آخرین تحریمهای جدید ایالات متحده علیه ایران نشاندهنده یک تغییر استراتژیک پس از شش ماه عملیات نظامی بینتیجه است. واشنگتن اکنون به اجبار مالی روی آورده است زیرا نیروهای مسلح آن نتوانستهاند تهران را به تسلیم وادارند. عملیات طرد اقتصادی شصت فرد و نهاد جدید در سطح جهانی را مشخص میکند، اما این اقدام از لمس بانکهای بزرگ چینی که بیشتر نفت خام ایران را خریداری میکنند، کوتاه میآید.
این شکاف معضل مرکزی را نشان میدهد. ایالات متحده به اعتباردهندگان خارجی نیاز دارد تا بدهیهای خود را جذب کنند و در عین حال سعی دارد ایران را از طریق فشار ثانویه منزوی کند. تحریمهای ایالات متحده به طور تاریخی درد اقتصادی را برای ایرانیان عادی تشدید کرده است بدون اینکه محاسبات سیاسی دولت را تغییر دهد.
ذخایر مهم مهمات نظامی کاهش یافته، ناوهای هواپیمابر از اقیانوس آرام منحرف شدهاند و پایگاههای کلیدی در خلیج فارس به اندازه کافی ایمن نیستند. بنابراین، دولت به همان ابزارهایی که در دوره اول ریاستجمهوری ترامپ استفاده کرده بود، بازگشته است، اما با اعتبار کمتری. اعلام تحریمها بهتر است به عنوان اعتراف به محدودیتهای نظامی درک شود تا برنامهای برای پیروزی. این موضوع همچنین ضعف سیاسی داخلی را نشان میدهد، با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای و تأیید جنگ در پایینترین سطح خود. تهران احتمالاً فشار را تحمل کرده و منتظر خواهد ماند.
جنگ اقتصادی جایگزین نیروی نظامی میشود
ایالات متحده روز دوشنبه تحریمهای جدیدی علیه ایران و تعدادی از نهادهای جهانی که با این کشور تجارت میکنند، اعلام کرد، در آنچه مقامات آن را “روز D اقتصادی” نامیدهاند و به طور رسمی “عملیات طرد اقتصادی” نامگذاری کردهاند، به منظور وادار کردن تهران به مذاکره برای پایان دادن به جنگ.
این اعلام پس از درخواستهای مکرر رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، مبنی بر اینکه رهبران ایرانی اقداماتی مانند کنار گذاشتن ادعاهای خود درباره تنگه هرمز و بازگشت به مذاکرات برای پایان دادن به برنامه هستهای خود را انجام دهند، صورت گرفت.
تقریباً شش ماه پس از آغاز جنگ خود علیه ایران، ایالات متحده تأثیر چندانی از عملیات نظامی خود علیه این کشور مشاهده نمیکند. ذخایر مهم مهمات نظامی کاهش یافته و ابزارهای مهمی که برای نمایش قدرت در سطح جهانی استفاده میشوند، به سمت ایران منحرف شدهاند.
تحلیلگران میگویند که پیامدهای بلندمدت جنگ، دولت ترامپ را به تلاش برای تحریمهای اقتصادی سوق داده است، اما این تحریمها بعید است ایران را به برآورده کردن خواستهها وادار کند.
نگار مرتضوی، پژوهشگر ارشد در مرکز سیاست بینالملل مستقر در ایالات متحده، به الجزیره گفت: “ایالات متحده به فشار اقتصادی بازمیگردد زیرا نیروی نظامی نتوانسته است پیروزی سریع مورد انتظار را به ارمغان آورد.” او افزود: “اعلام روز D اقتصادی تأکید بر ناکامی جنگ تا کنون در وادار کردن ایران به تسلیم یا دستیابی به اهداف سیاسی واشنگتن دارد.”

چه چیزی تحریمهای جدید را به وجود آورد؟
رایان کاستلو، مدیر سیاست در شورای ملی ایرانیان آمریکایی (NIAC)، به الجزیره گفت: “از نظر تئوری، ایالات متحده و ایران یک نابرابری نظامی بزرگ دارند.” او افزود: “ایالات متحده با مهمات خود ویرانی زیادی به بار آورد، اما ایران نیز با موشکها و پهپادهای خود همین کار را کرد. بنابراین توصیف جنگ تا کنون به عنوان یک اشتباه فاجعهبار دشوار است.”
در حالی که ایالات متحده رهبران کلیدی سیاسی و نظامی ایران را کشته است، تهران از جغرافیای خود و زرادخانه وسیع پهپادها و موشکهایش بهرهبرداری کرده و به زیرساختهای کلیدی نفت و گاز در منطقهای که به جذب سرمایهگذاران با ارائه ثبات وابسته است، حمله کرده است. و مسدود کردن ترافیک از طریق تنگه هرمز باعث ایجاد دردسر برای مصرفکنندگانی شده که حتی در ایالات متحده، اکنون حدود ۴۰ درصد بیشتر از قبل از جنگ در پمپ بنزینها پرداخت میکنند.
تریتا پارسی، رئیس مؤسسه کوینسی مستقر در واشنگتن، به الجزیره گفت: “این یک محاسبه بنیادی نادرست بود که ترامپ در آغاز انجام داد که تهدید جنگ ایرانیها را وادار به تسلیم خواهد کرد.” او افزود: “در عوض، آنها به شدت مقاومت کردند و به شدت جنگیدند.”
مهمات کاهشیافته و حاملهای دور
به گفته کارشناسانی مانند آنهایی که در مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی مستقر در واشنگتن، دیسی هستند، ذخایر ایالات متحده از سامانههای موشکی کاهش یافته است. در اواخر ژوئیه، این مرکز دریافت که بازگرداندن ذخایر به سطح پیش از جنگ حداقل سه سال زمان خواهد برد. کاخ سفید هرگونه کمبود را رد کرده است، اما تحلیلگران میگویند که این مشکل بسیار واقعی است، حتی اگر موقتی باشد، و پنتاگون مجبور شده است منابع را از رقبایی مانند چین منحرف کند.
این شامل ناوهای هواپیمابر ایالات متحده نیز میشود. پنتاگون یک دارایی کلیدی را از چین خارج کرده و ناو USS George Washington را از ژاپن به خلیج فارس اعزام کرده است تا جایگزین ناو USS Abraham Lincoln شود، که ملوانان آن به دلیل جنگ، ماهها بیشتر از برنامهریزی شده در دریا بودهاند.
<p
پایگاههای کلیدی ایالات متحده در منطقه – از جمله مقر ناوگان پنجم نیروی دریایی در بحرین – آسیب دیده یا غیرقابل استفاده شدهاند و این امر به صدها کیلومتر به خطوط تأمین اضافه کرده است، زیرا کشتیها به دنبال منابع به جزایر اقیانوس هند، مانند دیگو گارسیا، میگردند.
“به نظر من، نیروهای مسلح ایالات متحده احتمالاً به طور دائمی دسترسی به ۱۵ پایگاه در خلیج فارس را از دست دادهاند”، ژنرال چهار ستاره بازنشسته ارتش ایالات متحده، بری آر مککافری، در ایکس نوشت.
واشنگتن در برابر چین عقبنشینی میکند
“فکر میکنم واضح شد که ایالات متحده در این زمینه زمان زیادی ندارد، بنابراین دولت به آنچه که بهتر میشناسد یا در گذشته مؤثر تلقی کرده است، یعنی این ابزارهای اقتصادی، تغییر مسیر داد”، جمال عبدی، رئیس NIAC، گفت. “در واقع، این یک راه برای دولت است تا به جایی که قبل از این جنگ بود، بازگردد اما آن را به عنوان یک سیاست فشار جدید و تقویتشده ارائه دهد.”
‘چرا باید بخواهم سیستم مالی جهانی را نابود کنم؟’
به جای ضربه زدن به ایران و دیگرانی که با آن تجارت میکنند، اعلام تحریمهای روز دوشنبه به گفته تحلیلگران، چیزی بیشتر از یک هشدار دیگر نبود. در حالی که وزارت خزانهداری ایالات متحده ۶۰ فرد و نهاد جدید از سراسر جهان را به خاطر تجارتشان با ایران تحریم کرد، اما شامل بانکهای بزرگ چینی یا دیگرانی که به تهران در فروش نفتش کمک میکنند، نشد.
[الجزیره]
حداقل ۹۰ درصد از صادرات نفت خام ایران به چین میرسد و این امر به تهران دهها میلیارد دلار درآمد میدهد. پایان دادن به این تجارت نیازمند آن است که ایالات متحده به طور مستقیمتر با چین مواجه شود، چیزی که حاضر به انجام آن نیست. در واقع، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری ایالات متحده، دقیقاً همین را روز دوشنبه زمانی که به سوال خبرنگاران درباره اینکه چرا ایالات متحده بلافاصله تحریمهایی علیه نهادهای چینی که مدتهاست به تسهیل تجارت نفت کمک میکنند، اعلام نکرد، پاسخ داد، اعتراف کرد.
“چرا باید بخواهم سیستم مالی جهانی را نابود کنم؟” بسنت پاسخ داد.
تحریمها فشار بیشتری بر ایرانیان عادی وارد میکند
سینا آذودی، استاد یار سیاستهای خاورمیانه در دانشگاه جورج واشنگتن، به الجزیره گفت: “به نظر من، این بیشتر یک عملیات روانی است تا یک جنگ واقعی. این موضوع تأثیر خواهد داشت، هیچ شکی در این نیست و مطمئنم که مردم را میترساند و بر اقتصاد ایران تأثیر میگذارد و باعث ایجاد هرج و مرج بیشتر و افزایش عدم قطعیت میشود … اما فکر نمیکنم که در نهایت محاسبات ایران را در کوتاهمدت تغییر دهد.”
درد برای مردم ایران، سود برای واشنگتن؟
اقدامات جدید آمریکا به دنبال گسترش دامنه محدودیتهای از پیش گسترده علیه اقتصاد ایران است و امکان تحریمهای ثانویه علیه نهادهای غیرایرانی که با بخشهایی مانند داراییهای دیجیتال، طلا، فناوری، هواپیمایی و حمل و نقل دریایی در ارتباط هستند، را اضافه میکند.
تنشها با واشنگتن پیش از این ایرانیان را مجبور کرده است با مسائلی مانند کمبود دارو و افزایش قیمت سوخت دست و پنجه نرم کنند. بسیاری از بخشهای جدیدی که هدف قرار گرفتهاند، برای ایرانیان عادی که به دنبال راههایی برای دور زدن تحریمهای قبلی هستند، حیاتی هستند، تحلیلگران اشاره میکنند. طلا میتواند به حفظ ثروت کمک کند در حالی که ریال ایران سقوط میکند. داراییهای دیجیتال مانند ارزهای رمزنگاری شده به بستگان اجازه میدهد که پول را از مرزها ارسال و دریافت کنند. خطوط هوایی به ایرانیان این امکان را میدهد که به دیدار بستگان خود در خارج بروند یا از حال عزیزانشان در داخل کشور باخبر شوند.
تحریمهای آمریکا نتوانستهاند تهران را تغییر دهند
پارسی از موسسه کوئینسی گفت که او شک دارد تحریمهای جدید تأثیری بر دولت ایران داشته باشد، اما بر مردم ایران تأثیر خواهد گذاشت.
“فکر میکنم که این تحریمها احتمالاً تأثیرگذار و دردناک برای مردم ایران خواهند بود,” او گفت. “اما تبدیل این درد به تغییر در سیاستهای آنها موضوعی کاملاً متفاوت است.”
او اشاره کرد که دولت ترامپ مدتهاست میداند تهران چگونه به تلاشها برای فشار اقتصادی واکنش نشان میدهد. در دوره اول ریاستجمهوریاش در سال ۲۰۱۹، ترامپ درگیر یک جنگ آنلاین با ایران بود و اقدامات اقتصادی سعی داشتند فشار بیشتری بر تهران وارد کنند که باعث شد نیروهای حوثی تحت حمایت ایران به نفتکشها در خلیج فارس و همچنین میادین نفتی در عربستان سعودی حمله کنند.
کارشناسان میگویند اگر ایران در تنگنا قرار گیرد، تلافی خواهد کرد.
“اگر هدف این تحریمها وادار کردن آنها به تسلیم است، پس از آنچه در گذشته میبینیم، ایرانیها ترجیح میدهند که تشدید کنند تا تسلیم شوند,” پارسی گفت.
استفاده تلاش شده از تحریمهای جدید در نهایت محدودیتهای قدرت ایالات متحده در این درگیری را بیشتر نمایان خواهد کرد، گفت مورتزوی از مرکز سیاستهای بینالمللی.
“تحریمها درد اقتصادی را که ایرانیان عادی با آن مواجه هستند، عمیقتر خواهد کرد. اما سالها فشار حداکثری نشان داده است که سختی اقتصادی به طور خودکار به تسلیم سیاسی تبدیل نمیشود،” او گفت. “اگر چیزی باشد، این اقدام محدودیتهای جنگ را نمایان میکند: واشنگتن میتواند هزینهها را برای ایران افزایش دهد، اما هنوز نتوانسته تهران را وادار به تغییر مسیر کند.”

اعداد نظرسنجی حرکت بعدی ایران را شکل میدهند
در همین حال، عدم موفقیت مداوم در وادار کردن ایران به تسلیم نه تنها جنگ را در ایالات متحده غیرمحبوب کرده است، بلکه پایینترین میزان تأییدیهها را برای خود ترامپ به ارمغان آورده است، به طوری که تنها ۳۱ درصد از آمریکاییها از جنگ حمایت میکنند و ۳۳ درصد عملکرد رئیسجمهور را تأیید میکنند، طبق نظرسنجی رویترز/ایپسوس.
با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای ایالات متحده تنها چند ماه باقی مانده، این موضوعی است که رهبران تهران به خوبی از آن آگاه هستند، گفت آزودی از دانشگاه جورج واشنگتن.
“آنها پیش از انتخابات میاندورهای در ایالات متحده محاسبه میکنند که دولت ترامپ تمایلی به درگیری بیشتر نخواهد داشت،” او گفت. “ایران به احتمال زیاد سعی خواهد کرد طوفان را تحمل کند و درد را جذب کند، تا زمانی که دولت ترامپ پیشنهاد خوبی به آنها بدهد.”

