در تقریباً شش هفته جنگ با ایران، عملکرد نظامی ایالات متحده و اسرائیل به طرز غیرمنتظرهای مؤثر بوده است. بین آغاز جنگ در ۲۸ فوریه و آغاز آتشبس این هفته، حملات هوایی ایالات متحده و اسرائیل هزاران هدف را در ایران منهدم کردند. اگرچه حملات تلافیجویانه ایران خساراتی به بار آورد، اما سیستمهای دفاع هوایی آمریکایی و اسرائیلی به خوبی عمل کردند. جزئیات کامل درباره اهدافی که نیروهای نظامی ایالات متحده و اسرائیل به آنها حمله کردند، پهپادها و موشکهای ایرانی که آنها رهگیری کردند و واحدهایی که به کار گرفته شدند هنوز عمومی نشده است. اما با توجه به اطلاعات موجود، به نظر میرسد که روشها و فناوریهای این دو نیرو به سطوح جدیدی از مؤثر بودن تاکتیکی دست یافتهاند.
این عملکرد باید موجب تردید در دشمنان ایالات متحده شود که در حال مشاهده جنگ در ایران هستند. حملات گسترده با پهپادهای دوربرد و موشکهای بالستیک ابزار هجومی مورد علاقه چین، کره شمالی و روسیه است که برای هدف قرار دادن پایگاههای نظامی و ستادها، غرق کردن ناوگانها و تخریب زیرساختهای غیرنظامی استفاده میشود. اگر یک دشمن ایالات متحده بخواهد جنگی تهاجمی در آسیا یا اروپا آغاز کند، برنامه آن این خواهد بود که حملاتی را انجام دهد تا نیروهای نظامی ایالات متحده و متحدانش را بیاثر کند، که احتمالاً در این فرآیند خسارات بالایی به غیرنظامیان وارد خواهد کرد و سپس از این پوشش برای تحقق اهداف جنگی خود استفاده کند. موفقیت سیستمهای دفاع موشکی پیشرفته غرب در برابر حملات ایرانی این برنامه را زیر سؤال میبرد. موشکهای بالستیک و پهپادها ممکن است سلاحهای هجومی تعیینکنندهای نباشند که بسیاری از کشورها آنها را میپنداشتند. آنها هنوز هم میتوانند در یک کمپین فرسایشی و اجبار مؤثر باشند—اما این یک فرآیند کند خواهد بود، نه راهی برای پیروزی سریع.
پیامدها برای جنگ احتمالی با چین بسیار مهم است. تا کنون، تحلیلگران دفاعی ایالات متحده انتظار داشتند که چین بتواند با حملات دوربرد عملیات هوایی و دریایی آمریکا را به شدت مختل کند در یک درگیری بر سر تایوان. نحوه پیشرفت جنگ در خاورمیانه نشان میدهد که این فرضیه اساسی باید مورد بازنگری قرار گیرد. ایالات متحده ممکن است بتواند عملیاتهای بسیار مؤثرتری علیه چین انجام دهد نسبت به آنچه تحلیلگران قبلاً تصور میکردند—و این پتانسیل میتواند به چین دلیل خوبی بدهد که برای مدتی از تهاجم نظامی خودداری کند.
بهتر از آنچه انتظار میرفت
برای سالها، ارتش ایالات متحده پیشبینی کرده بود که جنگ با ایران میتواند هزینههای زیادی به همراه داشته باشد. تا اوایل سال ۲۰۲۶، ایران دارای زرادخانهای بزرگ شامل بیش از ۲۵۰۰ موشک بالستیک و چندین هزار پهپاد حمله یکطرفه، از جمله پهپاد خود یعنی شاهد، بود که میتوانستند به کشورهای حاشیه خلیج فارس، اسرائیل و پایگاههای ایالات متحده در خاورمیانه برسند. در یک جنگ، انتظار میرفت که این موشکها و پهپادها خسارتهای وسیعی به بار آورند. ژنرال فرانک مککنزی، که از سال ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۲ به عنوان رئیس فرماندهی مرکزی ایالات متحده خدمت کرده بود، در خاطراتش هشدار داد که حجم حملات ایرانی “از سیستمهای دفاع هوایی و موشکی فراتر خواهد رفت و به اهداف خود خواهد رسید”، که منجر به “هزاران تلفات، چه نظامی و چه غیرنظامی” خواهد شد. پایگاههای هوایی و دریایی ایالات متحده نزدیک خلیج فارس ممکن است incapacitated شوند، زیرساختهای نفت و انرژی کشورهای حاشیه خلیج فارس ممکن است نابود شوند و ایران ممکن است تنگه هرمز را با مینها و موشکهای ضدکشتی که از سواحل خود شلیک میکند، ببندد.
ایران توانست تنگه را ببندد، اما کمپین موشکی آن به شدت کمتر از انتظارات بود. بیبیسی گزارش داد که در پنج روز اول جنگ، ایران ۵۵۰ موشک بالستیک و ۱۵۰۰ پهپاد به سمت اهدافی در خلیج فارس و ۱۲۸ موشک بالستیک و ۱۱۰۰ پهپاد به سمت اسرائیل شلیک کرد. به لطف دفاع هوایی ایالات متحده و متحدان آن، تعداد بسیار کمی از آنها به هدف رسیدند. طبق گزارش وال استریت ژورنال، تنها در تاریخهای ۲۸ فوریه و ۱ مارس، ارتشهای ایالات متحده و خلیج ۴۰۰ موشک ایرانی و ۱۰۰۰ پهپاد را رهگیری کردند. ایران در ده روز اول جنگ ۲۶۲ موشک بالستیک و ۱۴۷۵ پهپاد به سمت امارات متحده عربی شلیک کرد؛ تنها دو موشک و ۹۰ پهپاد به این کشور اصابت کردند. از بیش از ۲۹۰ موشک و ۵۰۰ پهادی که ایران تا ۱۵ مارس به سمت اسرائیل شلیک کرده بود، هیچکدام به هدف نظامی قابل توجهی اصابت نکرد. پس از ۱۵ مارس، چند موشک و پهپاد به دفاع هوایی اسرائیل نفوذ کردند و به مناطق غیرنظامی اصابت کردند؛ یکی از آنها به شهر قدیم در اورشلیم برخورد کرد. تا تاریخ ۳ آوریل، حداقل ۲۵۰ اسرائیلی کشته یا زخمی شده بودند و هشدارهای حمله هوایی به طور مکرر اعلام میشد. با این حال، آسیب کلی هنوز نسبتاً کم بود.
موشکها و پهپادهای ایران به حداقل ۱۷ پایگاه و تأسیسات نظامی ایالات متحده در سراسر خلیج حمله کردند و خسارت قابل توجهی به سیستمهای راداری و پایگاه دریایی ایالات متحده در بحرین وارد کردند. بدترین عواقب اقتصادی بوده است. تعداد کمی از موشکها و پهپادهایی که از دفاع هوایی عبور کردند، خسارتهای زیادی به فرودگاهها و زیرساختهای انرژی وارد کردند، از جمله پالایشگاه نفت الرویس و بندر الفجیره در امارات متحده عربی، میادین نفتی در عربستان سعودی و مجتمع گاز طبیعی مایع راس لافان در قطر. قطر در تاریخ ۲ مارس این مجتمع را تعطیل کرد تا از خطر حملات و خسارتهای بیشتر جلوگیری کند، اقدامی که قیمت گاز را در سراسر جهان افزایش داد. در همان روز، شرکت نفت ملی عربستان سعودی، آرامکو، پالایشگاه راس تنوره خود را به عنوان احتیاط تعطیل کرد پس از اینکه پهپادهای ورودی رهگیری شدند.
اگرچه کمبود انرژی ناشی از این وضعیت هزینههایی را بر ایالات متحده و متحدانش تحمیل کرده است، اما خسارتها در مقایسه با آنچه که بیشتر کارشناسان پیشبینی کرده بودند، ناچیز است. به عنوان مثال، ایران هزاران کشته نظامی و غیرنظامی وارد نکرد یا تمام پالایشگاههای نفت منطقه را نابود نکرد. توانایی واشنگتن در نمایش قدرت کاهش نیافته است. پایگاههای خلیج همچنان عملیاتی هستند؛ خسارت ناشی از موشکهای ایرانی به اندازهای نبود که عملیات هوایی را مختل کند و ارتش ایالات متحده را مجبور به اتکا به ناوهای هواپیمابر، پایگاههای دوردست یا ماموریتهای بمبافکن بینقارهای کند. پیش از اینکه آتشبس به اجرا درآید، پنتاگون گزارش داد که صدها پرواز نظامی ایالات متحده و اسرائیل به طور روزانه از پایگاههای زمینی و ناوهای هواپیمابر برای هدف قرار دادن اهداف نظامی یا صنعتی در داخل ایران انجام میشد.
در همین حال، ایالات متحده و اسرائیل با حملات خود به رهبری ایران و سایتهای موشکی بالستیک دستاوردهای چشمگیری داشتند. ارتش اسرائیل اعلام کرد که در دقیقه اول حمله خود در تاریخ ۲۸ فوریه، ۴۰ شخصیت نظامی ارشد را کشته است، از جمله رهبران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، رئیس ستاد ارتش ایران و وزیر دفاع پیشین ایران. رهبر عالی ایران، علی خامنهای، در خانهاش کشته شد. وزیر اطلاعات ایران، رئیس میلیشیا بسیج و رئیس امنیت تأثیرگذار، علی لاریجانی، در حملات اسرائیل در هفتههای بعد کشته شدند. هدف قرار دادن رهبری یک دشمن در جنگها چندان جدید نیست، اما به ندرت، اگر هرگز، به این اندازه جامع بوده است. هدف قرار دادن افراد از فواصل دور از هوا به ویژه چالشبرانگیز است. نیروهای عملیات ویژه ایالات متحده در طول جنگ علیه تروریسم در این نوع کشتارهای هدفمند مهارت پیدا کردند، اما حتی نمونههای مدل، مانند کشتن ابومصعب الزرقاوی، رهبر القاعده در عراق، در سال ۲۰۰۶ و ابوبکر البغدادی، رهبر آنچه که به اصطلاح دولت اسلامی نامیده میشود، در سال ۲۰۱۹، شامل کمپینهای چند ساله بود. در جنگ کنونی، ایالات متحده و اسرائیل در آغاز بیشتر رهبری ارشد دشمن خود را از بین بردند.
ایالات متحده و اسرائیل همچنین به طور موفقیتآمیزی به سمت شلیککنندههای موشکهای بالستیک ایران حمله کردند. در ماه مارس، آنها ادعا کردند که حدود ۵۰ تا ۸۰ درصد از ۴۰۰ شلیککننده ایران را نابود یا غیرفعال کردهاند. هدف قرار دادن شلیککنندههای موشک بالستیک، گرازی مقدس در جنگهای مدرن است: حمله به یک موشک یا شلیککننده آن در زمین ارزانتر از دفاع در برابر یک موشک ورودی است و نابود کردن شلیککنندههای یک رقیب، فراوانی و اندازه حملات موشکی آن را کاهش میدهد. به طور معمول، این کار دشوار است زیرا شلیککنندههای موشک متحرک هستند. با از بین بردن هر چه بیشتر آنها، ایالات متحده و اسرائیل از انتظارات فراتر رفتند.
موفقیت در هر دو زمینه هدف قرار دادن رهبری و حملات به شلیککنندههای موشک بالستیک تا حدی به قابلیتهای فنی و انسانی فوقالعاده اسرائیل بستگی داشت. اسرائیل به مدت دههها در حال جمعآوری اطلاعات درباره ایران بوده است، به اندازهای که به رهبران نزدیک شده و مکانهای اهداف نظامی حساس را شناسایی کرده است. در همین حال، ارتش ایالات متحده روند جمعآوری اطلاعات، شناسایی هدف، ردیابی هدف و سپس حمله به آن را در طول ۲۰ سال جنگ در افغانستان و عراق بهبود بخشیده است. نظارت از طریق پهپادها و ماهوارههای ایالات متحده و اسرائیل به طور مداوم بهبود یافته است و ایالات متحده اکنون میتواند هر نقطهای از میدان جنگ را در تمام اوقات زیر نظر داشته باشد. اگرچه دولت ایالات متحده جزئیات را منتشر نکرده است، اما نشریه اکونومیست گزارش داده است که هر دو ارتش از ابزارهای هوش مصنوعی برای کمک به فیلتر کردن دادهها به منظور یافتن اهداف نظامی و طراحی حملات به آنها به گونهای که احتمال موفقیت را به حداکثر برساند، استفاده کردهاند.
این موفقیت تاکتیکی در ایران یک مورد یکباره نیست. جنگ کنونی چهارمین بار در دو سال است که دفاع هوایی ایالات متحده و اسرائیل به حملات ایرانی پاسخ داده است، پس از حملات موشکی در آوریل و اکتبر ۲۰۲۴ و جنگ ۱۲ روزه در ژوئن ۲۰۲۵. اسرائیل همچنین بین سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۵ بالاترین سطح رهبری حماس و حزبالله را از بین برد و در جنگ ۱۲ روزه دهها رهبر و دانشمند ارشد نظامی ایرانی را کشت؛ در ژانویه ۲۰۲۶، ایالات متحده رئیسجمهور ونزوئلا، نیکلاس مادورو، را در یک عملیات ویژه سریع شناسایی و بازداشت کرد.
یک چالش مهم وجود دارد که ایالات متحده و اسرائیل نتوانستند بر آن غلبه کنند: جلوگیری از استفاده ایران از موشکهای ضدکشتی، پهپادها و مینها برای بستن تنگه هرمز. آنها همچنین در چند سال گذشته در متوقف کردن حملات حوثیها به کشتیها در دریای سرخ با مشکل مواجه بودهاند. حتی پیشرفتهترین ارتشها نیز در شناسایی و خنثیسازی موشکهای ضدکشتی و پهپادها قبل از اینکه یک مهاجم آنها را شلیک کند، با مشکل مواجه هستند. این دشواری احتمالاً به دلیل اندازه کوچک و تحرک این سلاحها ادامه خواهد داشت. نظارت و حملات هوایی میتوانند به تدریج از این مزیت بکاهند، اما به طور کلی، نزدیک شدن به سواحل یک کشور متخاصم با کشتی همچنان یک اقدام خطرناک است.
GAME-CHANGER
I’m sorry, but it seems that the input section is empty or not provided. Please provide the text you would like me to translate.
چگونه ایران در این جنگ عمل کرده است، تأثیر مستقیمی بر این دارد که چین ممکن است در یک جنگ بالقوه در آسیا چگونه عمل کند. چین، مشابه ایران، به احتمال زیاد در آغاز چنین درگیری به سلاحهای دقیق و دوربرد تکیه خواهد کرد. از اواسط دهه ۲۰۱۰، تحلیلگران دفاعی ایالات متحده به نوشتن مطالعههای متعدد و برگزاری بازیهای جنگی بیپایان پرداختهاند تا بررسی کنند که جنگ بر سر تایوان چگونه ممکن است پیش برود. تقریباً همه به این نتیجه رسیدهاند که چین از موشکهای بالستیک، کروز و هایپرصوت برای حمله به تایوان و پایگاههای ایالات متحده در ژاپن و فیلیپین استفاده خواهد کرد. پکن احتمالاً یک کمپین هوایی وسیع برای نابود کردن تایوان راهاندازی خواهد کرد و همچنین هزاران موشک بالستیک و کروز—بسته به مدل و سناریو—به سمت پایگاههای ایالات متحده شلیک خواهد کرد تا یا کشتیهای نیروی دریایی ایالات متحده را غرق کند یا آنها را از سواحل چین دور کند. تحلیلگران اغلب پیشبینی میکنند که تخریب کامل صورت خواهد گرفت و عملیات هوایی و دریایی ایالات متحده در نزدیکی تایوان را غیرممکن میسازد. مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی در سال ۲۰۲۲ یک بازی جنگی را ۲۴ بار اجرا کرد و دریافت که ایالات متحده و ژاپن “دهها کشتی، صدها هواپیما و هزاران نیروی نظامی را از دست دادند”—ضررهایی که “موقعیت جهانی ایالات متحده را برای سالها آسیبدیده کرد.”
جنگ در ایران نشان میدهد که ایالات متحده و متحدان آسیایی آن دارای آسیبپذیریهایی هستند. به عنوان مثال، در جنگ بر سر تایوان، چین ممکن است از الگوی اسرائیلی و آمریکایی پیروی کند و سعی کند رهبری سیاسی و نظامی تایوان را با حملات مستقیم یا اقدامات پنهانی از بین ببرد. شایعاتی وجود دارد که پکن در تایوان و سایر نقاط منطقه حامیان زیادی دارد. عوامل آن ممکن است به خوبی در شناسایی، مکانیابی و ردیابی رهبران کلیدی قرار داشته باشند. امنیت عملیاتی و ضد اطلاعات بهتر تایوان و ایالات متحده برای جلوگیری از این فعالیتها ضروری است.
علاوه بر این، موشکها و دفاع هوایی چین بسیار قویتر از ایران هستند. گزارشها حاکی از آن است که پکن دارای موشکهای هایپرصوت پروتوتایپ است که سریع، قابل مانور و دشوار برای رهگیری هستند. همچنین احتمالاً توانایی بهتری در شناسایی اهداف حیاتی، از جمله رادارها، سیستمهای دفاع هوایی و کشتیهای در حال حرکت دارد. بالاتر از همه، جنگ با ایران ذخیره موشکهای رهگیر ایالات متحده را کاهش داده است و واشنگتن باید آنها را هر چه سریعتر تجدید کند. در غیر این صورت، نیروهای ایالات متحده در برابر حملات چین بسیار آسیبپذیرتر از حملات ایران خواهند بود.
اما به طور کلی، موفقیت واشنگتن سوالاتی را درباره فرضیات بدبینانه در مورد تایوان مطرح میکند، به ویژه با توجه به اینکه چند موشک و پهپاد ایرانی توانستهاند از دفاعهای ایالات متحده و متحدان عبور کنند. بمباران ایران به هیچ وجه کوچک نبود—تا اواسط مارس تقریباً ۸۵۰ موشک بالستیک و کروز شلیک کرده بود—و به وضوح به اندازهای بزرگ بود که نیاز به ارزیابی مجدد تعداد موشکهایی که دفاعهای ایالات متحده و متحدان ممکن است رهگیری کنند، را توجیه کند. حتی یک کاهش کوچک در کارایی حملات چین میتواند قابل توجه باشد اگر به برخی از پایگاههای ایالات متحده و تعداد خوبی از کشتیها اجازه دهد که عملیاتی باقی بمانند. بازیهای جنگی معمولاً فرض میکنند که دفاعهای هوایی ایالات متحده و متحدان میتوانند بین ۷۵ تا ۹۱ درصد از موشکهای ورودی را ساقط کنند، تا زمانی که موشکهای رهگیر تمام شوند یا توسط دشمن نابود شوند. اما جنگ با ایران نشان میدهد که این اعداد ممکن است خیلی پایین باشند. به نظر میرسد امارات متحده عربی ۹۹ درصد از تمام موشکهای ورودی را رهگیری کرده و همچنین در برابر پهپادها نیز عملکرد خوبی داشته است، بدون اینکه موشکهای رهگیر خود را خالی کند. اگر دفاعهای ایالات متحده و متحدان دوباره در جنگی علیه چین بیشتر از آنچه انتظار میرفت کارآمد باشند (و اگر واشنگتن به درستی ذخایر خود را تجدید کند)، پایگاههای در اقیانوس آرام غربی ممکن است بمباران چینی را تحمل کنند و به عملیات هوایی و دریایی ایالات متحده اجازه دهند تا نیروهای چینی را در حین حمله به تایوان تضعیف کنند. ارتش ایالات متحده ممکن است هنوز نتواند یک حمله چینی را متوقف کند، اما اگر چین انتظار داشته باشد که خسارات بیشتری متحمل شود، ممکن است محاسبات خود را تغییر دهد.
چین همچنین ممکن است به دلیل ایمنی پرتابگرهای موشک بالستیک و فرماندهان نظامی خود نگران باشد، بسته به کارایی دفاعهای هوایی چین. اگر این دفاعها با قابلیتهای ایالات متحده و اسرائیل که در چند هفته گذشته به نمایش گذاشته شدهاند، مطابقت داشته باشند، نگرانی کمتری وجود دارد، زیرا ایالات متحده قادر نخواهد بود حملات سر بریدن انجام دهد یا موشکهای بالستیک و سایر اهداف متحرک را در صورت وقوع جنگ شکار کند. با این حال، اگر قابلیتهای چین به طور قابل توجهی ضعیفتر باشد—که بعید است، اما امکانی است که چین نمیتواند آن را نادیده بگیرد—پرتابگرهای موشک آن در زمین و حتی رهبری نظامیاش آسیبپذیر خواهند بود.
این هزینههای پیشبینیشده باید بر محاسبات استراتژیک چین تأثیر بگذارد، به ویژه اگر نیروهای ایالات متحده که اکنون در خاورمیانه مشغول هستند، پس از پایان جنگ کنونی به سرعت به آسیا منتقل شوند. رهبر چین، شی جینپینگ، ممکن است تصمیم بگیرد که تهاجم را به تعویق بیندازد تا ارتش او بتواند به اندازه کافی موشکهای بالستیک، موشکهای هایپرصوت و پهپادها را برای غلبه بر دفاعهای ایالات متحده و متحدان که بهتر از آنچه انتظار میرفت عمل میکنند، بسازد. آسیب اقتصادی جنگ در ایران نیز ممکن است شی را به تأخیر بیندازد. جنگی در آسیا تجارت را متوقف کرده و صنعت نیمههادی تایوان را معلق خواهد کرد و به اقتصادهای ایالات متحده و چین آسیب خواهد زد. با در نظر گرفتن این عواقب ناخواسته و دشواریهای فزاینده یک کمپین نظامی، شی ممکن است به جای آن بر روی روشهای دیگری برای پیگیری “تجدید وحدت” با تایوان، مانند دیپلماسی، اجبار اقتصادی و مشوقها، و زیر پا گذاشتن سیاسی تمرکز کند.
زمانی برای بازنگری
در چهار سال گذشته، پهپادهای دید اول شخص، تاکتیکهای پیادهنظام واحدهای کوچک را در اوکراین متحول کرده و پهپادهای سطحی برتری ناوگانهای متعارف در دریای سیاه را تضعیف کردهاند. این موفقیتها نشان داده است که در درگیریهای آینده، موشکهای بالستیک، موشکهای کروز و پهپادهای حمله یکطرفه میتوانند برای incapacitate کردن نیروهای نظامی ایالات متحده و متحدانش و ایجاد ویرانیهای اقتصادی و غیرنظامی وسیع مورد استفاده قرار گیرند. با این حال، موفقیتهای دفاع موشکی و حملات سر بریدن در کاهش تهدیدات موشکی و پهپادی ایران نشان میدهد که خطر چنین کمپینهای تهاجمی اغراقآمیز بوده است. به جای اینکه به یک دشمن ظرفیت نابود کردن کل پایگاهها و خنثی کردن نیروهای نظامی ایالات متحده و متحدانش را بدهد، حملات موشکی و پهپادی ممکن است بیشتر شبیه کمپینهای بمباران سنتی عمل کنند که به آرامی در طول زمان به اهداف کلیدی آسیب میزنند. اثرات چنین کمپینهایی میتواند با سرمایهگذاریهای دفاعی کاهش یابد. ممکن است قدرت نمایش ایالات متحده نسبتاً بدون آسیب باقی بماند.
تنها شش هفته پس از آغاز جنگ با ایران، هر ارزیابی از پیامدهای آن به ناچار یک ارزیابی مقدماتی است. اما موفقیتهای تاکتیکی ایالات متحده و اسرائیل تا کنون باید واشنگتن را به بازنگری در تفکر عملیاتی و استراتژیک خود ترغیب کند. گنجاندن معیارهای عملکرد واقعی—مانند نرخهای اصابت و هزینههای رهگیرها—از جنگ در ایران به مدلسازی، بازیهای جنگی و محاسبات کمی ایالات متحده میتواند نتایج مورد انتظار در یک درگیری بالقوه با چین را تغییر دهد، که میتواند به ارتش ایالات متحده کمک کند تا برنامههای عملیاتی خود را بهبود بخشد.
علاوه بر این، نمایش قابلیتهای آمریکایی در ایران باید به عنوان یک هشدار برای دشمنان ایالات متحده عمل کند. این ممکن است حتی برای بازداشتن چین، قویترین آنها، کافی باشد. و اگر چنین باشد—اگر پکن در تهاجم خود تجدید نظر کند و واشنگتن به آسیبپذیریهای باقیمانده خود در آسیا رسیدگی کند—جنگ کنونی میتواند نتایج مثبتی داشته باشد. این میتواند آسیا را در سالهای آینده در صلح نگه دارد.

