محدود کردن مواجهه با اختلال در زنجیره تأمین یا منابع نیازمند یک استراتژی گسترده است.
با ادامه محاصره در تنگه هرمز، آژانس بینالمللی انرژی (IEA) اعلام کرده است که ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر اضطراری نفت جهانی بهطور هماهنگ آزاد خواهد شد. اهمیت بازار این آزادسازی (بازار جهانی روزانه بیش از ۱۰۰ میلیون بشکه مصرف میکند) به مدت زمان اختلال بستگی دارد. با این حال، مقیاس و ماهیت بیسابقه این پاسخ قابل توجه است.
IEA در سال ۱۹۷۴ پس از تحریم نفت عربی تأسیس شد. این تنها ششمین آزادسازی هماهنگ در تاریخ آن خواهد بود و همچنین بزرگترین، که بیش از دو برابر رکورد قبلی ثبتشده در سال ۲۰۲۲ پس از حمله روسیه به اوکراین است. بیش از ۵۰ سال پس از ایجاد این ساختار امنیت انرژی، ذخایر استراتژیک بهندرت استفاده میشوند اما همچنان ابزاری ضروری در یک جعبهابزار محدود باقی ماندهاند.
این موضوع نه تنها برای نفت بلکه برای سیاستهای معدنی نیز مهم است.
پروژه Vault که به تازگی توسط دولت ترامپ اعلام شده است، تلاشی برای اعمال سابقه موفقیت در ذخیرهسازی استراتژیک نفت به مواد معدنی حیاتی و سایر مواد استراتژیک است، جایی که ایالات متحده امروز در موقعیتی حتی خطرناکتر از دههها پیش در زمینه نفت قرار دارد. ذخیرهسازی مواد معدنی بسیار پیچیده و از نظر فنی چالشبرانگیز است. با این حال، رویکرد دولت کار سختی را برای گرد هم آوردن دامنهای از تولیدکنندگان بالادستی، مصرفکنندگان پاییندستی و بازرگانان انجام داده است تا برنامه موفق شود.
تنها ذخایر—در سطح ملی یا چندجانبه—نمیتوانند به خطرات امنیت تأمین پاسخ دهند. با این حال، آنها میتوانند در طول اختلالات یک حائل قوی فراهم کنند، به شرطی که آن اختلالات از عمر ذخیرهها فراتر نرود. خودراضی بودن دشمن کشنده امنیت انرژی است و سیاستگذاران باید از وسوسه فراموش کردن درسهای سخت شوکهای تأمین گذشته بهصرفنظر از اینکه ماهیت آسیبپذیری تغییر کرده است، پرهیز کنند.
سازمان ما، SAFE، ۲۰ سال پیش تأسیس شد و با یک سری شبیهسازیهای بحران «Oil ShockWave» آغاز به کار کرد. این تمرینها نشان داد که ایالات متحده به شدت در معرض اختلالات تأمین نفت در خاورمیانه قرار دارد؛ اینکه یک اختلال در هر نقطه از بازار جهانی نفت بر قیمتها در همه جا تأثیر خواهد گذاشت؛ و اینکه منوی پاسخهای سیاست داخلی کوتاهمدت محدود است.
در ۲۰ سال گذشته تغییرات زیادی رخ داده است. اما چند واقعیت اصلی تغییر نکردهاند.
اول، تولید نفت و گاز داخلی ضروری است. این به این معنا نیست که اقتصاد ایالات متحده از قیمتهای بالای نفت آسیب نخواهد دید، که به مدت زمان اختلال در تنگه هرمز بستگی دارد. با این حال، رونق تولید داخلی موقعیت تأمین فیزیکی آمریکا را بهبود بخشیده، آسیبپذیری کلان اقتصادی مرتبط با وابستگی به خارج را کاهش داده و انعطافپذیری بازارهای جهانی را برای پاسخ به اختلالات افزایش داده است. حدود ۸۴ درصد از نفتی که از تنگه هرمز عبور میکند به اقتصادهای آسیایی اختصاص دارد، جایی که کمبود واقعی به نظر میرسد محتمل باشد. هیچ شکی نیست که امروز ایالات متحده نسبت به زمانی که SAFE برای اولین بار درباره ناامنی نفت هشدار داد، مقاومتر است.
دوم، وابستگیها به دشمنان خارجی یک بحران امنیت ملی است، حتی زمانی که به اشکال جدیدی درآید. تنگه هرمز معروفترین گلوگاه انرژی در جهان است، اما یک آسیبپذیری تأمین کمتر شناختهشده و حادتر در زنجیرههای تأمین مواد معدنی حیاتی و مواد استراتژیک ظهور کرده است. چین بهطور ماهرانه و استراتژیک بازار استخراج، پردازش، تصفیه، تولید قطعات و ظرفیت صنعتی پاییندستی را در دست گرفته است. بر خلاف قیمتهای نفت خام که بهطور مداوم در زمان واقعی مشاهده میشوند، بسیاری از تولیدکنندگان آمریکایی در حال تجربه نسخه خود از محاصره هرمز هستند، زیرا پکن محدودیتهای صادرات و کنترلهای مجوز را بر روی موادی مانند گالیوم، ژرمانیوم، آنتیموان و گرافیت اعمال کرده است.
این مشکل فراتر از مواد خام است. این شامل اکوسیستمهای صنعتی گستردهتری است که برای حمایت از قابلیتهای نظامی پیشرفته و سیستمهای انرژی مدرن مورد نیاز است، از آهنرباهای دائمی و نیمههادیها تا باتریها، پهپادها، رباتیک و سیستمهای هدایت دقیق. در بسیاری از این حوزهها، مشکل تنها قرار گرفتن در معرض نوسانات قیمت نیست—بلکه خطر انکار کامل تأمین است که با ظرفیت تولید داخلی محدود یا حتی صفر تشدید میشود.
سوم، راهحلهای کوتاهمدت برای یک بحران تأمین همیشه محدود هستند. در اینجا اهمیت ذخایر مشخص میشود. آژانس بینالمللی انرژی (IEA) امروز، پنج دهه پس از تأسیس خود، ارزش خود را ثابت میکند. با راهاندازی و ساخت پروژه Vault، درس این است که آن را از طریق همکاری با کشورهای همکار بسازیم، نگهداری کنیم و تقویت کنیم.
معکوس کردن وابستگیهای ناپایدار ما نیاز به چیزی شبیه به یک انقلاب در استخراج مواد معدنی حیاتی دارد—دولت در حال تلاش برای بهکارگیری هر ابزاری در دسترس است و در مدت زمان کوتاهی پیشرفتهای شگرفی داشته است—اما دفاع و صنعت ما هنوز در موقعیت غیرقابل تحملی قرار دارند.
در نهایت، امنیت انرژی و امنیت مواد معدنی هر دو نیاز به یک رویکرد پرتفوی دارند: تولید داخلی در صورت امکان، تأمین از کشورهای همپیمان در صورت لزوم، بهینهسازی ورودیهای کمیاب، تنوع فناوریها و ذخایر استراتژیک هدفمند برای موادی که بیشتر در معرض اختلال هستند. ما یک قدرت در تولید نفت و گاز هستیم، اما همچنان بهطور خطرناکی در معرض نوسانات قیمت جهانی ناشی از جریانها از طریق تنگه هرمز قرار داریم. این باید بهعنوان یک عمل مقدماتی برای اختلالات تأمین مواد معدنی دیده شود—برای مقابله با این خطر مداوم، هر گزینهای باید روی میز باشد.

