افزایش هزینههای ساخت و ساز ناشی از مسدود شدن تنگه هرمز ممکن است فشار بیشتری بر عرضه مسکن جهانی که از قبل تحت فشار است، وارد کند.
اختلال در تنگه هرمز و تأسیسات تولیدی در اقتصاد کشورهای حاشیه خلیج فارس در ماه گذشته نه تنها بر بازارهای انرژی تأثیر گذاشته بلکه بر تولید و حمل و نقل ورودیهای کلیدی ساخت و ساز نیز تأثیر گذاشته است. این تأثیرات پس از توقف فرود موشکها و پرواز پهپادها همچنان ادامه خواهد داشت. در واقع، هنوز مشخص نیست که آیا تنگه پس از اعلام آتشبس میانجیگری شده توسط پاکستان در ۷ آوریل واقعاً برای حمل و نقل بینالمللی باز خواهد شد یا خیر. پس از حملات اسرائیل به لبنان، ایران قبلاً دستور بسته شدن دوباره تنگه را صادر کرده است.
فراتر از سوخت، زنجیرههای تأمین جهانی برای مصالح ساختمانی—سیمان، شن و مواد پتروشیمی پایه مانند پلاستیک—تحت فشار هستند. پتروشیمیها برای تولید پلاستیکهایی که برای عایقکاری و لولهکشی استفاده میشوند، به کار میروند. شاخص خشک بالتیک، که معیاری مفید برای هزینههای تجارت عمدهفروشی جهانی است، همچنان در حال افزایش است.
بسته شدن تنگه، هرچند موقتی، شرکتهای حمل و نقل و تقاضای نفت را مجبور به تغییر مسیر به سمت دیگر کرده است. بازگشت به یک برنامه حمل و نقل عادیتر، اگر آتشبس برقرار بماند، زمان قابل توجهی خواهد برد.
هزینههای انرژی ۳۰ تا ۴۰ درصد از هزینههای تولید سیمان و ۲۰ تا ۴۰ درصد از هزینههای تولید فولاد را تشکیل میدهد. مصرفکنندگان افزایش چشمگیر هزینهها را متحمل خواهند شد. شوک جنگ ایران تنها چند سال پس از پاندمی COVID-19، که خود یک اختلال بزرگ در سیستم تأمین و انرژی بود، رخ میدهد. در برخی بازارها، قیمتهای فولاد در دوران بهبودی اقتصادی پس از پاندمی ۲۰۰ درصد افزایش یافته است. این بحران احتمالاً شوک اقتصادی به این شدت را نخواهد دید، اما تأثیر آن هماکنون احساس میشود.
اختلالات زنجیره تأمین مانند این معمولاً ابتدا در اقتصادهایی که از کانون دور هستند، احساس میشود. تعهد دولت استرالیا به ساخت ۱.۲ میلیون خانه تا سال ۲۰۲۸ اکنون به دلیل افزایش هزینههای ساخت تحت فشار قرار گرفته است. به مرور زمان، تلاشهای بازسازی در هر دو طرف خلیج عربی ظرفیت جهانی بیشتری را جذب خواهد کرد.
برای ایالات متحده، که کمتر تحت تأثیر قرار خواهد گرفت، هنوز کمبود ۴.۵ میلیون واحد مسکونی به شدت احساس میشود. اقتصادهای اروپا نیز تحت تأثیر قرار گرفتهاند. هلند یکی از بدترین بنبستهای مسکن در اروپا را دارد و برنامهریزی کرده بود که سالانه ۱۰۰,۰۰۰ واحد مسکونی بسازد تا به معضل بحران کمک کند. وزیر جدید مسکن آن یک افسر نظامی سابق است، نشانهای از جدیت مسئله برای دولت هلند.
البته، ظرفیت اضافی در سیستم وجود دارد. اما حتی آن نیز ممکن است برای برآورده کردن تقاضاهای رقیب در یک محیط بحرانزده کافی نباشد.
بحران مسکن جهانی حاد است؛ بیش از ۳۰۰ میلیون نفر در سراسر جهان بیخانمان هستند و بیش از ۱ میلیارد نفر در سکونتگاههای غیررسمی یا زاغهها بدون دسترسی مطمئن به آب پاک یا بهداشت اولیه زندگی میکنند. در خاورمیانه، دهها میلیون نفر در سکونتگاههای غیررسمی زندگی میکنند، جایی که خدمات عمومی محدود یا وجود ندارد. در مصر، کشوری با حدود ۱۰۰ میلیون نفر، این عدد ممکن است به ۲۲ میلیون برسد. انواعی از این ناامنی مسکن حتی در برخی نقاط خلیج نیز یافت میشود.
امسال شاهد رویدادها و بزرگداشتهایی در سراسر جهان عرب به مناسبت ۱۵ سالگی آغاز بهار عربی بودهایم. آشفتگی سال ۲۰۱۱ رژیمها را در تونس و مصر سرنگون کرد، جنگ داخلی در سوریه را شعلهور ساخت و به بیثباتی طولانیمدت در یمن کمک کرد. موج دوم بعداً دولتها را در الجزایر و سودان سرنگون کرد.
کشورهای عربی خلیج عمدتاً از این مسیر مشابه اجتناب کردند و یک قرارداد اجتماعی جدید و نانوشته اما پایدار را بنا نهادند. مسکن یارانهای برای شهروندان یکی از ارکان این توافق است و باید در پی جنگ ایران همچنان باقی بماند.
در امارات متحده عربی، پروژههای جدید بزرگ به رغم حملات موشکی و پهپادی ایران به ساخت و ساز ادامه دادهاند. زمین برای سایر پروژههای جدید نیز آماده شده است، هرچند اینها معمولاً تجاری هستند تا مسکونی. با این حال، توانایی کشورهای خلیج برای حفظ این مدل اقتصادی و اجتماعی سخاوتمندانه در میانمدت و بلندمدت به یک خلیج فارس پایدار بستگی خواهد داشت. اگر جنگ ایران یک درس به ما آموخته باشد، این است که این چشمانداز دیگر نمیتواند به راحتی فرض شود.
بحران تنگه هرمز به بازارهای انرژی، زنجیرههای تأمین و در نهایت، هزینههای مسکن و زندگی روزمره سرایت کرده است. عواقب آن به آرامی در نقاط دورتر محو خواهد شد و اثرات ثانویه و ثالث آن برای سالها در سیستم اقتصادی جهانی ادامه خواهد یافت.

