تعارض ایالات متحده و اسرائیل موضوعی نیست که به ناتو مربوط باشد به دلیل اینکه واشنگتن متجاوز است و نه قربانی.
درام مداوم از خشمهای رئیسجمهور دونالد ترامپ علیه بریتانیا و دیگر متحدانی که حاضر به پیوستن به جنگ نادرست او علیه ایران نیستند، خستهکننده شده است.
بریتانیا هنوز هم به رابطه ویژه با آمریکا ارزش میدهد حتی اگر رئیسجمهور ما را خاص احساس نکند. اما، ما هیچ کشتی نداریم. ارسال یک کشتی تجاری به تنگه هرمز برای کمک به باز کردن مسیر، نمایانگر یک مأموریت خودکشی خواهد بود.
عبارت “چشمپوشی کردن” معمولاً با یکی از برجستهترین فرماندهان نیروی دریایی بریتانیا، دریاسالار هوراتیو نلسون، مرتبط است که در نبرد کپنهاگ در سال ۱۸۰۱ عمداً سیگنالی را که خواستار عقبنشینی او بود نادیده گرفت. او با نگهداشتن تلسکوپ به سمت چشم نابینای خود، اعلام کرد: “من واقعاً سیگنال را نمیبینم” و سپس کشتیهایش را به سمت شکست قاطع دانمارکیها و نروژیها رهبری کرد.
پس از اینکه ایالات متحده و اسرائیل تصمیم به آغاز جنگ علیه ایران گرفتند، در میانه مذاکرات دیپلماتیک که توسط عمانیها در سوئیس برگزار میشد، نخستوزیر کیر استارمر تمام تلاش خود را کرده است تا به درخواستهای نوسانی رئیسجمهور ترامپ برای کمک نظامی بیتوجهی کند.
با توجه به اینکه اکثریت مردم بریتانیا مخالف اقدامات اسرائیل در غزه هستند، حمایت از جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه یک جمعیت مسلمان دیگر، برای دولتی در بریتانیا که در نظرسنجیها در حال افول است، رأیآور نخواهد بود.
از ابتدا، بیشتر مردم بریتانیا در مورد دلایل ایالات متحده برای رفتن به جنگ ابهام داشتند و به طور کلی مخالف استفاده از پایگاههای هوایی بریتانیا توسط ایالات متحده برای انجام حملات علیه ایران بودند. این موضوع به توضیح تصمیم اولیه استارمر برای انکار حق ایالات متحده در استفاده از پایگاههای هوایی بریتانیا در فرفورد و جزایر چاگوس کمک میکند. و فریادهای “چرخش ۱۸۰ درجه” زمانی که او تحت بهانه تنها اجازه دادن به حملات بر روی “مراکز موشکی” تسلیم شد.
صرفنظر از نظرات مردم عادی بریتانیا، برخی سیاستمداران و خبرنگاران راستگرا به هر حال استارمر را به خاطر عدم حمایت از آمریکا در مبارزهاش و به خطر انداختن آنچه که به اصطلاح رابطه ویژه نامیده میشود، مورد انتقاد قرار دادهاند. به اعتبار او، استارمر به شدت در ساخت این روابط با ترامپ سرمایهگذاری کرده است اما او فضای سیاسی لازم برای ارائه حمایت کامل و بدون قید و شرط از جنگ او را ندارد و به نظر من هم نباید داشته باشد.
به هر حال، رابطه ایالات متحده و بریتانیا در حال حاضر چندان ویژه به نظر نمیرسد و این در حوزه دریایی است که تنشها بیشتر نمایان است. در اظهاراتی به کابینهاش در تاریخ ۲۶ مارس، رئیسجمهور ترامپ به دو ناو هواپیمابر بریتانیا به عنوان چیزی بهتر از “اسباببازی” اشاره کرد. در تاریخ ۱۷ مارس، او گفت: “ما به هیچکس نیاز نداریم.” تنها چند روز قبل در تاریخ ۱۴ مارس، او از کشورها خواسته بود تا ناوهای جنگی برای حفاظت از کشتیهای تجاری در تنگه هرمز ارسال کنند. چند روز قبلتر در تاریخ ۸ مارس، رئیسجمهور ترامپ اعلام کرد که جنگ از قبل برنده شده است و در اشاره به قرار دادن تنها ناو هواپیمابر قابل استفاده بریتانیا در حالت آمادهباش، گفت: “این خوب است، نخستوزیر استارمر، ما دیگر به (sic!) آنها نیاز نداریم.”
پیگیری رفت و برگشت بین رئیسجمهور ایالات متحده و نخستوزیر بریتانیا به اندازه تماشای مراسم خواستگاری نوجوانان خستهکننده است و یادآور شعر تیلور سوئیفت است: “میگویم، “از تو متنفرم”، ما جدا میشویم، تو به من زنگ میزنی، “دوستت دارم.””
تنها تناقض در اینجا این است که بریتانیا به هر حال نمیخواست ناو HMS Prince of Wales را به خلیج بفرستد. یک اعلامیه مطبوعاتی شتابزده پس از شرمندگی در وزارت دفاع بریتانیا به خاطر استقرار نامناسب و تأخیری تنها ناو دفاع هوایی نوع ۴۵ ما، HMS Dragon، صادر شد.
این کشتی یک هفته کامل طول کشید تا در تاریخ ۱۰ مارس به دریا برود به دلیل نیاز به انجام “بهروزرسانیهای نرمافزاری.” ۱۳ روز دیگر نیز باید میگذشت تا Dragon به قبرس برسد، با وجود زمان عادی سفر حدود پنج روز به دلیل انجام تعمیرات بیشتر در کانال انگلیسی و در جبلالطارق.
همانطور که تقریباً ۱۱ ماه پیش در Responsible Statecraft اشاره کردم، بریتانیا تقریباً هیچ کشتی جنگی قابل استفادهای ندارد، همانطور که فاجعه HMS Dragon نشان داده است. در واقع، و در ارتباط با خلیج فارس، HMS Middleton، آخرین مینکاوش Royal Navy مستقر در بحرین، در ژانویه امسال به دلیل اینکه دیگر مجوز دریانوردی ندارد، به بریتانیا بازگردانده شد.
Royal Navy هفته آینده به دلیل کمبود کشتیها قادر به برآورده کردن تعهدات ناتو نخواهد بود و در یک شرمندگی بزرگ از آلمان خواسته است تا این کمبود را جبران کند.
البته، این همانطور است که همکاری ناتو باید عمل کند. با این حال، جنگ ایالات متحده و اسرائیل در ایران به هیچ وجه موضوعی مربوط به ناتو نیست به دلیل دلیل واضحی که ایالات متحده متجاوز است و نه قربانی.
اما در بریتانیا، آگاهی از ضعف ذاتی Royal Navy، که زمانی ملکه دریاها بود و اکنون به عنوان یک شرمندگی ملی شناخته میشود، بسیاری از مردم عادی را به شدت شوکه کرده است.
وزارت دفاع بریتانیا به شدت در تلاش است تا با داستانهای خبری مثبت از مشکلات خود خارج شود، آخرین مورد بر روی آمادگی بریتانیا برای رهبری یک ائتلاف به منظور بازگشایی تنگه هرمز که از آغاز جنگ مسدود شده، متمرکز است. با این حال، کشتیهای تجاری از کشورهای به اصطلاح “دوست” مانند چین و روسیه قبلاً اجازه عبور از تنگه هرمز را داشتهاند.
پس، این پیشنهاد شگفتانگیز بریتانیایی چه چیزی را شامل میشود؟ اگر دقیقتر نگاه کنید، خواهید دید که این پیشنهاد برای کشتیهای جنگی نیست که بریتانیا در اختیار ندارد، بلکه احتمالاً یک “کشتی تجاری اجارهای” است که میتواند به عنوان کشتی مادر برای “سیستمهای خودکار و بدون سرنشین طراحی شده برای شناسایی و خنثیسازی مینهای دریایی در این آبراه استراتژیک” عمل کند.
به نظر میرسد که Royal Navy به معادل دریایی Avis Rent-a-Car وابسته شده است.
به وضوح، این یک پیشنهاد بیپروا است، در حالی که جنگ در حال ادامه است. قدرت نیروی دریایی ایالات متحده نتوانسته است تنگه را از طریق اقدامات نظامی باز کند. ارسال یک کشتی تجاری بریتانیایی بدون سلاح، بدون اجازه نیروی نظامی سنگین مسلح ایران، به نظر میرسد که چیزی کمتر از یک مأموریت خودکشی نباشد.
اگر من کاپیتان کشتی تجاری بریتانیایی بودم که به دستور کیر استارمر به هرمز فرستاده شده بود، گمان میکنم که از رهبری نلسون پیروی کرده و چشمم را بر این موضوع میبستم.

