با افزایش فشار چین بر تایوان، بسته شدن تنگه هرمز باید به عنوان زنگ خطری برای سیاستگذاران اروپایی عمل کند.
بسته شدن تنگه هرمز پس از آغاز جنگ ایران پیامدهای بزرگی برای اقتصاد جهانی داشته است. این امر خطوط تأمین ضروری برای نفت و گاز، کود و مواد شیمیایی صنعتی را قطع کرده و صندوق بینالمللی پول را وادار کرده است که درباره رکود جهانی احتمالی در صورت ادامه جنگ هشدار دهد. در حالی که دولتها در تلاش برای پاسخگویی هستند، درگیری در خلیج فارس باید آنها را به افزایش آمادگیهایشان برای بحران احتمالی بر سر تایوان وادار کند که تأثیرات ویرانکنندهتری بر اروپا و اقتصاد جهانی خواهد داشت.
این یک نکته دانشگاهی نیست. چین فشار نظامی، دیپلماتیک و اقتصادی خود را بر تایوان افزایش داده است، زیرا به دنبال جذب این جزیره مستقل de facto است که آن را به عنوان سرزمین حاکمیتی خود میداند. در سالهای اخیر، پکن شروع به استفاده از تمرینات نظامی برای آزمایش یک محاصره احتمالی بر تایوان کرده است. رهبران چینی از رد استفاده از زور برای دستیابی به هدف اعلام شده خود یعنی وحدت خودداری میکنند و آن را «مأموریت تاریخی که باید به انجام برسانیم» توصیف میکنند.
چرا تایوان شوک بزرگتری خواهد بود
تایوان نقش محوری در اقتصاد جهانی و زنجیرههای تأمین ایفا میکند، زیرا تولیدکننده پیشرو نیمههادیهای پیشرفته است که فناوریهای هوش مصنوعی و الکترونیکهای پیشرفته را تأمین میکند. تنگه تایوان – کانال ۱۸۰ کیلومتری که جزیره را از چین جدا میکند – یکی از شلوغترین مسیرهای دریایی جهان است. مانند تنگه هرمز، این تنگه نیز یک گلوگاه دریایی عمده است که میتواند در سناریوهای مختلف از قرنطینه گمرکی چین یا محاصره تا درگیری نظامی کامل محدود یا قطع شود. با توجه به نقشی که نیمههادیهای تایوان در پیشبرد اقتصاد جهانی ایفا میکنند، اختلالات قابل توجه در این تجارت میتواند تأثیرات فاجعهبار و زنجیرهای بر اقتصاد جهانی داشته باشد.
نیمههادیها بسیار متفاوت از هیدروکربنها مانند نفت و گاز هستند. آنها کالاهایی نیستند که به راحتی بتوان انبار کرد یا جایگزین کرد. اگر شرکتها نیاز به یافتن منابع جدید میکروچیپ داشته باشند، باید طراحی و تأیید نرمافزار خود را تغییر دهند که میتواند فرآیندهای طولانی باشد.
محاصره هوایی و دریایی چین بر تایوان میتواند منجر به کاهش ۵ درصدی تولید ناخالص داخلی جهانی شود، مشابه رکودهای بحران مالی جهانی ۲۰۰۸-۲۰۰۹ و پاندمی COVID-19، طبق پیشبینی بلومبرگ. اگر وضعیت تشدید شود و به جنگ بین ایالات متحده و چین منجر شود، اقتصاد جهانی نزدیک به ۱۰ درصد کوچکتر خواهد شد. اتحادیه اروپا و جنوب شرق آسیا از جمله مناطقی خواهند بود که بیشترین تأثیر را خواهند دید، پس از خود تایوان.
اروپا چه کاری میتواند برای آمادگی انجام دهد؟
دولتها و شرکتها در اروپا از پیش شروع به بحث درباره برنامهریزیهای اضطراری بهطور خصوصی کردهاند. این بحثها پس از حملات ایالات متحده به ایران شدت یافته است. اما مشکل این است که ساخت منابع جایگزین تأمین نیمههادیها دههها زمان و حجم وسیعی از سرمایه سیاسی و مالی نیاز دارد – و اروپا در هر دو مورد کمبود دارد. قانون نیمههادیهای اروپا که در سپتامبر ۲۰۲۳ بهمنظور تقویت اکوسیستم نیمههادی این منطقه بهاجرا درآمد، گامی در جهت درست بود، اما بههیچوجه کافی نیست.
برای پیشرفت سریعتر در تلاش بلندمدت برای تنوعبخشی به زنجیرههای تأمین الکترونیک، دولتهای اروپایی باید همکاری خود را با تایوان گسترش دهند. آنها باید از مقامات، کارشناسان و رهبران صنعتی تایوانی مانند TSMC که در حال همکاری با شرکتهای بوش، اینفینون و NXP اروپا برای ساخت یک کارخانه پیشرفته نیمههادی به ارزش ۱۰ میلیارد یورو در درسدن آلمان هستند، بیاموزند.
دولتهای اروپایی و شرکای آنها باید همچنین در نظر بگیرند که چگونه میتوانند از اقدامهای تشدیدآمیز چین در قبال تایوان جلوگیری کنند. در حالی که تنها ایالات متحده ظرفیت بازدارندگی نظامی در برابر پکن را دارد، اروپا میتواند کارهای زیادی برای حمایت از تلاشهای تایوان برای تبدیل شدن به هدفی سختتر برای چین انجام دهد. از طریق روابط گسترده خود – هرچند بهطور فنی غیررسمی – دولتهای اروپایی باید بیشتر به تقویت ارتباطات و حضور بینالمللی تایوان کمک کنند. آنها همچنین باید به اشتراکگذاری اطلاعات و همکاری با تایپه در چالش مشترک خود در مدیریت تهدیدات خاکستری، از اجبار اقتصادی و جنگ اطلاعاتی تا مداخله دموکراتیک و اختلال در کابلهای زیرآبی، عمق بیشتری ببخشند.
اروپا همچنین باید تلاشهای خود را برای انتقال هزینههای جهانی تشدید به چین و کشورهای جنوب جهانی که روابط قوی با پکن دارند، تشدید کند. اگرچه شی جینپینگ و دیگر رهبران چینی بهطور فزایندهای بهصورت قاطع عمل میکنند، آنها مانند شرکای خود در روسیه و کره شمالی قماربازان ژئوپلیتیکی نیستند. رهبری چین هنوز به این موضوع اهمیت میدهد که چگونه در جهان دیده میشود – بهویژه در سراسر جنوب جهانی – که این توضیح میدهد چرا آنها در حال راهاندازی یک کمپین هماهنگ برای جلب حمایت دیگر کشورها از موضع خود در قبال تایوان هستند.
یک تمرکز کلیدی برای اروپا باید گفتگو با کشورهای جنوب شرق آسیا باشد، که صدها هزار شهروند در تایوان همسایه زندگی و کار میکنند و به شدت تحت تأثیر اثرات جانبی هرگونه اختلال تجاری و تنشهای نظامی قرار خواهند گرفت. دولتهای جنوب شرق آسیا از برهم زدن آرامش پکن و درک بهعنوان حمایت از مداخله در امور داخلی یک کشور دیگر، که چین رابطه خود با تایوان را به این صورت ارائه میدهد، محتاط هستند. اما جنوب شرق آسیا و اروپا منافع ملی مشترکی در باز نگهداشتن اقتصاد تایوان به روی جهان و بازدارندگی از تهاجم نظامی چین دارند. از طریق دیپلماسی آرام، مقامات جنوب شرق آسیا و اروپا باید درباره بهترین راههای استفاده از قابلیتهای خود برای تأثیرگذاری بر پکن گفتگو کنند.
استفاده از زور توسط دولت ترامپ علیه ونزوئلا و ایران بدون توجیه قانونی مناسب – و واکنش محدود به آن – باعث شده است بسیاری از تحلیلگران بپرسند آیا هزینههای شهرت چین در اقدام نظامی علیه تایوان ممکن است در حال کاهش باشد. عواقب جهانی جنگ در ایران همچنین باید به سیاستگذاران یادآوری کند که تأثیر تشدیدهای بیشتر در مورد تایوان چقدر میتواند گسترده باشد. و زمان از اهمیت بالایی برخوردار است، زیرا هرچه مقاومت کمتری در برابر پکن وجود داشته باشد، فشار بیشتری وارد خواهد کرد.

