مواجهه بین واشنگتن و تهران وارد مرحلهای قهری شده است که در آن خفهسازی اقتصادی، مداخله دریایی و حملات نظامی دقیق یکدیگر را تقویت میکنند. اعتماد عمومی ایران پوششی بر یک معضل استراتژیک است: حملات موشکی نتوانستهاند از دفاعها عبور کنند، درآمدهای نفتی کاهش یافته و نمایندگان منطقهای تحت فشار مستمر قرار دارند.
کمپین فشار ترامپ قدرت دریایی آمریکا را به یک گلوگاه پایدار در اطراف تنگه هرمز تبدیل کرده است و ترافیک تجاری را مجبور به وابستگی به حفاظت ایالات متحده کرده در حالی که انتقامجویی ایران بازدهی کاهشی دارد. هر حمله به نفتکشها و سایتهای پرتاب موشک نشان میدهد که واشنگتن حاضر نیست برای یک توافق ناقص از احتیاط نظامی خود چشمپوشی کند.
کمپین فشار ترامپ همچنین محدودیتهای کمکهای روسیه و چین را نمایان میسازد، که نتوانسته است دقت هدفگیری ایران را بازگرداند یا انزوا رژیم را معکوس کند. رهبران ایرانی ممکن است انتخاب تشدید را داشته باشند، اما چنین انتخابی ضعف را به جای قدرت نشان میدهد. در همین حال، ایالات متحده توان عملیاتی خود را نشان داده، داراییهای نظامی حیاتی را تضعیف کرده و جریان نفت از طریق تنگه را حفظ کرده است. سوال استراتژیک این است که آیا واشنگتن میتواند فشار را حفظ کند در حالی که با متحدان خود مدیریت میکند، ثبات منطقهای را حفظ میکند و از گسترش درگیری جلوگیری میکند. یک روایت عمومی واضح اهمیت دارد زیرا نتیجه به اندازه اراده سیاسی به موفقیت در میدان نبرد بستگی دارد. آسیبپذیری ساختاری رژیم قابل مشاهده شده و ابتکار عمل در دست ایالات متحده باقی مانده است.
کمپین فشار ترامپ به حرکت در میآید
مقامات ایرانی ادعا میکنند که رژیم “مطمئن” است و در حال بررسی تشدید اقدامات علیه ایالات متحده هستند. ایران ممکن است واقعاً دست به اقدام بزند، اما این اقدام از جایی ناشی میشود که ناامیدی وجود دارد، نه قدرت. در روز شنبه، ۵ سپتامبر، فرماندهی مرکزی ایالات متحده به سه نفتکش ایرانی حمله کرد. “بگذارید پیام به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی روشن باشد: اگر به دو کشتی ما شلیک کنید، هزینه اقتصادی حتی بالاتری را تحمیل خواهیم کرد — از بین بردن سه کشتی شما”، گفت دریادار برد کوپر، رئیس فرماندهی مرکزی ایالات متحده. سه روز بعد، فرماندهی مرکزی ایالات متحده اعلام کرد که پنج نفتکش دیگر را نابود کرده است، پس از اینکه سپاه پاسداران “دو بار در دو روز گذشته به یک ناو جنگی نیروی دریایی ایالات متحده با موشکهای بالستیک حمله کرد.”
رئیسجمهور دونالد ترامپ تصمیم گرفته است که رژیم ایرانی را از نظر اقتصادی تحت فشار قرار دهد، اما حملات نظامی ایالات متحده (که به اهداف خود با نرخ موفقیت فوقالعاده نزدیک به کمال میزنند) همچنان نقش عمدهای ایفا میکنند. ترکیب محاصره، تحریمها و حملات تنبیهی دورهای، توانایی رژیم ایران را برای وارد کردن آسیب به ایالات متحده یا متحدانش به شدت محدود کرده است. مسیر کنونی راهحل دائمی برای مشکل رژیم ایران نیست، اما ایالات متحده در حال پیروزی است و روایت عمومی باید این را منعکس کند.

حملات موشکی به هدف نمیزنند
حملات ایالات متحده در پاسخ به تلاشهای ناموفق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) برای هدف قرار دادن کشتیهای نیروی دریایی ایالات متحده بود. مقامات آمریکایی هفته گذشته به خبرنگاران گفتند که نیمی از ۲۵ موشک بالستیکی که ایران به سمت اردن شلیک کرد حتی نتوانستند وارد فضای هوایی اردن شوند.
باید چه نتیجهای از این بگیریم؟ رژیم همیشه در هدفگیری ضعیف بوده است، اما تمام چالشهای آن به واسطه کمپینهای ایالات متحده و اسرائیل تشدید شده و هر کمکی که از روسها یا چینیها دریافت میکند، به نظر میرسد که در اثرگذاری محدود است. این نباید دیگر حامیان ایرانی را از مسئولیت حمایت از دشمنان ما در یک جنگ داغ معاف کند، اما این به ادعای دولت ترامپ اعتبار میبخشد که تا کنون، کمکی که رژیم ایران دریافت کرده تأثیر معناداری در جهتگیری IRGC نداشته است.
پیگیری حمایتهای روسی و چینی
ما اطلاعات زیادی درباره اقداماتی که ایالات متحده برای جلوگیری از کمک دیگر کشورها به ایران انجام میدهد، نداریم، اما حمایتهای روسی و چینی از رژیم ایران همچنان بزرگترین نگرانی من درباره احتمال طولانی شدن و گسترش جنگ است و باید به دقت پیگیری شود.
و در مورد دیپلماسی چه؟ ترامپ به درستی نتیجهگیری کرده است که کسانی که در قدرت در تهران هستند، آماده توافق نیستند. “برای من مهم نیست اگر آنها توافقی بیارزش، برای خودشان، امضا کنند. من موقعیت کنونیمان را بسیار بهتر میدانم، با کنترل تقریباً کامل بر تنگه هرمز و اقتصاد آنها که به طور کامل در حال فروپاشی است. آنها فقط در حال بازی کردن با اجتنابناپذیر هستند. مردم ایران کی خواهند برخاست و مبارزه خواهند کرد؟” ترامپ در شبکههای اجتماعی نوشت.

رد توافقی بیارزش
این خبر خوبی است، زیرا یادداشت تفاهم (MOU) به اصطلاح کوتاهمدت به ایرانیها اجازه میداد نفت بفروشند و به رژیم مهلت اقتصادی موقتی میداد، هرچند که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هرگز قصد نداشت تلاش برای اخاذی از تنگه هرمز یا شلیک به کشتیهای تجاری را متوقف کند.
چند هفته پیش، منتقدان ترامپ و تصمیم او برای آغاز عملیات خشم حماسی، اصرار داشتند که ترامپ باید به سادگی از خاورمیانه خارج شود و بپذیرد که او ایالات متحده را به شکست در برابر جمهوری اسلامی هدایت کرده است. روایت محبوب این است که رژیم اکنون “سختتر” و “مصرتر” برای دستیابی به سلاح هستهای است و اکنون نفوذ قابل توجهی بر ایالات متحده از طریق رفتار تروریستی خود علیه کشتیهای تجاری در تنگه هرمز دارد.
هیچ میانهرویی در تهران وجود ندارد
منتقدان اشتباه میکنند و برخی از فرضیات نادرست را که برای حمایت از “توافق ایران” رئیسجمهور باراک اوباما استفاده شده بود، دوباره به کار میبرند. هیچ میانهرویی در جمهوری اسلامی ایران وجود ندارد. رژیم سالهاست که به طور مداوم به دنبال سلاح هستهای است و تنها از طریق تحریمها و اکنون، در نهایت، تصمیم ترامپ برای درگیر شدن نظامی متوقف شده است. این یک افسانه است که رژیم به قدری formidable بود که تنها راه این بود که بپذیریم ایرانیها یک برنامه هستهای نهفته خواهند داشت و بهتر است که به سادگی آن را بپذیریم و سعی کنیم رژیم را خریداری یا راضی کنیم.
عملیات نظامی ایالات متحده توانایی و اعتبار نظامی را نشان داده و دستههای کامل نظامی ایران، رهبری قابل توجه رژیم و صنایع کلیدی که رژیم برای حمایت از نظامیگری خود استفاده میکرد، را کاهش یا از بین برده است. اکنون ایالات متحده در تلاش است تا منابع رژیم را از طریق یک محاصره دریایی بسیار مؤثر، تحریمها و تحریمهای ثانویه انتخابی قطع کند.
حفظ کمپین فشار ترامپ
اما استفاده از حملات نظامی نیز به صورت متناوب ادامه دارد. ترامپ روز سهشنبه، ۸ سپتامبر، گفت که او آماده است تا هر زمان که بخواهد، مجوز حملات بیشتری علیه ایران را صادر کند. طبق گزارشی از وال استریت ژورنال، وزیر جنگ، پیت هگست، استقرار حدود ۵۰,۰۰۰ سرباز آمریکایی و ۱۹ ناو جنگی در خاورمیانه را تمدید کرده است.
منابع مستقل اکنون تأیید کردهاند که آنچه دولت ترامپ ادعا کرده، درست است: فرماندهی مرکزی ایالات متحده به طور مؤثر دهها کشتی تجاری را از طریق تنگه هدایت میکند که میلیونها بشکه نفت حمل میکنند، حتی در میان حملات برای از بین بردن پرتابگرها و رادارهای ایرانی. ایالات متحده در طول خشونتآمیزترین حملات عملیات خشم حماسی، بسیاری از اهداف خود را به طور موفقیتآمیز از بین برد و رژیم به طرز چشمگیری تضعیف شده است، شاید به طور ساختاری غیرقابل بازگشت.

کار را تمام کنید، سپس دوباره مستقر شوید
دولت ترامپ باید یک کمپین عمومی را برای به اشتراک گذاشتن خبرهای خوب با مردم آمریکا که به طور مرتب از برخی رسانههای خبری و به اصطلاح تحلیلگران که به نظر میرسد برای شکست ایالات متحده آرزو میکنند، دوزی از بدبینی دریافت کردهاند، آغاز کند.
اما تا زمانی که ایالات متحده نتواند نیروهای نظامی خود را به استقرارهای پیش از جنگ در اطراف تنگه بازگرداند و استقرارهای خود را به دیگر تئاترهای جغرافیایی کلیدی از جمله در اقیانوس آرام و اروپا بازگرداند، کمپین ایالات متحده علیه رژیم ایرانی ادامه دارد.
دولت ترامپ نباید از خواستههای خود مبنی بر اینکه اورانیوم غنیشده باید از ایران خارج شود و تنگه هرمز باید آزاد و باز برای حمل و نقل تجاری باقی بماند، عقبنشینی کند. این نیاز به دیپلماسی ماهرانه دارد — نه با رژیم تروریستی در ایران — بلکه با نزدیکترین متحد ما، اسرائیل، و متحدان ما در اروپا، همچنین با شرکای خلیج فارس که بهتر است به ادامه عادیسازی روابط با اسرائیل و پرهیز از سرمایهگذاریهای حامیان رژیم ایرانی در پکن و مسکو ادامه دهند.

