به جای “جنگهای بیپایان” که به آنها وعده داده شده بود، آمریکاییها به جنگی فاجعهبار کشیده شدند و فشار اقتصادی را در پمپ بنزینها احساس کردند.
عملیاتی که دونالد ترامپ گفته بود میتواند ایران را “در یک شب” از بین ببرد، به جنگی منطقهای به مدت شش هفته تبدیل شد که رئیسجمهور ایالات متحده را به شدت ناامید کرده بود، همانطور که از پستهای بیپرده او در شبکههای اجتماعی مشخص بود. در یک سخنرانی پر از الفاظ رکیک در روز یکشنبه، او هشدار داد که ایالات متحده تمام پلها و نیروگاههای ایران را از بین خواهد برد اگر تا شب سهشنبه، ساعت ۸ بعد از ظهر به وقت شرقی، تنگه هرمز را باز نکند. آتشبس دو هفتهای در آخرین لحظه اعلام شد، پس از اینکه ذینفعان منطقهای و بینالمللی به طور بیوقفه برای تأمین آن تلاش کردند. این جنگ کل منطقه، از جمله خلیج فارس، را به آشوب کشانده و اثرات اقتصادی آن در حال حاضر در سراسر جهان احساس میشد.
در داخل کشور، این جنگ محبوبیت ترامپ را کاهش میداد—حتی در میان پایگاه حامیانش. به جای “جنگهای بیپایان” که به آنها وعده داده شده بود، آمریکاییها به جنگی فاجعهبار کشیده شدند و فشار اقتصادی را در پمپ بنزینها احساس کردند.
نظرسنجیها نشان داد که ۶ نفر از ۱۰ آمریکایی از عملکرد ترامپ ناراضی بودند، با برخی نظرسنجیها که نشان میدادند نرخ نارضایتی او در هفتههای اخیر جنگ به دو سوم آمریکاییها نزدیکتر شده است. این موضوع محبوبیت او را به طور قابل توجهی پایینتر از دوره اولش و پایینتر از سه رئیسجمهور پیشین—بایدن، اوباما و جورج بوش—در دوره اولشان قرار داد.
قبل از جنگ، حمایت سیاسی ترامپ به دلیل برداشتهای منفی از نحوه مدیریت او بر اقتصاد و تورم در حال کاهش بود. اما در یک نظرسنجی اخیر، ۵۶٪ از آمریکاییها گفتند که جنگ ایران تأثیر منفی عمدهای بر وضعیت مالی شخصی آنها خواهد داشت، و ۲۵٪ دیگر نیز در این مورد مطمئن نبودند. در همین حال، ۶۷٪ از آمریکاییها گفتند که ترامپ برنامه روشنی برای مدیریت وضعیت در ایران ندارد—اعداد نگرانکنندهای برای هر رئیسجمهور در زمان جنگ.
به اعتبار او، ترامپ به نظر میرسید که به شدت از عدم محبوبیت جنگ آگاه است. او در صحبت با خبرنگاران در چمن کاخ سفید در روز دوشنبه گفت، اگرچه او دوست دارد “نفت” را از ایران بگیرد، “متأسفانه، مردم آمریکا دوست دارند ما به خانه برگردیم.”
مسئلهای تقسیمکننده
این حتی باعث ایجاد شکافهایی در حزب جمهوریخواه خود ترامپ شد، با صدایهای متفاوت درباره ایران که در کنفرانس اقدام سیاسی محافظهکاران در اواخر ماه گذشته به نمایش درآمد، جایی که محافظهکاران جوانتر نسبت به جنگ نسبت به همتایان مسنتر خود بیشتر تردید داشتند.
به عنوان مثال: تکر کارلسون، مجری معروف پادکست محافظهکار—که از سال گذشته به رئیسجمهور فشار میآورد که به جنگ با ایران نرود—به تازگی استدلال کرد که جنگ نشاندهنده “پایان امپراتوری آمریکا” است و اینکه درخواست ترامپ از متحدان برای کمک به بازگشایی تنگه هرمز ثابت کرد که ایالات متحده دیگر نمیتواند به عنوان پلیس جهان عمل کند.
حتی در پنتاگون و دیگر نهادهای کلیدی امنیتی ایالات متحده، صداهای مخالف درباره روند این جنگ در اخراجها و استعفاهای اخیر مشهود بود، از جمله اخراج رئیس ستاد ارتش، ژنرال رندی جورج، در هفته گذشته. تاریخنگاران وقتی داستان کامل این اخراجها و استعفاها منتشر شود، تحلیلهای زیادی خواهند داشت.
در همین حال، طرح دولت ترامپ برای درخواست از کنگره برای ۲۰۰ میلیارد دلار در یک لایحه تأمین مالی اضافی برای هزینههای نظامی خشم دموکراتها و جمهوریخواهان را برانگیخت. سناتور جمهوریخواه توماس ماسی گفت: “به نظر میرسد هزینه جنگ حدود یک میلیارد دلار در روز است. بنابراین، اگر آنها ۲۰۰ میلیارد دلار میخواهند تا ادامه دهند، این سؤال را مطرح میکند که آنها به طور منطقی انتظار دارند جنگ چقدر ادامه یابد؟ اگر فکر کنیم که این جنگ به مدت نیم سال ادامه خواهد داشت، پس باید بدانیم اهداف چیست.”
در همین حال، سناتور جمهوریخواه رند پل گفت که او به “افزودن بدهی بیشتر” تمایلی ندارد و تأکید کرد که فکر میکند جنگ “باید هر چه زودتر به پایان برسد.” قابل توجه است که این تأمین مالی اضافی فرضی از جنگ جدا از افزایش ۴۲ درصدی هزینههای دفاعی در بودجه پیشنهادی دولت ترامپ برای سال مالی آینده است.
تصمیم ترامپ برای آغاز جنگ با ایران در زمانی که محبوبیت او در حال کاهش بود، ناظران را متحیر کرده بود و سیاستمداران، تحلیلگران و شهروندان عادی به این سؤال میپرداختند که آیا ایالات متحده و اسرائیل در اهداف نهایی جنگ با ایران همراستا هستند و با شرکای کلیدی عرب در این زمینه همنظرند یا خیر.
دنبال یک راه خروج
آمریکاییها—و بسیاری از دیگر نقاط جهان—خواستار پایان جنگ توسط ایالات متحده بودند، بنابراین ترامپ به دنبال یک راه خروج بود تا بدون اینکه ضعیف به نظر برسد، از این وضعیت خارج شود.
او گزینه “تشدید برای کاهش” را داشت—عبارتی که دولت او در طول جنگ به طور مکرر به آن اشاره کرده است، اما این خطر را داشت که انتقامجویی شدیدتری از سوی ایران بر داراییهای وابسته به ایالات متحده در سراسر منطقه به دنبال داشته باشد که ممکن است آمریکا را بیشتر در جنگ درگیر کند. و با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای در نوامبر، این میتوانست برای جمهوریخواهان در صندوق رأی فاجعهبار باشد.

