در اوایل سال 2020، خارج از گروه کوچک کارشناسان متمرکز بر بیماریهای همهگیر، تعداد کمی از تحلیلگران ژئوپلیتیک یا بازار پیشبینی میکردند که اختلال جهانی عظیمی از یک ویروس جدید در چین به وجود خواهد آمد. در حالی که جنگ در ایران بازارهای انرژی و زنجیرههای تأمین جهانی را به هم میریزد، بیشتر تحلیلگران و همچنین بازارها به نظر میرسد که انتظار دارند جنگ به زودی به پایان برسد و اقتصاد جهانی به حالت عادی بازگردد. با این حال، به طور فزاینده و نگرانکننده، بسیاری از اعضای جامعه کارشناسان خاورمیانه هشدار میدهند که جنگ هیچ مسیر روشنی برای پایان در کوتاهمدت ندارد. به نظر میرسد ایالات متحده “گزینههای خوبی” ندارد، زیرا ایران ممکن است بتواند تنگه هرمز را به طور نامحدود به روی ترافیک تجاری ببندد. اتحادیه اروپا به شدت تحت تأثیر اختلال طولانیمدت در جریانهای انرژی قرار خواهد گرفت و نیاز دارد که اکنون یک برنامه عمل جسورانه و جامع توسعه دهد.
اروپا و جهان باید برای پیامدهای اقتصادی عظیم ناشی از جنگ آماده شوند. در حال حاضر، با وجود عدم قطعیت عظیم، سازمان همکاری و توسعه اقتصادی پیشبینی میکند که رشد اقتصادی در منطقه یورو (که قبلاً هم ضعیف بود) در سال 2026 به تنها 0.8 درصد کاهش خواهد یافت، در حالی که تورم بیش از 0.5 درصد به بیش از 2.5 درصد در سال جاری شتاب خواهد گرفت. اگر اختلال انرژی ادامه یابد، تأثیر آن تجمعی خواهد شد و ممکن است این بحران انرژی بدتر از شوکهای نفتی دهه 1970 شود.
اکنون روشن است که برای اروپا، کاهش کربن دیگر فقط یک ضرورت اقلیمی نیست؛ بلکه مسألهای از امنیت انرژی است. این بدان معناست که باید رویکردهای سیاستگذاری جسورانهای توسعه یابد که نیازهای فوری لحظه—حفظ فعالیت اقتصادی و کمک به آسیبپذیرترین افراد—را با منافع بلندمدت اقتصاد اروپا: کاهش کربن، رقابتپذیری و رشد بهرهوری متوازن کند. درست همانطور که اتحادیه اروپا به بحران اقتصادی ناشی از کووید-19 با یک برنامه انقلابی—NextGenEU، یک برنامه 750 میلیارد یورویی برای تحریک بهبود اقتصادی—پاسخ داد، این بلوک باید دوباره آماده باشد تا در مقیاس مشابهی اقدام کند.
این اولین بحران انرژی اروپا نیست
اروپا چهار سال پیش با یک بحران انرژی بزرگ مواجه شد، زمانی که روسیه به اوکراین حمله کرد و جریان گاز طبیعی به اروپا تقریباً متوقف شد. با این حال، یکی از درسهای بحران 2022 این بود که اقتصاد اروپا بسیار مقاومتر از آنچه بسیاری انتظار داشتند، بود. در ابتدای بحران، یک لابی بانکی برجسته آلمانی گفت که اگر آلمان دسترسی به گاز روسی را از دست بدهد، با رکود مواجه خواهد شد. اما این اتفاق نیفتاد. اروپا توانست با اقداماتی از جمله انتقالهای مالی عظیم به صنایع و مصرفکنندگان و همچنین تغییر به واردات گاز طبیعی مایع (LNG) از ایالات متحده و قطر، از این بحران عبور کند. آلمان و اروپا بدون تجربه رکود اقتصادی از این بحران عبور کردند. به طور کلی، رشد اقتصادی اروپا کند شد، اما ترکیبی از تدابیر ملی و اروپایی، افزایش پسانداز و تنوع در تأمین، اطمینان حاصل کرد که رکود اقتصادی اجتنابناپذیر نشود.
پس از حمله روسیه به اوکراین، سیاستگذاران اروپایی وابستگی به گاز روسی را از 40 درصد به کمتر از 10 درصد در سال 2023 کاهش دادند. اکنون اروپا به تأمینکنندگان متنوعتری وابسته است، اما این تأمینکنندگان هم گرانتر هستند و هم، همانطور که در جنگ ایران مشهود است، در معرض اختلالات ژئوپلیتیکی قرار دارند. اکنون LNG 60 درصد از واردات گاز اروپا را تأمین میکند، که از 24 درصد در سال 2021 افزایش یافته است. با این حال، وابستگی به LNG وارداتی به این معنی است که قیمتهای عمدهفروشی انرژی در اروپا حدود سه برابر بیشتر از قبل از جنگ است. اروپا از وابستگی به خطوط لوله روسی به وابستگی به LNG ایالات متحده و قطر تغییر مسیر داد، تغییری که مزایای ژئوپلیتیکی را به همراه داشت اما هنوز اروپا را در برابر شوکهای تأمین خارجی آسیبپذیر گذاشت. اروپا هزینههای هنگفتی را برای نجات صنایع وابسته به سوختهای فسیلی و تأمین مالی طرحهای دیگر که در حالی که تأثیرات کوتاهمدت بحران را کاهش میدادند، وضعیت مالی اروپا را بدتر کرده و وابستگی به منابع انرژی خارجی گرانقیمت را تقویت کردند، صرف کرد.
با این حال، پس از بحران، اروپا فقط LNG خریداری نکرد—بلکه به طور چشمگیری استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر را گسترش داد. در نتیجه، اتحادیه اروپا اکنون بسیار بهتر از چهار سال پیش یا نسبت به دهه 1970 برای مقابله با شوک نفت و گاز آماده است. انرژی بادی و خورشیدی از حدود 20 درصد به 30 درصد از ترکیب انرژی بلوک بین سالهای 2022 تا 2025 افزایش یافته و به بزرگترین منبع تولید برق در اروپا تبدیل شده است. با این حال، نرخ افزایش اکنون شروع به تثبیت کرده است.
زمانی که ساعت فرا میرسد، بلوک نیز میآید
با افزایش مجدد قیمت گاز به طور چشمگیر—تقریباً دو برابر شدن از آغاز جنگ—و احتمال باقی ماندن قیمتهای نفت بالاتر از سطوح قبل از جنگ برای ماههای آینده، همراه با چشمانداز افزایش نرخهای بهره به دلیل افزایش تورم، اروپا به یک رویکرد جسورانه برای حمایت از اقتصاد خود، کاهش تأثیر بر شهروندان و کسبوکارها و ایجاد امنیت انرژی بلندمدت نیاز دارد.
خواستها برای تضعیف انتقال انرژی، مانند حذف اهداف بلندمدت کاهش کربن، منطقی نیست و هیچ کمکی به حل بحران کنونی نخواهد کرد. در عوض، اروپا باید انتقال را هر چه سریعتر دنبال کند. اگر این بحران اخیر چیزی را ثابت کند، این است که برای اروپا، کاهش کربن دیگر فقط یک ضرورت اقلیمی نیست؛ بلکه موضوعی از امنیت سخت انرژی است.
با این حال، هیچ راهحل جادویی وجود ندارد. در یک محیط رکود تورمی، هر پاسخ اقتصادی با هزینههایی همراه است. علاوه بر این، ظرفیت مالی اروپا تحت فشار پاسخ به کووید-۱۹، بحران انرژی و تلاش جنگی در اوکراین قرار گرفته است. با این حال، در این مورد، یک پاسخ مالی که باعث کاهش مصرف نفت و گاز شود میتواند به کاهش تورم و همچنین تحریک تقاضا برای بخش تولیدی ضعیف اروپا کمک کند.
اول، اروپا باید یک بسته مالی جدید برای تحریک الکتریکیسازی و مقابله با شوک صادرات چین ارائه دهد. اروپا باید به طور چشمگیری تقاضای نفت و گاز را با ایجاد یارانههای مصرفکننده برای خرید خودروهای برقی (EVs)، نصب پمپهای حرارتی و جایگزینی وسایل گازسوز کاهش دهد. برخی از این اقدامات در کشورهای عضو وجود دارد، اما یک فشار از بروکسل (و بودجه اتحادیه اروپا) برای تسریع در اجرای آنها، به ویژه در مناطق فقیرتر بلوک، مورد نیاز است. الکتریکیسازی اقتصاد اروپا ثابت مانده است، حتی در حالی که گسترش عظیمی از انرژیهای تجدیدپذیر وجود داشته است. دولتهای اروپایی، با حمایت اتحادیه اروپا، باید مشوقهای بیشتری در این زمینهها معرفی کنند. به طور خاص، این اقدامات باید مصرفکنندگان را به انتخاب محصولات اروپایی به جای گزینههای چینی، به ویژه در بخش خودروهای برقی که در حال حاضر در حال تحول ساختاری است، تشویق کند.
این اقدام هم مصرف نفت و گاز را از طریق یک برنامه مشوق (بر اساس درآمد) کاهش میدهد و هم از تولید اروپایی حمایت میکند. این به طور کلی معادل جنبههایی از قانون کاهش تورم دولت بایدن خواهد بود و به شدت با استراتژی سیاست صنعتی اتحادیه اروپا همخوانی خواهد داشت. به عنوان مثال، در بلغارستان، فقیرترین کشور اتحادیه اروپا، بیش از ۷۰ درصد از خودروها در جادهها بیش از پانزده سال سن دارند، در حالی که تنها ۴.۶ درصد از خودروها کمتر از پنج سال سن دارند. بلغارستان همچنین پایینترین درصد پذیرش خودروهای برقی را در اتحادیه دارد. اتحادیه اروپا میتواند از یک طرح یارانهای برای خودروهای برقی اروپایی حمایت کند تا ناوگان خودرو را مدرن کند و منابعی برای ساخت ایستگاههای شارژ خودروهای برقی فراهم کند. درست مانند اینکه بودجههای ساختاری و بودجههای همبستگی اتحادیه اروپا به دنبال تحریک رشد جبران عقبماندگی بودند، این بودجه باید بر تحریک مدرنیزاسیون مناطق عقبمانده بلوک تمرکز کند. اما این همچنین منافع صنعتی فوقالعادهای برای بخش خودروسازی اروپا، به ویژه در آلمان خواهد داشت. از آنجا که بنزین موتور و نفت گاز/دیزل به طور مجموع تقریباً ۹۰.۰ درصد از مصرف انرژی در حمل و نقل جادهای در اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۳ را تشکیل میدهند، که به طور قابل توجهی از انرژیهای تجدیدپذیر و بیودیزل با ۶.۷ درصد جلوتر است، الکتریکیسازی سریع این بخش میتواند تأثیرات تورمی را کاهش دهد.
دوم، اروپا باید اوکراین را برای یک جنگ طولانی با روسیه آماده کند. جنگ ایران به شدت به نفع مالی و نظامی روسیه است. افزایش قیمت انرژی، همانطور که مدرسه اقتصاد کییف نتیجهگیری میکند، ممکن است تقریباً تمام هزینههای جنگ را برای روسیه در سال جاری پوشش دهد. روسیه به تصویر مالی بسیار تیرهای نگاه میکرد، با فروش نفت روسی به قیمت ۴۰ دلار در هر بشکه. اکنون، با قیمت نفت بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه و لغو تحریمهای نفتی ایالات متحده، روسیه با پول فراوانی مواجه خواهد شد. مذاکرات جاری هیچ چشمانداز موفقیتی ندارند، به ویژه از آنجا که هرگونه مشوق اقتصادی برای مذاکره به پایان این جنگ از بین رفته است. در همین حال، هزینههای هنگفت مهمات در خاورمیانه، به ویژه برای دفاع هوایی، نیروها و شهرهای اوکراین را به شدت آسیبپذیر خواهد کرد، زیرا ایالات متحده به احتمال زیاد اوکراین یا اروپا را با ظرفیت تولید محدود خود در اولویت قرار نخواهد داد. بار حمایت از اوکراین در حال حاضر بر دوش کشورهای شمال اروپا با ظرفیت مالی برای پشتیبانی از آن است. حمایت از تلاش جنگی اوکراین باید مسئولیتی مشترک در سراسر اتحادیه اروپا باشد. بنابراین، صدور اوراق قرضه مشترک یورویی برای اوکراین به منظور ایجاد یک منبع مشترک تأمین مالی، بار مالی را به طور عادلانهتری در سراسر بلوک تقسیم خواهد کرد، زیرا پرداختهای بهره از بودجه اتحادیه اروپا تأمین میشود، که کشورهای عضو بر اساس درصدی از تولید ناخالص داخلی خود به آن کمک میکنند. به طور جایگزین، اتحادیه اروپا میتواند هنوز هم داراییهای مسدود شده روسیه را برای حمایت از اوکراین ضبط کند و تولید صنعتی دفاعی اروپا را افزایش دهد.
سوم، اروپا باید یک اتحادیه واقعی انرژی اروپایی ایجاد کند و به تأمین مالی مدرنیزاسیون شبکه و ارتباطات بپردازد. بخش انرژی همچنان در مرزهای ملی تقسیم شده است و ایجاد ناکارآمدیهای بازار عظیمی در سراسر اروپا میکند. پرداختن به این موضوع از نظر سیاسی دشوار است، زیرا عدم ارتباط ممکن است در برخی مواقع منافع را به کشورهای خاصی با قیمتهای انرژی پایینتر محدود کند. اما همچنین آسیبپذیریهای جدی برای اروپا ایجاد میکند و تابآوری اروپا را در صورت وقوع یک درگیری نظامی کاهش میدهد. به عنوان مثال، قیمتهای انرژی در اسپانیا به طور متوسط به طور قابل توجهی پایینتر از کشورهای شمالی است به دلیل کاهش انرژیهای تجدیدپذیر (به ویژه باد و خورشید). با این حال، فرانسه، به دنبال یک مزیت رقابتی، به طور تاریخی تلاشهای اسپانیا برای اتصال ظرفیت انرژی قابل توجه خود به بقیه اروپا را مسدود کرده است. قیمتهای عمدهفروشی انرژی در سراسر اروپا به طور قابل توجهی متفاوت است و تحریفات عظیمی در بازار واحد ایجاد میکند. تلاشهایی در حال انجام است تا اتحادیه اروپا شبکهها را مدرن و بهبود بخشد. اما بلوک باید هم به طور چشمگیری افزایش بودجهای که ارائه میدهد را افزایش دهد و هم برای ساخت سریع و تسریع شده فشار بیاورد. زمانی که بحران انرژی ۲۰۲۲ به وقوع پیوست، آلمان در عرض چند ماه زیرساختهای لازم برای واردات LNG را ساخت. اروپا باید رویکرد مشابهی در استقرار انرژیهای تجدیدپذیر و باتریها اتخاذ کند و مجوزها و تأییدیهها را تسریع کند. علاوه بر این، اتحادیه اروپا باید به سرعت مجوزهای مربوط به گسترش انرژیهای تجدیدپذیر، هستهای، باتریها و تولید انرژی جدید را تسریع کند.
بحران کنونی در خاورمیانه یادآور این است که امنیت اقتصادی و ژئوپلیتیکی اروپا به شدت تحت تأثیر شوکهای خارجی قرار دارد. دستکاری در حاشیهها یا امید به بازگشت سریع به وضعیت قبل از جنگ دیگر یک استراتژی قابل قبول نیست. برای مقابله با این تهدیدات متراکم، کشورهای عضو باید بر تردیدهای تاریخی خود غلبه کنند و به تأمین مالی مشترک اروپایی روی آورند، همانطور که برای مقابله با پاندمی کووید-۱۹ و تأمین مالی تلاش جنگی اوکراین انجام دادند. چه از طریق صدور اوراق قرضه یورویی اضافی یا گسترش قابل توجه بودجههای مشترک اتحادیه اروپا، اروپا باید قدرت مالی جمعی را برای تسریع این انتقال، حمایت از اوکراین در برابر روسیهای جسورتر و در نهایت ایجاد یک اتحادیه انرژی واقعی اروپایی که کمتر به سوختهای فسیلی وابسته باشد، بسیج کند. اروپا در بحران انرژی ۲۰۲۲ به طرز شگفتآوری مقاوم بود، اما عبور از این دوره جدید بیثباتی جهانی نیاز به حرکت از اقدامات موقتی و ملی به اقداماتی جسورانه و تأمین مالی شده به طور مشترک دارد. زمان تفکر جادویی گذشته است؛ زمان یک اروپا مستحکم، الکتریکی و مالی متحد اکنون است.

