رسیدن به یک توافق صلح دائمی نیازمند آن است که یا واشنگتن یا تهران concessions عمدهای انجام دهند. شب گذشته، هشتاد و هشت دقیقه قبل از مهلت خودتحمیل شده، رئیسجمهور دونالد ترامپ اعلام کرد که ایران با آتشبس دو هفتهای موافقت کرده است. این خبر در سرتاسر جهان مورد استقبال قرار گرفت و قیمت نفت کاهش یافت و بازارهای سهام رونق گرفتند. با وجود این خبر خوب، یک سوال باقی میماند: آیا این توافق به معنای عقبنشینی از جنگی گستردهتر در خلیج فارس است یا مقدمهای بر آن؟
کارشناسان مدتها بر سر این موضوع بحث خواهند کرد که آیا تهدید ترامپ صبح دیروز مبنی بر اینکه “یک تمدن کامل امشب خواهد مرد” ایران را به میز مذاکره کشاند یا فقط به او راهی راحت برای عقبنشینی از یک جنگ نامحبوب داد. با این حال، هر طور که این سوال در نهایت حل و فصل شود، توسعه حیاتی اکنون این است که انتظار میرود مذاکرهکنندگان آمریکایی و ایرانی روز جمعه در اسلامآباد، پاکستان، برای بحث درباره پایان جنگ ملاقات کنند.
پست ترامپ در شبکه اجتماعی Truth Social که آتشبس را اعلام کرد، نشان داد که رسیدن به یک توافق صلح پایدار بیشتر از یک تشریفات نخواهد بود:
“تقریباً تمام نقاط مختلف اختلاف گذشته بین ایالات متحده و ایران توافق شده است، اما یک دوره دو هفتهای اجازه خواهد داد تا توافق نهایی و به سرانجام برسد.”
ترامپ به وضوح آتشبس را به عنوان یک پیروزی قاطع ایالات متحده به تصویر کشید. او به خبرنگاران AFP گفت که ایالات متحده یک “پیروزی کامل و تمام” به دست آورده است. “صد در صد. هیچ شکی در این مورد نیست.” او به صراحت بیان کرد که توافق نهایی به دنبالکردن تسلیحات هستهای ایران پایان خواهد داد. “این به طور کامل مدیریت خواهد شد،” او به خبرنگاران گفت، “وگرنه من توافق نمیکردم.”
این اعلام پیروزی احتمالاً زودهنگام است. ترامپ به مذاکرات روز جمعه بر اساس طرح صلح دهنقطهای اخیر ایران که او آن را “پایهای قابل کار برای مذاکره” نامید، موافقت کرد. اما روز دوشنبه، ترامپ همان طرح را به عنوان “گام قابل توجهی” اما “کافی نیست” رد کرد.
ترامپ به دلایل خوبی به پیشنهاد ایرانی اعتراض کرد. از جمله، تهران بر حق غنیسازی اورانیوم، لغو تمام تحریمهای اقتصادی، خروج نیروهای آمریکایی از منطقه و بهویژه، به رسمیت شناختن کنترل خود بر تنگه هرمز تأکید دارد. در طرح ایرانی هیچ پیشنهادی برای محدود کردن تواناییهای موشکی و پهپادی آن وجود ندارد.
تمامی این خواستهها خطوط قرمز دیرینه ایالات متحده را نقض میکند. موافقت با آنها نیازمند آن است که ترامپ concessions عمدهای انجام دهد که با هدف اعلام شده خود از جنگ، یعنی از بین بردن توانایی ایران در تهدید همسایگان و ایالات متحده، سازگار باشد.
آینده تنگه هرمز یک نقطه حساس خواهد بود. هر گونه به رسمیت شناختن حق ایران برای کنترل ترافیک از طریق تنگه، که تا پیش از آغاز عملیات Epic Fury باز بود، یک شکست استراتژیک برای ایالات متحده خواهد بود. بار هزینههایی که ایران بر کشتیهای عبوری از تنگه تحمیل کرده، به شدت بر دوش متحدان ایالات متحده سنگینی میکند. ریاض، ابوظبی، کویت و بغداد به سختی میتوانند از این عمل که به صورت دائمی درآید، خوشحال باشند. پیشنهاد ترامپ صبح امروز مبنی بر اینکه ایالات متحده به همراه ایران در یک “سرمایهگذاری مشترک” برای دریافت عوارض بپیوندد، فقط به خشم آنها میافزاید.
البته، مذاکرات برنامهریزی شده ممکن است هرگز آغاز نشود یا به دلیل حوادثی مختل شود. معاون رئیسجمهور جی دی ونس، که انتظار میرود رهبری هیئت آمریکایی در اسلامآباد را بر عهده داشته باشد، به درستی آتشبس را “آتشبس شکننده” نامید. ساعات اولیه پس از آغاز آتشبس شاهد سردرگمی در مورد آنچه توافق شده بود، بود. ترامپ گفت آتشبس بر اساس بازگشایی تنگه هرمز توسط ایران است. با این حال، نخستوزیر پاکستان، شهباز شریف، که در میانجیگری توافق کمک کرده بود، گفت که این توافق “بلافاصله مؤثر است” و وزیر امور خارجه ایران، سید عباس عراقچی، توییت کرد که “عبور ایمن از تنگه هرمز با هماهنگی با نیروهای مسلح ایران و با در نظر گرفتن محدودیتهای فنی ممکن خواهد بود.”
در همین حال، یک مقام ناشناس کاخ سفید به نیویورک تایمز گفت که شرایطی که ترامپ به عنوان پایهای برای مذاکرات روز جمعه توافق کرده، به طور قابل توجهی با طرحی که ایران به صورت عمومی اعلام کرده، متفاوت است. توضیح داده نشده بود که چرا تهران به طور عمومی بر خواستههایی که قبلاً کنار گذاشته، تأکید میکند.
همچنین در مورد اینکه آیا و چگونه اسرائیل به آتشبس متعهد است، سردرگمی وجود دارد. شریف گفت که این آتشبس شامل حملات اسرائیل به ایران و در “لبنان و جاهای دیگر” میشود. اسرائیل که طرف مستقیمی در مذاکرات آتشبس نبود، این ادعا را که آتشبس شامل لبنان میشود، رد کرد، موضعی که کاخ سفید بعدازظهر امروز تأیید کرد. نیروی هوایی اسرائیل به حملات خود به اهداف حزبالله ادامه داده است، که به نظر میرسد ایران را وادار به بستن دوباره تنگه هرمز کرده است. در عین حال، کشورهای خلیج فارس گزارش میدهند که ایران به حملات خود به سرزمین آنها ادامه میدهد.
بنابراین، شانسها علیه یک مذاکره سریع و آسان قرار دارد. هر توافقی برای پایان جنگ نیازمند آن است که یکی یا هر دو طرف concessionsهایی انجام دهند که مدتها بر آنها تأکید کردهاند که غیرقابل قبول هستند. خطر از سرگیری و احتمالاً گسترش درگیری باقی میماند. اما همانطور که وینستون چرچیل یک بار گفت، “ملاقات رو در رو بهتر از جنگ است.”

