حملات مداوم دریایی تهران در خاورمیانه نیازمند اصلاح فوری و ساختاری سیاست از سوی واشنگتن برای حفاظت از کریدورهای انرژی جهانی است. بازگرداندن بازدارندگی منطقهای مستلزم آن است که کاخ سفید بهطور رسمی کمپین فشار حداکثری خود را که در حالت خواب است، فعال کند. با از بین بردن کانالهای مالی و فیزیکی که سرمایه را بهطور مستقیم به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منتقل میکنند، یک کمپین فشار حداکثری رسمی تنها مسیر واقعی برای خنثیسازی اختلالات حمایتشده دولتی را ارائه میدهد.
احیای کمپین فشار حداکثری اکنون
حملات مکرر ایران به کشتیهای تجاری ممکن است در نهایت ایالات متحده را مجبور کند تا موضعی تهاجمیتر اتخاذ کند و کمپین فشار حداکثری خود را علیه رژیم تهران احیا کند.
پس از یک موج حملات به کشتیها در تنگه هرمز و همچنین حملات به نیروهای نظامی ایالات متحده در منطقه، ایالات متحده در تاریخ ۱۵ ژوئیه، یک شبکه چندملیتی را که از تلاشهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) برای تأمین سلاح حمایت میکرد، تحریم کرد. این اقدام چند روز پس از آن انجام شد که رئیسجمهور دونالد ترامپ بهطور واضح اعلام کرد که آتشبس با ایران به پایان رسیده و یک کمپین نظامی جدید علیه رژیم آغاز کرده است.
وزارت خزانهداری یک تأمینکننده کلیدی ایرانی، یک شبکه از صرافیهای غیرشفاف و شرکتهای صوری، و یک وبسایت جداگانه از شرکتهای کشتیرانی را که به فرار از تحریمها کمک میکردند، در دو نامگذاری جداگانه در تاریخهای ۱۰ و ۱۴ ژوئیه تحریم کرد. ایالات متحده همچنین محاصره دریایی خود را بر بنادر ایرانی دوباره برقرار کرد و معافیت قبلی تحریمها که به تهران اجازه میداد درآمد نفتی را به کشور بازگرداند، لغو کرد.
اگرچه یادداشت تفاهم (MOU) واشنگتن با تهران عملاً بیاثر است، اما دولت ترامپ هنوز تعهد خود را به یک کمپین فشار حداکثری جدید و تدابیر سختگیرانهای که به همراه خواهد داشت، اعلام نکرده است.
کاهش تهدیدات به زیرساخت کمپین فشار حداکثری
اقدام ۱۵ ژوئیه وزارت خزانهداری به هفت نهاد در ایران، نیجریه، ایتالیا و روسیه هدفگیری کرد که از شرکتهای هواپیمایی و حملونقل و عوامل تأمین برای حمایت از تأمین سلاحهای IRGC استفاده میکردند، از جمله از طریق تأمینکنندگان صنعت پهپاد.
<p
در جبهه نظامی، فرماندهی مرکزی ایالات متحده شش روز متوالی از ۷ تا ۱۵ ژوئیه حملاتی را انجام داد که بیش از صد هدف ایرانی را هدف قرار داد، از جمله باتریهای موشکی ضد کشتی، سیستمهای دفاعی، گرههای فرماندهی و کنترل، سایتهای پرتاب، سیلوهای مهمات و داراییهای دریایی. بیشتر حملات در سواحل جنوبی ایران در نزدیکی تنگه هرمز متمرکز شده است.

محدود کردن صادرات نفت از طریق کمپین فشار حداکثری
هدفهای تحریمهای ۱۴ ژوئیه شامل یک شبکه کشتیرانی تحت کنترل محمد حسین شمخانی است که ایالات متحده در ژوئیه ۲۰۲۵ تحریم کرده است. پدر شمخانی، علی، دبیر شورای عالی دفاع ایران بود که واشنگتن در سال ۲۰۲۰ او را تحریم کرده و در نخستین روز حملات مشترک ایالات متحده و اسرائیل در فوریه از بین برد.
شبکه شمخانی به شدت به شرکتهای مستقر در هنگ کنگ و امارات متحده عربی وابسته است که به عنوان حوزههای معروف برای فرار از تحریمهای ایرانی شناخته میشوند. واشنگتن بیش از ۲۰۰ نهاد مرتبط با شمخانی را تحریم کرده است، از جمله یک ناوگان از کشتیهای نفتی و باری که نفت ایران و روسیه را حمل میکنند. این شرکتهای پوششی همچنین کشتیهای جدیدی تهیه کردهاند و مالکیت را از طریق شرکتهای صوری و پرچمهای خارجی پنهان کردهاند.
محاصره دریایی که در ۱۴ ژوئیه دوباره اعمال شد، دو کشتی در حال حرکت به سمت ایران را متوقف کرده است. محاصره اولیه قبل از یادداشت تفاهم بیش از ۱۴۰ کشتی را منحرف کرد در حالی که محمولههای انسانی را مجاز میدانست، و صادرات نفت خام ایران را در ماه مه به صفر رساند و صادرات کل نفت دریایی آن را به تنها ۶۴,۰۰۰ بشکه در روز کاهش داد که از ۲.۱ میلیون بشکه در فوریه بود.
کمپین فشار حداکثری هدفمند بر فراریها
اگرچه واشنگتن اجزای کلیدی معافیت تحریمها را که به تهران اجازه میداد درآمد نفتی را به کشور بازگرداند، لغو کرده است، اما به طور فنی یک معافیت همچنان برقرار است. پایان رسمی یادداشت تفاهم این محدودیت را برطرف کرده و به واشنگتن این امکان را میدهد که قدرت خود را برای بازسازی فشار بر تهران با اعمال مجدد رسمی کمپین فشار حداکثری افزایش دهد.
متوقف کردن پولشویی با استراتژی کمپین فشار حداکثری
شبکه اجرای جرایم مالی وزارت خزانهداری ایالات متحده (FinCEN) باید اقداماتی مطابق با بخش ۳۱۱ قانون USA PATRIOT را پیشنهاد کند که انتقالات بینالمللی وجوه مرتبط با شرکتهای صوری در هنگ کنگ یا امارات متحده عربی (UAE) که به بانکداری سایهای ایران مرتبط هستند را به عنوان یک دسته از معاملات با نگرانی اصلی در زمینه پولشویی شناسایی کند. این موارد شامل معاملاتی است که شامل پرداختهای بزرگ به دلار، حرکت سریع وجوه، هدف تجاری نامشخص، استفاده غیرمعمول از صرافیها، یا ناهماهنگی بین پرداختها و سوابق تجاری زیرین میباشد.
FinCEN همچنین باید الزامات نگهداری سوابق برای چنین معاملاتی را پیشنهاد کند. این نهاد باید از مؤسسات تحت پوشش بخواهد که اطلاعات مربوط به مالکیت واقعی طرفین، منبع وجوه، هدف تجاری و تاریخچه عملیاتی را به دست آورند. اجرای نهایی این اقدامات باید به تأخیر بیفتد تا به نهادهای نظارتی هنگ کنگ و امارات متحده عربی فرصتی برای اقدام داده شود.

