نظام استراتژیک معاصر ایالات متحده به جدایی جغرافیایی تاریخی و بازدارندگی هستهای متکی است، اما تهدیدات چند دامنهای نوظهور این حایلهای سنتی را ناکافی میسازد. رقبای همسطح و دشمنان منطقهای دارای موجودیهای بالستیک گسترشیافته، سازوکارهای تحویل هایپرصوت و قابلیتهای پیشرفته مداری هستند که برای دور زدن شبکههای هشدار قدیمی طراحی شدهاند. همزمان، گسترش سریع فناوری به گروههای غیر دولتی و دولتهای خصمانه این امکان را میدهد که از زنبورهای هوایی خودکار و عملیات سایبری خودکار علیه زیرساختهای آسیبپذیر داخلی استفاده کنند.
ساختار عملیاتی کنونی دفاع میهنی ایالات متحده همچنان بر پروتکلهای ضدتروریسم پس از یازده سپتامبر متکی است و این امر موجب میشود که تأسیسات نظامی، شبکههای برق و زنجیرههای تأمین شهری برای مقابله هماهنگ با درگیریهای پیشرفته فناوری به خوبی تجهیز نشده باشند. بستن این شکافهای امنیتی نیازمند مدرنسازی ساختاری فوری، اختیارات قانونی وسیع برای مداخله محلی و شبکههای حسگر یکپارچه برای شناسایی سلاحهای هوایی و فضایی ورودی است. بدون یک بازآرایی جامع نهادی در میان سازمانهای اطلاعاتی و نهادهای امنیتی غیرنظامی، دفاع میهنی ایالات متحده قادر نخواهد بود تا به پیشبینی یا مقابله با تهاجمهای خاکستری بپردازد. تابآوری ملی به انتقال از اقدامات ضدتروریسم واکنشی به سمت سپرهای دفاعی فعال و چندلایهای بستگی دارد که قادر به حفاظت از زیرساختهای حیاتی در برابر رقبای همسطح در یک محیط استراتژیک به طور فزایندهای مورد مناقشه باشد.
آیا امنیت پیشفرض هنوز هم ایمنی را تضمین میکند
ایالات متحده در میان مزایای فراوان خود از نوع نادری از شانس جغرافیایی بهرهمند است: این کشور در شرق و غرب توسط دو خندق وسیع در اقیانوسهای اطلس و آرام محصور شده و تنها دو همسایه در شمال و جنوب دارد که هر دو نسبتاً دوستانه هستند.
به این شانس خوب، از پایان جنگ جهانی دوم، ایالات متحده دارای یک زرادخانه هستهای قدرتمند و قدرت نظامی، اقتصادی و فناوری بینظیری بوده است. با وجود حملات تروریستی یازده سپتامبر، این ترکیب جغرافیا، بازدارندگی و قدرت باعث شده است که بسیاری از آمریکاییها در خانه خود احساس کنند تقریباً غیرقابل لمس هستند. طبق نظرسنجی شورای شیکاگو در امور جهانی در سال 2024، تنها 19 درصد از پاسخدهندگان ابراز نگرانی در مورد تهدیدات خارجی کردند.
data-path-to-node=”4″>زمان آن فرا رسیده است که آمریکاییها فرضیات خود را بازنگری کنند. در واقع، سرزمین اصلی ایالات متحده هرگز به اندازه امروز در برابر حمله آسیبپذیر نبوده است. چین، روسیه و کره شمالی در حال تقویت قابلیتهای متعارف و هستهای خود برای ضربه زدن به ایالات متحده در حوزههای مختلف هستند و دفاعهای ایالات متحده به این تغییرات نرسیده است. در عین حال، یک تحول عمده در فناوری و تاکتیکها، تهدیدهای ناشی از خرابکاری و حملات در مناطق خاکستری را افزایش داده است: پهپادها از سوی بازیگران دولتی و غیردولتی میتوانند تقریباً هر هدفی در ایالات متحده را هدف قرار دهند و دشمنانی مانند چین میتوانند عملیات سایبری تهاجمی مبتنی بر هوش مصنوعی انجام دهند که میتواند زیرساختهای حیاتی را نابود یا آسیب بزند.
ایالات متحده آماده نیست. دفاعهای هوایی و موشکی این کشور دارای نقاط ضعف هستند. قوانین و سیاستهای داخلی پیچیده، هماهنگی و اختیارات لازم برای دفاع در برابر حملات پهپادی را مانع میشود. و زیرساختهای انرژی، آب، مالی، بهداشت و درمان و دیگر زیرساختها همچنان در برابر حملات سایبری پیشرفته آسیبپذیر هستند. در مواجهه با این تهدیدات جدید، نهادهای فدرال، ایالتی و محلی در ایالات متحده در وضعیتی ناتوان قرار دارند. حملات ۱۱ سپتامبر تا حدی به دلیل ناتوانی سیاستگذاران در درک تغییرات جهانی و عدم اشتراکگذاری اطلاعات بین نهادهای دولتی که میتوانست کشور را محافظت کند، رخ داد. بدون یک بازنگری در ساختار امنیت داخلی کشور، واشنگتن در خطر تکرار این اشتباه قرار دارد.

بازنگری بازیگران دولتی در دفاع مدرن از سرزمین اصلی ایالات متحده
موشکها بر روی خندق
اقدامات امنیتی که پس از ۱۱ سپتامبر به اجرا درآمد، برای محافظت از سرزمین اصلی ایالات متحده در برابر تروریسم طراحی شده بود. قانون پاتریوت ایالات متحده و قوانین بعدی به نهادهای ایالات متحده اجازه داد تا اطلاعات بیشتری را در داخل و خارج از کشور جمعآوری کنند. وزارت امنیت داخلی، دفتر مدیر اطلاعات ملی، مرکز ملی ضدتروریسم و گروههای مشترک مبارزه با تروریسم برای بهبود اشتراکگذاری اطلاعات درباره تروریسم و دیگر تهدیدات ایجاد یا تقویت شدند. FBI به طور قابل توجهی تعداد گروههای مشترک مبارزه با تروریسم در سراسر کشور را افزایش داد، با نهادهای اجرای قانون ایالتی و محلی هماهنگ شد و عملیاتهای مبتنی بر اطلاعات را برای شناسایی و دستگیری تروریستها انجام داد.
<p
این تدابیر در زمانی مفید بودند که تروریسم بزرگترین تهدید برای میهن ایالات متحده بود. و آنها در جلوگیری از اکثر طرحهای تروریستی در میهن موفق بودند. اما امروز، برخی از بزرگترین تهدیدات برای ایالات متحده از سوی بازیگران دولتی ناشی میشود. چین، روسیه و کره شمالی همه دارای موشکهای بینقارهای هستند که قادر به هدف قرار دادن میهن ایالات متحدهاند—و همه آنها آزمایشها و تمرینهایی انجام دادهاند تا نشان دهند که قادر به استفاده از آنها هستند.
جنگها در ایران و اوکراین نشان میدهد که داشتن یک زرادخانه هستهای، حتی به اندازه زرادخانه ایالات متحده، دیگر از حملات متعارف به میهن مانند گذشته محافظت نمیکند. ایران و شبکه نیروهای نیابتیاش دهها هزار موشک، راکت و پهپاد به مراکز جمعیتی اصلی در اسرائیل شلیک کردهاند. اوکراین بهطور موفقیتآمیزی شهرهای روسیه، زیرساختهای انرژی، اهداف پایگاههای صنعتی، گرههای لجستیکی و پایگاههای نظامی را هدف قرار داده است بدون اینکه واکنش هستهای از کرملین دریافت کند. سیستمهای پیشرفته دفاع هوایی و موشکی اسرائیل و روسیه در متوقف کردن این حملات پهپادی و موشکی با مشکل مواجه شدهاند.
فاصلههای موشکی آسیبپذیریهای استراتژیک را نمایان میکند
در صورت حمله متعارف به خاک ایالات متحده، سیستمهای دفاع هوایی و موشکی آمریکایی نیز ممکن است با مشکل مواجه شوند. ایالات متحده از نظر تعداد سیستمهای دفاع هوایی و رهگیرها برای محافظت در برابر موشکهای بالستیک کافی نیست. جنگ با ایران تأمین جهانی THAAD را تا ۸۰ درصد و Patriot را تا ۵۰ درصد کاهش داده است. علاوه بر این، دفاع از میهن در برابر موشکهای کروز همچنان آسیبپذیر است.
دفاع در برابر موشکهای کروز دشوار است. آنها نزدیک به سطح زمین پرواز میکنند تا زیر رادارهای متعارف باقی بمانند و از کوهها، درهها و تپهها برای پنهان شدن از حسگرهای زمینی استفاده میکنند—که به آن «پوشش زمین» گفته میشود. ایالات متحده به اندازه کافی سیستمهای دفاع موشکی در مناطق کافی برای محافظت در برابر موشکهای کروز ندارد.
بهویژه چین توانایی خود را برای هدف قرار دادن ایالات متحده گسترش و بهروز کرده است. علاوه بر موشکها، تهدید از سوی چین اکنون به فضا نیز گسترش یافته است. چین میتواند اهدافی در میهن ایالات متحده را با استفاده از سیستم بمباران مداری جزئی هدف قرار دهد، که یک کلاهک را با سرعت هایپرصوت به مدار پایین زمین میفرستد و به آن اجازه میدهد از یک جهت غیرقابل پیشبینی به میهن ایالات متحده نزدیک شود و شبکههای رادار و دفاع موشکی سنتی را دور بزند. ارتش آزادیبخش خلق همچنین در حال تحقیق درباره قابلیتهای دیگر مبتنی بر فضا، مانند سلاحهای ضربهای مداری است که بهطور نظری میتواند با رها کردن پروژهها از فضا به میهن ایالات متحده حمله کند.
ضربات ارزان
وطن ایالات متحده همچنین با تهدیدات جدیدی از نوع زیرساختی مواجه است. بازیگران دولتی و غیردولتی مدتهاست که از خرابکاری فیزیکی علیه زیرساختهای حیاتی، اطلاعات نادرست و عملیات سایبری تهاجمی برای تضعیف رقبای خود در زیر آستانه جنگ متعارف استفاده کردهاند. اما فناوریها و تاکتیکهای جدید، از جمله هوش مصنوعی، چالشهای جدیدی برای ایالات متحده به وجود میآورند.
پهپادها واضحترین مثال هستند. پیشرفتهای فناوری باعث شده است که پهپادها بهطور ارزان و بهراحتی قابل خریداری باشند، با بردهای بیشتر، بارهای بالاتر و توانایی بهبود یافته برای فرار از جنگ الکترونیکی. رقبای ممکن است به زودی قادر به پرواز پهپادها در زنبورکهای هماهنگ با استفاده از هوش مصنوعی باشند و بهطور مؤثری هرگونه دفاعی را تحت فشار قرار دهند. همپیمانان و رقبای بهطور یکسان در حال شرکت در یک مسابقه تسلیحاتی هستند و تولید و استفاده از پهپادها را افزایش میدهند تا به نوآوری در لبه فناوری دست یابند. روسیه سالانه تا هفت میلیون پهپاد مسلح تولید میکند. بر اساس برخی برآوردها، چین ظرفیت ساخت یک میلیارد پهپاد در سال را دارد.
با این حال، برای ایجاد هرج و مرج در وطن ایالات متحده به این مقدار نیاز نیست. در سال 2025، اوکراین بیش از 100 پهپاد را در داخل کامیونهای باربری به روسیه قاچاق کرد تا حملاتی انجام دهد که حدود یکسوم ناو بمبافکنهای فعال روسیه را آسیبدیده یا نابود کرد و تقریباً 7 میلیارد دلار خسارت به بار آورد. عملیات تار عنکبوت یک موفقیت چشمگیر برای نیروهای اوکراینی بود و یادآوری ترسناکی از آسیبپذیری ایالات متحده در برابر حملهای مشابه به شمار میرود.
یک رقیب میتواند پهپادهای مسلح را در داخل ونهای باربری تغییر یافته، کانتینرهای حمل و نقل یا کامیونهایی با سقفهای قابل جابجایی پنهان کند و وسایل نقلیه را در نزدیکی اهداف با ارزش بالا، مانند پایگاههای هوایی نظامی یا پایگاههای دریایی، بدون شناسایی قرار دهد. آنها میتوانند پهپادها را برنامهریزی کنند تا بهطور همزمان با استفاده از شبکههای سلولی تجاری پرتاب شوند و از دفاع هوایی داخلی و تدابیر اختلال سیگنال عبور کنند و بهطور مؤثری سیستمهای راداری هشدار زودهنگام استراتژیک را دور بزنند.
هوش مصنوعی حملات سایبری تهاجمی را تسریع میکند
چنین حملهای به خاک ایالات متحده ممکن است غیرواقعی به نظر برسد. اما نفوذهای غیرمجاز پهپادها به تأسیسات نظامی ایالات متحده، نیروگاههای هستهای و سایر زیرساختهای حیاتی—بهعلاوه مکانهای کنسرت در فضای باز، استادیومهای ورزشی، زیرساختهای حمل و نقل و بنادر—در سالهای اخیر در حال افزایش بوده است. به عنوان مثال، در ماه مارس، پایگاه نیروی هوایی بارکسدیل در لوئیزیانا، که بمبافکنهای B-52 دوربرد را در خود جای داده است، پس از مشاهده چندین پهپاد غیرمجاز که بر فراز مناطق حساس پایگاه در حال پرواز بودند، به حالت قفل درآمد.
در ماه ژوئن، افبیآی پنج مظنون را به اتهام توطئهای برای هدف قرار دادن رویداد قهرمانی مبارزات نهایی در چمنزار جنوبی کاخ سفید با پهپادهای حامل مواد منفجره دستگیر کرد. هوش مصنوعی باعث میشود که پهپادهای فردی و گروههای پهپادی متوقف کردنشان دشوارتر شود زیرا به سیگنالهای رادیویی از راه دور که میتوانند توسط تدابیر مقابله الکترونیکی مختل شوند، وابسته نیستند.
پهپادها تنها مشکلی نیستند که با توسعه سریع هوش مصنوعی بدتر شدهاند. سیستمهای هوش مصنوعی عاملی مانند Mythos شرکت Anthropic این امکان را برای دشمنان دولتی و غیردولتی، مانند تروریستها، بسیار آسانتر میکند که به دفاعهای سایبری نفوذ کرده و زیرساختهای حیاتی را به مقیاسی که هرگز ممکن نبوده، مورد حمله قرار دهند. به محض اینکه هدایت شوند، عوامل هوش مصنوعی میتوانند نقصها را در سیستمهای کامپیوتری شرکتی و دولتی کشف کرده و حملات سایبری خودمختار را با نظارت حداقلی انسانی اجرا کنند.
حتی قبل از ظهور این سیستمهای هوش مصنوعی، وضعیت به طرز شوکهکنندهای ضعیف دفاعهای سایبری ملی و شهری، زیرساختهای حیاتی آمریکا را به هدفی جذاب تبدیل کرده بود. از سال 2021، حملات ولت تایفون چین به شبکههای برق، تصفیهخانههای آب، سیستمهای مخابراتی و مراکز حمل و نقل ایالات متحده نفوذ کرده و بدافزاری را جاسازی کردند که میتوانست در صورت بروز بحران بین آمریکا و چین، آنها را خراب کند. یک عملیات ولت تایفون مجهز به هوش مصنوعی به مهاجمان این امکان را میدهد که از یک کمپین کند و انسانی که ماهها یا سالها طول میکشد، به یک کمپین تقریباً آنی و خودسازگار علیه اهداف متعدد به طور همزمان منتقل شوند که میتواند به مراتب آسیبزنندهتر باشد.
data-path-to-node=”20″>در نهایت، فراتر از پهپادها و هوش مصنوعی، تهدید فزایندهای از سلاحهای ضد ماهوارهای با پرتاب مستقیم وجود دارد که موشکهایی هستند که از زمین، دریا یا هوا پرتاب میشوند و به فضا سفر میکنند تا یک ماهواره در مدار را هدف قرار داده و نابود کنند، همچنین سلاحهای انرژی هدایتشده و سیستمهای جنگ الکترونیک که میتوانند ماهوارههای ایالات متحده را در مدار پایین زمین و مدار ژئوسنکرون هدف قرار دهند. چین و روسیه بهطور فعال در حال توسعه و آزمایش دامنه وسیعی از سلاحهای ضد ماهواره و سایر سلاحهای ضد فضایی هستند. اگر این حملات فضایی اجرا شوند، میتوانند GPS و ناوبری را مختل کرده، پروازهای تجاری را زمینگیر کنند و شبکههای لجستیکی را که به ردیابی ماهوارهای برای حمل و نقل وابستهاند، مختل کنند. به عبارت دیگر، این حملات میتوانند حداقل بهطور موقت زندگی روزمره در ایالات متحده را متوقف کنند.

REUTERS/Kevin Lamarque (UNITED STATES – Tags: CRIME LAW POLITICS)
بازسازی دفاع میهنی ایالات متحده از طریق سپرهای فعال
برای آمادهسازی بهتر در برابر حمله به میهن، واشنگتن ابتدا باید دفاعهای فعال را که زیرساختهای حیاتی کشور را محافظت میکنند، تقویت کند. نیاز است که سیستمهای بیشتری از نوع بلندبرد مانند پاتریوت و THAAD برای موشکهای بالستیک، سیستمهای میانبرد مانند سیستم قابلیت حفاظت از آتش غیرمستقیم برای موشکهای کروز، و سیستمهای کوتاهبرد مانند سیستمهای کایوت و مروپ برای مقابله با پهپادها ساخته و مستقر کند. سلاحهای انرژی هدایتشده—مانند لیزرهای با انرژی بالا و سیستمهای میکروویو با توان بالا—و سیستمهای جنگ الکترونیک و اختلال فرکانس رادیویی نیز برای دفاع در برابر حملات پهپادی مفید هستند.
ایالات متحده به سیستمهای بیشتری برای دفاع از زیرساختهای حیاتی و همچنین آموزش برای پرسنل نیاز دارد. همچنین باید دفاعهای غیرفعال را افزایش دهد، مانند حفاری تأسیسات زیرزمینی برای زیرساختهای حیاتی و قرار دادن موانع بتنی با چگالی بالا و لایهای در اطراف سیستمهای زمینی، واحدهای تولید برق، تأسیسات ذخیره مهمات و پادگانها.
از آنجا که محافظت از همه چیز در میهن هزینه بسیار بالایی خواهد داشت، واشنگتن باید در ابتدا بر تقویت پایگاهها و زیرساختهای حیاتی که چین یا سایر دشمنان میتوانند در یک درگیری هدف قرار دهند، تمرکز کند. مکانهای کلیدی شامل تأسیسات فرماندهی و کنترل نظامی، پایگاههای بمبافکن، سایتهای تسلیحات هستهای، سیستمهای دفاع هوایی و موشکی و پایگاههای دریایی بزرگ هستند.
data-path-to-node=”24″>گنبد طلایی، سیستم دفاع هوایی و موشکی پیشنهادی دولت ترامپ، میتواند نقش مهمی در این تلاش ایفا کند. این طرح به دنبال ایجاد یک شبکه فرماندهی و کنترل یکپارچه از حسگرها، سلاحها و سایر سیستمها برای شناسایی و سرنگونی پهپادها و موشکهای ورودی است.
اما گنبد طلایی با کمبود بودجه مواجه است و به آرامی در حال راهاندازی است. در آینده، اولویت ایالات متحده باید تسریع در برنامهها برای پیوند زدن قابلیتهای موجود باشد—نه توسعه قابلیتهای جدید—مانند ماهوارههای هشدار موشکی ارتش ایالات متحده؛ شبکه جهانی رادارها و حسگرها؛ ۴۴ سامانه رهگیر زمینی در کالیفرنیا و آلاسکا؛ و سایر سیستمهای فدرال، ایالتی، محلی و تجاری. ارتش ایالات متحده همچنین نیاز دارد تا تمرینات تیراندازی زنده را افزایش دهد تا نرمافزار گنبد طلایی و توانایی آن در شناسایی، ردیابی و هدف قرار دادن تهدیدات ورودی را آزمایش کند.
پهپادها مشکل پیچیدهتری را به وجود میآورند. فرماندهان در پایگاههای نظامی و پرسنل محافظتکننده از زیرساختهای حیاتی اغلب مجوز قانونی برای نابود کردن یا کاهش توان پهپادهایی که به طور غیرقانونی وارد حریم هوایی آنها میشوند، ندارند. برخی قوانین اخیر، از جمله قانون آسمانهای ایمنتر در سال ۲۰۲۵، به نهادهای دولتی و محلی (هرچند نه به نهادهای بخش خصوصی) مجوز بیشتری برای شناسایی و ردیابی پهپادهای متخاصم میدهد.
اما به قانونگذاری جامعتری نیاز است که به اپراتورهایی که آموزش دیدهاند اجازه دهد تا سیستمهای ضد پهپاد را تحت نظارت اجرای قانون فدرال یا ایالتی و محلی به کار گیرند. برای کاهش خطر اینکه اپراتورهای تازهقدرتگرفته سیستمهای ضد پهپاد به طور تصادفی هواپیماهای غیرنظامی را مختل یا سرنگون کنند، باید پرسنل بیشتری در مرکز آموزش ملی ضد پهپاد در هانتسویل، آلاباما آموزش ببینند.
بازنگری در ساختار اطلاعاتی برای مقابله با دشمنان
اشتراکگذاری اطلاعات میان نهادهای اطلاعاتی فدرال، ایالتی و محلی پس از ۱۱ سپتامبر به منظور مختل کردن شبکههای تروریستی و خنثی کردن حملات برنامهریزیشده بهبود یافت. اما قابلیتهای هستهای و متعارف در حال تحول چین، روسیه و کره شمالی، و همچنین تاکتیکها و فناوریهای نوظهور مانند پهپادها و هوش مصنوعی، شیوههای اطلاعاتی جنگ علیه تروریسم را تا حد زیادی منسوخ کرده است. علاوه بر این، زخمهای خودتحمیلشده به چند نهاد که به خوبی برای تهدیدات امروز مناسب بودند، آسیب رسانده است.

<p
دولت ترامپ، به عنوان مثال، آژانس امنیت سایبری و امنیت زیرساختها را به شدت تضعیف کرده است، که نظارت بر دفاعهای سایبری و امنیت انتخابات را بر عهده دارد. همانند مرکز ملی ضدتروریسم پس از حملات ۱۱ سپتامبر، ایالات متحده نیاز دارد که یک مرکز ملی ضد اطلاعات قوی تأسیس کند که تحلیلگران از چندین آژانس را گرد هم آورد تا اطلاعات را ترکیب کرده، تهدیدات را تحلیل کند و برنامهریزی استراتژیک را در برابر تهدیدات چینی، ایرانی، روسی و دیگر تهدیدات علیه میهن هماهنگ کند.
در سطح ایالتی و محلی، گروههای مشترک مبارزه با تروریسم و مراکز ادغام نیاز دارند که تمرکز و منابع خود را به ردیابی تهدیدات مبتنی بر دولت علیه میهن تغییر دهند.
در نهایت، تهدیداتی که در حال حاضر متوجه میهن ایالات متحده است، نیاز به تغییر بنیادی در نگرش دارد. سیاستگذاران ایالات متحده، نهاد امنیتی کشور و شهروندان آن باید درک کنند که ایالات متحده وارد یک عصر جدید شده است؛ دیگر نمیتواند به جغرافیا و زرادخانه هستهای خود برای حفاظت از خود تکیه کند. فنلاند، اسرائیل و اوکراین سنتهای طولانی در توسعه برنامههای استراتژیک و ارتباط با عموم مردم درباره تهدیدات میهن دارند. ایالات متحده باید از این الگو پیروی کند و عموم مردم آمریکا را درباره تهدیدات در حال تحول علیه میهن آموزش دهد و یک برنامه تابآوری ملی توسعه دهد—همانطور که فنلاند انجام داده است—تا زیرساختهای حیاتی را تقویت کند، با بخش خصوصی به طور نزدیک همکاری کند، قوانین را تطبیق دهد و با عموم مردم ارتباط برقرار کند.
احساس غالب ایمنی آمریکاییها به طور موقت و تراژیک با حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ مختل شد و کمیسیون ۱۱ سپتامبر به این نتیجه رسید که ایالات متحده با یک “چالش نسلی” از سوی گروههای تروریستی مواجه است. یک ربع قرن بعد، یک نسل جدید از آمریکاییها و یک چالش نسلی جدید وجود دارد. اگر حملات ۱۱ سپتامبر به طور عمده نتیجه عدم تخیل و اجرای ناکافی بود، همانطور که کمیسیون نوشت، واشنگتن امروز در معرض تکرار همان اشتباه است.

