نیروهای مختلف، از تعرفهها تا جنگها و نظم جهانی چندقطبی در حال ظهور، بهطور بالقوه در حال تغییر شکل خاورمیانه و اتحادهای آن هستند و مصر نقش رهبری را ایفا میکند. با این حال، چشمانداز مصر با واقعیتی مواجه است که وابستگیاش به واشنگتن، این اتحادهای در حال تغییر و توانایی مصر برای ایفای نقش رهبری در آنها را محدود میکند.
زمان مشخص خواهد کرد که مصر تا کجا میتواند پیش برود
مصر به نظر میرسد که در تلاش است تا در مورد اسرائیل و جنگ آن در غزه، خود را تحمیل کند یا حداقل این تلاش را داشته باشد. در این زمینه، تحولات اخیر قابل توجهی رخ داده است.
در تاریخ ۱۵ سپتامبر، رئیسجمهور مصر، السیسی، در اجلاس اضطراری عربی-اسلامی در قطر سخنرانی مهمی ایراد کرد. این سخنرانی شامل سه لحظه شگفتانگیز بود. اولین مورد، شناسایی اسرائیل به عنوان “دشمن” توسط السیسی بود. این نه تنها اولین باری بود که السیسی از زمان به قدرت رسیدن در سال ۲۰۱۴، اسرائیل را دشمن نامید، بلکه اولین باری بود که یک مقام مصری در تقریباً نیم قرن پس از سفر انور سادات به اسرائیل در سال ۱۹۷۷، اسرائیل را دشمن خواند.
دومین مورد، هشدار السیسی به “مردم اسرائیل” بود، با اشاره به توافقهای ابراهیم، که گفت: “آنچه در حال حاضر در حال وقوع است… فرصتهای هرگونه توافق صلح جدید را تضعیف میکند.” اما این تنها مقدمه بود. هشدار مهمتر بعدی این بود که “ممکن است حتی توافقهای صلح موجود با کشورهای منطقه را لغو کند” که به طور غیرمستقیم به پیمان صلح مصر-اسرائیل در سال ۱۹۷۹ اشاره داشت.
سومین مورد، درخواست او برای ایجاد یک اتحاد امنیتی عربی-اسلامی بود. السیسی گفت: “این امر ضروری است که ما یک مکانیزم عربی-اسلامی برای هماهنگی و همکاری ایجاد کنیم تا به ما امکان دهد تا با چالشهای بزرگ امنیتی، سیاسی و اقتصادی که ما را احاطه کرده است، مقابله کنیم.” در یک جمله شگفتانگیز، السیسی گفت که باید به وضوح دیده شود که “جغرافیای هر کشور عربی از اقیانوس تا خلیج فارس گسترش مییابد و چتر آن به اندازه کافی وسیع است برای تمام کشورهای اسلامی و صلحدوست.”
روزنامه جروزالم پست گزارش میدهد که این ترتیب شبیه ناتو، یک چتر دفاعی خواهد بود که قادر به واکنش سریع برای حفاظت از هر کشور عربی تحت حمله است. به گزارشها، مصر آماده است تا نیرویی به تعداد ۲۰,۰۰۰ نفر را اعزام کند و یک ژنرال مصری را به فرماندهی این نیرو منصوب کند.
حرکت کلیدی دیگر، انباشت نیروهای مصری در شبهجزیره سینا است که به نظر میرسد با آن پیمان ۱۹۷۹ با اسرائیل مغایرت دارد. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، فهرستی از نقضها را به مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، ارائه داده و از ایالات متحده به عنوان ضامن آن پیمان خواسته است تا بر مصر فشار آورد تا نیروهای خود را کاهش دهد.
مصر به دلیل ترس از هجوم فلسطینیها به مرز خود با غزه، نیروهای اضافی را به این منطقه اعزام کرده و تعداد کل نیروهای خود را به حدود ۴۰,۰۰۰ سرباز رسانده است. این تعداد تقریباً دو برابر تعداد مجاز طبق پیمان خود با اسرائیل است. به همراه این نیروها، خودروهای زرهی، سیستمهای دفاع هوایی پیشرفته ساخت چین و تانکهای جنگی M60 نیز مستقر شدهاند. گزارشها حاکی از آن است که مصر هشدار داده است که در صورت هرگونه موج انبوه فلسطینیها که از غزه به مصر حرکت کنند، ظرف ۷۲ ساعت نیروهای خود را دو برابر کرده و تسلیحات سنگین و هلیکوپترها را مستقر خواهد کرد.
اسرائیل میگوید که مصر زیرساختهای نظامی ایجاد کرده، تأسیسات زیرزمینی ساخته که میتواند موشکها را ذخیره کند و باندهای فرود هواپیماهای جنگنده را گسترش داده است. و گزارشهایی وجود دارد مبنی بر اینکه مصر “تصمیم گرفته است تا هماهنگی با اسرائیل را تا اطلاع ثانوی کاهش دهد” و اینکه مصر “در حال برنامهریزی برای بازسازی ارتباطات امنیتی خود با اسرائیل است.”
این انباشت نظامی، بیانگر ترس مصر از حرکت انبوه فلسطینیها از غزه به سمت مصر است. مصر نمیخواهد در هیچ حرکتی از فلسطینیها خارج از سرزمین خود شریک باشد. آنها از هشدار نتانیاهو مبنی بر اینکه اسرائیل میتواند رهبران حماس را “هر کجا که باشند” هدف قرار دهد، میترسند که ممکن است مصر نیز هدف قرار گیرد، زیرا قاهره میزبان برخی از رهبران حماس به عنوان بخشی از فرآیند میانجیگری است. آنها نگرانند که جنگجویان حماس که به مصر میروند، از خاک مصر به اسرائیل حمله کنند و موجب تلافی اسرائیل شوند.
همچنین، در داخل، مصر با مشکلات خود در زمینه شورشهای اسلامی محلی مواجه است و از هرگونه ورود جنگجویان حماس خوشحال نیست. بدون شک به همین دلیل است که مصر از حماس میخواهد تا به پیشنهاد صلح ترامپ برای غزه پاسخ مثبت دهد.
دستیابی به همسایگان در جهان اسلام
در همین حال، روابط پرتنش مصر با ایران به تدریج دوستانهتر شده است.
ایران در سال ۱۹۷۹ روابط خود را با مصر قطع کرد. ایران مصر را به عنوان یک خائن دیده و مصر نیز ایران را به عنوان یک تهدید منطقهای تلقی کرده است. اما پس از گسترش گروه بریکس در سال ۲۰۲۴، مصر و ایران خود را به عنوان اعضای یک سازمان بینالمللی مشترک یافتند که هدف آن تعادل در برابر هژمونی ایالات متحده در دنیای چندقطبی جدید است.
این، به نظر میرسید که تنها آغاز کار بود. در ژوئن ۲۰۲۵، وزیر امور خارجه ایران، عباس عراقچی، با وزیر امور خارجه مصر، بدر عبدالعاطی، و رئیسجمهور السیسی در قاهره دیدار کرد. عراقچی در پستی نوشت: “پس از سالها، دیپلماسی بین ایران و مصر وارد مرحله جدیدی شده است. سطح تعاملات سیاسی و همکاری، و مهمتر از همه، سطح اعتماد و اطمینان در روابط بین دو کشور، بیسابقه است.” و مصر نیز با این نظر موافق بود. عبدالعاطی گفت: “تمایل مشترکی برای توسعه روابطمان وجود دارد، با در نظر گرفتن نگرانیها و دیدگاههای هر طرف.”
این دیدارها منجر به توافقی شد “برای راهاندازی مشاورههای دورهای در سطح زیر وزارتی به منظور بررسی جنبههای همکاری دوجانبه.”
ایران تنها کشور مسلمان نیست که مصر به آن نزدیک میشود. روابط با ترکیه دوازده سال پیش زمانی که محمد مرسی به عنوان رئیسجمهور مصر برکنار شد، به هم خورد. در ژوئیه ۲۰۲۳، مصر و ترکیه اقداماتی برای عادیسازی روابط انجام دادند و سفیران خود را به کشورهای یکدیگر بازگرداندند. سال گذشته، السیسی و رئیسجمهور ترکیه، رجب طیب اردوغان، برای اولین بار در ۱۲ سال به کشورهای یکدیگر سفر کردند. هفته گذشته، دو کشور برای اولین بار در ۱۳ سال مانورهای دریایی مشترکی برگزار کردند.
وزیر امور خارجه ترکیه، هاكان فیدان، گفت که روابط بین ترکیه و مصر در “بهترین سطح خود در تاریخ معاصر” قرار دارد.
اما این روند تا کجا میتواند پیش برود؟
تمام این موارد نشاندهنده تغییر جهت از اسرائیل است، اما مصر ممکن است واقعاً “هیچ اقدام ملموسی” فراتر از بلاغت و این تمرینات ژئوپولیتیکی انجام ندهد، همانطور که آنل شلین، پژوهشگر برنامه خاورمیانه در مؤسسه کوئینسی، به من گفت، زیرا “دولت نامحبوب مصر به کمکهای مالی ایالات متحده وابسته است و بعید است که اقداماتی انجام دهد که تهدیدی برای ۱.۳ میلیارد دلاری باشد که هر ساله از ایالات متحده دریافت میکند.”
استیون زونس، استاد علوم سیاسی و مدیر برنامه مطالعات خاورمیانه در دانشگاه سان فرانسیسکو، با این نظر موافق است. زونس به Responsible Statecraft گفت که ممکن است افکار عمومی باعث شود سیسی “احساس کند که میتواند سیاست خارجی مستقلتری را دنبال کند.” با این حال، علاوه بر وابستگی اقتصادی و نظامی مصر به ایالات متحده، “سیسی آنقدرها محبوب نیست، مصر از نظر اقتصادی در حال مبارزه است، آنها نفوذ کشورهای کوچکتر اما بسیار ثروتمند نفتی را ندارند و سیاستهای منطقهای بسیار پیچیدهتر از گذشته است.”
وضعیت مصر را بیشتر دشوار میکند این است که به طور فزایندهای به اسرائیل برای تأمین نیازهای انرژی خود وابسته است. در ماه اوت، توافقی به ارزش ۳۵ میلیارد دلار امضا شد که وابستگی مصر به گاز طبیعی اسرائیل را بیشتر افزایش میدهد. مصر که زمانی صادرکننده خالص LNG بود، اکنون در تأمین نیازهای انرژی خود با مشکل مواجه است. گزارشها حاکی از آن است که اسرائیل تهدید کرده است که توافق را در پاسخ به افزایش نظامی مصر که ناقض توافق صلح است، معلق کند. “تحرکات قاهره ناشی از یک ضرورت داخلی غیرقابل مذاکره است: روشن نگهداشتن چراغها” این تابستان نوشت الفاضل ابراهیم.
به همان اندازه مهم است که حتی زمانی که سیسی درباره اسرائیل به عنوان “دشمن” صحبت کرد، برای مردم مصر سختتر شده است که همین احساس را داشته باشند. از تاریخ ۷ اکتبر ۲۰۲۳، سرکوبی بر اعتراضات جنگ غزه صورت گرفته است. به تازگی، تلاشهای فعالان مصری برای پیوستن به ناوگان غزه با “تهدیدات نهادهای امنیتی” مواجه شده و سه فعال به طور ناگهانی در این هفته ناپدید شدهاند، طبق گزارشها. به نظر میرسد که محدودیت واقعی بر این روحیه مستقل جدید وجود دارد. این یک هشدار جدی در برابر خواندن بیش از حد در تحرکات اخیر دولت است، به گفته کارشناسان. زمان مشخص خواهد کرد که آیا هیچیک از این موارد به تغییر واقعی در منطقه منجر میشود یا خیر.

