پس از حملات ایالات متحده و اسرائیل به ایران، تهران تهدید کرده است که به هر کشتی که از تنگه هرمز عبور کند، حمله خواهد کرد. اگرچه هیچ محاصره رسمی در کار نیست، این هشدار به طور مؤثری یکی از شلوغترین مسیرهای حمل و نقل انرژی در جهان را تعطیل کرده است.
این اختلال به فشارهای امنیتی موجود بر کریدورهای دریایی کلیدی در منطقه، از جمله مسیرهای باربری از طریق دریای سرخ و کانال سوئز، که حملات حوثیها بسیاری از اپراتورها را مجبور به تغییر مسیر کرده و هزینههای بیمه و حمل و نقل را افزایش داده است، اضافه میکند.
با این حال، فراتر از عواقب اقتصادی فوری، محاصره غیررسمی ایران چالش استراتژیک وسیعتری را نشان میدهد: این نشان میدهد که چگونه یک کشور میتواند مسیرهای حمل و نقل حیاتی را به گروگان بگیرد و فشار ژئوپلیتیکی را با هزینه نسبتاً کم اعمال کند.
فشار تهران بر تجارت جهانی
ایران مدتهاست که موقعیت جغرافیایی منحصر به فرد خود و اهمیت حیاتی تجارت دریایی را درک کرده است. در طول چند دهه، دولت و صنعت ایران از جنبههای بخش دریایی برای حفاظت از امنیت اقتصادی و دور زدن تحریمها استفاده کردهاند. این شامل استفاده طولانیمدت از ناوگانهای سایه، دستکاری دادههای سیستمهای شناسایی خودکار (AIS) و بیتوجهی کلی به قوانین و مقررات دریایی است.
اکنون، ایران در حال تبدیل مزیت جغرافیایی خود به ابزاری برای فشار اقتصادی جهانی است. پس از تهدید ایران علیه کشتیها در تنگه هرمز، شرکتهای بزرگ کشتیرانی—از جمله Maersk، Hapag-Lloyd و CMA CGM—مسیرهای خود را از طریق تنگه متوقف کردهاند. هفته گذشته، این موضوع با تصمیم Maersk برای تعلیق کامل خدمات FM1 خود، که شرق دور را به خاورمیانه متصل میکند، و خدمات ME11 خود، که از اروپا به هند از طریق کانال سوئز و دریای سرخ میگذرد، تشدید شد. ME11 به تازگی دوباره راهاندازی شده بود و به عنوان کاهش قابل توجه زمانهای ترانزیت تبلیغ شده بود.
ایران اکنون از کنترل غیررسمی خود بر مسیرهای حمل و نقل و سالها تجربهاش در دور زدن تحریمها از طریق تجارت دریایی برای تشدید درگیری به یک نقطه عطف اقتصادی جهانی استفاده میکند.
بیمه به طور فنی برای کشتیها در این منطقه در دسترس است، اما احتمالاً برای شرکتهایی که مایل به پذیرش ریسک هستند، بسیار گران است. در نتیجه، کشتیها در بنادر منطقه لنگر انداختهاند و امیدوارند از بدترینها جلوگیری کنند.
مؤثرترین تأثیر بر قیمت انرژی است، زیرا نفت و گاز خاورمیانه دیگر نمیتوانند به طور ایمن از این مسیرها حمل شوند. انتظار در بندر ممکن است به اپراتورها زمان دهد تا وضعیت را ارزیابی کنند، اما با توجه به مقیاس درگیری، ممکن است هنوز کشتیها را در معرض خطر قرار دهد.
با این حال، نفتکشها تنها کشتیهای موجود در این منطقه نیستند. بسیاری از اپراتورها از این مسیر برای تجارت آسیا-اروپا استفاده میکنند و فرصتهای اضافی برای توقف در بندر و سوختگیری فراهم میکنند.
قیمتهای انرژی تنها نوک کوه یخ هستند
از منظر دریایی، راهحلها کم و نادر هستند. کشتیهایی که در هر دو طرف تنگه هرمز در زمان آغاز درگیری گرفتار شدهاند، اکنون در بنادر نزدیک منتظر عبور ایمن هستند.
مسیرهای کشتیها معمولاً از قبل تعیین میشوند—اغلب چند ماه قبل—که تغییر مسیر و یافتن محلهای مناسب برای تخلیه یا انتظار برای پایان درگیری را دشوار میکند و فشارهای لجستیکی را بیشتر میکند. اکنون بنادر به دلیل ماندن کشتیها در زمانهای برنامهریزی شده خود شلوغ شدهاند، در حالی که کشتیهای اضافی لنگر انداختهاند و امیدوارند که به زودی دریا باز شود و تنگه دوباره بازگشایی شود.
class=”MsoNormal”>ایمنی همچنان یک نگرانی عمده برای کشتیها است—نه تنها به دلیل موشکها یا پهپادها، بلکه به دلیل اختلال در GPS که سیستمهای ناوبری را مختل میکند. اگرچه منبع این اختلال هنوز نامشخص است، تأثیرات آن مستقیم است و کشتیها نمیتوانند به طور دقیق موقعیت خود را اعلام کنند. با توجه به اینکه کشتیها به طور عمدی با خاموش کردن AIS “خاموش” میشوند، ردیابی یکدیگر برای کشتیها به طور فزایندهای دشوار شده است.
این موضوع نه تنها برای کشتیهای در حال عبور، بلکه برای تمام کشتیهایی که در این منطقه فعالیت میکنند، خطراتی ایجاد میکند. کشتیهای بزرگ مورد استفاده برای حمل و نقل در خاورمیانه نمیتوانند به سرعت جهت خود را تغییر دهند. عدم توانایی در شناسایی دقیق سایر کشتیها به طور چشمگیری خطر تصادف را افزایش میدهد—و با توجه به اینکه بسیاری از کشتیها در این منطقه نفت یا محصولات شیمیایی حمل میکنند، یک حادثه میتواند منجر به یک فاجعه زیستمحیطی بزرگ شود.
تغییر مسیر چالشهای اضافی ایجاد میکند
با استفاده از مسیرهای دیگر، تأخیرهای تحویل طولانیتر و هزینههای بالاتری برای حمل و نقل و بیمه به وجود خواهد آمد.
“راهحل” برای بسیاری از شرکتهای کشتیرانی، تغییر مسیر کشتیها به دور از دماغه امید نیک بوده است. این نه تنها زمانهای عبور اضافی را اضافه میکند بلکه هزینههای سوخت را نیز به دلیل مدت زمان طولانیتر در دریا و شرایط آب و هوایی و دریایی چالشبرانگیز افزایش میدهد.
بسته به اینکه درگیری چقدر طول بکشد، رزروهای اضافی یک فشار ایجاد خواهد کرد. تعداد کشتیها و ظرفیت محدود است و بسیاری از کشتیهای توانمند از ماهها قبل متعهد شدهاند. تغییر مسیر کشتیهایی که در حال حاضر در مسیر هستند، زمان، انرژی و هزینه میطلبد.
بستن مسیرهای کشتیرانی خاورمیانه تأثیر ویژهای بر اروپا دارد، زیرا این کریدورها بسیاری از بنادر اصلی قاره را سرویسدهی میکنند. هزینههای بالای دور زدن و تأخیرها با این واقعیت که اتحادیه اروپا در تلاش است تا انتشار گازهای گلخانهای دریایی را با گنجاندن آنها در سیستم تجارت انتشار خود کاهش دهد، تشدید میشود و لایهای دیگر از هزینه را اضافه میکند.
دور زدنهای طولانیتر در این منطقه هزینههای حمل و نقل را بیشتر افزایش میدهد و حتی پایان سریع درگیری نیز کمکی نخواهد کرد. این هزینهها از قبل محاسبه شدهاند و اثرات زنجیرهای ناشی از تغییر مسیر کشتیرانی، خدمات با قیمتهای جدید و حق بیمههای محاسبهشده در حال حاضر در حال وقوع است.
یک راهکار برای ایجاد هرج و مرج اقتصادی
مسئله بزرگتری که این موضوع مطرح میکند، نشان دادن ادامهدار این است که چگونه یک کشور میتواند مسیرهای کشتیرانی حیاتی که از سرزمینش عبور میکند را تعطیل کند.
با وجود بمبارانهای شدید و دههها تحریم که اقتصاد آن را فلج کرده است، ایران میتواند به طور مؤثر تنگه هرمز را به گروگان بگیرد. ترافیک دریایی بدون نیاز به حضور دریایی گسترده یا هزینههای نظامی قابل توجه تقریباً متوقف شده است.
تنگه هرمز تنها یکی از چندین نقطه تنگ کشتیرانی اصلی است. نقاط تنگ مشابه به طور طبیعی وجود دارند، مانند تنگه مالاکا، در حالی که دیگر نقاط—مانند کانال پاناما و کانال سوئز—دستاوردهای بزرگ مهندسی هستند.
با بیش از 80 درصد تجارت جهانی که از طریق کشتی انجام میشود، متوقف کردن حتی یکی از این مسیرها برای مدت کوتاه میتواند شوکهای اقتصادی ایجاد کند—و یک تعطیلی طولانیمدت به راحتی میتواند منجر به بینظمی جهانی پایدار در بهترین حالت و یک بحران بزرگ در بدترین حالت شود.
ایران نشان میدهد که پهپادهای تولید انبوه، آتشپشتیبانی محدود و تهدیدات معتبر ممکن است برای هر کشوری که در کنار یک نقطه تنگ دریایی حیاتی قرار دارد کافی باشد تا خطوط کشتیرانی اصلی را تعطیل کند. عواقب میتواند بسیار شدیدتر باشد اگر چنین اهرمی توسط کشوری با اقتصاد پایدار یا نیروی دریایی پیشرفته به کار گرفته شود.
class=”MsoNormal”>توانایی نگهداری و کنترل مسیرهای دریایی فشار اقتصادی زیادی را ایجاد میکند که راهکارهای عملی کمی برای مقابله با آن وجود دارد و به سرعت تجارت جهانی را به یک وضعیت گروگانگیری ژئوپلیتیکی تبدیل میکند، نه تنها برای کسانی که بهطور مستقیم درگیر در این درگیری هستند، بلکه برای اقتصاد جهانی بهطور کلی.
آسیبها قبلاً وارد شدهاند
این اختلال همزمان با افزایش هزینههای انرژی در کشورهای اروپایی به دلیل تهاجم مداوم روسیه به اوکراین رخ میدهد. بهعنوان مثال، انتظار میرود که بریتانیا شاهد افزایش شدید در ارقام تورم باشد که با افزایش قیمتهای انرژی تشدید خواهد شد. بهعلاوه، هزینه حمل و نقل کالاها از طریق کشتی نیز افزایش خواهد یافت.
از نظر عملیاتی، نحوه رفتار مالکان و اپراتورهای کشتیها در هفتههای آینده تعیینکننده خواهد بود. در کوتاهمدت، کشتیها ممکن است بهطور فزایندهای “خاموش” شوند و سعی کنند از درگیری دوری کنند. این کار قبلاً انجام شده است اما رویکردی پرخطر است، زیرا دید را نه تنها برای بازیگران خصمانه بلکه برای سایر کشتیها در یک منطقه پر ترافیک نیز obscures میکند.
اگر درگیری ادامه یابد، پرچمگذاری کشتیها ممکن است اهمیت بیشتری پیدا کند. بهعنوان مثال، کشتیها از نامهای چینی استفاده کردهاند تا از حملات حوثیها در دریای سرخ فرار کنند. ممکن است این امر برای عبور از تنگه هرمز نیز ضروری شود. با این حال، تغییر پرچم همچنین با پیچیدگیهای خاص خود همراه است: این امر رژیمهای قانونی و نظارتی کشتی را تغییر میدهد و همچنین تعهدات حفاظتی کشورهای پرچمگذار را تحت تأثیر قرار میدهد.
صرفنظر از اینکه جنگ ایران چقدر طول بکشد، آسیب اقتصادی قبلاً وارد شده است. قیمتهای نفت همچنان بالای 100 دلار در هر بشکه فشار میآورند، کشتیها همچنان در بنادر گیر کردهاند و هزینههای حمل و نقل بالا باقی مانده است. ایران نشان داده است که چگونه یک کشور با موقعیت استراتژیک میتواند شوکهای اقتصادی جهانی ایجاد کند. جنّ ژئوپلیتیکی از بطری خارج شده است: با بهرهبرداری از جغرافیا برای مختل کردن تجارت جهانی، کشورها میتوانند موقعیت استراتژیک خود را با هزینه نسبتاً کم تقویت کنند.

