جنگ داخلی سودان تقسیمات سرزمینی و اداری را به وجود آورده است که هیچ اعلام رسمی آن را به رسمیت نشناخته است، اما تقسیم سودان در حال حاضر زندگی روزمره را در سرتاسر کشور تغییر میدهد. در پورت سودان، نیروهای مسلح سودان نمایندگی دیپلماتیک، خدمات گذرنامه و بانکداری رسمی را حفظ میکنند، در حالی که در نیالا، نیروهای پشتیبانی سریع هزینههای بازار را جمعآوری کرده، مدیران را منصوب میکنند و مؤسسات مالی موازی از جمله یک بانک مرکزی و سیستم ارزی را ایجاد میکنند.
هیچ یک از طرفین درگیر نمیتوانند به طور قاطع دیگری را در جغرافیای وسیع سودان شکست دهند، که منجر به ساختاری دو قطبی شده است که توسط سرزمینهای مسلح خودمختار و کریدورهای مورد منازعه در کوردوفان و نیل آبی احاطه شده است. حامیان خارجی—مصر، عربستان سعودی، ترکیه و ایران از ارتش حمایت میکنند؛ امارات متحده عربی از شبهنظامیان پشتیبانی میکند؛ روسیه در حال مذاکره برای یک تأسیسات دریایی است—این تقسیم را تقویت میکنند. تقریباً چهارده میلیون نفر آواره شدهاند و ۱۹.۵ میلیون نفر با ناامنی غذایی حاد مواجه هستند. بنابراین، تقسیم سودان کمتر به عنوان یک نتیجه مذاکره شده و بیشتر به عنوان یک تجمیع خاموش مراکز قدرت رقیب به نظر میرسد که به طور دائمی چشمانداز ژئوپلیتیکی شمال شرق آفریقا را تغییر میدهد در حالی که نهادهای بینالمللی همچنان یک دولت واحد را روی کاغذ به رسمیت میشناسند.
واقعیتهای دوگانه یک دولت در حال فروپاشی
در پورت سودان، دیپلماتهای خارجی اعتبارنامههای خود را به ژنرال عبدالفتاح البرهان، رئیس شورای حاکمیت انتقالی، ارائه کردند، در حالی که وزارتخانههای دولتی از این مرکز ساحلی به عنوان پایگاه اداری در زمان جنگ استفاده کرده و خدمات گذرنامه، اداره مدنی و سایر عملکردهای اصلی دولت را در طول جابجایی نهادهای دولتی حفظ کردند.
حتی در حالی که ارتش بخشهایی از خارطوم را دوباره تصرف کرده و شروع به انتقال عملکردهای اداری اصلی به سمت پایتخت کرده است، یک قدرت به شدت متفاوت بر غرب حکومت میکند. در دوردست جنوب غربی در نیالا، دارفور جنوبی، محمد حمدان “حمیدتی” دقلو و نیروهای پشتیبانی سریع یک قدرت رقیب را اداره میکنند، هزینههای بازار محلی را جمعآوری کرده، مدیران مدنی را منصوب کرده، امنیت را برقرار کرده و از شبکههای تجاری غیررسمی طلا درآمد کسب میکنند.
جدایی دیگر صرفاً نظامی نیست: دولت پشتیبانی شده توسط نیروهای پشتیبانی سریع (RSF) شروع به ساخت نهادهای مالی موازی کرده است، از جمله یک بانک مرکزی و سیستم ارزی، در حالی که دولت پشتیبانی شده توسط نیروهای مسلح سودان (SAF) دستگاه پولی موجود را حفظ میکند. این تضاد آشکار نشاندهنده یک تغییر ساختاری عمیق است. سودان در حال توسعه یک تقسیم territorially و اداری de facto است، بدون تقسیم رسمی حاکمیت. در حالی که نهادهای بینالمللی و دولتهای خارجی همچنان یک دولت سودانی واحد را روی کاغذ به رسمیت میشناسند، واقعیت سرزمینی به طور فزایندهای دو مرکز رقیب قدرت را منعکس میکند که در میان مناطق مورد مناقشه و دولتهای مسلح کوچکتر احاطه شدهاند.

تقسیم سودان نقشه نظامی را تغییر میدهد
هیچ یک از طرفین اصلی درگیری تا کنون توانایی شکست قاطع دیگری را در جغرافیای وسیع سودان نشان ندادهاند، که باعث شده است این درگیری به یک جنگ داخلی دو قطبی تبدیل شود که در میان سرزمینهای خودمختار و فضاهای مورد مناقشه قرار دارد.
نقشه نظامی سودان به نظر میرسد که به یک تقسیم جغرافیایی چند لایه تبدیل میشود تا یک تقسیم ساده دوگانه. نیروهای مسلح سودان کنترل بیشتر شمال، شرق و مرکز سودان، از جمله کریدور مرکزی نیل، جزیره، سنار و مراکز شهری کلیدی را حفظ میکنند. این ارتش با ساختارهای فرماندهی نظامی متعارف، توپخانه سنگین و قابلیتهای هوایی و پهپادی تأمین شده از سوی خارجیها، خود را به عنوان تنها نگهبان مشروع قدرت دولتی معرفی میکند.
برعکس، نیروهای پشتیبانی سریع کنترل غالب بر بیشتر دارفور و بخشهای قابل توجهی از غرب کوردوفان را اعمال میکنند و به تحرک بالا، شبکههای استخدام قبیلهای و لجستیکهای فرامرزی که به چاد، لیبی و جمهوری آفریقای مرکزی گسترش مییابند، تکیه میکنند. با این حال، سودان به طور واضح به دو بلوک یکپارچه تقسیم نمیشود.
عملگران مسلح نقشه را پیچیده میکنند: SPLA-N به رهبری عبدالازیز الحلو، که با RSF همراستا است، کنترل بخشهای وسیعی از کوههای نوبا در جنوب کوردوفان را در دست دارد، در حالی که ارتش آزادیبخش سودان به رهبری عبدالوحید النور خارج از هر دو ائتلاف اصلی قرار دارد و کنترل سرزمینی در جبل مارا را در دست دارد. کوردوفان به عنوان یک تئاتر بحرانی و بسیار فعال عمل میکند که در آن العبید، پایتخت شمال کوردوفان، و کریدورهای ترانزیتی اطراف به شدت مورد مناقشه هستند.
هیچیک از طرفین اصلی درگیر تا کنون توانایی شکست قاطع دیگری را در جغرافیای وسیع سودان نشان ندادهاند، که باعث شده این درگیری به یک جنگ داخلی دو قطبی تبدیل شود که در آن مناطق خودمختار و فضاهای مورد منازعه وجود دارد.
ظهور حکمرانی موازی
فراتر از میدان نبرد، تکهتکه شدن نهادها این تقسیم چندقطبی را در زندگی روزمره نهادینه میکند. مقامات پشتیبانیشده توسط نیروهای مسلح سودان کنترل اکثر نهادهای رسمی دولتی را در دست دارند و نمایندگی دیپلماتیک و مؤسسات بانکی رسمی دولت مستقر را حفظ میکنند. در مناطق تحت کنترل شبهنظامیان، نیروهای پشتیبانی سریع مقامات ارشد را برای اداره امور مدنی و پلیس منصوب کردهاند و به شبکههای ارتباطی جایگزین متکی هستند زیرا زیرساختهای مخابراتی ملی دچار شکست شده است.
این دوگانگی نهادها به اقتصاد نیز سرایت کرده است، جایی که بندر سودان و خارطوم واردات رسمی دولتی را مدیریت میکنند در حالی که حوزه اقتصادی غرب به تجارت غیررسمی طلا، تجارت دام و استخراج هزینههای محلی وابسته است. در عین حال، درگیریهای شدید، حملات هوایی، شرایط محاصره و تخریب معیشتها تقریباً چهارده میلیون نفر را از خانههایشان مجبور به ترک کرده است از زمان آغاز جنگ. جابجاییهای جمعیتی خطر تسریع یک فرآیند تفکیک قومی-منطقهای را به همراه دارد، هرچند که گروههای مسلح محلی و تغییر ائتلافها مانع از تقسیم دوگانه واضح میشوند.
منافع خارجی و رقابتهای منطقهای
این تکهتکه شدن داخلی توسط بازیگران خارجی رقیب تقویت میشود که در تلاشند تا پایگاههای استراتژیک در شاخ آفریقا و در امتداد دریای سرخ تأمین کنند. مصر به عنوان یک متحد قوی ارتش منظم بوده است، که به دنبال حفظ نهادهای دولتی و تأمین منافع آب نیل است، در حالی که عربستان سعودی از حفظ ساختارهای دولتی سودان حمایت کرده و نقش دیپلماتیک و میانجیگری بارزی ایفا میکند.
کمکهای نظامی ایران و ترکیه توانمندیهای هوایی و پهپادی ارتش را تقویت کرده و به توانایی نیروهای مسلح سودان (SAF) در انجام حملات هوایی و بازپسگیری سرزمین کمک کرده است. از سوی دیگر، مستندات گستردهای به حمایت امارات متحده عربی از نیروهای شبهنظامی از طریق شبکههای لجستیکی در چاد و لیبی شرقی اشاره دارد، اگرچه ابوظبی ادعای تسلیح این گروه را رد میکند. روسیه به توافقی اصولی با سودان درباره یک تأسیسات دریایی در دریای سرخ دست یافته است در حالی که روابط تجاری خود را با شبکههای طلا در غرب حفظ کرده است. در همین حال، سودان جنوبی به شدت آسیبپذیر باقی مانده است زیرا صادرات نفت آن به زیرساختهای خط لوله و صادراتی وابسته است که از طریق سرزمین سودان تحت تأثیر جنگ عبور میکند.
فراتر از تشبیهات ساده
تحلیلگران به طور مکرر مسیر سودان را با سیستم دو دولتی که در لیبی شکل گرفته مقایسه میکنند، جایی که دولتهای رقیب سرزمینهای جداگانهای را با حمایت خارجی اداره میکنند. در حالی که سودان الگوی رقابت نیابتی و ادعاهای متضاد به مشروعیت ملی را با لیبی به اشتراک میگذارد، این مقایسه نیاز به توضیح دارد. لیبی در مقایسه با سودان در میان جنگ کنونی، مؤسسات مالی ملی و مکانیزمهای درآمد نفتی مؤثرتری را حفظ کرده است، هرچند که آن مؤسسات لیبی خود نیز به طور سیاسی مورد مناقشه قرار گرفتند. در سودان، ویرانی قلب کشاورزی اصلی در جزیره و تخریب گسترده زیرساختهای مدنی به ایجاد شرایط فاجعهبار کمک کرده است: حدود ۱۹.۵ میلیون نفر با ناامنی غذایی شدید مواجه هستند، در حالی که ۱۴ منطقه در معرض خطر قحطی تحت یک سناریوی بدترین حالت معقول باقی ماندهاند.
تقسیم سودان فراتر از مرزهای رسمی
نگاهی به آینده در یک تا سه سال آینده، سه سناریوی اصلی برای آینده سیاسی سودان شکل میگیرد. محتملترین مسیر، تقسیم طولانی و سیال de facto است که در آن ساختار دولتی دو قطبی شکل میگیرد و توسط سرزمینهای مسلح خودمختار و کریدورهای مورد مناقشه در کوردوفان و نیل آبی احاطه شده است. یک احتمال ثانویه و با ریسک بالاتر، بالکانیزاسیون آنارشیستی است، جایی که فکشنالیسم داخلی، جنگسالاری و رقابتهای محلی میان شبهنظامیان باعث میشود هر دو ائتلاف اصلی به فئودالهای کوچکتر تقسیم شوند.
کمترین احتمال این سناریو، توافق سیاسی مذاکرهشدهای است که وحدت ملی واقعی را بازمیگرداند، زیرا هر توافق تقسیم قدرت احتمالاً به جای حل آن، تقسیمات ساختاری عمیق را پنهان خواهد کرد. بنابراین، سودان ممکن است به سمت چیزی مبهمتر از تقسیم پیش برود: نه دو دولت شناختهشده بینالمللی، بلکه دو مرکز رقیب قدرت دولتی که در یک سرزمین ملی تکهتکهشده جا گرفتهاند.
عواقب این تکهتکه شدن فراتر از مرزهای سودان گسترش مییابد. یک منطقه شبهنظامی در غرب، خطر تبدیل دارفور به یک پناهگاه غیرقابل تنظیم برای تجارت غیرقانونی در سواحل را به همراه دارد، در حالی که یک دولت نظامی شکننده در沿 سواحل، دریای سرخ را در معرض تنشهای نیابتی افزایشیافته قرار میدهد. مگر اینکه حامیان خارجی جریانهای تسلیحاتی را محدود کنند و بازیگران سودانی و بینالمللی به سمت یک توافق فراگیر پیش بروند، سودان به آرامی تقسیمشده باقی خواهد ماند و به طور دائمی چشمانداز ژئوپلیتیکی شمال شرق آفریقا را تغییر خواهد داد.

پهپادها و تسلیحات جنگ را حفظ میکنند
برای تجزیه و تحلیل چگونگی شکلگیری جنگ توسط شبکههای تسلیحاتی خارجی و جنگهای پهپادی، ویدئوی سودان: چگونه پهپادها و حمایتهای خارجی جنگ را تغذیه میکنند را مشاهده کنید. مأموریت مستقل بینالمللی تحقیق و سایر نهادهای سازمان ملل مستند کردهاند که چگونه تسلیحات پیشرفته، پهپادها و شبکههای تأمین خارجی قابلیتهای طرفهای درگیر را حفظ میکنند.
این ویدئو مرتبط است زیرا نشان میدهد که چگونه تأمینات نظامی خارجی، فناوری پیشرفته پهپاد و شبکههای استخدام فراملی به طور مستقیم تقسیم سرزمینی و درگیریهای جاری در سودان را تداوم میبخشند.

