زمانی که جنگ سودان در ۱۵ آوریل ۲۰۲۳ آغاز شد، کمتر کسی تصور میکرد که سه سال بعد هنوز ادامه داشته باشد.
حتی کمتر کسی تصور میکرد که این جنگ به چه مقیاسی تبدیل خواهد شد: یکی از بدترین بحرانهای انسانی در جهان، درگیری که جان دهها هزار غیرنظامی را گرفته، میلیونها نفر را در داخل و خارج از مرزهای سودان آواره کرده و بیمارستانها، تأسیسات آب و کل محلهها را به ویرانه تبدیل کرده است.
با این حال، در حالی که جنگ وارد سال چهارم خود میشود، افق قابل اعتمادی برای پایان آن وجود ندارد و برخی تحلیلگران بر این باورند که بدترین وضعیت هنوز در پیش است.
درگیری بین نیروهای مسلح سودان (SAF) و نیروهای پشتیبانی سریع (RSF) مدتهاست که از توصیف یک برخورد بین دو ژنرال فراتر رفته است. این درگیری خارطوم را در بر گرفته، از دارفور عبور کرده و بافت اجتماعی کشوری که قبلاً نیز آسیبپذیر بود را شکسته است.
کنفرانسهای بینالمللی یکی پس از دیگری برگزار شدهاند، از پاریس و لندن و اخیراً برلین، که بیانیهها، وعدهها و چیزهای دیگری تولید کردهاند. این جنگ که غالباً به عنوان “فراموششده” از نظر توجه رسانههای جهانی توصیف میشود، به منطق خود ادامه میدهد.
موردی برای خوشبینی محتاطانه و محدودیتهای آن
همه افراد این لحظه کنونی را ناامیدکننده نمیخوانند. پروفسور صلاح الدومه، تحلیلگر سیاسی و دانشگاهی سودانی، نشانههایی را میبیند که ممکن است جنگ به پایان نزدیک شود، حتی اگر زمانبندی آن نامشخص باشد.
او به روزنامه The New Arab گفت: “ما همزمان به صلح نزدیک و دور هستیم”، فرمولی که تناقضات را صادقانهتر از بسیاری دیگر به تصویر میکشد.
الدومه به نشانههای فرسایش در آنچه او “اردوی حامی جنگ” مینامد اشاره میکند: تعیین اخوان المسلمین به عنوان یک سازمان تروریستی، ظهور دوباره کمیتهای برای برچیدن ساختارهای رژیم ژوئن ۱۹۸۹ که اکنون با حمایت بینالمللی از خارج از سودان فعالیت میکند، و شکافهای عمیق داخلی در آن اردو که برای همه قابل مشاهده شده است.
به نظر او، حملات به مواضع کلیدی – از جمله بندر سودان و پایگاه وادی سیدنا در ام درمان – این بلوک را لرزان کرده است.
اما الدومه به صراحت درباره آنچه که کمبود دارد صحبت میکند. او استدلال میکند که جامعه بینالمللی با طرفها با بیش از حد تساهل برخورد میکند، به ویژه با مقامات نظامی که توسط شبکههای اسلامی که در انقلاب دسامبر ۲۰۱۸ برکنار شدند، حمایت میشوند.
بدون یک مکانیزم بازدارنده واقعی، که ممکن است شامل مداخله بینالمللی تحت فصل هفتم منشور سازمان ملل باشد، اردوگاه جنگ دلیلی برای تسلیم شدن ندارد.
او گفت: “اگر نیروی ضربتی در دسترس بود، ضربات متوالی میتوانستند این اردوگاه را تضعیف و بیثبات کنند”. آن نیرو در حال حاضر وجود ندارد.
جنگی که برای ادامه طراحی شده است
دیگران کمتر خوشبین هستند. عباس محمد صالح، پژوهشگر و تحلیلگر سیاسی، وضعیت را به وضوح در دسته ادامه درگیریها قرار میدهد نه کاهش تنش. استدلال او بر اساس تعادل نظامی نیست، بلکه بر انگیزههای سیاسی متمرکز است، بهویژه، بر نقش بازیگران خارجی که منافعشان با ادامه جنگ تأمین میشود.
عباس گفت: “تا زمانی که جامعه بینالمللی به تمرکز بر عامل اصلی در شعلهور کردن و تغذیه جنگ ادامه دهد”، و بهطور مستقیم به امارات متحده عربی اشاره کرد، “طرفهای محلی به جنگ ادامه خواهند داد”.
در تحلیل او، نیروهای واکنش سریع (RSF) بهعنوان ابزاری برای منافع منطقهای ابوظبی عمل میکنند و تا زمانی که حمایتهای خارجی ادامه داشته باشد و توافقی که رهبری آنها را از پاسخگویی مصون نگه دارد ممکن باشد، به جنگ ادامه خواهند داد.
او گفت: “شورشیان به دنبال ادامه جنگ هستند”، “زیرا آنها ابزاری برای ابوظبی هستند که از آنها بهعنوان کارت فشاری برای دستیابی به منافعش در سودان استفاده میکند”.
عباس همچنین سناریوی خستگی متقابل که در نهایت هر دو طرف را به میز مذاکره میکشاند، رد کرد، نظریهای که گاهی در محافل سیاسی غربی مطرح میشود.
او گفت: “این سناریو در مورد سودان بعید است”، “به دلیل پیچیدگی مداخلات خارجی و تقسیمات سیاسی شدید، به این معنی که بحران انسانی برای سالها ادامه خواهد داشت”.
کارشناس حقوقی و تحلیلگر سیاسی، عبدالعزیز سام، در رد چارچوبسازی درگیری بهعنوان یک اختلاف دوجانبه، فراتر میرود.
او به TNA گفت: “توصیف جنگ بهعنوان جنگی بین دو ژنرال دقیق نیست”. “سودان توسط چندین کشور مورد حمله قرار گرفته است، با حمایت، هماهنگی و تسلیحات از امارات متحده عربی”. او به حضور جنگجویان کلمبیایی، چادی و لیبیایی که در سودان کشته شدهاند بهعنوان شواهدی از مقیاس مداخله خارجی اشاره میکند.
سام همچنین درباره تلاشهای میانجیگری بینالمللی انتقاد تندی دارد. او گفت که کنفرانس برلین به دلیل آمادهسازی ضعیف و به دلیل اینکه بسیاری از شرکتکنندگان از حامیان RSF در نیالا بودند، شکست خورد.
اعلامیه جده، که در مه ۲۰۲۳ امضا شد، هرگز در دوران ریاستجمهوری بایدن اجرا نشد و انتصاب مسعد بولس بهعنوان نماینده ترامپ در سودان هیچ پیشرفتی به همراه نداشت.
سام گفت: “او نتوانسته است مواضع طرفهای درگیر را دوباره توسعه دهد یا بستههای مذاکره قابل قبولی ارائه کند”.
جامعهشناس دکتر خضر الخواد از دانشگاه نیلین شاید واضحترین چارچوب را ارائه میدهد. با نگاهی به شاخصهای کنونی – بسیج، تسلیحات، روایتهای حاکم – او هیچ نشانهای از توقف یا حتی مذاکرات نمیبیند.
“بدون بدبینی”، او گفت، “شاخصها نشان نمیدهند که جنگ به توقف نزدیک است.” ارزیابی او از آنچه که پیش از هر پایانی رخ میدهد، نگرانکنندهتر است.
“هر رویکردی به پایان جنگ ممکن است با یک تشدید عمده همراه باشد که منجر به جابجایی بیشتر و کشتار و ویرانی بیشتری شود.”
او استدلال میکند که آسیبهای اجتماعی در حال حاضر شدید و در حال افزایش است – سخنرانیهای نفرت، تقسیمات قومی، شیوههای انحصارگرایانه در مناطق تحت کنترلهای مختلف، و تکهتکه شدن جوامع که رسانههای اجتماعی به جای بهبود، آن را تسریع میکنند.
تصویری که پس از چهار سال به وجود میآید، جنگی است که از هر مکانیزمی که برای مهار آن طراحی شده، پیشی گرفته است.
کنفرانسهای بینالمللی به فشار تبدیل نشدهاند، فرآیندهای میانجیگری فاقد اعتماد هر دو طرف هستند و بازیگران خارجی با بیشترین نفوذ، کمترین علاقه را به یک حل و فصل سریع دارند. در داخل سودان، در عین حال، اراده سیاسی برای یک توافق که هر دو طرف بتوانند آن را بپذیرند، غایب است.
این به چه معناست برای غیرنظامیان سودانی که در حال حاضر در آنچه که سازمان ملل به عنوان یکی از بدترین فاجعههای انسانی جهان توصیف کرده، زندگی میکنند؟ به معنای یک سال دیگر از همان وضعیت، یا بدتر.
تحلیلگرانی که پایان را نزدیک میبینند و کسانی که سالها درگیری بیشتر را پیشبینی میکنند، بر یک چیز توافق دارند: پیش از اینکه این جنگ به پایان برسد، تقریباً به طور قطع خونینتر خواهد شد.

