نظارت قوی خارجی بر اجرای طرح خلع سلاح حزبالله در لبنان میتواند به جلوگیری از تشدید نظامی قریبالوقوع اسرائیل کمک کند و دستاوردهای دیپلماتیک اخیر را در مسیر رسیدن به یک توافق صلح نهایی حفظ نماید.
برای اولین بار از زمان تأسیس آن در نوامبر ۲۰۲۴، سازوکار آمریکایی-فرانسوی مسئول نظارت بر توافق آتشبس اسرائیل و لبنان دچار تغییرات قابل توجهی شده است. آخرین جلسه آن شامل نمایندگان غیرنظامی از هر دو طرف بود: سایمون کارام، سفیر پیشین لبنان در ایالات متحده که در دهه ۱۹۹۰ بهطور علنی با کنترل سوریه بر کشورش مخالفت کرد، و اوری رسنیک، مدیر ارشد سیاست خارجی در شورای امنیت ملی اسرائیل.
اگرچه حضور آنها پاسخی خوشایند به هدف دیرینه واشنگتن برای گسترش گفتوگو بین لبنان و اسرائیل بود، اما سرعت خلع سلاح حزبالله همچنان مهمترین سوال باقیمانده است، بنابراین تنها بحثهای گسترده ممکن است از فروپاشی جلوگیری نکند. سازوکار آمریکایی-فرانسوی سال گذشته به توقف جنگ کمک کرد و میتواند آتشبس را در سال دوم حفظ کند، اما تنها در صورتی که واشنگتن، پاریس و شرکای آنها بهطور قوی در تسهیل فرآیند خلع سلاح و ایجاد چارچوبی برای گفتوگوی مستمر بین اسرائیل و لبنان درگیر شوند. بدون مداخله طرف سوم، تشدید و حتی احتمال بازگشت به جنگ، محتملترین سناریوها در ماههای آینده خواهند بود.
سال اول سازوکار
سازوکار نظارت و اجرای بینالمللی تحت ریاست ایالات متحده و شامل نمایندگانی از اسرائیل، لبنان، فرانسه و نیروهای موقت سازمان ملل در لبنان (یونیفل)، نقش نهایی کردن مذاکرات برای پایان دادن به جنگ، نظارت بر رعایت شرایط آتشبس و تأیید تخریب زیرساختهای نظامی حزبالله را بر عهده گرفت، که از جنوب آغاز شد. رهبری ایالات متحده امکان گفتوگوهای نظامی بین اسرائیل و لبنان را دوباره فراهم کرد—سیزده جلسه از این نوع در سال اول سازوکار IMIM برگزار شد که بر اساس “جلسات سهجانبه” یونیفل که از ۲۰۰۶ تا ۲۰۲۳ برگزار شد، بنا شده بود.
دو تحول، وضعیت را در نوامبر ۲۰۲۴ بسیار متفاوت از آنچه پس از پایان جنگ قبلی در آگوست ۲۰۰۶ مشاهده شد، ساخت. اول، حزبالله بهطور جدی از جنگ آسیب دیده بود و برخلاف سال ۲۰۰۶، نمیتوانست بهطور جدی ادعای پیروزی کند. دوم، واشنگتن با یک نامه جانبی موافقت کرد که به نیروهای دفاعی اسرائیل (IDF) اجازه میدهد به تهدیدات قریبالوقوع حزبالله و نقضهای آتشبس در جنوب لبنان در هر زمان پاسخ دهند و در سایر نقاط کشور اگر نیروهای مسلح لبنان (LAF) پس از گزارش نقضها اقدامی انجام ندهند.
گسترش دامنه سازوکار به “مسائل غیرنظامی”
اضافه کردن مقامات غیرنظامی به بحثهای IMIM یک گام اولیه حیاتی است، اما موفقیت هنوز به تولید نتایج ملموس بستگی دارد. در ماه مارس، مورگان اورتاگوس—معاون ویژه ایالات متحده برای خاورمیانه در آن زمان—اعلام کرد که واشنگتن دو کشور را گرد هم خواهد آورد تا مسائل حساس مانند زندانیان لبنانی که توسط اسرائیل نگهداری میشوند و پنج نقطه مرزی که واحدهای زمینی IDF هنوز در داخل لبنان مستقر هستند، حل و فصل کند.
با این حال، گروههای کاری هرگز تشکیل نشدند. امروز، گسترش دامنه شرکتکنندگان رویکرد جدیدی برای تقویت گفتوگو در این مسائل ارائه میدهد، همانطور که اورتاگوس در نقش کنونی خود بهعنوان نماینده ویژه ایالات متحده برای لبنان تأکید کرده است.
این تغییر عمدتاً توسط رئیسجمهور جوزف عون هدایت شد، که در سخنرانی ۲۱ نوامبر خود اعلام کرد بیروت آماده است تا توافقی برای پایان دادن به حملات مرزی مذاکره کند و بهطور اساسی گفتوگوی مستقیم را تأیید کرد. نخستوزیر نواف سلام این تغییر را با تأکید بر اینکه حزبالله باید خلع سلاح شود، تقویت کرد و استدلال کرد که سلاحهای آن نه تنها اسرائیل را بازدارنده نمیکند بلکه از لبنان نیز حفاظت نمیکند. حتی نبیه بری، رئیس مجلس و متحد حزبالله، از تصمیم برای گسترش دستور کار IMIM با اضافه کردن غیرنظامیان حمایت کرد.
اگرچه بحثهای گسترشیافته، جو مذاکرهای در کوتاهمدت را بهبود میبخشد و شانسهای توافق صلح اسرائیل و لبنان را در آینده افزایش میدهد، دو عامل میتواند دستاوردهای دیپلماتیک جدید را نابود کند: (۱) سیگنالهای مختلط بیشتر لبنان درباره “مهار” بهجای “خلع سلاح” حزبالله در شمال رودخانه لیتانی، رویکردی که از تعهدات بیروت تحت توافق آتشبس کوتاه میآید، و (۲) تشدید نظامی اسرائیل در پاسخ به شکافهای موجود در رعایت لبنان در زمین. سازوکار آمریکایی-فرانسوی میتواند به همه طرفها ساختار و وضوح لازم برای پاسخ به این چالشها و پیشرفت قابل مشاهده به سمت خلع سلاح کامل را ارائه دهد.
پر کردن شکاف درک در جبهه نظامی
با وجود دستاوردهای IMIM، مقامات هر دو طرف از کارایی کلی این سازوکار ابراز ناامیدی کردهاند. اسرائیل به تعهد لبنان به خلع سلاح حزبالله بیاعتماد است و آن را به کندی (یا عدم) پاسخ به اطلاعات مشترک متهم میکند؛ بیروت پاسخ داده است که IDF اغلب اطلاعات مربوط به حملات نظامی آینده را پنهان میکند و اینکه اطلاعیههای اسرائیلی گاهی اوقات منجر به انحراف منابع محدود LAF به جستجوهای غیرضروری میشود.
با این حال، لبنان باید بپذیرد که هیچ جایگزینی برای سیستم کنونی وجود ندارد، زیرا LAF به شدت به اطلاعاتی که توسط سازوکار به اشتراک گذاشته میشود، وابسته است. از منظر واشنگتن، بار اثبات بر عهده LAF است تا نشان دهد که در حال اجرای طرح خلع سلاح مورد تأیید بیروت در سپتامبر است. یکی از راهها برای نشان دادن جدیت رویکرد لبنان، برداشتن پرده راز از این طرح (بهطور زیر) است که شک و تردیدهایی را در مورد تمایل مقامات به اجرای آن ایجاد کرده است.
توصیهها
اگر ایالات متحده و شرکای آن امیدوارند که از سناریوی قریبالوقوع فروپاشی آتشبس و تشدید نظامی جلوگیری کنند، باید یک فرآیند تأیید برای اقدامات ارتش لبنان (LAF) را تصویب و رسمی کنند که از جنوب لیتانی آغاز شده و بر روی مراحل زیر تمرکز کند:
گسترش IMIM برای نظارت بر طرح خلع سلاح و ایجاد اعتماد در هر دو طرف. در آخرین جلسه IMIM، لبنان بهطور گزارششدهای به یک پیشنهاد برای نظارت بر پیشرفتهای LAF ابراز آمادگی کرده است. این یک تحول خوشایند خواهد بود—بر اساس بحثها با مقامات مختلف، جلسات IMIM در سال گذشته بیش از حد بر روی تأیید کردن به جای حل و فصل دیدگاههای متفاوت اسرائیل و لبنان در مورد چگونگی و مکان خلع سلاح حزبالله متمرکز بوده است.
پس از ارزیابی ارزیابی هر طرف، رئیس آمریکایی این مکانیزم نتوانسته است بهطور کامل یکی از آنها را تأیید یا رد کند. غریزه واشنگتن ممکن است به اعتماد به ارزیابی IDF باشد، اما نقش آن بهعنوان رئیس همچنین شامل توجه جدی به ارزیابی LAF است، سازمانی که مقامات آمریکایی میخواهند آن را تقویت و توانمند کنند تا حزبالله را تضعیف کند. تقویت LAF همچنین میتواند بهطور غیرمستقیم حاکمیت لبنان را تقویت کند، با محافظت از کشور در برابر نفوذ بدخواهانه ایران.
اگرچه بیروت بهطور عمومی طرح خلع سلاح خود را فاش نکرده است، گزارشهای رسانهای و اظهارات وزرای لبنانی نشان دادهاند که مأموریت LAF باید بهصورت مرحلهای پیش برود. مرحله اول بر روی خلع سلاح در جنوب لیتانی متمرکز خواهد بود و بهطور گزارششدهای تا پایان سال 2025 تکمیل خواهد شد. انتقال به مرحله 2—خلع سلاح در مناطق شمال لیتانی—نیازمند توافق بر روی دستاوردهای LAF در مرحله 1 خواهد بود.
در حال حاضر، تنها بازیگری که اسرائیل به آن در این فرآیند اعتماد دارد، ایالات متحده است. بنابراین، طرفها باید به گسترش مسئولیتهای مکانیزم موجود تحت رهبری ایالات متحده با رسمی کردن یک فرآیند تأیید شده برای مأموریت خلع سلاح LAF فکر کنند و بدین ترتیب فرضیهای را آزمایش کنند که این نیرو واقعاً در حال انجام اقداماتی است که ادعا میکند برای رسیدگی به سایتهای حزبالله در جنوب انجام میدهد. چنین گسترشی احتمالاً به تمایل LAF برای بازرسی “املاک خصوصی” وابسته خواهد بود.
اما اگر LAF بتواند مقامات آمریکایی را متقاعد کند که مرحله 1 را اجرا میکند، واشنگتن میتواند سپس بر روی متقاعد کردن اسرائیل و انتقال به مرحله 2 کار کند. این مکانیزم همچنین بهترین محل برای روشن کردن این موضوع است که مسئولیت نهایی LAF تحت توافق آتشبس، خلع سلاح حزبالله در سرتاسر کشور است.
از سوی خود، بیروت به هر پیشنهادی که اسرائیل را به اتخاذ اقداماتی متناسب با تلاشهای لبنان ترغیب کند، باز است. این با طرح خلع سلاح لبنانی سازگار خواهد بود که بهطور گزارششدهای مشخص میکند که پیشرفت از مرحله 1 به مرحله 2 نیازمند اقدامهای کافی از سوی اسرائیل است.
این نوع متقابلسازی بسیار حیاتی است زیرا رقابت شدیدی برای مشروعیت در حال حاضر در داخل لبنان در حال جریان است و بهترین راه برای تقویت اعتبار قوه مجریه، نشان دادن این است که ارتباطات آن با اسرائیل مؤثرترین راه برای حفظ حاکمیت لبنانی بوده است. رئیسجمهور عون و LAF به حداکثر اعتبار داخلی ممکن نیاز خواهند داشت تا بتوانند با تلاشهای خلع سلاح در شمال پیش بروند، که چالشهای بزرگتری نسبت به جنوب خواهد داشت. برعکس، اگر این مکانیزم نتواند به نتیجه برسد، حزبالله احتمالاً در نبرد روایتها در لبنان پیروز خواهد شد و به اندازه کافی از شهروندان متقاعد خواهد کرد که عون تنها موضع نظامی اسرائیل را تقویت کرده است.
برای تأیید اینکه خلع سلاح واقعاً در جنوب انجام شده است، واشنگتن ممکن است همچنین نیاز به گسترش مأموریت و اندازه نیروی آمریکایی در لبنان (حدود سی نفر در حال حاضر) داشته باشد. دولت ترامپ تمایل خود را برای افزایش حضور نظارتی آمریکا در خاورمیانه نشان داده است زمانی که فرصتی واقعی برای موفقیت در ابتکارات با ریسک بالا ببیند و اکنون زمان عمل در لبنان است.
استفاده از ساختارهای موجود. شرکایی مانند ذخیره فرماندهی نیروهای UNIFIL میتوانند نقش مفیدی در کمک به مکانیزم تحت رهبری ایالات متحده برای نظارت بر خلع سلاح ایفا کنند. نیروهای صلحبان فرانسوی و فنلاندی FCR قادر به استقرار در سرتاسر منطقه عملیاتی UNIFIL (یعنی جنوب لیتانی) هستند و شهرت بهتری نسبت به سایر اجزای UNIFIL دارند. فرانسه در حال حاضر 700 نیروی صلحبان FCR در زمین دارد و فنلاند 200 نفر دیگر.
مشروط کردن تأمین مالی خارجی به عملکرد LAF. با وجود کاهش کلی کمکهای خارجی ایالات متحده در سطح جهانی، دولت ترامپ به تأمین مالی LAF ادامه داده است تا حمایت خود را از مأموریت حیاتی خلع سلاح حزبالله نشان دهد—بهویژه پس از اینکه ارتش اعلام کرد که از قابلیتهای لازم برای انجام این مأموریت برخوردار نیست. با این حال، قانون مجوز دفاع ملی (NDAA) ایالات متحده بهنظر میرسد که این حمایت را مشروط کرده است و به “گزینههای تعلیق کمک” اشاره دارد اگر LAF از خلع سلاح حزبالله امتناع کند.
IMIM میتواند به ایجاد هماهنگی بیشتر بین این دو موضوع—خلع سلاح حزبالله و حمایت ایالات متحده از LAF—با ایجاد معیارهایی متناسب با طرح خلع سلاح کمک کند. در کوتاهمدت، طرفها میتوانند با مشروط کردن تأمین مالی ایالات متحده به تکمیل موفقیتآمیز مرحله 1 توسط LAF، الزامات NDAA را برآورده کنند.
بهطور مشابه، کنفرانس بینالمللی که بهطور طولانی درباره حمایت از LAF بحث شده است—که اکنون انتظار میرود در اوایل سال 2026 برگزار شود—احتمالاً نیاز به تلاشهایی برای رسیدگی به الزامات اعلامشده عربستان سعودی برای پیشرفت ملموس در خلع سلاح حزبالله خواهد داشت. در آمادهسازی برای کنفرانس، انتظار میرود جلسهای هفته آینده در پاریس برگزار شود که نمایندگان عربستان، ایالات متحده و فرانسه را گرد هم میآورد. نظارت قویتر بر طرح خلع سلاح بدون شک به متقاعد کردن ریاض کمک خواهد کرد که زمان مناسب برای کمک به تقویت ارتش لبنان فرا رسیده است.
