کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) بیشترین آسیب را از واکنش ایران متحمل شدهاند، اما در حال حاضر در حاشیه ماندهاند.
جنگ رئیسجمهور دونالد ترامپ علیه ایران تقریباً یک ماه است که آغاز شده و همانطور که انتظار میرفت، کشورهای تحت تأثیر بیشتر، شش عضو شورای همکاری خلیج فارس هستند. اکنون سوال این است که آیا این شش دولت هیچ گزینهای جز ریسک کردن و ورود به جنگ نظامی در کنار ایالات متحده و اسرائیل نخواهند داشت.
ایران به مراتب بیشتر از اسرائیل به کشورهای خلیج فارس حمله کرده است: ۸۳٪ از موشکها و پهپادهای ایرانی به سمت GCC هدفگیری شدهاند، در حالی که تنها ۱۷٪ به سمت اسرائیل. امارات متحده عربی بهطور قابل توجهی بیشترین حملات را متحمل شده است: تا تاریخ ۲۶ مارس، ایران ۲۱۸۷ حمله انجام داده که منجر به کشته شدن ۸ نفر و زخمی شدن ۱۶۱ نفر شده است. کویت دومین کشور هدف قرار گرفته است، با ۹۵۱ حمله که منجر به ۵ کشته و ۱۰۳ زخمی شده است. عربستان سعودی سومین کشور است، با ۸۰۲ حمله که منجر به ۳ کشته و ۱۵ زخمی شده است.
تمرکز تهران بر امارات متحده عربی ممکن است به این دلیل باشد که ابوظبی در سال ۲۰۲۰ روابط خود را با اسرائیل عادی کرده است. با این حال، کویت با اسرائیل عادیسازی نکرده و با این حال دومین بیشترین حملات را متحمل شده است، که نشان میدهد نزدیکی فیزیکی هر دو کشور امارات و کویت نیز ممکن است بر تصمیمات هدفگیری تأثیر بگذارد. تمامی کشورهای GCC با ایالات متحده شراکتهای امنیتی نزدیکی دارند و پایگاههای نظامی آمریکایی را در خود جای دادهاند، که از دیدگاه ایران آنها را به اهدافی تبدیل میکند.
در تاریخ ۱۴ مارس، وزیر امور خارجه ایران، عراقچی، از “همسایگان برادر” خواست تا “متجاوزان خارجی” را که “تنها نگرانیشان اسرائیل است” اخراج کنند و بر این تصور گسترده تأکید کرد که ایالات متحده به مراتب بیشتر از امنیت شرکای GCC خود به امنیت اسرائیل متعهد است، که این موضوع در رقابت برای تأمین سامانههای دفاعی در هفتههای اول جنگ مشهود است.
با وجود حجم بالای حملات، سیستمهای دفاع هوایی GCC بهطور کلی در حفاظت از جمعیتهای خود موفق بودهاند، همانطور که با تعداد بالای حملات و نرخ نسبتاً پایین تلفات نشان داده شده است. با این حال، جنگ تهدیدی بسیار بزرگتر برای مدل اقتصادی بلندمدت GCC به شمار میآید. برخی بر این باورند که حملات به کشورهای خلیج فارس میتواند هزاران کارگر جنوب و جنوب شرق آسیا را که ستون فقرات اقتصاد آنها هستند، فراری دهد: تا کنون، بیشتر کشتهشدگان از این طبقه کارگری بودهاند، نه از شهروندان خلیج فارس.
با این حال، وعده کار احتمالاً همچنان افرادی را که desperate برای حمایت از خانوادههای خود هستند، جذب خواهد کرد. در مقابل، expatriates ثروتمند کمتر احتمال دارد که بازگردند. امارات متحده عربی و قطر بهویژه به شهرت خود در زمینه لوکس بودن و جذابیت وابستهاند، که هزاران expatriate و تأثیرگذار ثروتمند را جذب کرده است. بسیاری به دلیل تهدید یک درگیری احتمالی آینده خواهند رفت. سرمایهگذاران خارجی، گردشگران و مسافران ترانزیت نیز ممکن است به آرامی بازگردند و برخی ممکن است بهطور کامل از منطقه دوری کنند.
این موضوع بهویژه برای عربستان سعودی خطرناک است، در زمانی که ولیعهد محمد بن سلمان صدها میلیارد دلار در طرح چشمانداز ۲۰۳۰ سرمایهگذاری کرده است، طرحی برای کاهش وابستگی اقتصادی پادشاهی به سوختهای فسیلی. در حالی که عربستان سعودی بزرگترین اقتصاد منطقه را دارد، همچنین بزرگترین جمعیت را در GCC دارد، به این معنی که حاشیههای آن نسبت به کشورهای فوقالعاده ثروتمند مانند امارات و قطر که میتوانند به راحتی از شهروندان اندک خود حمایت کنند، باریکتر است.
این آسیبپذیری بنیادی در برابر بیثباتی منطقهای، تصمیم ولیعهد را برای کاهش تنشها با ایران بهوجود آورد که منجر به عادیسازی روابط در مارس ۲۰۲۳ شد.
با این حال، تقریباً بلافاصله پس از آغاز جنگ توسط ترامپ، گزارشهایی منتشر شد که عربستان سعودی از ایالات متحده خواسته بود به ایران حمله کند، و روزنامه واشنگتن پست در تاریخ ۲۸ فوریه به نقل از چهار مقام ناشناس این موضوع را مطرح کرد. در تاریخ ۲۴ مارس، نیویورک تایمز نیز گزارش داد که ریاض از ایالات متحده خواسته است که جنگ را ادامه دهد. دولت عربستان به شدت این موضوع را رد کرد، هرچند وزیر امور خارجه، شاهزاده فیصل بن فرحان بن عبدالله، تأکید کرد که صبر پادشاهی محدود است و حق دفاع در برابر تجاوز ایران را برای خود محفوظ میدارد.
از یک سو، هم اسرائیل و هم ایالات متحده به شدت برای حمله کشورهای خلیج فارس به ایران فشار آوردهاند، یا حداقل اجازه دادهاند که آمریکاییها از سرزمین آنها حملات را آغاز کنند، که کشورهای شورای همکاری خلیج فارس تا کنون از این کار امتناع کردهاند. ممکن است گزارشهای حمایت ولیعهد از حملات ایالات متحده به ایران، جعلهایی برای خدمت به این دستور کار باشد.
از سوی دیگر، هرچند ریاض ممکن است در ابتدا سعی کرده باشد از جنگ جلوگیری کند، اکنون که جنگ آغاز شده، محمد بن سلمان ممکن است احساس کند که بهتر است ایالات متحده ایران را incapacitate کند تا اینکه آن را زخمی بگذارد اما حتی پارانوئیدتر و خطرناکتر شود.
این سوال باقی میماند که آیا کشورهای خلیج فارس به حملات علیه ایران خواهند پیوست. به نظر میرسد امارات متحده عربی در حال فشار به کشورهای خلیج فارس برای نزدیکتر شدن به اسرائیل و ایالات متحده است. انور قرقاش، مشاور برجسته رئیسجمهور امارات، گفت: “من فکر میکنم حمله تمامعیار ایران به کشورهای خلیج، در واقع نقش اسرائیل را در خلیج تقویت خواهد کرد.” “[ب]سیاری از ما در خلیج امروز موشکها را از اسرائیل نمیبینیم؛ ما موشکها را از ایران میبینیم.”
به طور مرتبط، در یک پست در تاریخ ۲۴ مارس در ایکس، معاون رئیس پلیس دبی نوشت: “ای مردم خلیج عربی… همکاری خود را با اسرائیل تقویت کنید—این یک نصیحت است. هیچ خوبی در کشورهای منطقه وجود ندارد.” این موضوع واکنشهای قابل توجهی را برانگیخت: تحلیلگر سعودی، ترکی الرمیح، این پاسخ را منتشر کرد: “اسرائیل در این جنگ چه چیزی به متحدان خود در منطقه ارائه داده است؟” مدیرعامل اندیشکده کویتی، عبدالزیز الانجری، اسرائیل را “یک بار امنیتی، اخلاقی و استراتژیک” توصیف کرد و هشدار داد که اعتماد به آن به معنای “اعتماد به منبع خطر” است.
در همین حال، شایعاتی وجود داشت که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی توسط موساد نفوذ شده و حملات به تأسیسات کلیدی خلیج در واقع بخشی از تلاش اسرائیل برای تحریک شورای همکاری خلیج فارس به پیوستن به جنگ است.
با این حال، اگر بیشتر کشورهای خلیج فارس به نظر نمیرسد که به دلیل جنگ با اسرائیل عادیسازی کنند، این سوال باقی میماند که چگونه به آسیبپذیریهای جدید خود رسیدگی خواهند کرد. هشت روز پس از حمله اسرائیل به دوحه در تاریخ ۹ سپتامبر، عربستان سعودی و پاکستان توافقنامه دفاع متقابل امضا کردند. در تاریخ ۴ فوریه، مصر و ترکیه توافقنامه همکاری نظامی امضا کردند. به تازگی در ریاض، وزرای امور خارجه عربستان سعودی، پاکستان، ترکیه و مصر در مورد امکان یک پیمان امنیتی چهارجانبه به درخواست آنکارا بحث کردند.
پایگاههای ایالات متحده بیشتر به عنوان یک بار مالی از امنیت عمل کردهاند، هرچند کشورهای خلیج فارس به شدت در رابطه امنیتی با ایالات متحده سرمایهگذاری کردهاند که انتقال از آن هم هزینهبر و هم کند خواهد بود. و با این حال، کشورهای خلیج فارس باید به فکر گزینههای جایگزین باشند، همانطور که در گزارشی برای مؤسسه کوئینسی نوشتم که فقط دو روز قبل از آغاز این جنگ که به شدت اقتصادها و جوامع آنها را ویران کرده، منتشر شد.
ترامپ به دستیارانش گفته است که انتظار دارد این درگیری در عرض چند هفته به پایان برسد. اما با استقرار هزاران نیروی دیگر ایالات متحده در منطقه، مشخص نیست که تا چه حد اظهارات او به منظور آرام کردن بازارهای نگران و کاهش قیمت نفت است.
در همین حال، ایران به شش کشتی اجازه عبور از تنگه هرمز را در تاریخ ۲۳ مارس داد، که تنها بخشی کوچک از میانگین تاریخی ۱۳۸ کشتی در روز است. هرچند کشورهای خلیج فارس بیشترین تأثیر را متحمل شدهاند، کل جهان در حال احساس اثرات جنگ بیدلیل ترامپ است.

