحده و اغلب اروپا مثبتتر مینگرند. بیش از هر زمان دیگری، واشنگتن و بسیاری از متحدان کلیدی آن به عنوان یکسویه، از نظر اخلاقی compromised و به طور انتخابی متعهد به حقوق بینالملل در مقایسه با این محور خودکامهها دیده میشوند. وقتی از پاسخدهندگان پرسیده شد که کدام کشور از آزادیها حمایت میکند، به امنیت منطقه کمک میکند و از قضیه فلسطین حمایت میکند، پاسخدهندگان بیشتر چین، ایران و روسیه را نسبت به ایالات متحده یا برخی از شرکای آن انتخاب کردند.
این به این معنا نیست که افکار عمومی عرب به طور یکسان از سیاستهای پکن، تهران یا مسکو حمایت میکنند. به عنوان مثال، افکار عمومی عرب هنوز نفوذ منطقهای و برنامه هستهای ایران را تهدیدآمیز میدانند. مرکز اعتماد سیاسی در منطقه در حال تغییر است نه به این دلیل که چین، ایران یا روسیه مدلی جذاب و جهانی ساختهاند. بلکه به این دلیل است که جایگاه ایالات متحده و تا حدی اروپا به شدت کاهش یافته است.
جنگ با ایران احتمالاً به این perceptions کمک نخواهد کرد. این درگیری، به هر حال، توسط ایالات متحده و اسرائیل آغاز شد. به عنوان بخشی از آن، اسرائیل حملات خود را در لبنان از سر گرفته و کشورهای حاشیه خلیج فارس تحت حملات موشکی و پهپادی قرار گرفتهاند. از زمان آغاز این جنگ، پیشرفت کمی در بازسازی غزه حاصل شده است. اگر چیزی باشد، افکار عمومی عرب ممکن است از ایالات متحده خشمگینتر از زمانی باشند که ما در پاییز ۲۰۲۵ از آنها نظرسنجی کردیم.
اگر واشنگتن و پایتختهای اروپایی به از دست دادن محبوبیت خود در میان مردم منطقه ادامه دهند، روابط آنها با دولتهای منطقه نیز ممکن است تغییر کند. اگرچه بیشتر رهبران عرب دیکتاتور هستند، اما آنها همچنان نگران احتمال اعتراضات گسترده هستند و بنابراین تحت تأثیر افکار عمومی قرار دارند. برای آنها، همکاری با ایالات متحده به طور علنی در حال تبدیل شدن به یک ریسک فزاینده است. بنابراین، اگر واشنگتن میخواهد شرکای عرب خود را حفظ کند، باید به سرعت به جنگ در ایران پایان دهد و به سمت یک راهحل عادلانه برای درگیری اسرائیلی-فلسطینی حرکت کند. در غیر این صورت، ایالات متحده در معرض خطر واگذاری دائمی جهان عرب به رقبای خود قرار دارد.
شهرت بد
شهرت ایالات متحده زمانی که جنگ در غزه آغاز شد، به شدت کاهش یافت و از آن زمان نیز بهبود نیافته است. در واقع، واشنگتن کمتر از سالهای گذشته محبوب است. در بیشتر کشورهای مورد بررسی، تعداد کمی از مردم به سیاستهای خارجی رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، نظر مثبت دارند—۲۴ درصد در عراق، ۲۱ درصد در لبنان، ۱۴ درصد در تونس و ۱۲ درصد در اردن و سرزمینهای فلسطینی. تنها در مراکش و سوریه بود که تعداد قابل توجهی از پاسخدهندگان—به ترتیب ۶۳ درصد و ۶۱ درصد—به نظر میرسد از اقداماتی که ترامپ در منطقه انجام میدهد، راضی هستند و این احتمالاً به این دلیل است که ترامپ حاکمیت مراکش بر صحرای غربی (یک منطقه مورد مناقشه) را به رسمیت شناخته و از دولت جدید سوریه که با سرنگونی یک دیکتاتور خونریز و نامحبوب به قدرت رسیده، حمایت کرده است.
البته ترامپ به پایان جنگ در غزه با مذاکره برای آتشبس اکتبر کمک کرد. اما دولت او کمتر از دولت پیشینش، جو بایدن، محبوب است. امروز، تحت رهبری ترامپ، بیشتر خاورمیانه تحت حمله است. بنابراین، تعجبآور نیست که ۶۶ درصد از پاسخدهندگان در مصر، ۵۹ درصد در اردن، ۵۳ درصد در سرزمینهای فلسطینی، ۵۱ درصد در عراق و تونس، و ۴۷ درصد در لبنان فکر میکنند که سیاستهای خارجی ترامپ نسبت به منطقه عربی بدتر از سیاستهای بایدن است—و دولت او در نظرسنجیها عملکرد ضعیفی داشته است. تنها، دوباره، در مراکش (۲۷ درصد) و سوریه (هفت درصد) این نظر غالب نیست.
اتحادیه اروپا نمرات بهتری نسبت به ایالات متحده دریافت کرده است، که از ۷۰ درصد در سوریه و مراکش تا ۳۴ درصد در سرزمینهای فلسطینی، عراق و مصر متغیر است. اما شهرت کشورهای اروپایی به طور فردی متفاوت است و به رویکرد آنها نسبت به مناقشه اسرائیلی-فلسطینی بستگی دارد. به عنوان مثال، اسپانیا و ایرلند به خاطر حمایت از فلسطینیها با نظر مثبت بیشتری مواجه هستند، در حالی که آلمان کمتر محبوب است، احتمالاً به دلیل تاریخچهاش در حمایت از اسرائیل.
در مقابل، محبوبیت چین در سال ۲۰۲۵ به طور کلی بسیار بالاتر است، که از ۳۷ درصد در سوریه تا ۶۹ درصد در تونس متغیر است. روسیه، هرچند کمتر از چین محبوب است، اما هنوز در مصر، عراق، اردن، لبنان، سرزمینهای فلسطینی و تونس از ایالات متحده و متحدانش بهتر عمل میکند. محبوبیت ایران پایینتر و ناپایدارتر است. این محبوبیت در تونس به ۵۵ درصد و در سوریه به ۵ درصد میرسد—جایی که ایران مدتها از حکومت خشن بشار اسد حمایت کرده است. اما به طور کلی، ایران در حال صعود است. در پنج سال گذشته، سطح حمایت از آن در عراق ۲۰ امتیاز و در سرزمینهای فلسطینی ۱۲ امتیاز افزایش یافته است. اعداد محبوبیت آن در اکثر کشورهای مورد بررسی ما از ایالات متحده پیشی گرفته است.
حمایت در سراسر جهان عرب از رهبران چین، ایران و روسیه نیز به شدت افزایش یافته است. حمایت از سیاستهای رهبر چین، شی جینپینگ، نسبت به خاورمیانه و شمال آفریقا در تونس ۲۶ امتیاز، در اردن و سرزمینهای فلسطینی ۲۵ امتیاز، در مراکش ۱۹ امتیاز و در عراق ۵ امتیاز افزایش یافته است. نرخ تأیید او در این کشورها اکنون به ترتیب ۶۱ درصد، ۵۱ درصد، ۴۳ درصد، ۵۸ درصد و ۵۳ درصد است. با وجود حملهاش به اوکراین، حمایت از رئیسجمهور روسیه، ولادیمیر پوتین، در مراکش ۳۳ امتیاز، در اردن ۲۰ امتیاز، در تونس ۱۷ امتیاز و در سرزمینهای فلسطینی ۱۴ امتیاز افزایش یافته است. بیش از ۴۰ درصد در تونس و عراق از او حمایت میکنند. اکثریت قاطع مراکشیها—۵۷ درصد—نظرات مثبتی دارند.
دشمن دشمن من
شاید نتیجهای که بیشتر از همه جلب توجه میکند، افزایش حمایت از سیاستهای خارجی علی خامنهای، رهبر سابق ایران، باشد که در ماه فوریه بهدست حملات ایالات متحده و اسرائیل کشته شد. تهران برای سالها به تأمین مالی نمایندگان بیثباتکننده در غزه، عراق، لبنان و یمن پرداخته و با برنامه هستهای خود، منطقه را ناآرام کرده است. به همین دلیل، رویکرد بینالمللی او معمولاً با نظرسنجیهای بسیار منفی مواجه بوده است. اما بهتازگی، دیدگاه نسبت به خامنهای در بسیاری از کشورها از overwhelmingly negative به mixed تغییر کرده است. سهم افرادی که دیدگاه منفی نسبت به سیاست خارجی خامنهای دارند، در سوریه ۸۷ درصد، در لبنان ۶۳ درصد، در اردن ۶۰ درصد، در مراکش ۵۶ درصد، در سرزمینهای فلسطینی ۴۷ درصد، در عراق ۴۵ درصد و در تونس ۳۱ درصد است. سهم افرادی که سیاست خارجی او را مثبت ارزیابی کردهاند، در تونس ۴۹ درصد، در عراق ۴۸ درصد، در سرزمینهای فلسطینی ۳۶ درصد، در مراکش ۳۵ درصد، در لبنان ۲۹ درصد، در اردن ۱۹ درصد و در سوریه ۳ درصد است. علاوه بر این، جایگاه شخصی خامنهای در پنج سال گذشته بهطور چشمگیری افزایش یافته است. مقایسه نظرسنجیهای انجامشده در سالهای ۲۰۲۱–۲۲ با نظرسنجیهای سال ۲۰۲۵ نشان میدهد که نرخ تأیید او در تونس ۲۹ امتیاز، در عراق و سرزمینهای فلسطینی ۲۰ امتیاز، در مراکش ۱۲ امتیاز، در اردن ۱۱ امتیاز و در لبنان ۵ امتیاز افزایش یافته است. در هیچ کشوری که دادههای روند در دسترس است، این نرخ کاهش نیافته است.
این به این معنا نیست که مردم در سراسر جهان عرب نسبت به چالشهایی که ایران ارائه میدهد، کور هستند. اکثریتهای بزرگی در چندین کشور هنوز برنامه هستهای این کشور را بهعنوان یک تهدید جدی توصیف میکنند، که از ۵۵ درصد در سرزمینهای فلسطینی تا ۸۵ درصد در سوریه متغیر است. نفوذ سیاسی ایران در منطقه نیز بهعنوان یک مسئله مهم بهطور گستردهای دیده میشود، از جمله توسط اکثریتها در مصر، عراق، اردن، لبنان و سوریه. اما اکثریتهای بزرگتری در همان کشورها، اشغال مداوم اسرائیل در سرزمینهای فلسطینی را بهعنوان یک تهدید جدی برای امنیت ملی خود ارزیابی میکنند. بنابراین، ایران تا حد زیادی بهخاطر مخالفتش با اسرائیل و تعهدش به قضیه فلسطین مورد پذیرش قرار میگیرد.
در مقابل، ایالات متحده بهخاطر رابطهاش با این درگیری، مورد تنفر قرار دارد. عموم مردم عرب بهطور چشمگیری آن را بهعنوان طرفداری از اسرائیل در برابر فلسطینیها میبینند، از جمله ۸۶ درصد پاسخدهندگان در مصر و اردن، ۸۴ درصد در سرزمینهای فلسطینی، ۷۸ درصد در لبنان، ۷۱ درصد در سوریه، ۶۹ درصد در تونس و ۵۸ درصد در عراق. اتحادیه اروپا بهعنوان حامی اسرائیل بهطور کامل درک نمیشود، اما عموم مردم عرب هنوز بهطور عمده معتقدند که این اتحادیه به نفع این کشور عمل میکند. اما دیدگاههای عربی نسبت به کشورهای خاص اروپایی، متنوعتر است. بهعنوان مثال، آلمان بهعنوان کشوری که بهطور بیشتری به دفاع از اسرائیل نسبت به فلسطینیها متعهد است، در اردن (۳۵ درصد در مقابل ۱۶ درصد)، لبنان (۴۵ درصد در مقابل ۱۲ درصد)، سرزمینهای فلسطینی (۴۳ درصد در مقابل ۱۱ درصد) و سوریه (۳۶ درصد در مقابل ۱۷ درصد) بهطور قابل توجهی دیده میشود.
در همین حال، عموم مردم عرب بهطور کلی اسپانیا را کمتر یکسویه میدانند. تقریباً درصد مشابهی از مراکشیها و عراقیها این کشور را بهعنوان متعهدتر به دفاع از فلسطینیها (۲۷ درصد) نسبت به اسرائیل (۲۹ درصد) میبینند. در میان سوریها، این نسبت ۲۱ درصد در مقابل ۲۴ درصد بود. با این حال، سایر جمعیتها اسپانیاییها را بهعنوان متعهدتر به فلسطینیها نسبت به اسرائیل میبینند: ۳۱ درصد در مقابل ۲۰ درصد در اردن، ۳۹ درصد در مقابل ۱۷ درصد در سرزمینهای فلسطینی، ۳۴ درصد در مقابل ۱۶ درصد در لبنان، ۲۷ درصد در مقابل ۱۵ درصد در مصر و ۴۲ درصد در مقابل ۱۲ درصد در تونس.
مردم در جهان عرب بهطور گستردهای معتقدند که سازمان ملل به نفع اسرائیل جانبداری میکند. یازده درصد از پاسخدهندگان در سرزمینهای فلسطینی و مصر، ۱۴ درصد در تونس و اردن، ۱۷ درصد در سوریه، ۲۰ درصد در عراق و مراکش و ۲۵ درصد در لبنان میگویند که سازمان ملل بهطور بیشتری به دفاع از فلسطینیها نسبت به اسرائیل متعهد است. در مقابل، حدود ۴۰ تا ۵۰ درصد از پاسخدهندگان در سراسر منطقه میگویند که سازمان ملل بهطور بیشتری به دفاع از اسرائیل متعهد است. پیام واضح است: برای بسیاری از شهروندان عرب، مشکل دیگر فقط دوگانگی استانداردهای ایالات متحده نیست. بلکه ورشکستگی کل سیستم حقوقی و انسانی بینالمللی است.
POLL SLIDE
بدون شک، کممحبوبترین کشور در میان افکار عمومی عرب، خود اسرائیل است. در تمام کشورهایی که مورد بررسی قرار گرفتند، حداکثر پنج درصد از مردم دیدگاه بسیار یا نسبتاً مثبتی نسبت به اسرائیل دارند، به جز در مراکش که ۱۳ درصد از مردم چنین نظری دارند. بنابراین، تعجبی ندارد که افکار عمومی عرب به هر بازیگری که در جنگ غزه با اسرائیل همپیمان شده است، بیاعتماد هستند و این جنگ را بیقانون و ویرانگر میدانند.
افکار عمومی عرب در دیدگاههای خود نسبت به اسرائیل ثابتقدم نیستند. به عنوان مثال، در نظر بگیرید که نسبت به برقراری روابط رسمی با اسرائیل چه نگرشی دارند. در حال حاضر، در هیچ کشوری بیش از یکچهارم مردم در این منطقه نمیگویند که از عادیسازی روابط دولت خود با اسرائیل حمایت میکنند. (به عنوان مثال، در مصر و اردن، چهار درصد از مردم چنین نظری دارند.) اما زمانی که از آنها پرسیده میشود آیا از عادیسازی روابط در صورتی که اسرائیل یک دولت فلسطینی را به رسمیت بشناسد، حمایت میکنند، حمایت در سوریه ۲۷ امتیاز، در سرزمینهای فلسطینی ۲۶ امتیاز، در اردن ۲۳ امتیاز، در عراق ۱۹ امتیاز، در مراکش ۱۸ امتیاز و در لبنان ۱۷ امتیاز افزایش مییابد. در عین حال، حمایت از طرح عربی برای بازسازی غزه که نخستین بار در مارس ۲۰۲۵ پیشنهاد شد، بسیار زیاد است.
اما رفتار اسرائیل تحت دولت کنونیاش چنین بازگشتی را بعید میسازد. در میان کشورهای مورد بررسی، اکثریت پاسخدهندگان در تمام کشورها (به جز مراکش) میگویند که راهحل دو دولتی بهترین راه برای حل منازعه اسرائیلی-فلسطینی است، از جمله ۶۷ درصد در اردن، ۶۴ درصد در مصر و سوریه، ۶۰ درصد در عراق، ۵۹ درصد در سرزمینهای فلسطینی و ۵۱ درصد در لبنان. با این حال، در چند سال گذشته، اسرائیل عملاً هر فرصتی برای موفقیت راهحل دو دولتی را از بین برده است و اجازه داده است که شهرکسازیها در کرانه باختری به حدی گسترش یابد که این سرزمین تقریباً غیرمتصل شده است. از این رو، خشم عربها از واشنگتن و متحدانش بازتابی از خواستهای است که دوستان اسرائیل را به پاسخگویی در قبال تخلفات اسرائیل فرا میخواند و بیانگر ناامیدی عمیق از ناتوانی آنها در انجام این کار است.
اما دیدگاههای منفی نسبت به ایالات متحده تنها به موضع واشنگتن در مسائل فلسطینی محدود نمیشود. شاید یکی از یافتههای نگرانکننده برای ایالات متحده، از دست دادن مشروعیت آن در صحنه بینالمللی باشد. وقتی از پاسخدهندگان پرسیده شد که کدام کشورها به میزان زیاد یا متوسط به حفظ حقوق بینالملل پایبند هستند، آنها به مراتب بیشتر چین را نسبت به ایالات متحده انتخاب کردند. به عنوان مثال، در مصر—یکی از متحدان عمده غیرناتو واشنگتن—۲۵ درصد از مردم میگویند که معتقدند ایالات متحده به حقوق بینالملل پایبند است، در حالی که ۵۸ درصد این را برای چین میگویند. در میان کشورهای مورد بررسی، ایالات متحده تنها در مراکش پیشتاز بود. تا حدی، این ممکن است ناشی از نگرانیها درباره فلسطینیها باشد؛ بخشهای بزرگی از افکار عمومی عرب، از ۲۶ درصد در مراکش تا ۴۴ درصد در لبنان، معتقدند که چین به دفاع از فلسطینیها بیشتر از اسرائیل متعهد است. (تنها استثنا سوریه است که در آن ۱۵ درصد از پاسخدهندگان این را میگویند.) اما این اعداد به هیچ وجه قوی نیستند. در عوض، به نظر میرسد که رها کردن خود ایالات متحده از نظم مبتنی بر قوانین، تأثیراتی بر افکار عمومی عرب داشته است. این موضوع همچنین بر شرکای واشنگتن تأثیر میگذارد. در بیشتر کشورهای عربی، پاسخدهندگان میگویند که اتحادیه اروپا به اندازه چین به حفظ حقوق بینالملل متعهد نیست و تقریباً در سطحی برابر با روسیه قرار دارد.
مردم در کشورهای عربی لزوماً چین را به عنوان یک قدرت لیبرال نمیبینند. اما آنها آن را به عنوان یک قدرت با موقعیت بالا مینگرند. وقتی از آنها پرسیده میشود که آیا سیاستهای آمریکایی یا چینی بهتر در حفاظت از آزادیها و حقوق عمل میکنند، تعداد کمی از پاسخدهندگان سیاستهای آمریکایی را انتخاب میکنند: هفت درصد در سرزمینهای فلسطینی، ۱۳ درصد در مصر، ۱۵ درصد در تونس، ۱۷ درصد در لبنان، ۱۹ درصد در اردن، ۲۵ درصد در عراق و ۲۹ درصد در مراکش. در مقابل، سهم انتخابکنندگان سیاستهای چینی به مراتب بیشتر است و از ۲۸ درصد در لبنان تا ۴۳ درصد در تونس متغیر است. (سایر پاسخدهندگان گفتند که یا سیاستهای چینی و آمریکایی به یک اندازه خوب هستند، یا به یک اندازه بد، یا اینکه نمیدانستند کدام سیاستها بهتر هستند.)
چین همچنین در مسائل امنیتی در صدر قرار دارد. وقتی از آنها پرسیده میشود که آیا فکر میکنند ایالات متحده یا چین سیاست بهتری برای حفظ امنیت منطقه دارد، ایالات متحده تنها توسط شش درصد از پاسخدهندگان در مصر و سرزمینهای فلسطینی، نه درصد در اردن، ۱۳ درصد در تونس، ۱۹ درصد در لبنان، ۲۲ درصد در عراق و ۲۳ درصد در مراکش انتخاب شد. تعداد بسیار بیشتری از پاسخدهندگان چین را انتخاب کردند: ۴۶ درصد در تونس، ۴۳ درصد در اردن، ۴۰ درصد در سرزمینهای فلسطینی، ۳۸ درصد در عراق، ۳۶ درصد در مصر و مراکش، و ۲۶ درصد در لبنان. سایرین نظری نداشتند یا معتقد بودند که سیاستهای آمریکایی و چینی به یک اندازه خوب یا بد هستند. به طور خاص در مورد منازعه اسرائیلی-فلسطینی، الگو حتی واضحتر است. سه درصد از مردم در مصر، نه درصد در سرزمینهای فلسطینی، ده درصد در اردن و تونس، ۱۲ درصد در لبنان و ۲۰ درصد در عراق و مراکش سیاست آمریکایی را ترجیح میدهند.
آیا باید روند را تغییر داد؟
هشدار در آخرین دادههای بارومتر عرب واضح است: ایالات متحده و اروپا تنها در حال از دست دادن قلبها و ذهنها نیستند. آنها در حال از دست دادن درک این موضوع هستند که از حقوق بشر محافظت میکنند. در چند سال گذشته، اکثر مردم عرب بیشتر از همیشه به این باور رسیدهاند که ایالات متحده و اروپا در قبال فلسطینیها شکست خوردهاند، در اجرای قوانین بینالمللی ناکام ماندهاند و نتوانستهاند یک نظم عادلانه و مبتنی بر قوانین را حفظ کنند. جنگ در ایران احتمالاً شهرت ایالات متحده و اسرائیل را حتی بیشتر آسیب خواهد زد. و اگرچه کشورهای اروپایی در جنگ ایران شرکت نکردهاند، اما ممکن است به نوعی به عنوان همدست شناخته شوند—هرچند بعید است شهرت آنها به اندازه ایالات متحده آسیب ببیند.
تا زمانی که غزه به عنوان واضحترین معیار قضاوت اخلاقی و سیاسی برای عربهای عادی باقی بماند، چین، ایران و روسیه جایگاه اخلاقی بالاتری خواهند داشت. این موضوع که واشنگتن به طور کلی در حال تضعیف نظم بینالمللی و قوانین بینالمللی است، کمکی نمیکند. اگرچه پکن و مسکو به طور تاریخی در خاورمیانه کمتر از ایالات متحده درگیر بودهاند—به جز شاید سوریه—مردم عرب از رهبری جهانی آنها حمایت خواهند کرد نه از نظم تحت رهبری ایالات متحده.
بنابراین، دولتهای عرب ممکن است روابط خود را بر این اساس تغییر دهند. به عنوان مثال، مقامات عرب ممکن است بخواهند تجارت بیشتری با چین و روسیه انجام دهند، شراکتهای دفاعی قویتری با این دو کشور برقرار کنند، یا به گروههای چندجانبهای که آنها رهبری میکنند بپیوندند. در واقع، دولتهای عرب در حال حاضر در حال قطع رابطه با ایالات متحده هستند یا سعی میکنند برخی از معاملات خود با واشنگتن را پنهان کنند. در آستانه جنگ در ایران، رهبران در خلیج به همتایان آمریکایی خود هشدار دادند که به حمله دیگری دست نزنند. با این حال، ایالات متحده نگرانیهای آنها را نادیده گرفت. در حالی که کشورهای خلیج به دلیل جنگ ایالات متحده و اسرائیل در ایران آسیبهای زیادی متحمل میشوند، برخی از رهبران در حال بررسی خروج سرمایهگذاریهای مالی خود از مؤسسات آمریکایی هستند.
با این حال، آینده واشنگتن و اروپا در خاورمیانه از پیش تعیین شده نیست. اگر ایالات متحده و دوستانش روشهای خود را تغییر دهند، میتوانند شهرت خود را احیا کنند. یک کشور اروپایی—فرانسه—قبلاً چنین موفقیتی را به دست آورده است. محبوبیت آن در میان مردم عرب پس از کاهش در پی ۷ اکتبر، دوباره افزایش یافته است. در اواخر ۲۰۲۵، حمایت از فرانسه در تونس ۱۱ امتیاز، در مراکش ۱۰ امتیاز و در لبنان ۷ امتیاز نسبت به دو سال قبل افزایش یافته است. تنها توضیح واضح برای این تغییر، شناسایی رسمی یک دولت فلسطینی توسط پاریس در سپتامبر ۲۰۲۵ بود. اگرچه این تغییر عمدتاً نمادین بود، اما تأثیر معناداری بر افکار عمومی عرب داشت.
بنابراین، اینکه آیا تأیید واشنگتن همچنان کاهش مییابد، ثابت میماند یا افزایش مییابد، به مقامات آمریکایی بستگی دارد. نحوه مدیریت آنها در جنگ ایران، نحوه برخوردشان با غزه و اینکه آیا میتوانند راهحلی صلحآمیز برای درگیری گستردهتر اسرائیلی-فلسطینی پیدا کنند، در سالهای آینده مهم خواهد بود. بهترین کاری که میتوانند انجام دهند این است که به سرعت جنگ در ایران را به پایان برسانند و بر اسرائیل فشار بیاورند تا به فلسطینیها حقوق اساسی و در نهایت حاکمیت بدهد. به عبارت دیگر، برای احیای تصویر خود، ایالات متحده باید اعمال خود را با اصولی که زمانی ادعا میکرد به آنها پایبند است، مطابقت دهد: تعهد به قوانین بینالمللی و حمایت از حقوق بشر، دموکراسی و نظم مبتنی بر قوانین. این اصول باید نه تنها زمانی که به منافعش خدمت میکند—مانند اوکراین—بلکه به طور یکسان در سراسر جهان اعمال شود.

