در هفتههای اخیر، جنگ ایران بر ظهور اوکراین به عنوان یک ابرقدرت در زمینه پهپادها تأکید کرده است. تصمیم کییف برای کمک به دفاع از کشورهای خلیج فارس در برابر حملات پهپادهای ایرانی با اعزام تیمهای متخصص اوکراینی، اکنون دامنه همکاریهای گستردهتر در بخش فناوری بین اوکراین و این منطقه را برجسته میکند. این پتانسیل برای شراکت با سفر ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، به عربستان سعودی در تاریخ ۲۶ مارس تأکید شد.
زمانی که روسیه حمله تمامعیار خود به اوکراین را در فوریه ۲۰۲۲ آغاز کرد، تعداد کمی از تحلیلگران پیشبینی کردند که اوکراینیهای تحت فشار به زودی درک جهانی از جنگهای سیستمهای بدون سرنشین را به طور بنیادی تغییر خواهند داد. اما دقیقاً همین اتفاق افتاده است. از پهپادهای FPV دستساز که به نارنجکها مجهز شدهاند تا پهپادهای دریایی با برد بلند که ناوگان دریایی سیاه روسیه را مجبور به عقبنشینی کردهاند، اوکراین نشان داده است که جنگهای نامتقارن با پهپاد میتواند مزایای نظامی متعارف را به شیوههایی خنثی کند که سیستمهای دفاعی گرانقیمت غرب هرگز به طور کامل پیشبینی نکرده بودند.
آنچه برنامه پهپاد اوکراین را متمایز میکند، نه تنها مقیاس آن، بلکه سرعت و قابلیت انطباق چرخههای توسعه آن است. مهندسان اوکراینی، که اغلب در زیرزمینها و کارگاههای تبدیل شده فعالیت میکنند، طراحیهای پهپاد را در عرض چند روز بهروزرسانی میکنند، نه در فرآیندهای یک سالهای که معمولاً در تأمین دفاعی متعارف وجود دارد. بهروزرسانیهای نرمافزاری در طول شب منتشر میشوند. درسهای گرفته شده از نبردهای صبحگاهی، نوآوریهای مهندسی بعدازظهر را شکل میدهند. میدان جنگ اوکراین به سختترین محیط آزمایش محصول در جهان تبدیل شده است.
این مدل چابک، غیرمتمرکز و به شدت عملی در عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر و همسایگان خلیج فارس آن نادیده گرفته نشده است. همه آنها به دقت تجربه اوکراین را مطالعه کردهاند. برای کشورهایی که صدها میلیارد دلار در تجهیزات نظامی متعارف سرمایهگذاری کردهاند و اکنون در دنیایی فعالیت میکنند که یک پهپاد تجاری میتواند یک ناو جنگی را تهدید کند، رویکرد اوکراین هم هشدار و هم فرصت را نمایان میکند.
کشورهای خلیج فارس ناظرین منفعل تغییرات فناوری نیستند. چشمانداز ۲۰۷۱ امارات، چشمانداز ۲۰۳۰ عربستان سعودی و چشمانداز ملی ۲۰۳۰ قطر همگی یک هدف مشترک دارند: تبدیل اقتصادهای خود از وابستگی به هیدروکربنها به جوامع متنوع و مبتنی بر دانش که در آن فناوری نقش مرکزی ایفا میکند.
فناوری دفاع و امنیت، که به مدت طولانی به طور عمده از ایالات متحده، بریتانیا و فرانسه وارد شده است، به طور فزایندهای به عنوان بخشی شناسایی میشود که این کشورها میخواهند ظرفیت داخلی خود را در آن تقویت کنند. این تنها یک مسئله از افتخار میهنپرستانه نیست؛ بلکه به طور فزایندهای به عنوان یک ضرورت استراتژیک شناخته میشود.
در حال حاضر، جاهطلبی و اجرا هنوز فاصله زیادی از هم دارند. کشورهای خلیج فارس سرمایه فراوانی دارند و تمایل واقعی برای انتقال فناوری دارند. آنچه آنها در پرورش ارگانیک آن دشوارتر یافتهاند، ترکیب خاصی از استعدادهای مهندسی، تحمل ریسک، انعطافپذیری مقرراتی و فوریت رقابتی است که نوآوری واقعی را به حرکت در میآورد. این دقیقاً جایی است که اکوسیستم فناوری زمان جنگ اوکراین یک همتای جالب ارائه میدهد.
استدلال برای همکاری عمیقتر فناوری اوکراین و خلیج فارس بر پایه همافزاییهایی است که در میان سر و صدای ژئوپلیتیک به راحتی نادیده گرفته میشوند. اوکراین آنچه را که کشورهای خلیج فارس بیشتر آرزو دارند، در اختیار دارد: تخصص مهندسی اثباتشده در میدان جنگ؛ یک استخر عمیق از استعدادها در زمینه نرمافزار، الکترونیک و علم مواد؛ و فرهنگی توسعهای که تحت شرایط فشار شدید شکل گرفته است.
در همین حال، کشورهای خلیج فارس میتوانند آنچه را که اوکراین به شدت به آن نیاز دارد، ارائه دهند: سرمایه، شبکههای تجاری جهانی و توانایی فراهم کردن یک بستر پایدار برای تجاریسازی فناوری در زمانی که بخش زیادی از زیرساختهای غیرنظامی و پایه اقتصادی اوکراین همچنان تحت تهدید است.
تکنولوژی پهپاد در تقاطع قابل مشاهدهای از این نقاط قوت مکمل قرار دارد، اما تنها حوزهای نیست که برای همکاریهای بالقوه وجود دارد. اکوسیستمی که برنامه پهپاد اوکراین را به یک نیروی formidable تبدیل کرده، بر پایههای فنی گستردهای شامل مهندسی نرمافزار قوی، شناسایی هدف با کمک هوش مصنوعی، تدابیر مقابله با جنگ الکترونیک و پلتفرمهای لجستیکی پیچیده بنا شده است. هر یک از این قابلیتها کاربردهای مدنی و تجاری قابل توجهی در حوزههایی دارند که با اولویتهای کشورهای خلیج فارس همخوانی دارد.
هرگونه تعمیق روابط فناوری اوکراین و کشورهای خلیج فارس باید از یک چشمانداز ژئوپلیتیکی پیچیده عبور کند. کشورهای خلیج فارس با درجات مختلفی از موفقیت، تلاش کردهاند تا روابط کاری با هر دو کشور روسیه و اوکراین را در طول جنگ کنونی حفظ کنند.
این بیطرفی مطالعه شده میتواند دارایی ارزشمندی در تقویت همکاریهای فناوری مرتبط با اوکراین باشد. برخی از شرکتهای اوکراینی ممکن است شرکایی را ترجیح دهند که بتوانند بدون پیچیدگیهای سیاسی ناشی از درگیریهای عمیقتر ناتو عمل کنند، در حالی که سرمایهگذاریهای مشترک مستقر در خلیج فارس انعطافپذیری را ارائه میدهند که شرکای غربی اغلب نمیتوانند.
در عین حال، کشورهای خلیج فارس روابط فعالی با هر دو کشور روسیه و چین حفظ میکنند که خطرات بالقوهای برای انتقال فناوریهای آزمایش شده اوکراین به دور از هدف اصلی ایجاد میکند. بستههای تحریمی اتحادیه اروپا و ایالات متحده بارها نهادهای مستقر در امارات متحده عربی را به خاطر تأمین کالاهای نظامی و دو منظوره به روسیه، از جمله میکروالکترونیک و قطعات پهپاد، مورد توجه قرار دادهاند. تهدید انتقال مالکیت معنوی دفاعی اوکراین به سمت پکن یا مسکو از طریق یک واسطه خلیجی نظری نیست. این یک مشکل ساختاری است که هر چارچوب تولید مشترک باید قبل از تأیید آن توسط شرکای ناتو حل کند.
دولتهای غربی این دینامیکها را با دقت زیر نظر دارند. نگرانی مشروعی در واشنگتن و بروکسل درباره ماهیت دو منظوره فناوریهای پهپاد و هوش مصنوعی وجود دارد، در حالی که نگرانیهایی وجود دارد که قابلیتهای توسعه یافته توسط اوکراین، اگر از طریق واسطههای خلیجی تجاریسازی شوند، ممکن است به دست بازیگران خصمانه بیفتند.
این نگرانیها نیاز به مدیریت دقیق دارند. اما نباید نکته بنیادیتری را که همکاریهای فناوری بین اوکراین و خلیج فارس، که به صورت شفاف و در چارچوب حکمرانی واضح انجام میشود، نادیده بگیرد. این همکاریها میتواند به منافع استراتژیک هر دو طرف و همچنین نظم بینالمللی مبتنی بر قوانین خدمت کند.
برنامه پهپاد اوکراین، دراماتیکترین بیان یک تحول فناوری گستردهتر است که این کشور از زمان انقلاب یورومایدان در سال ۲۰۱۴ و با شتاب فزایندهای از سال ۲۰۲۲ تجربه کرده است. جنگ با روسیه به طرق مختلف بخش فناوری اوکراین را شتاب بخشیده و مهندسان را به سمت کاربردهای دفاعی با همان انرژی خلاقانهای که قبلاً به نرمافزارهای مصرفی اختصاص داده شده بود، سوق داده است.
برای کشورهای خلیج فارس، تعامل با این اکوسیستم به معنای دسترسی به نه تنها دانش پهپاد بلکه یک خط لوله وسیعتر از استعدادهای فناوری و انرژی استارتاپی است. تمرکز عمدی بر شرکتهای فناوری اوکراینی، چه از طریق سرمایهگذاری مستقیم، ساختارهای سرمایهگذاری مشترک با نهادهای دولتی اوکراین، یا شراکتهای شتابدهنده فناوری، میتواند گسترش منطقی استراتژیهای سرمایهگذاری موجود در منطقه خلیج فارس باشد.
تبدیل این پتانسیل به واقعیت نیاز به معماری نهادی عمدی دارد. در سطح دولتی، چارچوبهای همکاری فناوری و سرمایهگذاری بین اوکراین و کشورهای خلیج فارس نسبت به آنچه با کشورهای عضو اتحادیه اروپا یا ایالات متحده وجود دارد، توسعه نیافته است. معاهدات سرمایهگذاری دوجانبه، توافقنامههای انتقال فناوری و چارچوبهای سرمایهگذاری مشترک باید مذاکره شوند یا توافقات موجود بهروزرسانی شوند تا واقعیت کنونی قابلیتهای فناوری اوکراین و اولویتهای سرمایهگذاری کشورهای خلیج فارس را منعکس کنند.
در سطح صنعت، به پلتفرمهای اختصاصی برای تطبیق فناوری نیاز است. رویدادهای موجود در بخش فناوری مفید هستند، اما مکانیزم هدفمندتری مانند یک فروم فناوری سالانه اوکراین-خلیج میتواند توجه مداومی را فراهم کند که نمایشگاههای یکباره نمیتوانند ارائه دهند. وزارت تحول دیجیتال اوکراین و انجمنهای صنعتی فناوری این کشور ظرفیت نهادی لازم برای راهاندازی چنین ابتکاری از طرف اوکراین را دارند.
در سطح مالی، ساختار سرمایهگذاری خلیج در فناوری اوکراین باید به دقت طراحی شود تا واقعیتهای جنگ، بازسازی و پیچیدگیهای نظارتی را در نظر بگیرد. ممکن است وسایل نقلیه خاص، ترتیبات امانتگذاری و استفاده از ساختارهای نگهداری کشور ثالث برای ارائه اطمینان حکمرانی مورد نیاز سرمایهگذاران خلیج ضروری باشد.
علاقهای که دولتها و سرمایهگذاران منطقه خلیج به قابلیتهای پهپادی اوکراین نشان میدهند، از یک جنبه، صرفاً عملی است. اما این علاقه، اگر به درستی پرورش یابد، میتواند به عنوان نقطه ورودی برای یک رابطه بسیار گستردهتر و مهمتر عمل کند.
اوکراین نیاز دارد تا اقتصاد خود را بازسازی کند، سرمایهگذاری خارجی پایدار جذب کند و خود را به عنوان یک مرکز فناوری که میتواند در دوران پس از جنگ شکوفا شود، معرفی کند. کشورهای خلیج نیاز دارند تا انتقالات فناوری خود را تسریع کنند، مشارکتهای استراتژیک خود را متنوع سازند و ظرفیت نوآوری داخلی واقعی را توسعه دهند، نه اینکه صرفاً قابلیتها را از پیمانکاران دفاعی غربی خریداری کنند. این اهداف با هم در تضاد نیستند. از جنبههای مهمی، این اهداف یکسان هستند که از جهات مختلف به آنها نزدیک میشوند.
پهپادها تیتر اصلی هستند. اما پشت این تیتر، امکان یک شراکت فناوری پایدار و سودمند متقابل بین دو تا از پویاترین و مهمترین داستانهای فناوری دهه جاری نهفته است. اینکه آیا این امکان محقق خواهد شد به دیدگاه و ابتکار سیاستگذاران، سرمایهگذاران و کارآفرینان در هر دو طرف بستگی دارد. اجزای لازم برای چیزی مهم وجود دارد. سوال این است که آیا افراد درگیر، وضوح استراتژیک لازم برای ترکیب آنها را خواهند داشت یا خیر.

