زیرساختهای نظامی اروپا و تخصص اوکراین در زمینه پهپادها، این قاره را به شریک غیرقابلانکار در عملیاتهای ایالات متحده تبدیل کرده است. رهبران اروپایی باید از این موقعیت بهرهبرداری کنند تا منافع خود را حفظ کرده و آسیبهای ناشی از درگیری را به ناتو و جنگ در اوکراین محدود کنند.
اروپا به هیچ وجه ناظر منفعل در جنگ ایران نیست. این قاره با افزایش قیمتهای انرژی، تحریمهای معلق ایالات متحده علیه روسیه که به تقویت خزانه جنگی مسکو کمک میکند، و کاهش موجودی تسلیحات ایالات متحده—بهویژه سیستمهای دفاع هوایی که به شدت در اوکراین و برای دفاع خود اروپا مورد نیاز است—مواجه است. اما اینها تنها مسائل سطحی هستند.
جنگ ایران همچنین به بحث درباره تعهد ایالات متحده به ناتو که برای اروپا از اهمیت حیاتی برخوردار است، دامن میزند. شکاف آتلانتیک در مورد حمایت محدود اروپا از عملیاتهای ایالات متحده در ایران میتواند حمایت آتلانتیک از اوکراین را در حالی که تهاجم روسیه ادامه دارد، تضعیف کند. این طوفان عوامل قبل از ورود دبیرکل ناتو، مارک روت، به واشنگتن در روز چهارشنبه، در حالی که او سعی در کاهش تنشها در مورد عدم مشارکت اروپا در ایران دارد، به وقوع خواهد پیوست.
با این حال، اروپا اهرمهایی دارد که میتواند به نفع خود از آنها استفاده کند. شبکه متراکم پایگاههای نظامی و مراکز لجستیکی آن، تسهیلکننده حیاتی عملیاتهای ایالات متحده است و تخصص اوکراین در زمینه پهپادها در دفاع هوایی در خلیج فارس حیاتی به نظر میرسد. کشورهای اروپایی باید از این نقاط فشار بهطور مداومتر برای حفظ منافع خود استفاده کنند. انجام این کار میتواند به آنها فضایی برای کاهش اثرات منفی جنگ و جلوگیری از درگیری بسیار نامطلوب فراهم کند و در عین حال آسیب به اوکراین، ناتو و روابط آتلانتیک را محدود کند.
عواقب جنگ ایران برای اروپا فوری بود. شاید تهدید فوریترین ناشی از تأمین انرژی ناامن قاره باشد. افزایش قیمت گاز ناشی از بسته شدن تنگه هرمز، نگرانیهای تورمی را تجدید کرده و تهدیدی برای آسیب به صنعت و تقاضای مصرفکننده در اروپا که در حال حاضر در حال مبارزه است، به شمار میرود. اتحادیه اروپا (EU) دوباره در حال بحث درباره تدابیر اضطراری است که نخستین بار پس از حمله روسیه به اوکراین در سال 2022 معرفی شد، از جمله مالیات بر سود شرکتهای انرژی و سقف قیمت در سطح بلوک.
مسائل ایجاد شده توسط این درگیری همچنان در حال رشد خواهد بود. معافیتهای موقت ایالات متحده از تحریمها برای نفت روسی که قبلاً بارگیری شده است و تغییر جهت تأمین تسلیحات ایالات متحده به خلیج فارس، نمایانگر یک عقبنشینی دائمی برای دفاع اروپا و حمایت از اوکراین است. افزایش سودهای نفتی و کاهش تحریمهای ایالات متحده بهطور گزارششدهای به کرملین این امکان را داده است که برنامههای کاهش بودجه را کنار بگذارد. علاوه بر این، استفاده سنگین از سامانههای دفاع موشکی پاتریوت در خلیج فارس احتمالاً تأمین تسلیحات برای اوکراین و متحدان اروپایی را تنگتر خواهد کرد.
اگرچه هیچ یک از کشورهای اروپایی طرفهای مستقیم در این درگیری نیستند، زیرساخت نظامی آنها پایهگذار لجستیکی عملیاتهای ایالات متحده است. پایگاههای هوایی مانند رامشتاین در آلمان، هواپیماها را سوختگیری کرده، مهمات را حمل و از فرماندهی و کنترل پشتیبانی میکنند. تخصص اوکراین در زمینه پهپادها، کییف را به عنوان یک بازیگر پیشرو در مقابله با پهپادهای ارزانقیمت ایرانی شهادی قرار داده است، همانطور که در توافقات دفاعی که در ماه مارس با چند کشور خلیج فارس امضا کرده، نشان داده شده است. این ممکن است تعیینکننده نباشد، اما یک اهرم است. سوال این است که آیا اروپا از آن استفاده خواهد کرد.
تا کنون، قاره اروپا از این نفوذ برای پیشبرد مداوم منافع اروپایی استفاده نکرده است. در عوض، بدبینی داخلی برخی از کشورهای اروپایی را به سمت بستن یکجانبه فضای هوایی خود، انکار حقوق فرود ایالات متحده یا ممنوعیت استفاده از پایگاههای هوایی مشترک سوق داده است. در حالی که این اقدامات قابل درک است، اما نتوانستهاند بهطور معناداری منافع اروپایی را پیش ببرند و به بحثهای خطرناک ایالات متحده درباره خروج ناتو دامن زدهاند.
این استفاده ضعیفی از نفوذ خود است. اروپا باید اولویت را به فشار برای توقف سریع درگیری بدهد. اروپاییها به حداقل یک بازگشایی جزئی تنگه هرمز برای کاهش قیمتهای انرژی نیاز دارند؛ بازگرداندن تحریمها و فشار دیپلماتیک بیشتر بر روسیه به خاطر حمایت آن از ایران؛ و جلوگیری از گسترش درگیری که کمبودهای فناوری نظامی ضروری برای اروپا و اوکراین را تشدید کند.
بدون اینکه بهطور عمیق در جنگ درگیر شوند، رهبران اروپایی میتوانند متعهد شوند که به پاکسازی مینها و نظارت بر فعالیتها در تنگه هرمز کمک کنند تا ناوبری ایمن را بازگردانند. گردهمایی حدود چهل کشور که توسط بریتانیا برای بحث درباره برنامههای تأمین امنیت تنگه پس از آتشبس برگزار شده، گامی در جهت درست است. یک مشارکت سازنده و بهوضوح مشخص در زمینه پاکسازی مینها، ادامه تقسیم بار با ایالات متحده را بدون کشاندن قاره به درگیری وسیعتر نشان خواهد داد.
اروپا همچنین میتواند هماهنگی کند تا از زیرساخت نظامی خود برای جلوگیری از تشدید بیشتر جنگ استفاده کند. کشورهای اروپایی باید بهوضوح اعلام کنند که تشدید—از جمله هدف قرار دادن زیرساختهای آب و برق ایران—بدون مشاوره قبلی از حمایت لجستیکی اروپایی برخوردار نخواهد شد. همچنین میتواند حمایت از عملیاتهای ایالات متحده را با ادامه تأمین تسلیحات حیاتی ایالات متحده برای اروپا و اوکراین مرتبط کند و فشار برای بازگرداندن تحریمهای روسیه را افزایش دهد. اروپا باید به وضوح حمایت جسورانه و بیشرمانه روسیه از ایران را به تصویر بکشد.
جنگ ایران بهطور غیرقابلانکاری به منافع اروپایی آسیب میزند و قاره گزینههای محدودی برای کاهش اثر آن در کوتاهمدت دارد. با این حال، گزینههای معدودی که دارد باید بهطور هوشمندانه و جمعی برای دفاع از منافع اروپایی استفاده شود. این شامل مقاومت در برابر فشار ایالات متحده برای پیوستن به جنگ در حالی که در صورت امکان به آتشبس کمک میکند، خواهد بود. هماهنگی اهرمها در سراسر قاره، نفوذ اروپا را تقویت خواهد کرد بدون اینکه تنشهای غیرضروری را ایجاد کند.

