هیچکس بهتر از ایلان گلدنبرگ نمیداند که بایدن و هریس کجا اشتباه کردند. اکنون او از موقعیت خود در جی استریت برای پایان دادن به “چک سفید” استفاده میکند.
یک خانواده فلسطینی در انتظار بازگشت جسد پسرشان از مقامات اسرائیلی بودند. در داخل یک چادر عزاداری، گروهی از رهبران سیاست خارجی آمریکایی با آنها نشسته بودند.
این اتفاق در اوت ۲۰۲۵ رخ داد و ایلان گلدنبرگ — مشاور سابق معاون رئیسجمهور کامالا هریس — در حال رهبری سفری به کرانه باختری با همکاران سابق خود از دولت بایدن بود. وقتی گلدنبرگ از قتل مطلع شد، تصمیم گرفت به این روستا در حومه الخلیل سر بزند.
این خانواده در حال سوگواری برای عوض الهثالیین، فعال محلی ۳۱ سالهای بودند که به فیلمبرداری مستند برنده اسکار “سرزمین دیگری نیست” کمک کرده بود. چند روز قبل، عوض با یک شهرکنشین اسرائیلی به نام یینون لوی درگیر شده بود تا لحظهای که لوی تیر را شلیک کرد.
از داخل چادر، گلدنبرگ به دایرهای از سنگها که دور یک حوض خشک شده از خون عوض بر روی سیمان نزدیک بود، نگاه کرد. “این یکی از سختترین چیزهایی بود که در بسیاری از سفرهایم به اسرائیل و کرانه باختری دیده بودم،” گلدنبرگ به RS گفت.
در کاخ سفید، او به توسعه یک دستور اجرایی کمک کرده بود که بر اساس آن خود لوی تحریم شده بود. رئیسجمهور دونالد ترامپ بعداً آن را معکوس کرد. گلدنبرگ، که در نزدیکی اورشلیم به دنیا آمده بود، تصمیم گرفته بود که زمان آن رسیده است که ایالات متحده رویکرد جدیدی به اسرائیل و فلسطین اتخاذ کند. این سفر فرصتی برای او بود تا به همکاران سابقش نشان دهد که حزب دموکرات از اینجا به کجا میتواند برود.
ایلان گلدنبرگ بیش از دو دهه است که سعی دارد سیاست ایالات متحده در خاورمیانه را از درون، در پنتاگون، در کنگره، و در کاخ سفید بایدن شکل دهد. اکنون، به عنوان رئیس سیاست و معاون ارشد جی استریت، یک گروه حامی اسرائیل پیشرو، او بر ایجاد یک اجماع جدید در حزب دموکرات تمرکز کرده است — اجماعی که به دنبال پایان دادن به “چک سفید” آمریکا برای اسرائیل است.
در عمل، این به معنای فشار برای سیاستهایی است که چند سال پیش غیرقابل تصور بودند، مانند پایان دادن به کمکهای نظامی، مشروط کردن فروش سلاح و سختگیری شدید بر جنبش شهرکنشینی اسرائیل که در دو سال و نیم گذشته بیش از ۱۰۰۰ فلسطینی را کشته است.
این مأموریت برای این بوروکرات عینکی و کتوشلواری که روزگاری به اجرای رویکرد نرم به اسرائیل کمک کرده بود و خاورمیانه را در آتش رها کرده است، تناسب عجیبی دارد. او در میان دایرههای سیاست خارجی به عنوان یک فرد بسیار دوستداشتنی شناخته میشود و در تضاد کامل با فعالانی است که در سالهای اخیر حزب دموکرات را از سیاستهای حامی اسرائیل دور کردهاند. در ارزیابی این گروه، گلدنبرگ در بهترین حالت سعی دارد با تغییرات سیاسی همگام شود و در بدترین حالت سعی دارد شتاب به سمت سیاستهایی مانند تحریم کامل تسلیحاتی را کند کند.
“برای سیاست یک منطقه راحتی از پیش تعیین شده وجود دارد،” گفت یک پژوهشگر سیاست خارجی پیشرو که بیش از یک دهه است گلدنبرگ را میشناسد. “صرفنظر از اینکه حقایق چه هستند، نسخههای سیاست در آن منطقه راحتی به پایان میرسند.”
اما گلدنبرگ ناامید نیست. با اتکا به ارتباطات عمیق در سیاست و سیاستگذاری، او شرط میبندد که میتواند حزب را به سمت اجماعی هدایت کند که اسرائیل را محدود کند بدون اینکه بهطور کامل آن را رها کند. همانطور که او در یک پست وبلاگی سال گذشته نوشت، “کلید اکنون ارتقاء صداهایی است که از این ارزشها و ایدهها حمایت میکنند، اما توسط افراطیها خفه میشوند.”
راهی از اورشلیم
I’m sorry, but it seems that there is no text provided for translation. Please provide the text you would like me to translate into Persian.
زمانی که گلدنبرگ چهار ساله بود، دوست خانوادگیاش از لبنان در یک تابوت به خانه برگشت. نیروهای دفاعی اسرائیل در سال ۱۹۸۲ به این کشور حمله کردند تا سازمان آزادیبخش فلسطین را بیرون کنند و تلفات در حال افزایش بود. پس از برگزاری مراسم شیوای دوستش، گلدنبرگ به والدینش گفت: “من نمیخواستم در ۲۳ سالگی بمیرم. من میخواستم در ۹۰ سالگی بمیرم.”
گلدنبرگ به مدت هشت سال در اورشلیم زندگی کرد قبل از اینکه خانوادهاش به ایالات متحده بازگردند و در نیوجرسی مستقر شوند. او به عنوان یک صهیونیست قاطع بزرگ شد. سپس، در تابستان پس از فارغالتحصیلی از دبیرستان، یک برنامه فشرده عربی در کالج میدلبری دیدگاه او را به چالش کشید. او گفت: “من شروع به شنیدن همه این چیزها کردم که واقعاً با دنیایی که در آن بزرگ شدم متفاوت بود.” طوفان ایدئولوژیک ناشی از آن مانند یک “فرآیند سوگواری” پیش رفت.
“اول انکار است و سپس به خشم میرسید”، او به یاد میآورد. “من نسبت به جامعه یهودی بسیار عصبانی بودم، احساس میکردم یهودیتم واقعاً در یک نسخه یکسویه از داستان چگونگی ایجاد اسرائیل پیچیده شده است.” در نهایت، او به پذیرش رسید. “من واقعاً هر دو جهان را درک میکنم”، او به یاد میآورد که فکر کرده است. “شاید بتوانم کارهایی انجام دهم تا کمک کنم.”
زمانی که گلدنبرگ در سال ۲۰۰۴ به واشنگتن رسید، در شبکه امنیت ملی کار خود را آغاز کرد، یک گروه حامی پیشرو که به دنبال ایجاد یک جایگزین معتبر دموکراتیک برای سیاست خارجی نظامیگرایانه دولت جورج بوش بود. پس از ورود اوباما به کاخ سفید، گلدنبرگ به عنوان مشاور خاورمیانه در پنتاگون به دولت پیوست.
در سال ۲۰۱۳، او اولین فرصت خود را برای کار مستقیم بر روی این درگیری به دست آورد و به تیم آمریکایی پیوست که قرار بود آخرین دور جدی مذاکرات صلح اسرائیل-فلسطین باشد. این مذاکرات در نهایت به دلیل عدم تمایل بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، به توقف گسترش شهرکها در کرانه باختری، که رهبری فلسطینی آن را به عنوان رد راهحل دو دولتی تفسیر کرد، به شکست انجامید.
مت داس، که بعداً به عنوان مشاور سیاست خارجی به سناتور برنی سندرز (I-Vt.) پیوست، به یاد میآورد که در آن زمان با گلدنبرگ بحثهایی داشتند. داس گفت: “ما در مورد زمان و چگونگی فشار به ایالات متحده تفاوتهایی داشتیم”، و اشاره کرد که گلدنبرگ در مورد فشار به اسرائیل محتاطتر بود. (گلدنبرگ این موضوع را در گزارشی در سال ۲۰۱۵ تأیید کرد و گفت که مقامات آمریکایی “نسبت به نگرانیهای اسرائیلی حساستر بودند.”)
پس از ترک دولت در سال ۲۰۱۴، گلدنبرگ به مرکز امنیت جدید آمریکایی پیوست، جایی که او در طول اولین دوره ریاستجمهوری ترامپ باقی ماند. در آنجا، او یک گروه کاری در مورد غزه ایجاد کرد که با هادی عمر، دیگر مقام سابق دولت اوباما، رهبری میکرد.
با وجود یک سری جنگهای رو به افزایش بین اسرائیل و حماس، غزه عمدتاً از رادار واشنگتن خارج شده بود. گلدنبرگ و عمر امیدوار بودند که این گروه کاری باعث شود تا نهاد سیاست خارجی توجه بیشتری به این موضوع داشته باشد. نتیجهگیری آنها، همانطور که گلدنبرگ به RS گفت، ساده بود: “اگر به همین شکل ادامه دهیم، این کل موضوع به انفجار خواهد رسید.”
نقطه عطف
I’m sorry, but it seems that the input section is incomplete or missing the text that needs to be translated. Please provide the full text for translation.
زمانی که حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به اسرائیل حمله کرد، گلدنبرگ به تازگی به عنوان مشاور ویژه در دفتر معاون رئیسجمهور در امور خاورمیانه پیوسته بود. در حالی که جو بایدن استراتژی “آغوش خرس” خود را معرفی میکرد که بر اساس شکلدهی به سیاست اسرائیل از طریق حمایتهای عمومی و خصوصی قوی از جنگ بنا شده بود، گلدنبرگ توجه خود را به یک سوال بهخصوص چالشبرانگیز معطوف کرد: غزه پس از جنگ چگونه خواهد بود؟
گلدنبرگ رویکرد غیرمتعارفی به این برنامهریزی اتخاذ کرد. فرض غالب در دولت بایدن این بود که اسرائیل در هدف خود برای نابودی حماس موفق خواهد شد. اما “یکی از سناریوهای ایلان، و جسارتاً میگویم سناریوی اصلی او، بقای حماس بود”، فیلیپ گوردون، مشاور امنیت ملی هریس و رئیس گلدنبرگ در کاخ سفید گفت.
“این یک واکنش سنتی دولتی نیست”، گوردون توضیح داد. “اگر هدف نابودی حماس باشد، مردم معمولاً برنامهریزی خود را بر اساس آن هدف انجام میدهند.”
در اواسط نوامبر ۲۰۲۳، گلدنبرگ با مقامات اسرائیلی ملاقات کرد تا گزینههای مختلفی برای غزه پس از جنگ ارائه دهد، از جمله گزینههایی که در آن اسرائیل و ایالات متحده از ایجاد یک دولت تکنوکرات فلسطینی که بتواند جایگزین حماس شود، حمایت میکردند. اسرائیلیها از شرکت در این بحث خودداری کردند. “پاسخ آنها این بود که ‘ما میخواهیم در مورد این موضوع با شما صحبت کنیم، اما نمیتوانیم، زیرا سیاستمداران اجازه نمیدهند'”، او گفت.
گلدنبرگ از حمایت بایدن از اسرائیل در ماه اول جنگ حمایت کرده بود، اما این رد درخواست نظر او را تغییر داد. اسرائیل امید کمی به نابودی حماس از طریق جنگ داشت و هیچ علاقهای به جایگزینی این سازمان با یک دولت فلسطینی معتدلتر، مانند تشکیلات خودگردان فلسطینی، نداشت. “هر جنگی که در غزه آغاز کنند، حماس در پایان همچنان وجود خواهد داشت”، گلدنبرگ به RS گفت. “و بنابراین، هیچکدام از اینها ارزشش را نداشت.”
تا اوایل دسامبر همان سال، تعداد فزایندهای از مقامات ارشد ایالات متحده به گلدنبرگ پیوستند و به این نتیجه رسیدند که زمان پایان جنگ فرا رسیده است. یک شکاف درون دولت شکل گرفت، به طوری که تنها چند چهره تأثیرگذار — مانند برت مکگورک، عضو ثابت شورای امنیت ملی و آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه — به حمایت قاطع بایدن از جنگ اسرائیل ادامه دادند. به دلیل این شکاف، فرآیند سیاستگذاری “در نهایت تحت کنترل یک گروه بسیار کوچک از افراد در کاخ سفید قرار گرفت”، گلدنبرگ گفت.
دولت بایدن اغلب بیفایده تلاش میکرد تا اسرائیل را به اجازه ورود کمکهای انسانی بیشتر به غزه ترغیب کند، گلدنبرگ استدلال کرد. اما مقامات آمریکایی به ندرت همتایان اسرائیلی خود را در مورد تأثیرات غیرنظامی حملات هواییشان تحت فشار قرار میدادند، با وجود درک گسترده در پنتاگون که قوانین درگیری اسرائیل “به استانداردهای ما نمیرسید”، گلدنبرگ گفت.
“ما نباید، در نگاه به گذشته، به آنها این سلاحها را میدادیم”، او به RS گفت و به قوانین ایالات متحده اشاره کرد که فروش سلاح به ناقضان حقوق بشر را محدود میکند.
با افزایش شمار تلفات در غزه و همچنین در کرانه باختری، دوازده مقام شغلی در سراسر دولت به نشانه اعتراض استعفا دادند. گلدنبرگ تصمیم گرفت در نقش خود بماند و سعی کند از درون بر سیاست تأثیر بگذارد. او همچنان متقاعد بود که بایدن و هریس “میخواستند این جنگ به پایان برسد”، او گفت. “به همین دلیل بود که استعفا ندادم.”
اما جنگ به پایان نرسید. با ادامه کمپین اسرائیل، گلدنبرگ شروع به جستجوی راهی برای خروج از دولت کرد. سپس، زمانی که بایدن از انتخابات ریاستجمهوری کنارهگیری کرد، گوردون از او خواست که رهبری ارتباطات یهودی را برای کمپین هریس بر عهده بگیرد. او موافقت کرد و برای اولین بار از زمان دولت بوش به سیاست وارد شد.
این شغل اعتبار او را به عنوان یکی از برجستهترین صداهای دموکراتیک در مورد اسرائیل تقویت کرد. در کنار رابط کمپین با رأیدهندگان عرب و مسلمان، او دید که آمریکاییها چقدر در این موضوع تقسیم شدهاند. “من تمام وقتم را صرف آنچه در آنجا میگذشت کردم، بدون اینکه واقعاً بفهمم اوضاع در داخل کشور چقدر بد است”، او گفت.
با وجود حمایت کلی او از رویکرد کمپین به اسرائیل، گلدنبرگ برخی از پشیمانیها را دارد — بهویژه، تصمیم حزب برای جلوگیری از سخنرانی یک فلسطینی در کنوانسیون ملی دموکراتها. “این تنها چیزی بود که آرزو میکنم متفاوت عمل کرده بودیم”، او گفت.
با این حال، گلدنبرگ معتقد نیست که هریس به دلیل غزه انتخابات را باخت، حتی اگر “مسلماً کمکی نکرد.” به نظر او، دلایل واقعی شکست کمپین، عملکرد ضعیف اقتصاد و ناتوانی هریس در جذب رأیدهندگان جوان بود.
برای بسیاری از پیشروها، این استدلال جزئیات ریز را بررسی میکند. ضعف هریس در میان جوانان نتیجه مستقیم عدم تمایل او به جدایی از بایدن در مورد غزه بود، یک استراتژیست دموکرات در یک سازمان حامی فلسطین استدلال کرد. “نظرسنجیها به وضوح نشان میداد که آنها در این موضوع رأی از دست میدهند.”
بازی بلندمدت
I’m sorry, but it seems that there is no text provided for translation. Please provide the text you would like me to translate into Persian.
پس از اینکه هریس به ترامپ باخت، گلدنبرگ با ویرانیهایی که بیش از یک سال جنگ وحشیانه به بار آورده بود، دست و پنجه نرم کرد. او فکر میکرد بایدن فرصتی را برای پایان دادن به درگیریها از دست داده است، زمانی که در اواخر سال ۲۰۲۳ بهطور عمومی خواستار آتشبس شد، در حالی که هنوز در اسرائیل محبوبترین بود. گلدنبرگ در ساباستک خود نوشت: “[W]e could have taken a different approach that may have put the war on an entirely different trajectory.” “هرگز نخواهیم دانست که اوضاع چگونه میتوانست پیش برود.”
گلدنبرگ نتوانست رئیسجمهوری را که به او خدمت کرده بود متقاعد کند که در زمان تصدیاش تغییر مسیر دهد. بنابراین او تلاش کرد تا اطمینان حاصل کند که رئیسجمهور دموکرات بعدی دیدگاه جدیدی را در آغوش خواهد گرفت که با واقعیتهای موجود در میدان سازگار باشد و نظرات در حال تغییر رأیدهندگان آمریکایی را بپذیرد.
گلدنبرگ به عنوان اولین رئیس سیاستگذاری در جی استریت منصوب شد، جایی که او رهبری یک مینیتینکتانک را بر عهده دارد که به این سازمان مشاوره میدهد و راهنماییهای سیاستی آن را هدایت میکند. جی استریت قبلاً یک گروه لابیگری با ارتباطات خوب و یک کمیته اقدام سیاسی با نفوذ فزاینده داشت. گلدنبرگ به عنوان کارشناس ارشد آن تبدیل شد — کسی که میتواند روزی نظر شخصیتهای برجسته سیاست خارجی را جلب کند و روز بعد مشاورههای قانعکنندهای به یک عضو کنگره ارائه دهد. جرمی بن آمی، رئیس بنیانگذار جی استریت، گفت: “او سطحی از اعتبار را به ارمغان میآورد.”
از زمان پیوستن به جی استریت، گلدنبرگ از کمپین هریس دفاع کرده است که به بررسی روابط فرماندار پنسیلوانیا، جاش شیپرو، که یکی از نامزدهای ریاستجمهوری ۲۰۲۸ است، پرداخته و مخالفت خود را با تأمین مالی ایالات متحده برای تسلیحات اسرائیل اعلام کرده است. او حتی حمایت خود را از مسدود کردن برخی فروشهای تسلیحاتی به اسرائیل اعلام کرده است — چیزی که او “هرگز راحت نبود که از آن حمایت کند” تا سال گذشته.
گلدنبرگ همچنین یکی از تنها مقامات کاخ سفید بایدن بوده است که بهطور علنی علیه سیاست آمریکا در قبال غزه موضع گرفته و خود را با اکثریت قاطع رأیدهندگان دموکرات همسو کرده و خود را به جناح پیشرو حزب نزدیک کرده است. داس گفت که امیدوار است رهبران دموکرات “خطی را” در دولتهای آینده ترسیم کنند و از مقامات که به پیروی از رهبری بایدن ادامه دادهاند، فاصله بگیرند. این استراتژیست پیشرو و حامی فلسطین فراتر رفت و خواستار “تحریم کامل هر کسی که در حمایت از سیاست تأمین مالی اسرائیل در طول نسلکشی غزه درگیر است” شد.
گلدنبرگ همکاران سابق خود را محکوم نمیکند. اما او در حال حاضر سخت در تلاش است تا نظرات نامزدهایی را که برای نامزدی دموکراتها در سال ۲۰۲۸ رقابت خواهند کرد، شکل دهد — و کارشناسهایی که به آنها مشاوره خواهند داد.
برای سفر سال گذشته به اسرائیل و کرانه باختری، او عمدتاً افرادی را استخدام کرده است که “جوانتر هستند و ممکن است دوباره به دولت برگردند”، گفت. این سفر شامل مقامات سابقی بود که به عنوان معاونان وزیر و مدیران ارشد شورای امنیت ملی کار کرده بودند، به علاوه برخی از مقامات ارشد سابق مانند گوردون. در سفر به شهر جداشده هبرون در کرانه باختری، گلدنبرگ به آنها “بدترینهای اشغال” را نشان داد.
در واشنگتن، گلدنبرگ به فروش قانونی کمک کرده است که تحریمهایی را بر روی مستعمرهنشینان اسرائیلی اعمال میکند و فروش تسلیحات ایالات متحده به اسرائیل را مشروط میکند. به نظر او، این پیشنهادات که به طور فزایندهای محبوب هستند، مرکز ثقل حزب دموکرات را تغییر میدهند و فضایی برای پیگیری یک رابطه “عادی” با اسرائیل ایجاد میکنند.
پیشروها کمتر از این موضوع خوشحال هستند. یک مقام سابق ایالات متحده که با گلدنبرگ همکاری کرده است نگران است که به جای کشاندن حزب به سمت چپ، تأثیر گلدنبرگ و جی استریت ممکن است مانع از ادامه حرکت اعضای میانهرو به سمت یک جهت حامی فلسطین شود.
قانون رعایت آتشبس، که گلدنبرگ در تدوین آن کمک کرده است، بهویژه جنجالی است. این لایحه چارچوبی برای مشروط کردن انتقال تسلیحات ایالات متحده به اسرائیل ایجاد میکند. اما پیشروها نگرانند که این موضوع توجه را از قانون مسدود کردن بمبها که ممنوعیتهای کلی بر انتقال بسیاری از تسلیحاتی که اسرائیل در غزه و لبنان استفاده کرده است، جلب کند، منحرف کند.
“آنچه که این اساساً میگوید این است که، ‘اسرائیل را به قوانین موجود پاسخگو نکنید. این خیلی پیچیده و جنجالی است. بنابراین ما یک مجموعه جدید از الزامات برای اسرائیل ایجاد خواهیم کرد’”، محقق سیاست خارجی پیشرو گفت. “اسرائیل همیشه مجموعه قوانین خاص خود را دارد.”
گلدنبرگ به این استدلالها بیتوجه است. “تعدادی از اعضا به این موضوع پیوستهاند که در قانون مسدود کردن بمبها نیستند”، گفت. “حالا ما در حال گسترش ائتلاف افرادی هستیم که میگویند، ‘بیایید چک سفید را پایان دهیم.’”
با نزدیک شدن به انتخابات مقدماتی ریاستجمهوری ۲۰۲۸، اهمیت این بحث روشنتر شده است. مستعمرهنشینان هنوز هر هفته فلسطینیهایی مانند هاتالین را میکشند و ارتش اسرائیل هنوز در حال انجام کمپینهای وحشیانه در لبنان و غزه است. منتقدان میگویند گلدنبرگ به اندازه کافی برای قطع این میراث پیش نمیرود. اما گلدنبرگ معتقد است که ساختن آیندهای بهتر نیازمند ایجاد یک اجماع جدید است که کل حزب دموکرات بتواند آن را بپذیرد.
“وظیفه من این است که اطمینان حاصل کنم هر کسی که در سال ۲۰۲۹ وارد آن در میشود، مجموعهای کاملاً متفاوت از تجربیات را با خود به همراه دارد”، او به RS گفت. “زیرا وقتی شما در آن حباب کوچک در اتاق بیضی هستید، دیگر خیلی دیر است.”

