جنگ ایران به طور موقت ارتباطات قفقاز-آسیای مرکزی را مختل کرده است. ایالات متحده باید به منطقه اطمینان دهد که هنوز هم مایل به مشارکت در توسعه آن است.
“امنیت و اطمینان در نفت تنها در تنوع و تنوع نهفته است.” این نقل قول معروف از سخنرانی وینستون چرچیل در سال 1913 به پارلمان بریتانیا به امنیت انرژی اشاره دارد. با این حال، این اصل به طور کلی به تمام منابع، کالاها و پیوندهای حمل و نقل اعمال میشود. تنوع منابع تأمین و اطمینان از دسترسی آزاد و باز به بازارها برای عملکرد اقتصاد جهانی اساسی است.
جنگ در ایران توجه جهانی را به امنیت خلیج فارس و تنگه هرمز و همچنین به تأمین انرژی جهانی جلب کرده است. این جنگ به افزایش قیمت نفت، کودها و سایر کالاها در سطح جهانی کمک کرده است.
در میانه این بحران، توجه نسبتاً کمی به قفقاز جنوبی—منطقهای که در مرز شمال غربی ایران قرار دارد—معطوف شده است. کشورهایی مانند ارمنستان، آذربایجان و گرجستان با احتیاط در حال مدیریت وضعیت هستند تا از کشیده شدن به تشدید تنشها که شامل ایالات متحده، اسرائیل و ایران میشود، جلوگیری کنند.
آذربایجان تولیدکننده مهمی از نفت و گاز است و انرژی را به طیف وسیعی از کشورها از جمله ترکیه، اسرائیل و ایتالیا تأمین میکند. همچنین این کشور تولیدکننده مهمی از کودها برای بازارهای جهانی است. به همراه گرجستان، آذربایجان دسترسی حیاتی به ترانزیت انرژی، کودها، غلات و سایر کالاها از آسیای مرکزی را فراهم میکند. زیرساختهای منطقه—خطوط لوله، بنادر، راهآهنها، بزرگراهها و کریدورهای هوایی—نقش حیاتی در حفظ ارتباطات حیاتی در میان بیثباتی ژئوپولیتیکی در خاورمیانه ایفا میکند و اهمیت مسیرهای تأمین جایگزین را برجسته میسازد. جنگ در ایران اهمیت استراتژیک کریدور آسیای مرکزی-قفقاز جنوبی-دریای سیاه-مدیترانه را برای ثبات اقتصادی جهانی افزایش داده است.
در ماههای اخیر، دولت ترامپ سرمایهگذاری سیاسی قابل توجهی در ترویج صلح بین ارمنستان و آذربایجان، دو کشوری که مدتها درگیر درگیری هستند، انجام داده است. در دیداری که رئیسجمهور دونالد ترامپ در تاریخ 8 اوت 2025 در کاخ سفید برگزار کرد، رئیسجمهور آذربایجان، الهام علیاف و نخستوزیر ارمنستان، نیکول پاشینیان توافق کردند که مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی بینالمللی (TRIPP) را توسعه دهند. این ابتکار به دنبال احیاء و گسترش ارتباطات ریلی بین آذربایجان، ارمنستان و انزواگاه آذربایجان، نخجوان است که مسیر آن در امتداد مرز شمالی ایران قرار دارد.
چشمانداز وسیعتر این است که TRIPP بخشی از یک شبکه بزرگتر ارتباطی باشد که ترکیه و آذربایجان را از طریق ارمنستان به هم متصل کرده و به سمت آسیای مرکزی غنی از منابع در دریای خزر گسترش یابد. با توجه به اهمیت استراتژیک آن برای دسترسی ایالات متحده به آسیای مرکزی، واشنگتن پیش از جنگ در ایران نیز در حال بررسی ارائه حمایتهای امنیتی برای بخش ارمنستانی TRIPP بود.
در تاریخ 13 ژانویه 2026، وزیر امور خارجه ایالات متحده، مارکو روبیو و وزیر امور خارجه ارمنستان، آراارت میرزویان پس از دیدار خود در واشنگتن، چارچوب اجرایی TRIPP را اعلام کردند. در فوریه، معاون رئیسجمهور ایالات متحده، جی دی ونس به ارمنستان و آذربایجان سفر کرد تا منافع منطقهای ایالات متحده را پیش ببرد و از توسعه زیرساختها حمایت کند. پیشتر، پس از دیدار با رهبران پنج کشور آسیای مرکزی در اکتبر 2025، رئیسجمهور ترامپ از روسای جمهور قزاقستان و ازبکستان برای شرکت در اجلاس 2026 گروه 20 در میامی دعوت کرد که نشاندهنده افزایش مشارکت ایالات متحده در قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی است.
در حال حاضر، TRIPP بر احیاء و گسترش پیوندهای ریلی بین آذربایجان، ارمنستان و نخجوان تمرکز دارد، از جمله یک بخش جدید 43 کیلومتری (27 مایلی) در ارمنستان که باکو را به نخجوان و از آنجا به خط دیلوچو-کارس ترکیه متصل میکند.
ادغام انرژی نیز در حال پیشرفت است. ارمنستان برنامههایی برای همزمانسازی سیستم برق خود با آذربایجان اعلام کرده است، در حالی که آذربایجان در حال ساخت یک خط برق به نخجوان است که ممکن است بخشی از یک کریدور برق بزرگتر آذربایجان-ترکیه-اروپا باشد. توسعه باد دریایی در دریای خزر میتواند ظرفیت صادرات برق را بیشتر افزایش دهد. اگر ارمنستان توسعه انرژی هستهای را پیش ببرد، صادرات برق به ترکیه و گرجستان میتواند به طور قابل توجهی افزایش یابد.
این ابتکارات نقش ترکیه را به عنوان یک هاب ترانزیتی استراتژیک بین آسیا و اروپا ارتقا میدهد. توسعه ریلی را بندر لجستیکی جدید اییدره ترکیه در نزدیکی ریز تکمیل میکند که به عنوان یک هاب چندوجهی با ظرفیت سالانه قابل توجه و ادغام با زیرساختهای حمل و نقل منطقهای طراحی شده است. مقامات ترکیه آن را به عنوان یک گره تجاری استراتژیک آینده که قفقاز، آسیای مرکزی و اروپا را به هم متصل میکند، توصیف کردهاند.
با این حال، جنگ طولانیمدت در ایران ممکن است اجرای نزدیکمدت TRIPP را پیچیده کند. ایران پیش از این نیز به این پروژه اعتراض کرده و آن را به عنوان یک ابتکار ژئوپولیتیکی که میتواند نفوذ آن را در قفقاز جنوبی تضعیف کند، مینگرد. اما تهران بیشتر نگران روابط نزدیک آذربایجان با ترکیه و اسرائیل است.
بخش عمدهای از مسیر ریلی پیشنهادی در امتداد مرز ایران قرار دارد. در روزهای اولیه جنگ، پهپادهای ایرانی به یک فرودگاه در نخجوان حمله کردند. در پاسخ، آذربایجان برخی از بخشهای فضای هوایی خود را محدود کرده و ترافیک باربری را در مرز خود با ایران محدود کرد. این تحولات ممکن است پیامدهای وسیعتری داشته باشد: با بسته شدن عمده فضای هوایی ایران و روسیه، آذربایجان و گرجستان اکنون یک کریدور هوایی باریک اما حیاتی برای ترافیک شرق-غرب بین اروپا و آسیا تشکیل میدهند.
بحران در خاورمیانه، همراه با اهمیت فزاینده قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی برای جریانهای کالایی جهانی، نیاز به یک رویکرد استراتژیک جامعتر به این منطقه را برجسته میسازد. برای اطمینان از موفقیت، واشنگتن باید به ادغام TRIPP با پلتفرم C5+1 و گسترش دامنه آن به پروژههای زیرساختی مکمل در کریدور دریای سیاه-دریای خزر، شامل انرژی، مواد معدنی، کودها، حمل و نقل، زیرساختهای داده و انتقال برق، فکر کند.
این چشمانداز گسترشیافته میتواند شامل پروژههایی مانند کابل زیر دریایی دریای سیاه گرجستان-رومانی باشد که توسط آذربایجان، گرجستان، رومانی و مجارستان حمایت میشود. این پروژه برق تولید شده از انرژی بادی فراساحلی آذربایجان، انرژی هیدروالکتریک گرجستان و احتمالاً انرژی هستهای ارمنستان را به طور مستقیم به بازارهای اروپایی منتقل میکند و سرمایهگذاری را تسریع کرده و یکپارچگی منطقهای را در سیستم انرژی اروپا تقویت میکند.
اولویت دیگر، نوسازی زیرساختهای ریلی و بندری گرجستان است. بدون بندر عمیق، گرجستان به خدمات تغذیهای از پوتی و باتومی به هابهای بزرگتر وابسته است که هزینهها را افزایش میدهد. در حالی که گسترش بندر جدید دریای پوتی که توسط شرکت تأمین مالی توسعهای ایالات متحده (DFC) تأمین مالی میشود، ظرفیت را بهبود میبخشد، توسعه آنکلیا برای حفظ رقابتپذیری گرجستان ضروری است، به ویژه در حالی که ترکیه زیرساختهای بندری دریای سیاه خود را گسترش میدهد.
قفقاز جنوبی وارد مرحله جدیدی از ژئوپولیتیک مبتنی بر زیرساختها میشود. با تغییر دینامیکهای منطقهای به واسطه درگیری در ایران، اهمیت این منطقه همچنان در حال افزایش است. یک چارچوب جامع ترانزیت دریای سیاه-کاسپین میتواند قفقاز جنوبی را به عنوان یک کریدور کلیدی که آسیای مرکزی و اروپا را به هم متصل میکند، تثبیت کند و در عین حال تأثیرات ژئوپولیتیکی را متوازن سازد.
ایالات متحده میتواند به شکلدهی معماری کریدور فرامنطقهای کمک کند. TRIPP، اگر با دامنه و تعهد کافی مورد توجه قرار گیرد، فرصتی برای ساخت یک کریدور استراتژیک فراهم میآورد که به منافع ایالات متحده و متحدان اصلی آن خدمت میکند.

