پس از سالها نادیده گرفتن سازمان ملل و کنوانسیونهای ژنو، اسرائیل ناگهان در حالتی از رعایت قانونی قرار گرفته است که اکنون خود در معرض آن قرار دارد.
در روزهای اخیر، اسرائیل و ایالات متحده خشم خود را نسبت به هدفگیری عمدی و بیتوجه به غیرنظامیان و منازل و زیرساختهای غیرنظامی در اسرائیل و خلیج فارس توسط نیروهای ایرانی ابراز کردهاند.
آنها به غیرقانونی بودن چنین حملاتی اشاره کرده، خواستار محکومیت جهانی شده و از سازمانهای حقوق بشری خواستهاند که به این موضوع واکنش نشان دهند. پس از سالها تضعیف قوانینی که برای حفاظت از غیرنظامیان طراحی شدهاند، اکنون متوجه میشوند که همان قوانین برای حفاظت از مردم خودشان بسیار شکننده هستند.
مقامات اسرائیلی و آمریکایی به نظر میرسد که از جنایاتی که اکنون محکوم میکنند، بیخبرند و این جنایات را خودشان مدتهاست که به عنوان اقدامات نظامی مشروع توجیه کردهاند.
به عنوان مثال، مهمات خوشهای. پس از گزارش استفاده ایران از این سلاحهای بیتوجه در تاریخ 9 مارس در اطراف تلآویو، مقامات اسرائیلی استفاده از آنها در مناطق مسکونی را محکوم کردند. وزارت امور خارجه اسرائیل اعلام کرد: “رژیم ایرانی بمبهای خوشهای را به سمت غیرنظامیان اسرائیلی شلیک میکند. استفاده عمدی و مکرر آنها علیه غیرنظامیان نشان میدهد که رژیم تروریستی ایران در تلاش است تا تلفات و آسیبهای غیرنظامی را به حداکثر برساند.” این وزارتخانه همچنین یک اینفوگرافیک ارائه داد که توضیح میدهد چگونه این سلاح—که توسط 124 کشور ممنوع شده—به طور ذاتی بیتوجه است. پنتاگون نیز این انتقاد را تکرار کرد و دریادار برد کوپر، رئیس فرماندهی مرکزی ایالات متحده، استفاده ایران از مهمات خوشهای “به طور ذاتی بیتوجه” را محکوم کرد.
با این حال، در سال 2006، اسرائیل بیش از چهار میلیون مهمات خوشهای به جنوب لبنان شلیک کرد و بخشهای وسیعی از کشور را به منطقهای غیرقابل دسترسی تبدیل کرد و بر این نکته تأکید کرد که استفاده از آنها یک ضرورت نظامی است. مهمات خوشهای منفجرنشده همچنان غیرنظامیان لبنانی را ترسانده و حداقل 400 نفر را در سالهای پس از جنگ مجروح و کشته کرده است. گزارشها حاکی از آن است که اسرائیل در سال 2025 دوباره استفاده از مهمات خوشهای در لبنان را از سر گرفته است، اما نه تأیید و نه رد کرده است.
استفاده وسیع اسرائیل از این سلاحها در سال 2006 به تصویب کنوانسیون 2010 درباره مهمات خوشهای کمک کرد که آنها را به عنوان سلاحهای به طور ذاتی بیتوجه ممنوع کرد. با این حال، اسرائیل و ایالات متحده—به همراه روسیه و ایران—از تصویب این معاهده خودداری کرده و تأکید کردهاند که ممکن است در زمان جنگ به طور مشروع استفاده شوند. در سالهای 2023 و 2024، دولت بایدن مقادیر زیادی مهمات خوشهای به اوکراین ارسال کرد، با وجود هشدارهایی که میگفت مهمات منفجرنشده برای دههها غیرنظامیان را در معرض خطر قرار خواهد داد. اکنون عواقب این موضوع روشن است: پس از به چالش کشیدن ممنوعیت این سلاحها، اسرائیل اکنون خود را در معرض حملات آنها میبیند.
حملات ایران به زیرساختهای غیرنظامی اسرائیل و خلیج—از منازل تا مدارس و تأسیسات آب شیرینکن—محکومیتهای مشابهی را به عنوان حملات غیرقانونی به غیرنظامیان به همراه داشته است، حتی اگر چنین حملاتی با حملات غیرقانونی به غیرنظامیان و زیرساختهای ایرانی همراه بوده باشد یا پس از آن انجام شده باشد. در تاریخ 8 مارس، شورای امنیت سازمان ملل قطعنامهای صادر کرد که حملات ایران به غیرنظامیان را برای محکومیت مشخص کرد، حتی اگر نیروهای اسرائیلی و آمریکایی نیز به یک مدرسه دخترانه، منازل غیرنظامی و یک تأسیسات آب شیرینکن ایرانی حمله کرده باشند، در میان سایر مکانهای غیرنظامی. حتی AIPAC نیز در این زمینه ابراز نگرانی کرد و گفت که ایران “غیرنظامیان را” در بحرین میکشد، پس از حملهای که در تاریخ 9 مارس یک زن جوان را کشت.
این محکومیتها در پی ویرانی وسیع اسرائیل از ساختمانهای مسکونی، مدارس، دانشگاهها و اراضی کشاورزی در غزه، که این سرزمین را زیر 61 میلیارد تن آوار دفن کرده و عمدتاً غیرقابل سکونت کرده است، و بیش از 75,000 نفر، که اکثراً زنان و کودکان هستند، کشته شدهاند، بیمعنا به نظر میرسد. برای بیش از سه سال از آخرین جنگ خود در غزه، اسرائیل حمله به غیرنظامیان فلسطینی را به عنوان یک ضرورت نظامی توجیه کرده، حماس را به “شروع” جنگ متهم کرده و محکومیتها را به عنوان محصولات تعصب و ضدسامیگری رد کرده است.
مقامات اسرائیلی و آمریکایی حتی فراتر رفتهاند و در برخی مواقع به طور کامل کاربرد حقوق بینالملل را رد کردهاند. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، اوایل امسال اظهار داشت: “من به حقوق بینالملل نیازی ندارم” و افزود که “اخلاقیات خودم” “تنها چیزی است که میتواند مرا متوقف کند.”
از سوی دیگر، اسرائیل وضعیت فلسطین را به عنوان سرزمین اشغالی تحت کنوانسیونهای ژنو و ممنوعیت تصرف سرزمین به زور رد میکند؛ مقامات آمریکایی و اسرائیلی همچنین صلاحیت دیوان بینالمللی دادگستری و دادگاه کیفری بینالمللی را رد میکنند. “وزیر جنگ” پیت هگست به طور کلی پیشنهاد کرده است که از حقوق بشردوستانه بینالمللی صرفنظر شود و اعلام کرده که ایالات متحده باید “حداکثر کشندگی، نه قانونی ملایم” را به کار گیرد و “هیچ رافت و رحمی به دشمنان خود نداشته باشد” – بیانیهای که وقتی در یک درگیری مسلحانه به کار گرفته شود، جنایت جنگی محسوب میشود.
این نوع بیاحترامی به حقوق بینالملل ممکن است برای کشورهایی که معتقدند قدرتشان آنها را از پیامدها محافظت میکند، راحت به نظر برسد. اما در دنیایی که نیروی ویرانگر به طور گسترده توزیع شده است، تضعیف قوانینی که برای حفاظت از غیرنظامیان طراحی شدهاند، دیگران را نیز به انجام همین کار دعوت میکند. نتیجه این امر نه امنیت بیشتر، بلکه یک چرخه نزولی است که در آن هر طرف ادعای ضرورت میکند در حالی که غیرنظامیان بهای آن را میپردازند.
حقوق بشردوستانه بینالمللی هرگز به منظور حفاظت از مردم یک طرف خاص طراحی نشده است. این حقوق به طور دقیق غیرنظامیان را محافظت میکند زیرا همه طرفها را به طور برابر ملزم میسازد. وقتی کشورهای قدرتمند این قوانین را نادیده میگیرند، آنها تنها به دشمنان خود آسیب نمیزنند؛ بلکه تنها چارچوبی را تضعیف میکنند که میتواند غیرنظامیان خودشان را نیز در مقابل خطرات محافظت کند. اگر دولتها واقعاً میخواهند از مردم خود محافظت کنند، پاسخ نه خشم انتخابی بلکه رعایت مداوم است: قانون را رعایت کنید، آن را به طور جهانی اعمال کنید و حتی زمانی که اقدامات خودتان را محدود میکند، از آن دفاع کنید.

