بیشتر فروشهای تسلیحاتی از طریق تأمین مالی نظامی خارجی تأمین میشود که اساساً یک کارت هدیه یارانهای آمریکایی است.
دولت ترامپ انتظار دارد که مالیاتدهندگان آمریکایی نه تنها ماجراجوییهای نظامی خود را تأمین کنند بلکه جنگهای اسرائیل را نیز تأمین مالی کنند.
پایان دادن به یارانههای آمریکایی برای جنگهای اسرائیل یکی از دلایلی است که سناتورهای برنی سندرز (I-Vt.)، کریس ون هولن (D-Md.)، جف مرکلی (D-Ore.) و پیتر ولچ (D-Vt.) به تازگی قطعنامههای مشترک عدم تأیید را علیه ۶۵۹ میلیون دلار فروش بمب که توسط رئیسجمهور دونالد ترامپ تأیید شده است، ارائه کردند، که بسیاری از این بمبها بهطور مستقیم از ذخایر ایالات متحده تأمین میشود.
سندرز در بیانیهای گفت: “با توجه به ویرانی وحشتناکی که دولت افراطی اسرائیل بر غزه، ایران و لبنان وارد کرده است، آخرین چیزی که مالیاتدهندگان آمریکایی در حال حاضر نیاز دارند این است که ۲۲,۰۰۰ بمب جدید به دولت [بنیامین] نتانیاهو ارائه دهند.”
ون هولن افزود: “کنگره باید از تمام ابزارهای موجود برای پایان دادن به جنگ ترامپ استفاده کند، از جمله متوقف کردن انتقال… بمبهای تأمین مالی شده توسط مالیاتدهندگان به دولت نتانیاهو.”
سناتورها به درستی نقش مالیاتدهندگان آمریکایی در این معاملات تسلیحاتی را مورد تأکید قرار میدهند. اینکه این معاملات به عنوان فروش گزارش میشوند، نشاندهنده این است که چه کسی واقعاً برای آنها پرداخت میکند. آمریکاییها، نه اسرائیلیها، برای اکثریت قریب به اتفاق فروشهای تسلیحاتی ایالات متحده به اسرائیل پرداخت میکنند.
چه کسی واقعاً برای فروشهای تسلیحاتی ایالات متحده به اسرائیل پرداخت میکند
فروشهای تسلیحاتی ایالات متحده به اسرائیل واقعاً فروش نیستند، حداقل نه به معنای معمول. موقعیت اسرائیل به عنوان خریدار در این معاملات تسلیحاتی معادل با تأمینکننده نیست. این موضوع در خود اعلانهای فروش تسلیحاتی به وضوح مشخص است.
به چهار مورد اخیر فروش تسلیحاتی به اسرائیل که در ثبت فدرال منتشر شدهاند، توجه کنید: ۷۴۰ میلیون دلار برای خودروهای زرهی، ۱.۹۸ میلیارد دلار برای وسایل نقلیه و لوازم جانبی، ۳.۸ میلیارد دلار برای هلیکوپترهای تهاجمی و تسلیحات مرتبط، و ۱۵۰ میلیون دلار برای هلیکوپترهای خدماتی و قطعات. پس از “خریدار احتمالی”، تمام این اعلانها دولت اسرائیل را فهرست میکنند. پس از “منبع تأمین مالی”، همه آنها تأمین مالی نظامی خارجی — یا FMF، برنامه کمک نظامی ایالات متحده که از طریق آن اسرائیل حداقل ۳.۳ میلیارد دلار در سال دریافت میکند — را فهرست میکنند.
در عمل، FMF به عنوان یک کارت هدیه برای اسرائیل عمل میکند تا بر روی تسلیحات هزینه کند. مالیاتدهندگان آمریکایی مجبورند برای این کارت هدیه پرداخت کنند. تنها نشانهای از تأمین مالی اسرائیل در آن ۶.۷ میلیارد دلار فروش تسلیحاتی در معامله وسایل نقلیه تاکتیکی وجود دارد، جایی که “منابع ملی” پس از FMF در خط منبع تأمین مالی قرار دارد.
در مورد دو معامله شامل ۲۲,۰۰۰ بمب که سندرز و دیگران به آن اعتراض کردند چه؟ هر دو معامله توسط FMF تأمین مالی شدهاند، یا به عبارت دیگر، مالیاتدهندگان آمریکایی.
این البته یک نمونه کوچک است. اما چهار سال دادههای فروش تسلیحاتی همان داستان را روایت میکند: اسرائیل برای بیشتر تسلیحاتی که ایالات متحده به آن میفروشد، پرداخت نمیکند — مالیاتدهندگان آمریکایی این کار را انجام میدهند.
این واقعیت توجیه اقتصادی این فروشهای تسلیحاتی را تضعیف میکند. با مسدود کردن هرگونه ادعایی مبنی بر اینکه این فروشها سرمایهگذاری خارجی قابل توجهی به ایالات متحده میآورند، استدلال برای این فروشها به همان استدلال معیوب ایجاد شغل که بسیاری از جنگطلبان برای دفاع از هزینههای گزاف دولت بر روی نظامیگری استفاده میکنند، فرو میریزد.
استدلال شغلی خود اعترافی ضمنی به توجیه ضعیف امنیت ملی است. سیاستی که واقعاً به وجود کشور مربوط میشود، نیازی به فروش در شرایطی به این سادگی مانند ایجاد شغل ندارد. توجیه امنیتی به تنهایی کافی خواهد بود.
هزینههای نظامی کمترین روش کارآمدی است که یک دولت میتواند برای ایجاد شغل استفاده کند. استفاده از کمکهای نظامی برای افزایش اشتغال مانند خرید بلیط هواپیما برای تماشای یک فیلم است: بله، یک فیلم در پرواز وجود دارد؛ نه، این هزینه را توجیه نمیکند.
حتی آن تشبیه هم سخاوتمندانه است. رابطه بین هزینههای نظامی و شغل خود به خود واضح نیست. در سال ۱۹۸۵، بودجه نظامی ایالات متحده ۲۹۵ میلیارد دلار بود — معادل ۷۴۶ میلیارد دلار به دلار امروز — و ۳ میلیون کارگر در صنعت تسلیحات ایالات متحده وجود داشت. تا سال ۲۰۲۱، بودجه نظامی ایالات متحده به میزان ۱۳۲ میلیارد دلار به صورت واقعی افزایش یافته بود — به ۸۷۹ میلیارد دلار — در حالی که تعداد کارگران صنعت تسلیحات به ۱.۱ میلیون نفر کاهش یافته بود. با وجود افزایش ۱۸ درصدی هزینههای نظامی نسبت به تورم، اشتغال در صنعت تسلیحات ۶۳ درصد کاهش یافته است.
در دوران بایدن، مالیاتدهندگان آمریکایی ۱۸ میلیارد دلار در “فروش” تسلیحات به اسرائیل تأمین مالی کردند

فروشهای تسلیحاتی آمریکایی یا از طریق دولت ایالات متحده انجام میشود (“فروشهای نظامی خارجی”) یا تجاری (“فروشهای تجاری مستقیم”). من دادههایی در مورد هر دو از طریق کتابهای فروش تاریخی آژانس همکاری امنیت دفاعی (DSCA) و گزارشهای بخش ۶۵۵ اداره کنترل تجارت دفاعی (DDTC) جمعآوری کردم. هر دو نشریه سالانه ارزش فروشهای تسلیحاتی مجاز را محاسبه میکنند.
دولت بایدن ۲۲ میلیارد دلار در فروش تسلیحات به اسرائیل تأیید کرد، از جمله بیش از ۱۳.۲ میلیارد دلار در فروشهای دولت ایالات متحده و بیش از ۸.۷ میلیارد دلار در فروشهای تجاری. طبق گزارش DSCA، ۹۰ درصد از معاملات دولتمحور با کمک نظامی ایالات متحده تأمین مالی شدهاند. گزارش DDTC منبع تأمین مالی را مشخص نمیکند، اما ۶۸ درصد تخمینی معقول بر اساس سهم متوسط سالانه تأمین مالی FMF است که اسرائیل بهطور گزارششده در فروشهای تجاری هزینه میکند.
در مجموع، مالیاتدهندگان آمریکایی ۱۷.۸ میلیارد دلار در فروش تسلیحات به اسرائیل تحت دولت بایدن تأمین مالی کردند — ۱۱.۹ میلیارد دلار دولتمحور و ۵.۹ میلیارد دلار تجاری — که ۸۱ درصد از ۲۲ میلیارد دلار فروش از ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۴ را شامل میشود. این تقریباً ۱۸ میلیارد دلار یارانه است که بهصورت فروش پنهان شده است.
مالیاتدهندگان آمریکایی مستحق بازپرداخت هستند، نه بیشتر از همان چیزها از ترامپ.

