نخستوزیر ژاپن در مورد تضمینهای امنیتی چین آنچه را که میخواست به دست نیاورد، اما همچنین به پیوستن به جنگ ایران نیز ترغیب نشد.
نشست پرمخاطره نخستوزیر سانائه تاکایچی با رئیسجمهور دونالد ترامپ با یک آغوش گرم و سخنرانیهای ابتدایی که جو مطلوبی را برقرار کرد، آغاز شد.
تاکایچی اعلام کرد که “دونالد” تنها کسی است که میتواند صلح و رفاه را در سراسر جهان به ارمغان آورد و او قصد دارد با دیگر کشورها برای حمایت از تلاشهای او ارتباط برقرار کند. ترامپ به تاکایچی به خاطر پیروزی تاریخیاش در انتخابات تبریک گفت، او را “زنی قدرتمند” خواند و از تمام کارهایی که انجام داده است، تشکر کرد.
اما با وجود جو مثبت، این نشست خطرات سیاست ژاپن در چسبیدن به ایالات متحده در حالی که روابطش با چین رو به وخامت میگذارد را نمایان کرد.
به دلیل ارزیابی ژاپن از تهدید امنیتی چین، تاکایچی به دنبال قفل کردن اتحاد ژاپن با ایالات متحده از طریق تعریف و تمجید از ترامپ و تسلیم شدن به حداکثر ممکن به خواستههای او در مسائل دفاعی و اقتصادی است.
زمانی که تاکایچی در ابتدا درخواست برگزاری نشستی با ترامپ را کرد، هدف او دریافت اطمینان از ترامپ قبل از سفر برنامهریزی شدهاش به چین (که اکنون به تعویق افتاده است) بود. در نوامبر گذشته، اظهارات غیرمحتاطانه تاکایچی درباره اینکه بحران تایوان میتواند یک “وضعیت تهدیدکننده بقا” باشد که ممکن است پاسخ نظامی ژاپن را توجیه کند، موجب کاهش شدید روابط چین و ژاپن شد. اظهارات او بهبود روابط با چین که در دوران نخستوزیری شیگرو ایشیبا، جانشین بلافصل تاکایچی، به دست آمده بود را از بین برد.
به جای دفاع از تاکایچی در حالی که تنشها بین ژاپن و چین افزایش مییافت، ترامپ reportedly به او در یک تماس تلفنی گفت که باید اوضاع را آرام کند زیرا او میخواست از درگیری با چین بر سر مسئله تایوان جلوگیری کند. واکنش سرد ترامپ باعث شد تاکایچی از او اطمینان بخواهد که او با شی جینپینگ توافقاتی نخواهد کرد که ممکن است منافع ژاپن را تضعیف کند. او همچنین میخواست همکاری دوجانبه را عمیقتر کند تا تابآوری اقتصادی را در پاسخ به اجبار چین تقویت کند.
با این حال، جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، برنامه اصلی تاکایچی را پیچیده کرده و ژاپن را در یک معضل شدید گرفتار کرده است.
از یک سو، ترامپ میخواهد که ژاپن “گام بردارد” تا به بازگشایی تنگه هرمز با اعزام کشتیهای نیروی دریایی کمک کند. از دیدگاه ترامپ، ژاپن باید این مأموریت را بر عهده بگیرد زیرا ژاپن بیشتر از هر کشور دیگری به تأمین انرژی که از طریق این تنگه عبور میکند وابسته است. با توجه به پیروزی قاطع انتخاباتیاش در فوریه، به طرز عجیبی تاکایچی بهانهای از محدودیتهای سیاسی داخلی برای رد درخواست ترامپ ندارد. علاوه بر این، ترس شدید ژاپن از چین باعث میشود که تاکایچی نتواند به ترامپ “نه” بگوید.
از سوی دیگر، تاکایچی با فشارهای داخلی قوی برای عدم تبعیت از ترامپ مواجه است. 82 درصد از مردم ژاپن با حمله ایالات متحده به ایران مخالف هستند و بیشتر کارشناسان استراتژیک ژاپنی — از جمله کسانی که بر اهمیت اتحاد ایالات متحده و ژاپن تأکید کردهاند — معتقدند که جنگ ترامپ علیه ایران یک اشتباه استراتژیک غیرقانونی و نامشروع است. موانع قانونی و قانونی ژاپن برای اعزام کشتیهای نیروی دریایی به یک منطقه جنگی بسیار بالا است.
علاوه بر این، ایران اعلام کرده است که کشورهایی که کشتیهای نیروی دریایی به منطقه ارسال کنند، به عنوان طرفهای آمریکایی و اسرائیلی در این جنگ در نظر گرفته خواهند شد و به عنوان دشمن دیده خواهند شد. با این حال، ایران نشان داده است که مایل است به نفتکشهایی که به کشورهایی که در این درگیری دخیل نیستند و نسبت به ایران دوستانه هستند اجازه عبور از تنگه را بدهد. بنابراین، به نفع امنیت انرژی ژاپن است که کشتیهای نیروی دریایی را به این منطقه اعزام نکند.
اگرچه معمولاً پس از نشستهای ایالات متحده و ژاپن یک کنفرانس مطبوعاتی مشترک برگزار میشود، به دلایلی هیچ کنفرانس مطبوعاتی مشترکی بین تاکاچی و ترامپ پس از دیدارشان برگزار نشد. در عوض، تاکاچی روز پنجشنبه یک کنفرانس مطبوعاتی انفرادی با رسانههای ژاپنی برگزار کرد. او فاش کرد که بحثی درباره اهمیت تضمین ایمنی تنگه هرمز صورت گرفته و او به تفصیل توضیح داد که ژاپن چه کارهایی میتواند و نمیتواند در چارچوبهای قانونی خود انجام دهد.
با خودداری از ذکر هرگونه اختلاف دوجانبه، او به نظر میرسید که میخواهد از ایجاد این تصور جلوگیری کند که بین او و ترامپ تنشی وجود دارد. و با عدم برگزاری یک کنفرانس مطبوعاتی مشترک، هر دو رهبر شاید تلاش کردند تا از بررسی رسانهها درباره هرگونه اختلاف بین ایالات متحده و ژاپن جلوگیری کنند.
پس از این نشست ایالات متحده و ژاپن، تاکاچی چه باید بکند؟
اول، او باید با کشورهای دیگر به طور فعال کار کند تا به پایان زودهنگام جنگ ایران کمک کند. با توجه به تأثیر منفی بر قیمتهای گاز و مخالفت شدید عمومی آمریکاییها با جنگ، ترامپ باید از چنین تلاشی استقبال کند زیرا او میخواهد قبل از انتخابات میاندورهای نوامبر یک خروج خوب داشته باشد تا بتواند پیروزی و انجام مأموریت را اعلام کند.
قانع کردن ایران برای پایان دادن به درگیری چالشبرانگیزتر خواهد بود. نه تنها ایران میخواهد انتقام قتل رهبران ارشد خود و مرگ و ویرانی ناشی از اسرائیل و ایالات متحده را بگیرد، بلکه همچنین میخواهد تضمینهای بینالمللی قوی داشته باشد که دوباره مورد حمله قرار نگیرد و حاکمیت آن حفظ شود. در میان کشورهای گروه ۷، ژاپن بهترین روابط را با ایران دارد. بنابراین، تاکاچی باید از این دارایی برای ترویج دیپلماسی جدی به منظور بررسی راههای قابل اجرا برای پایان دادن به این جنگ استفاده کند.
دوم، تاکاچی باید در دیپلماسی پیشگیرانه برای تثبیت و بهبود روابط با چین فعال باشد. اگرچه بهبود قابلیتهای دفاعی ژاپن و تعمیق روابط با کشورهای همفکر در اروپا و اقیانوس هند-آرام برای مقابله با چین و کاهش عدم قطعیت در تعهد امنیتی ایالات متحده مهم است، اما اینها نمیتوانند جایگزین دیپلماسی مستقیم با چین برای تثبیت محیط امنیتی منطقهای شوند. تأکید بر بازدارندگی نظامی به قیمت نادیده گرفتن دیپلماسی تنها به یک مسابقه تسلیحاتی دامن خواهد زد که با توجه به عدم تقارن در قابلیتهای مادی و مزایای جغرافیایی چین، به نفع چین خواهد بود.
به عنوان یک قدم اولیه، دولت ژاپن باید موضع اساسی خود را در مورد مسئله تایوان به طور علنی روشن کند و نه تنها به تکرار اینکه هیچ تغییری در سیاست وجود ندارد، بسنده کند. علاوه بر تأکید بر نکات مربوط به تایوان که در بیانیه عادیسازی ژاپن و چین در سال ۱۹۷۲ مطرح شده، ژاپن باید اعلام کند که از استقلال تایوان حمایت نمیکند و از هرگونه راهحل مسئله تایوان که به صورت مسالمتآمیز و بدون اجبار به دست آید و مورد پذیرش هر دو طرف تنگه تایوان باشد، حمایت میکند.
این امر برای اطمینان بخشی به پکن ضروری است که توکیو به طور پنهانی به دنبال استقلال تایوان یا جدایی دائمی تایوان از چین نیست.
علاوه بر این، با نگاهی به نشست بعدی همکاری اقتصادی آسیا و اقیانوسیه (APEC) که قرار است در نوامبر ۲۰۲۶ در چین برگزار شود، توکیو باید به سرعت بحثهایی را با پکن در مورد طیف وسیعی از مسائل آغاز کند. به جای پایبندی به رویکرد فعلی منفعلانه خود که تنها در حال باز گذاشتن در برای گفتوگو است، تاکاچی باید یک رهبر سیاسی تأثیرگذار که مورد اعتماد چین است را به پکن اعزام کند تا گفتوگوهای دوجانبه را از سر بگیرد. دستور کار میتواند شامل حفظ و تقویت یک نظم “بر اساس قوانین”، محدود کردن تسلیح اقتصادی، ترویج ثبات و امنیت زنجیرههای تأمین حیاتی، همکاری بیشتر برای مقابله با تغییرات اقلیمی و تقویت اقدامات اعتمادسازی و پیشگیری از بحران باشد.
تاکاچی اعلام کرده است که “ژاپن بازگشته است.” با پرداختن به این دو چالش دیپلماتیک، او میتواند خود را به عنوان یکی از مهمترین رهبران جهان معرفی کند و وضعیت و نفوذ بینالمللی ژاپن را ارتقا دهد.

