امارات متحده عربی مصمم است کنترل ابوموسی و تنب بزرگ و تنب کوچک را که در نزدیکی تنگه هرمز واقع شدهاند، دوباره به دست آورد.
با ادامه جنگ ایران در دومین ماه خود، امارات متحده عربی خود را به عنوان نزدیکترین کشور عرب به دولت ترامپ در برابر تهران معرفی کرده است.
این کشور که با هزاران پهپاد ایرانی و صدها موشک مواجه شده و با اختلالات اقتصادی شدید دست و پنجه نرم میکند، اکنون از یک تلاش نظامی چندملیتی برای بازگشایی اجباری تنگه هرمز حمایت میکند، تنگهای که از اوایل ماه گذشته تحت کنترل غیررسمی ایران قرار دارد.
شکست قاطع از تنشزدایی قبلی ابوظبی با تهران با تغییر امارات به سمت یک استراتژی تقابلی که هدف آن حذف تهدیدات هستهای، موشکی، پهپادی و نیابتی است که برخی کشورهای خلیج فارس آن را از سوی ایران میدانند، به وقوع پیوسته است. چنین تغییراتی در سیاست خارجی امارات، اختلاف چند دههای امارات و ایران بر سر سه جزیره خلیج فارس را در کانون توجه قرار میدهد.
در تاریخ 30 نوامبر 1971، درست زمانی که بریتانیا از ایالتهای متعهد (گروه شیخنشینهای تحت حمایت بریتانیا که به امارات متحده عربی مدرن در سالهای 1971-72 تبدیل شد) خارج میشد، نیروی دریایی ایران جزایر ابوموسی و تنب بزرگ و تنب کوچک را تصرف کرد. دو روز بعد، امارات استقلال خود را اعلام کرد. این سه جزیره متعلق به ایالتهای متعهد بودند، اما ایرانیها مدتهاست که ادعا کردهاند که این جزایر متعلق به ایران هستند.
از زمانی که شاه ایران نیروهای نظامی کشورش را برای کنترل این جزایر مستقر کرد، تهران کنترل آنها را حفظ کرده و بر این نکته تأکید کرده است که هر سه جزیره به طور حاکمیتی متعلق به ایران هستند. امارات متحده عربی، به همراه سایر کشورهای عربی، بر این باور است که ابوموسی و تنب بزرگ و تنب کوچک به حق متعلق به امارات راسالخیمه و شارجه هستند.
ایرانیها که نسبت به تمامیت ارضی حساس هستند، هرگز به هیچ پیشنهادی مبنی بر اینکه امارات صاحب قانونی این جزایر است، پاسخ خوبی ندادهاند. حتی درخواستهای چین و روسیه برای حل دیپلماتیک اختلافات سرزمینی نیز موجب خشم ایران شده است.
برای امارات، کنترل ایران بر ابوموسی و تنب بزرگ و تنب کوچک یک تحقیر ماندگار است و “بازپسگیری” آنها موضوعی از حیثیت ملی به شمار میآید. در طول دههها، ابوظبی بارها این اختلاف را در صحنه بینالمللی به نمایش گذاشته و از لحظات تنشزا بین غرب و تهران برای جلب حمایت جهانی از ادعای خود استفاده کرده است.
منافع استراتژیک
حضور نظامی ایران در ابوموسی و تنب بزرگ و تنب کوچک از سال 1992 تقویت شده است. این جزایر در قلب “دفاع آرش” ایران قرار دارند و مسیرهای دریایی را به کریدورهای باریک و قابل پیشبینی هدایت میکنند.
با کنترل این جزایر توسط ایران، این مسیرها به شدت در معرض حملات موشکی و پهپادی، مینها و قایقهای تهاجمی سریع قرار دارند. در زمینه جنگ خلیج امروز، این جزایر مورد مناقشه، گلوگاههای استراتژیک در مبارزه برای کنترل تنگه هرمز به شمار میروند. برخی آنها را به عنوان “ناوهای هواپیمابر ثابت و غرقنشدنی” توصیف کردهاند و هرگونه تلاش برای شکستن محاصره ایران احتمالاً به تصرف ابوموسی و تنب بزرگ و تنب کوچک وابسته است.
این جنگ “اختلافی که مدتها در خواب بود را به مرکز درگیری آورده است”، دیانا اسفندیاری، رئیس جغرافیای اقتصادی خاورمیانه در بلومبرگ اکانومیکس، در مصاحبهای با RS توضیح داد.
او گفت: “آمریکا گزینههای محدودی برای بازگشایی تنگه دارد و همه آنها هزینه بالایی دارند.” اسفندیاری افزود: “نگهداشتن این جزایر میتواند برای آمریکا کمی آسانتر باشد تا بتواند تنگه را به زور باز کند.”
ابوظبی میداند که تصرف این جزایر از تهران به زور نیاز به کمک یک قدرت بزرگ دارد. هرگونه عملیات نظامی احتمالاً باید در چارچوبی به رهبری آمریکا انجام شود. اما حتی در این صورت، خطرات برای امارات بسیار زیاد خواهد بود.
این جزایر در شبکه بازدارندگی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ادغام شدهاند – که سیستمهای موشکی ساحلی، تاکتیکهای ناوگان دریایی، جنگ پهپادی و قابلیتهای جنگ الکترونیک را به هم متصل میکند، گونچه تذمنی، نویسنده کتاب “قدرت زوج: همراستایی روسی-ایرانی در خاورمیانه” توضیح داد.
او گفت: “منابع ایرانی نشان میدهند که این جزایر در حال حاضر در تمرینات دریایی اخیر سپاه پاسداران در ابوموسی، تنبها، تنگه هرمز و آبهای نزدیک ادغام شدهاند.” او افزود: “ایران این تمرینات و استفاده از قابلیتهای موشکی، پهپادی و دفاع هوایی را در این فضای نبرد بهطور دقیق گزارش کرده است.”
تاکتیکهای تشدیدکننده ایران
تهران اعلام کرده است که هر گونه عملیات نظامی برای تصرف جزایر خود در یا نزدیک تنگه هرمز — ابوموسی، تنب بزرگ، تنب کوچک، هنگام، قشم، لارک و هرمز — منجر به تلافیجویی علیه امارات متحده عربی خواهد شد که بسیار فراتر از هر یک از حملات تهران به امارات از ۲۸ فوریه خواهد بود.
این موضوع میتواند به بیثباتی بیشتر اقتصادهای شکننده در خلیج فارس منجر شود.
«اگر به تاریخ اخیر نگاه کنیم، رفتار استراتژیک ایران، که در طول ‘جنگ نفتکشها’ (۱۹۸۷–۸۸)، کمپین معدنی ایران در آبهای خلیج فارس در طول جنگ ایران و عراق و بحرانهای بعدی نشان داده شده، نشان میدهد که ایران قطعاً یک پاسخ تشدیدی را تنظیم خواهد کرد»، تذمنی اشاره کرد.
با توجه به غیرقابل پیشبینی بودن سیاست خارجی ایالات متحده، امارات باید خطرات پیوستن به یک عملیات نظامی با ریسک بالا که به واشنگتن وابسته است را به دقت بررسی کند. رهبران در سراسر خلیج دریافتهاند که رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، قابل اعتماد نیست.
«به وضوح خطر عظیم ورود به یک عملیات با دونالد ترامپ وجود دارد و او ممکن است ظرف چهل و هشت ساعت تغییر موضع دهد، زیرا به وضوح عملیاتی مانند این بسیار طولانیتر خواهد بود و نیروهای آمریکایی و اماراتی را برای مدت قابل توجهی درگیر خواهد کرد، که ایرانیها این موضوع را به سادگی نخواهند گرفت و فراموش نخواهند کرد»، آندریاس کریگ، استاد همکار در دپارتمان مطالعات دفاعی کالج کینگ لندن، در مصاحبهای با RS گفت.
«بنابراین، این موضوع هزینههای سنگینی از نظر هزینههای بلندمدت برای امارات به همراه دارد»، او افزود.
به احتمال زیاد، امارات و ایالات متحده میتوانند کنترل ابوموسی و تنبهای بزرگ و کوچک را به دست آورند. با این حال، این ریسک بسیار جدی نیاز به نگهداری جزایر و حفظ خطوط ارتباطی امن پس از تصرف دارد. هر نیروی آمریکایی یا اماراتی مستقر در آنجا هدفهای آسانی خواهند بود و در برابر موشکها، پهپادها و احتمالاً توپخانه ایران آسیبپذیر خواهند بود.
به گفته کریگ، جلوگیری از حمله ایران به این نیروها نیازمند تصرف کل خط ساحلی ۹۵۰ مایلی خلیج فارس ایران و تمام سرزمین تا ۲۰ مایل درون خاک است — کاری که نیاز به صدها هزار نیرو در زمین دارد.
«جزایر بخشی جداییناپذیر از ایران هستند. هر گونه اقدام علیه آنها احتمالاً در تهران به عنوان حمله به حاکمیت ایران تعبیر خواهد شد، نه فقط یک عملیات محدود و تاکتیکی»، تذمنی گفت. «به همین دلیل است که این ایده خطرناک و به همین دلیل غیرقابل اجرا است.»
هر گونه تلاش برای تصرف ابوموسی و تنبهای بزرگ و کوچک از ایران، او توضیح داد، «در تهران به عنوان یک اقدام محدود یا تاکتیکی تعبیر نخواهد شد، بلکه به عنوان یک چالش وجودی برای حاکمیت دولت تلقی خواهد شد.» به همین دلیل، به گفته تذمنی، این اختلاف سرزمینی «نمیتواند از معماری وسیعتر امنیت منطقهای و جریانهای انرژی جهانی جدا شود.»
نشانهگذاری بیشتر از عمل؟
با در نظر گرفتن همه چیز، امارات احتمالاً میداند که چنین عملیاتی ممکن است هرگز اتفاق نیفتد. همانطور که کریگ اشاره میکند، صحبتهای ابوظبی درباره حمایت از یک کمپین نظامی ممکن است بیشتر به نشانهگذاری مربوط باشد تا هر چیز دیگری. هدف این است که پیامی به ترامپ و جنگطلبان ضدایران در واشنگتن ارسال شود که در میان این جنگ، امارات در حمایت از تلاش آمریکایی-اسرائیلی علیه ایران در میان کشورهای عربی متمایز است. هنگامی که غبار فروکش کند، واشنگتن این موضوع را به یاد خواهد آورد و بر مباحثی که کدام کشور خلیج فارس ‘دوست نزدیک’ آمریکا در شورای همکاری خلیج فارس است، تأثیر خواهد گذاشت.

