واشنگتن با یک واقعیت استراتژیک سخت مواجه است زیرا جنگ ایران فراتر از مهار نظامی فوری تشدید میشود و ذخایر انرژی ملی حیاتی را تحت فشار قرار میدهد. با کاهش موجودیهای دفاعی و افت ذخایر نفتی استراتژیک به پایینترین سطح در چهل سال گذشته، هر مرحله از تشدید جنگ ایران، توان تاکتیکی آمریکا را در خاورمیانه محدود میکند.
جنگ ایران و افزایش ریسکهای انرژی
رئیسجمهور دونالد ترامپ بار دیگر جنگ در ایران را تشدید میکند، اما این تشدید در حالی رخ میدهد که ایالات متحده ابزارهای کمتری در زرادخانه نظامی خود دارد — و برای کاهش اثرات اقتصادی جنگ.
از زمان فروپاشی کامل آتشبس بین ایالات متحده و ایران در اوایل ژوئیه، درگیری شدت یافته است و دو کشور به مدت ۱۱ روز متوالی به تبادل آتش پرداختهاند که منجر به مرگ چهار آمریکایی شده است. تعداد کل مرگهای آمریکایی از زمان آغاز جنگ در فوریه اکنون به ۱۸ نفر رسیده است، به همراه نزدیک به صد زخمی، طبق گزارش نیویورک تایمز.
این تشدید در حالی رخ میدهد که ایالات متحده در موقعیتی ضعیفتر از زمانی که جنگ را آغاز کرد، قرار دارد، با سطوح تاریخی پایین در ذخایر نفت استراتژیک و با منابع نظامی و دیپلماتیک نسبتاً کاهش یافته.

زمانی که جنگ ایران نفت را تشدید میکند
روز دوشنبه، وزارت انرژی ایالات متحده اعلام کرد که ذخیره به حدود ۳۱۱ میلیون بشکه نفت در هفته گذشته کاهش یافته است، که پایینترین سطح از مارس ۱۹۸۳ است. این کاهش به عنوان بخشی از برداشت مداوم از ذخیره است که انتظار میرود در اواسط تا اواخر اوت یا اوایل سپتامبر به پایان برسد. در صورت عدم تغییر در مقررات، این پایان خط برای آزادسازی از ذخیره خواهد بود، که طبق قانون لازم است حداقل موجودی حدود ۲۵۰ میلیون بشکه نفت را حفظ کند.
به گفته مکس پیزیور، مدیر پروژه سوخت حمل و نقل و گاز طبیعی در بنیاد تحقیقاتی سیاست انرژی، این برداشت یکی از عوامل اصلی است که به کاهش قیمت نفت و بنزین در ایالات متحده از زمان آغاز جنگ کمک کرده است.
بدون توانایی برای اتکا به ذخایر، پایزیور گفت که انتظار دارد دولت و شرکتهای نفتی به دنبال گزینههای بیشتری برای نفت خاورمیانه باشند، مانند منابعی در ونزوئلا و آرژانتین، به همراه گزینههای حمل و نقل اضافی برای خارج کردن نفت از این منطقه. در حالی که این گزینهها در حال حاضر در حال بررسی هستند، پایزیور گفت که زیرساختهای جدید احتمالاً سالها طول خواهد کشید تا به بهرهبرداری برسند، که به این معنی است که آمریکاییها باید با قیمتهای بالاتر مواجه شوند.
او گفت: “ابزارها در حال تمام شدن هستند. ما فقط زمان محدودی از نظر ذخایر استراتژیک داریم. ممکن است در یک دوره طولانی با قیمت بنزین چهار دلار و پنج دلار برای دیزل مواجه شویم. و اگر این ادامه یابد، خوب، این بر اقتصاد تأثیر میگذارد، بر انتظارات تأثیر میگذارد و ممکن است بر نتایج سیاسی تأثیر بگذارد اگر دموکراتها هوشمند باشند.”
پایزیور همچنین اشاره کرد که قیمتهای نفت به طور جزئی به دلیل کاهش واردات نفت چین کاهش یافته است. از سرگیری سطح واردات پیش از جنگ میتواند باعث افزایش قابل توجه قیمتهای جهانی نفت شود، اما او گفت که هیچ تضمینی وجود ندارد که چین واردات خود را افزایش دهد. سطح قبلی واردات این کشور بخشی از تلاشی برای پر کردن ذخایر نفتی خود بود و حتی اگر تصمیم به از سرگیری آنها بگیرد، محدودیتی برای میزان نفتی که میتوانند ذخیره کنند وجود خواهد داشت.

افزایش فشار نظامی ناشی از جنگ ایران
اما تنها ذخایر نفتی آمریکا از زمان آغاز جنگ در فوریه کاهش نیافته است. ذخایر تسلیحاتی خود ارتش ایالات متحده، از جمله سامانههای مهم دفاعی پهپاد و موشک، در دوره اول جنگ مصرف شدهاند. ذخایر باقیمانده دیگر مهمات متفاوت است.
آنل شلین، پژوهشگر مؤسسه کوئینسی برای هنر دولت مسئول در برنامه خاورمیانه، تأکید کرد که برخی سوالات وجود دارد که آیا ترامپ حتی از سطح فعلی ذخایر مهمات کاملاً آگاه است یا خیر، به دلیل تمایل کم رهبران پنتاگون به ارائه اخبار بد به رئیسجمهور.
شلین گفت: “وضعیت این بار به طور قابل توجهی بدتر است. اما نمیدانم که آیا ما در حال دست و پنجه نرم کردن با آن هستیم. آمریکاییهای متوسط ممکن است دوباره فکر کنند، ‘اوه، فقط یک دور دیگر از این جنگ احمقانه، دوباره شروع میشود،’ اما این بار واقعاً میتواند بسیار بدتر باشد.”

چگونه جنگ ایران تنش را افزایش میدهد
یک تفاوت بالقوه مهم ورود حوثیها به جنگ است، که این گروه همسو با ایران اعلام کرده است که محاصرهای بر عربستان سعودی برقرار خواهد کرد. در حالی که هنوز مشخص نیست این محاصره وعده داده شده چگونه به وقوع خواهد پیوست، مشارکت حوثیها نمایانگر گسترش قابل توجهی در جنگ است.
با این حال، مهمترین تفاوت بین اکنون و زمانی که جنگ آغاز شد، ممکن است کاهش اعتماد به تلاشهای دیپلماتیک بین ایالات متحده و ایران باشد. شلین گفت که این امر احتمال تشدید تنشها را بیشتر میکند، که میتواند منجر به حملات به زیرساختهایی مانند تأسیسات آب شیرینکن شود، که به عنوان منبع آب ضروری برای بخشهایی از ایران و همچنین کشورهای خلیج فارس عمل میکند.
او گفت: “ایرانیها ممکن است کمتر تمایل به تعامل دیپلماتیک داشته باشند زیرا در گذشته چندین بار آسیب دیدهاند.” او افزود: “بنابراین، احتمال تشدید تنشها به مراتب بیشتر به نظر میرسد و نتیجه آن میتواند تأثیر انسانی واقعاً ویرانگری باشد، هم برای جمعیت ایران و هم برای جمعیت خلیج فارس.”

