استعفای جو کنت نه یک انحراف بلکه یک زنگ خطر است: نارضایتی نخبگان زودتر از موعد ظاهر میشود زیرا این جنگ بر پایه فریب بنا شده است.
استعفای جو کنت شوکهکننده است، اما نه به دلیل واضح.
این استعفا صرفاً به این دلیل شوکهکننده نیست که از درون دولت ترامپ میآید. هر دولتی به این اندازه، که شامل هزاران مقام، عامل و پرسنل شغلی است، افرادی را در خود جای میدهد که با وجود فرهنگ حاکم، هنوز خطوط اخلاقی خود را ترسیم میکنند.
حتی یک دولت که با نظامیگری صریح، بلاغت نژادی و پذیرش بیپروای زور تعریف میشود، از نظر اخلاقی یکدست نیست. همیشه فضایی، هرچند باریک، برای کسی وجود دارد که بگوید: بس است.
زمانی که سایر مقامات به خاطر غزه استعفا دادند، استانداردی از شفافیت اخلاقی را برقرار کردند که هنوز هم اهمیت دارد. کریگ موخیبر، مقام سابق حقوق بشر سازمان ملل، در تاریخ ۲۸ اکتبر ۲۰۲۳ استعفا داد و هشدار داد که “ما شاهد یک نسلکشی هستیم که در برابر چشمانمان در حال وقوع است” و غزه را به عنوان “یک مورد نمونهای از نسلکشی” توصیف کرد.
استیسی گیلبرت، مقام سابق وزارت امور خارجه که در ماه مه ۲۰۲۴ به خاطر گزارشی دولتی درباره موانع اسرائیلی در کمکهای انسانی استعفا داد، به همین صراحت گفت: “به وضوح یک درست و نادرست وجود دارد و آنچه در آن گزارش آمده نادرست است.”
اینها خروجهای حقوقی دقیقی نبودند. اینها مواضع اخلاقی بودند.
کنت در یک جهان سیاسی متفاوت از موخیبر یا گیلبرت قرار دارد. به همین دلیل است که استعفای او چنین تأثیری دارد.
او یک فرد لیبرال درون یک دولت جنگطلب نبود. او مدیر مرکز ملی ضدتروریسم بود که در ژوئیه ۲۰۲۵ تأیید شد، یک کهنهسرباز گرین برت، یک افسر پارامیلتر CIA و به هر معیار عادی یک چهره عمیقاً درگیر در دولت امنیت ملی بود.
او همچنین یک جمهوریخواه همراستا با ترامپ بود که نبرد تأیید او تحت تأثیر ارتباطات با شخصیتهای راستافراطی و سیاستهای توطئهای شکل گرفت، به گفته AP. به عبارت دیگر، این یک فرد خارجی نبود که از امپراتوری دوری کند. این یک مرد از درون آن ماشین بود که گفت دیگر نمیتواند این جنگ را توجیه کند.
و او از کلمات خود بهراحتی استفاده نکرد. آن جمله به تنهایی از نظر سیاسی انفجاری است. این فقط تاکتیکها را نقد نمیکند. این توجیه جنگ را خود محکوم میکند.
سپس کنت فراتر رفت.
“اوایل این دولت، مقامات بلندپایه اسرائیلی و اعضای تأثیرگذار رسانههای آمریکایی یک کمپین اطلاعات نادرست را به کار گرفتند که بهطور کامل پلتفرم آمریکا اول شما را تضعیف کرد و احساسات جنگطلبانه را برای تشویق به جنگ با ایران کاشتند”، او نوشت.
و سپس صریحترین جمله از همه:
“این یک دروغ بود و همان تاکتیکی است که اسرائیلیها برای کشاندن ما به جنگ فاجعهبار عراق استفاده کردند.”
این نارضایتی بوروکراتیک نیست. این یک اتهام مستقیم به دستکاری، فریب و تصرف سیاست خارجی است.
این است که چه چیزی این استعفا را متفاوت میکند.
مقامات اغلب در سکوت استعفا میدهند. آنها به ترفندهای مبهم روی میآورند. آنها به دلایل خانوادگی، زمانبندی، خستگی سازمانی یا داستان خستهکننده “اختلافات سیاستی” استناد میکنند. کنت هیچیک از اینها را انجام نداد. او خطی بین درست و نادرست ترسیم کرد به زبان سنت سیاسی خود و سپس آن را عبور کرد. اهمیت آن عمل تنها با این که آیا کسی با جهانبینی او موافق است یا نه قابل اندازهگیری نیست. این باید با آنچه که نشان میدهد اندازهگیری شود: اینکه تناقضات اخلاقی و استراتژیک این جنگ اکنون به قدری واضح است که حتی وفاداران نیز شروع به شکستن کردهاند.
کنت همچنین تصمیم خود را در تاریخ شخصی خود قرار داد.
همسرش، شانون کنت، رئیس ارشد ناوگان نیروی دریایی، در سال ۲۰۱۹ در سوریه به عنوان بخشی از عملیات اراده ذاتی کشته شد. این موضوع سیاستهای جو کنت را مقدس نمیکند، اما ثبت اخلاقی نامهاش را توضیح میدهد. او به طور انتزاعی درباره فداکاری صحبت نمیکرد. او از درون ویرانی آن صحبت میکرد. این برای دلیل دیگری نیز مهم است.
ما نمیدانیم کنت چه میداند و تصمیم گرفته است که نگوید. کسی در موقعیت او به اطلاعات، بررسیهای داخلی، ارزیابیهای تهدید و بحثهای استراتژیک دسترسی داشته که عموم هرگز به طور کامل آنها را نخواهد دید. وقتی چنین شخصی نتیجهگیری میکند که «هیچ تهدید فوری وجود ندارد»، این قضاوت تصادفی نیست. این همه چیز را ثابت نمیکند، اما به شک و تردید در مورد اینکه دلیل عمومی برای جنگ تنها ضعیف نبوده، بلکه ساخته شده است، وزن میدهد.
درس وسیعتری نیز در اینجا وجود دارد و ممکن است مهمترین درس باشد.
برخلاف جنگهای قبلی ایالات متحده، این جنگ با سرعت غیرمعمولی نارضایتی معناداری را ایجاد میکند. عراق زمان برد. افغانستان زمان برد. حتی زمانی که مخالفت نخبگان بروز کرد، اغلب تنها پس از آنکه فاجعه استراتژیک به طور کامل شکل گرفت، ظاهر میشد. این بار، کمتر از سه هفته پس از جنگ ایالات متحده-اسرائیل علیه ایران، اعتراضات ضد جنگ در حال حاضر قابل مشاهده است، نارضایتی داخلی در حال ظهور است و یک مقام ارشد ضد تروریسم به دلیل اعتراض عمومی از سمت خود استعفا داده است. این به این معنا نیست که جنگ به پایان نزدیک است. این به این معناست که ساختار سیاسی که آن را پشتیبانی میکند، کمتر از آنچه واشنگتن میخواهد اعتراف کند، پایدار است.
استعفای کنت همچنین باید بحثی را تیزتر کند که واشنگتن دههها تلاش کرده است آن را مبهم کند: نقش اسرائیل در شکلدهی به سیاست خارجی ایالات متحده. کنت پشت زبان رمزآلود پنهان نشد. او این جنگ را آنچه که باور دارد، نامید: جنگی که «به دلیل فشار اسرائیل و لابی قدرتمند آمریکایی آن آغاز شده است.» اینکه آیا مقامات بیشتری همین را خواهند گفت، هنوز مشخص نیست. اما یکی از آنها قبلاً این کار را کرده و از سمتی که اهمیت دارد.
هیچیک از اینها نیاز به رمانتیک کردن جو کنت ندارد. ممکن است به شدت و به درستی به سیاستهای گذشته او، به نقشی که در داخل نهاد امنیت ملی ایفا کرده و به ماشین بزرگتری که امکانپذیر ساختن حرفهاش را فراهم کرده، اعتراض شود. اما این موضوع مهم نیست. نکته این است که او در چارچوب خود به نتیجهای رسید و بر اساس آن عمل کرد. او کار نادری انجام داد: از قدرت خارج شد و فساد را به وضوح نام برد.
این داستان به پایان نمیرسد. این داستان در حال شروع است. زیرا وقتی یک فرد داخلی میگوید جنگ بر اساس دروغها ساخته شده است، دیگران مجبور به انتخاب میشوند. آنها میتوانند به وفاداری به یک روایت در حال فروپاشی ادامه دهند، یا میتوانند صحبت کنند. و هرچه این جنگ طولانیتر شود، سکوت دشوارتر خواهد شد.

