جمهوری اسلامی ایران با یک کشمکش داخلی قدرت مواجه است که بر سر نحوه برخورد رژیم با اعتراضات شبانه بروز کرده و شکاف عمیقتری را بین جناحهای تندرو و رهبری مستقر نمایان کرده است. کشمکش قدرت در ایران بر سر دیدگاههای متضاد متمرکز است: جبهه پایداری، که از سوی بخشهایی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی حمایت میشود، خواستار جنگ تا پیروزی است و هرگونه سازش با ایالات متحده را رد میکند، در حالی که رئیسجمهور مسعود پزشکیان و رئیس مجلس محمدباقر قالیباف برای بازگشت به توافق ژوئن به منظور رسیدگی به نارضایتیهای داخلی استدلال میکنند.
این اعتراضات که در ابتدا برای نشان دادن قدرت رژیم تشویق شده بودند، به سکویی برای محکوم کردن مقامات تبدیل شدهاند که به عنوان افرادی که به اندازه کافی پرشور نیستند، دیده میشوند و حسن روحانی، رئیسجمهور پیشین، به عنوان هدف اصلی ظاهر شده است. این کشمکش قدرت در ایران همچنین به نبردهای نهادی بر سر صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و کیفرخواستهای قضایی علیه وزرای دوره رئیسی گسترش مییابد. با مرگ علی خامنهای و غیاب جانشین او، نتیجه این منازعات جهتگیری رژیم را برای سالها شکل خواهد داد. موضوعات تنها به سیاست محدود نمیشود بلکه به هویت خود جمهوری اسلامی مربوط میشود، زیرا تندروها از دست دادن موضع اسلامی آن را میترسند در حالی که نهاد مستقر به دنبال حفظ انسجام و مدیریت نافرمانی عمومی است.
اعتراضات شکاف رژیم را نمایان میکند
در جریان عملیات خشم حماسی، جمهوری اسلامی از حامیان خود خواست تا در شبها در خیابانها جمع شوند تا قدرت خود را نشان دهند و فضاهای عمومی را در برابر معترضان ضد رژیم کنترل کنند. افراطیترین عناصر رژیم این موضوع را به عهده گرفتند و اجازه نمیدهند که رها شود. ماهها بعد، تظاهرات شبانه ادامه دارد و اکنون مقامات رژیم را به خاطر کمبود شور و شوق محکوم میکنند و این امر شکافی درون رژیم ایجاد کرده است.
این معترضان عمدتاً به جبهه پایداری وابسته هستند که به رهبری سعید جلیلی، مذاکرهکننده هستهای سابق و تندرو، که در میان بخشهایی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی محبوب است، قرار دارد. سخنرانان به طور مرتب شامل مقامات سابق از دولت ابراهیم رئیسی، رئیسجمهور پیشین، هستند. رئیسی در میان معترضان به موقعیتی تقریباً اسطورهای دست یافته است. سخنرانان داستانهایی از زمان کوتاه ریاستجمهوری او نقل میکنند تا او را به عنوان رهبری حکیم، با فضیلت و مصمم معرفی کنند، در تضاد با تصمیمگیرندگان کنونی که به نظر آنها جمهوری اسلامی را با پذیرش یادداشت تفاهم اول و سپس درگیر شدن در تعادل ناپایدار کنونی، به فروش میرسانند، به جای ادامه جنگ به طور کامل.
کشمکش قدرت در ایران هر شب تشدید میشود
هدف اصلی معترضان، حسن روحانی، رئیسجمهور پیشین است. در تجمعات، مردم به او دشنام میدهند و حتی تابلوهایی با عنوان شیطان در دست دارند. خشم آنها به این دلیل است که روحانی از توافق هستهای ۲۰۱۵، برنامه جامع اقدام مشترک، حمایت کرده و به نفع پایان جنگ و تغییر جهت رژیم به گونهای که بتواند به نگرانیهای روزمره ایرانیان رسیدگی کند، استدلال کرده است.
به محض اینکه آتشبس به اجرا درآمد، خواستهها برای پایان دادن به تظاهرات آغاز شد. اما چهرههای کلیدی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از این اعتراضات دفاع کردهاند. فرمانده تهران بهطور کلی گفت که اگر مردم بخواهند، این اعتراضات ادامه خواهد داشت.

مثلث دفاعی انسجام را تضعیف میکند
خبرگزاری نور، نزدیک به نهاد سیاست امنیتی، مقالهای با عنوان «چگونه ‘ضرورت ملی’ را از خیابان به پیادهرو تبعید کنیم» منتشر کرد که به تظاهرات اشاره دارد. این مقاله استدلال کرد که دفاع یک «ضرورت ملی» است و میدانهای نظامی، دیپلماتیک و اجتماعی سه ضلع مثلث دفاع را تشکیل میدهند. این سرمقاله بیان کرد که «تجربه دو جنگ اخیر نشان داده است که موشکها و سیستمهای دفاعی بدون حمایت اجتماعی بازدارندگی ایجاد نمیکنند»، اما رویدادهای شبانه جاری به «حل و فصل منازعات سیاسی» تبدیل شده است که انسجام را تضعیف میکند.
جنگ تا پیروزی در برابر تعادل
اختلاف نظر بر سر تظاهرات نیست، بلکه بر سر شباهتهای آنهاست. جبهه پایداری به «جنگ تا پیروزی» اعتقاد دارد که به معنای فروپاشی اسرائیل و خروج نیروهای آمریکایی از منطقه است. نهاد حاکم درک میکند که تعادل کنونی به نفع ایران است که در آن برای مدت طولانی حضور دارد. در داخل کشور، این اختلاف همچنین بر سر تسلیم فزاینده رژیم به نافرمانی مردم ایران از قوانین اسلامی است.
پزشکیان و قالیباف مقاومت میکنند
رئیسجمهور مسعود پزشکیان و رئیس مجلس محمدباقر قالیباف همچنان بر این نکته تأکید دارند که بازگشت به توافق ژوئن به نفع ایران است. جلیلی تنها عضو شورای عالی امنیت ملی بود که به آن رأی منفی داد. محمدباقر ذوالقدر، دبیر وقت، حق رأی نداشت. او از آن زمان جایگزین شده است، احتمالاً به درخواست پزشکیان.
در داخل کشور، سختگیران محافظهکار به مدت طولانی نگران این بودهاند که رژیم در حال از دست دادن موضع اسلامی خود است. سرکوب معترضان در ژانویه ۲۰۲۶ و پیروزی ادعایی در جنگ، روحیه آنها را تقویت کرده و باور آنها را به این که میتوانند در برابر سکولاریسم رو به رشد جامعه مقاومت کنند، افزایش داده است. عزتالله ضرغامی، رئیس سابق صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و عضو کابینه رئیسی، در توییتی نوشت که «داستان خالهزنی» را تماشا و مطالعه کرده و آن را «هشداری برای رژیمهای ایدئولوژیک» خوانده است. جالب اینجاست که ضرغامی، افسر ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بوده و زمانی به جلیلی نزدیک بود. خبر آنلاین، که به نظر میرسد در زمان حیات علی لاریجانی به او نزدیک بوده، این داستان را به طور مثبت پوشش داده است.

نبرد قدرت در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
در نهایت، یک درگیری در حال شکلگیری بر سر رهبری صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران وجود دارد. رئیس فعلی، پیمان جبلی، confidant جلیلی است که در زمان دبیر بودن جلیلی، مسئول رسانهای شورای عالی امنیت ملی بود. دوره پنجساله جبلی در پاییز امسال به پایان میرسد. در طول دوره تصدی خود، او از موقعیت خود برای ترویج مواضع پایداری و حمله به منتقدان استفاده کرده و حتی سخنرانیهای پزشکخان و قالیباف را سانسور کرده است.
نخبگان رژیم در تلاشند تا نفوذ سختگیرترینها را کاهش دهند. همین هفته، رئیس قوه قضائیه، غلامحسین محسنی اژهای، با متهم کردن دو وزیر رئیسی به فساد، خشم جبهه پایداری را برانگیخت.

مرگ خامنهای و تغییر در قدرت
اولاً، نفوذ پایداری خورنده است و خواستههای سیاستی آنها مضحک است. با این حال، همانطور که علی خامنهای یک بار به جلیلی پس از باختش در انتخابات ریاستجمهوری گفت، رأیدهندگان جلیلی هسته اصلی رژیم را تشکیل میدهند و جمهوری اسلامی به آنها برای بقا نیاز دارد. ثانیاً، همانطور که حمایت سپاه نشان میدهد، پایداری نیز حامیان قدرتمندی دارد.
سیاستهای داخلی رژیم و جهتگیری آن همیشه پس از مرگ علی خامنهای دچار تغییر میشد، درست مانند اینکه خود خامنهای آن را بیشتر به سمت سیاست خارجی و دور از اسلامگرایی در داخل کشور هدایت کرد. با مرگ او و غیبت پسر و جانشینش از صحنه، قدرتهای کنونی میتوانند شکل جمهوری اسلامی را برای سالها، اگر نه دههها، تعیین کنند.

