آمریکا به این اقلیت مستقل در سوریه و عراق تکیه کرده و سپس زمانی که دیگر به آنها نیازی نداشت، از آنها فاصله گرفت.
در تاریخ ۴ مارس، دونالد ترامپ با مصطفی هجری، رئیس حزب دموکرات کردستان ایران و رهبران دو حزب اصلی کرد در عراق صحبت کرد. او از گروههای کرد ایرانی خواست تا حملاتی در داخل ایران انجام دهند و به رهبران کرد عراقی هشدار داد که در مسیر برنامههای واشنگتن قرار نگیرند.
علاوه بر این، گزارشها نشان میدهد که سیا گروههای مخالف کرد ایرانی را به عنوان بخشی از یک برنامه جنگی گستردهتر آمریکا-اسرائیل برای مهندسی سقوط رژیم ایران و همچنین یک کمپین هوایی تسلیح و آموزش داده است. دولت این موضوع را رد کرده است.
در میان افزایش تنشها بین ایران و آمریکا-اسرائیل، پنج گروه مسلح کرد، از جمله حزب دموکرات کردستان ایران (KDPI)، حزب حیات آزاد کردستان (PJAK)، حزب آزادی کردستان (PAK)، کومله و خبات، در تاریخ ۲۲ فوریه، چند روز قبل از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل، ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران را تشکیل دادند. یک گروه ششم، حزب کومله کردستان ایران، در تاریخ ۴ مارس پس از تردید اولیه به این ائتلاف پیوست. دلیل این اقدام به نظر میرسد که ایجاد جبههای در غرب ایران، گسترش نیروهای سپاه پاسداران در چندین محور و تسریع بیثباتسازی رژیم در حالی که فشار بر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس و اسرائیل کاهش یابد، باشد.
تشکیل این ائتلاف قبل از آغاز جنگ به شدت نشان میدهد که واشنگتن از قبل با این گروهها در تماس بوده و در تلاش بوده تا آنها را تحت یک چتر برای هماهنگی برنامهریزی نظامی قرار دهد. این مدل نشانههایی از تلاشهای قبلی آمریکا برای یکپارچهسازی کردهای عراقی علیه رژیم صدام دارد.
به عنوان یک تاکتیک، تسلیح کردها از نظر عملیاتی ارزش واقعی دارد. اما سوال این است که آیا ایالات متحده قصد دارد خدمات جنگی کردها را به یک تعهد سیاسی و نهادی پایدار پس از تغییر رژیم تبدیل کند. در عراق، واشنگتن به طور عمده به این تعهد عمل کرد: کردها به رسمیت شناختن قانونی، یک منطقه فدرال و نیروهای پیشمرگه خود را به دست آوردند.
در سوریه، نتیجه برعکس بود. زمانی که آمریکا حمایت سیاسی و نظامی خود را withdrew، کردها در معرض رژیم جدید در دمشق قرار گرفتند. تسلیحات میتوانند جریان یابند، اما آیا یک اتحاد الزامآور دنبال خواهد شد تنها سوالی است که تعیین میکند آیا این تلاش به شکلی از خودمختاری کردها منجر میشود یا به چرخهای دیگر از بسیج، رهاسازی و انتقامگیری ختم میشود.
سوابق
سوابق به یک روایت ساده از خیانت مداوم مقاومت میکند. به طور کلی، کردها از ارتباط خود با ایالات متحده بهرهمند شدهاند. قیام ۱۹۹۱ سرکوب شد، اما فاجعه انسانی که پس از آن به وجود آمد، منجر به عملیات فراهم کردن آسایش و منطقه پرواز ممنوع شمالی شد و به کردهای عراقی یک دوره ۱۲ ساله برای ساخت خودگردانی از صفر داد.
بدون پوشش هوایی آمریکایی، هیچ دولتی در کردستان (KRG) امروز وجود نداشت. حمله ۲۰۰۳ صدام را سرنگون کرد و کردها به عنوان پایدارترین و pro-Western ترین ارکان دولت جدید عراق ظاهر شدند. کمپین ضد داعش کردهای سوریه را از یک اقلیت حاشیهای به یک نهاد حکومتی تبدیل کرد که تقریباً یک سوم سوریه را به مدت نزدیک به یک دهه اداره میکرد.
اینها دستاوردهای واقعی هستند. اما هر یک از آنها موقعیتی بود، که از لحظاتی به وجود آمد که منافع کردها به طور تصادفی با اولویتهای ژئوپولیتیکی آمریکا همراستا شد. زمانی که آن اولویتها تغییر کرد، واشنگتن وفاداری کردها را به عنوان یک دارایی مصرفشده تلقی کرد. اکنون به نظر میرسد که همان همراستایی ژئوپولیتیکی بین منافع واشنگتن و الهام کردهای ایرانی برای خودگردانی حداقل برای حال حاضر دوباره به وجود آمده است.
class=”MsoNormal”>در سال 1975، سیا حمایت خود را از قیام مصطفی بارزانی به محض امضای توافق الجزایر توسط شاه و صدام withdrew. در سال 1991، دولت بوش یک قیام را تشویق کرد و سپس در حالی که گارد جمهوری صدام آن را سرکوب میکرد، کنار ایستاد. در سال 2019، ترامپ از شمال شرقی سوریه خارج شد و در را برای ورود ترکیه به سرزمینی که SDF از داعش با هزینه بیش از 20,000 جان گرفته بود، باز کرد.
رفراندوم استقلال کردستان در سال 2017 آزمایشی بود برای اینکه آیا خدمت در زمان جنگ میتواند به رسمیت شناختن سیاسی تبدیل شود یا خیر. کردهای عراقی 93 درصد به استقلال رأی دادند. در عرض چند هفته، نیروهای فدرال عراقی و شبهنظامیان حشد الشعبی مورد حمایت ایران یک حمله هماهنگ را آغاز کردند. کردها کرکوک، دشت نینوا و تقریباً 40 درصد از سرزمینی را که پیشمرگهها در اختیار داشتند، از دست دادند. واشنگتن عدم مداخله را انتخاب کرد: هیچ واکنش نظامی، هیچ اولتیماتوم دیپلماتیک به بغداد. چشمانداز کنترل پیوسته کردها در عرض 72 ساعت فروپاشید.
درس این موضوع به راحتی قابل درک بود. سرزمینی که از طریق کمپینهای همسو با آمریکا تأمین شده بود، هیچ تضمینی برای حفاظت آمریکایی نداشت، زمانی که دلیل اصلی همکاری به پایان میرسید. ایالات متحده از صرف سرمایه سیاسی برای دفاع از مواضع کردها حتی در عراق، جایی که حضور نظامی رسمی و روابطی با بغداد و اربیل داشت، خودداری کرد.
ژانویه 2026 درس را بیشتر تیز کرد. در 20 ژانویه، نماینده ویژه ایالات متحده، تام باراک، اعلام کرد که نقش SDF تحت رهبری کردها به عنوان نیروی اصلی ضد داعش “به طور عمده به پایان رسیده است.” واشنگتن سپس انتقال زمینهای تحت کنترل کردها، میادین نفتی، گذرگاههای مرزی و تأسیسات بازداشت داعش را به دولت احمد الشراعه، رئیسجمهور سابق ابومحمد الجولانی، که در کمتر از یک دهه از وابسته به القاعده به رئیسجمهور شناختهشده تبدیل شد، میانجیگری کرد. به جنگجویان کرد دستور داده شد که در ارتش سوریه ادغام شوند. ساختارهای حکومتی خودمختار آنها، که در طول 10 سال جنگ ساخته شده بود، در عرض چند هفته منحل شد.
چهل و چهار روز بعد، همان دولت با رهبران کرد ایرانی درباره راهاندازی یک کمپین مسلحانه جدید تماس گرفت. این توالی همه چیز را درباره نحوه برخورد واشنگتن با کردها میگوید: هر چرخه سیاست میتواند کارایی کردها را به صفر برساند. کردهای سوری یک هدف داشتند؛ کردهای ایرانی اکنون هدف دیگری دارند. هیچ مکانیزمی اکنون وجود ندارد که خدمت اثباتشده را به یک تعهد پایدار تبدیل کند.
الگوی موجود نه وعدههای شکسته مداوم، بلکه ناامیدی عمیق برای کردها است، که در آن وفاداری کردها، که بارها و بارها نشان داده شده، هرگز در یک توافق الزامآور قفل نشده است. کاخ سفید به کردها به عنوان یک نیروی متوازن و نیروی زمینی در برابر رقبایش تکیه کرده است، اما هرگز این وابستگی را از طریق تعهدات پیمانی، تضمینهای امنیتی یا دستورات کنگره، همانطور که با تایوان انجام داده، محکم نکرده است.
مشکل این نیست که آمریکا هرگز به کردها کمک نکرده است. مشکل این است که این کمک همیشه قابل لغو بوده است.
تله عملیاتی
جغرافیای کردستان ایران این خطرات را تشدید میکند. به سمت غرب، ترکیه همه جنبشهای مسلح کرد را به عنوان تهدیدات وجودی میبیند. آنکارا قبلاً تهدید کرده است که در صورت فروپاشی نظم، تحت بهانه کنترل جریان پناهندگان، به ایران مداخله نظامی خواهد کرد.
در غربتر، بغداد و KRG اعلام کردهاند که اجازه عملیاتهای مرزی را نخواهند داد، و در شمال و شرق، تمام دستگاه جمهوری اسلامی قرار دارد: واحدهای زمینی سپاه پاسداران، شبکههای بسیج، موشکهای بالستیک و سیستمهای پهپادی که قبلاً مواضع کردها در سلیمانیه و اربیل را هدف قرار دادهاند.
در صورت بروز یک قیام مردمی علیه رژیم ایران، مبارزان کرد دارای نسلها تجربه در جنگهای کوهستانی هستند و میتوانند در زمینهایی که به خوبی میشناسند، ناپدید شوند. عدم تقارن به جمعیت غیرنظامی میافتد اگر تهران بتواند مناطق تحت تسلط کردها در ایران را دوباره تصرف کند. میلیونها کرد در سنندج، کرمانشاه و ایلام نمیتوانند به خطالراسها عقبنشینی کنند. سوابق ضد شورش سپاه پاسداران، از دستگیریهای گسترده و خشونتهای وحشیانه علیه کردها تا کمپینهای ترور در سراسر اروپا در چهار دهه گذشته، یک دکترین ثابت را نشان میدهد: رژیم جمعیت قابل دسترس را مجازات میکند، نه شورشی متحرک. در جغرافیای بسته، این محاسبه کشنده است. مبارزان عقبنشینی میکنند؛ غیرنظامیان عواقب انتقام را تحمل میکنند، مگر اینکه ایالات متحده و اسرائیل امنیت و حفاظت مستقیم فراهم کنند.
اقلیم کردستان عراق با خطرات مشابهی مواجه است. از زمان آغاز حملات ایالات متحده و اسرائیل در ۲۸ فوریه، اربیل بیش از ۷۰ موشک و پهپاد ایرانی را تحمل کرده است. سپاه پاسداران به پایگاههای KDPI در کویا، مواضع PAK در سلیمانیه و ستادهای پیشمرگه نزدیک دگاله حمله کرده است. میدان گاز خورمُر تأمین برق ایستگاههای منطقهای را متوقف کرده و باعث خاموشیها در سراسر اقلیم کردستان عراق شده است. گروههای شبهنظامی حامی ایران به اقلیم کردستان حمله کردهاند، از جمله به بخش انرژی آن. هر خط تأمین سلاح به گروههای کرد ایرانی به ناچار از اقلیم کردستان عبور میکند و اقلیم کردستان را به یک منطقه پیشرفته تبدیل میکند. تهران وعده داده است که به مؤسسات اقلیم کردستان حمله کند و هیچ تمایزی بین گروههای دریافتکننده سلاح و سرزمینی که آنها را میزبانی میکند، قائل نیست.
اقلیم کردستان، که قبلاً به دلیل پیامدهای رفراندوم ۲۰۱۷ تضعیف شده است و بین اقتدار مرکزی بغداد و حملات مرزی ترکیه تحت فشار قرار دارد، اکنون در معرض خطر تبدیل شدن به هدف اصلی انتقامجویی ایران در جنگی است که توسط اهداف آمریکایی، نه کردی، شکل گرفته است. این میتواند دستاوردهای سختکوشانه کردها در سه دهه گذشته را معکوس کند اگر واشنگتن نتواند از آنها حمایت کند.
بدون تضمینهای امنیتی و حمایت واضح از نمایندگی سیاسی کردها در هر توافق پس از رژیم، کردها خواهند جنگید، به طور موقت به دستاوردهایی خواهند رسید و سپس به تنهایی با عواقب آن مواجه خواهند شد در حالی که توجه ایالات متحده به جاهای دیگر معطوف میشود.

