پس از تهدید به تشدید فاجعهبار، ترامپ با ایران بر سر آتشبس موقت توافق کرده است. اروپاییها باید از این لحظه برای فشار فوری به سمت صلحی پایدارتر استفاده کنند.
رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، از لبه پرتگاه عقبنشینی کرده است. پس از پنج هفته درگیری با ایران، ایالات متحده پیشنهاد پاکستان برای آتشبس دو هفتهای را که به بازگشایی تنگه هرمز توسط ایران مرتبط است، پذیرفته و ترامپ به یک طرح ۱۰ مادهای ایرانی به عنوان “پایهای قابل مذاکره” اشاره کرده است. این آتشبس به عنوان یک خروجی به شدت مورد نیاز مطرح میشود: این درگیری عواقب ویرانگری داشته است—با پیامدهای حاد برای منافع اقتصادی و امنیتی اروپا—و تهدیدهای ترامپ برای نابودی “یک تمدن کامل” نگرانیها را از بدتر شدن اوضاع افزایش داده است.
با ادامه حملات اسرائیل و ایران پس از اعلام آتشبس، نباید درباره ضعف آن توهمی وجود داشته باشد. این توافق به طور معناداری به دینامیکهای اصلی که در پس این درگیری قرار دارد—از جمله مخالفت ایالات متحده با برنامه هستهای ایران و تمایل تهران به دریافت تضمینهای اقتصادی و امنیتی—نمیپردازد و اگر هر دو طرف به خواستههای حداکثری خود پایبند بمانند، مذاکرات میتواند به سرعت به شکست بینجامد.
عقبنشینی به جنگی وسیعتر نیز میتواند از سوی اسرائیل رخ دهد. دولت اسرائیل احتمالاً با این توافق مخالف است زیرا رژیم ایرانی همچنان پابرجاست و به ذخایر اورانیوم غنیشده و قابلیتهای موشکی مؤثر خود دسترسی دارد. علاوه بر این، دولت اسرائیل میگوید این توافق در لبنان اعمال نمیشود و به حملات شدید به حزبالله و کشور وسیعتر ادامه میدهد که میتواند موجب تلافیجویی ایرانی شود.
آتشبس همچنین خطر تثبیت کنترل ایران بر تنگه هرمز را به همراه دارد، به طوری که تهران اعلام کرده است کشتیها باید عوارض پرداخت کنند و عبور و مرور را با نیروهای مسلح خود هماهنگ کنند.
از توقف به صلح
دولتهای اروپایی باید تلاشهای فوری خود را بر حفظ آتشبس متمرکز کنند. این به معنای حمایت از تلاشهای تحت رهبری پاکستان برای تأمین توافقی گستردهتر به منظور پایان دائمی جنگ است. این مسیر باید به طور معناداری به نگرانیهای آمریکایی درباره برنامه هستهای ایران و نیاز تهران به تضمینهای امنیتی و کمکهای اقتصادی واقعی بپردازد. دومی همچنین کلیدی خواهد بود برای اطمینان از اینکه تهران از کنترل جاری خود بر هرمز برای استخراج درآمد بهرهبرداری نکند. اروپاییها باید به طور نزدیک با کشورهای میانجی و بازیگران کلیدی خلیج فارس همکاری کنند تا هر دو طرف تهران و واشنگتن را تحت فشار قرار دهند تا بر اساس مذاکراتی که بلافاصله قبل از درگیری نشاندهنده نشانههایی از توافق ممکن بود، به سمت یک سازش حرکت کنند.
به عنوان بخشی از این تلاش، اروپاییها باید برای تشویق توافق گستردهتر تلاش کنند. برای ترغیب ترامپ، که بر پیامدهای اقتصادی جنگ متمرکز خواهد بود، کشورهای اروپایی باید به سرعت به بررسی استقرار یک مأموریت دریایی اروپایی یا چندملیتی در تنگه هرمز بپردازند. این به قفل کردن دستاوردهای فوری آتشبس و بازگرداندن اعتماد لازم برای عبور تجاری کمک خواهد کرد. همچنین نیاز به هماهنگی نزدیک با تمام بازیگران خلیج فارس، از جمله ایران، خواهد داشت.
این تلاش همچنین میتواند شامل ارائه یک بسته اقتصادی “روز بعد” به ایران باشد، مانند حمایت از بازسازی زیرساختهای انرژی. در انجام این کار، اروپاییها باید بر هدایت حمایتی که نیازهای مردم ایران را برآورده میکند، تمرکز قوی داشته باشند، کشوری که ویران شده و اکنون با رژیمی حتی سختگیرتر مواجه است. این باید شامل تأمین مالی کمکهای انسانی باشد.
سرانجام، دولتهای اروپایی باید به طور فوری از اسرائیل بخواهند که حملات خود را در لبنان متوقف کند و از اقداماتی که میتواند درگیری با ایران را دوباره شعلهور کند، خودداری کند. چشماندازهای آتشبس در لبنان میتواند با حمایت بیشتر اروپا از دولت و نیروهای مسلح لبنان—که بازیگران کلیدی داخلی برای خلع سلاح حزبالله هستند—تقویت شود و تمایل اروپا به حفظ نقش امنیتی در جنوب کشور.
هنوز کار تمام نشده است
مذاکرات بیشتر ایالات متحده و ایران قرار است در اسلامآباد در اواخر این هفته برگزار شود. خواستههای ایران بر اساس طرح ۱۰ مادهای شامل پایان دائمی درگیری، حق غنیسازی، لغو تمامی تحریمها، حق عوارض برای کشتیهای استفادهکننده از تنگه هرمز و خروج نیروهای نظامی ایالات متحده از پایگاههای خود در خاورمیانه است. ایالات متحده به احتمال زیاد این شرایط را نخواهد پذیرفت.

