اعطای دسترسی به پاتریارک لاتین به کلیسا، مشکل اساسی یک سیستم استعماری که به دنبال محو حضور مسیحیان فلسطینی است را حل نمیکند.
در اورشلیم، کلیسای مقبره مقدس در قلب عبادت مسیحی قرار دارد. این مکان برای یادآوری مصلوب شدن و قیام عیسی مسیح است.
ممانعت از دسترسی به این مکان یک عمل اداری ساده نیست. این یک قطع ارتباط خشونتآمیز با پیوندهای مذهبی نیاکان است، یک تحمیل استعماری که مسیحیان فلسطینی را از قلب زندگی روحانی و اجتماعیشان جدا میکند.
این فقدان تنها متعلق به آنها نیست. هر عمل exclusion از فضای مقدس، درسی در مورد اشغال مداوم اسرائیل است، یادآوری اینکه منطق سلطه هنوز بر اورشلیم حاکم است.
اسرائیل در تاریخ ۲۸ فوریه کلیسای مقبره مقدس را بست و از ورود کاردینال پیرباتیستا پیزابالا و پدر فرانچسکو لِلپو، Custos سرزمین مقدس، در روز یکشنبه نخل جلوگیری کرد.
این موضوع تأثیر عمدهای داشت. به نظر میرسد این نخستین بار در قرنهاست که رهبران ارشد کلیسا از حضور در مراسم یکشنبه نخل در مقبره مقدس منع شدهاند. پاتریارک لاتین این اقدام را “یک پیشزمینه جدی و نادیده گرفتن حساسیتهای میلیاردها نفر در سراسر جهان که در این هفته به اورشلیم نگاه میکنند” توصیف کرد.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، تنها پس از مواجهه با انتقادات بینالمللی، از جمله از یکی از نزدیکترین متحدانش، مایک هاکابی، سفیر ایالات متحده در اسرائیل، که گفت ممانعت از دسترسی کاردینال به کلیسا “سخت قابل درک یا توجیه است”، تصمیم خود را معکوس کرد.
در روز دوشنبه، پلیس اسرائیل اعلام کرد که به توافقی با رهبران مسیحی برای اجازه “نماز محدود” در کلیسا دست یافتهاند.
معماری کنترل
این تغییر تصمیم یک راهحل نیست بلکه یک نمایش است، یک مانور برای آرام کردن مخاطبان بینالمللی در حالی که معماری استعماری کنترل دست نخورده باقی مانده است.
آزادی واقعی عبادت تحت اشغال نمیتواند وجود داشته باشد. آزادی نیازمند برچیدن ساختارهایی است که به اسرائیل اجازه میدهد دسترسی به مکانهای مقدس اورشلیم را تعیین کند. کلمات بدون پایان اشغال تنها آسیب را تداوم میبخشند و خشونت exclusion و محو را حفظ میکنند.
بهانه “امنیت” توجیهی برای بسته شدن نیست.
در تاریخ ۱۲ مارس، وزارت امور خارجه اسرائیل ادعا کرد که یک موشک چند صد متر از شهر قدیم، نزدیک به مسجد الاقصی و کلیسای مقبره مقدس، فرود آمده است.
مقامات اسرائیلی به جنگ با ایران به عنوان دلیل بسته شدن مکانهای مقدس شهر قدیم اشاره کردهاند.
با این حال، ایمنی نباید به این معنا باشد که عبادت میتواند به دلخواه مقامات اشغال متوقف شود. قوانین قبلاً تجمعات را به ۵۰ یا ۱۰۰ نفر با دسترسی به پناهگاههای بمب محدود کرده بودند، که نشان میدهد احتیاطهای متمرکزتری ممکن بود.
بنابراین، بسته شدن کامل کلیسا تحت عنوان “امنیت” و ممانعت از پاتریارک لاتین یک انتخاب سیاسی بود که به عنوان مدیریت اضطراری قالببندی شده است.
اینها حوادثی جداگانه نیستند. آنها تجلیاتی از یک سیستم استعماری هستند که به دنبال محو حضور بومی فلسطینی است، در حالی که خود را در زبان بیطرفی و حکمرانی میپوشاند.
این امنیت نیست. این اعمال قدرت است که به دنبال عادیسازی exclusion است.
کلیسای مقبره مقدس مدتهاست که تحت حاکمیت وضعیت موجود، یک توافق از دوره عثمانی، اداره میشود. این توافق به منظور حفظ تعادل میان جوامع مسیحی از طریق نگهداری مشترک طراحی شده بود.
تعلیق آن تحت حاکمیت اسرائیل امنیت را افزایش نمیدهد؛ بلکه، قدرت دولتی را بر فضاهای مقدس تحمیل میکند و مکانهای عبادت را به میدانهای نبرد سلطه و تصرف تبدیل میکند.
یک اقدام موقتی
برای مسیحیان فلسطینی و همه فلسطینیها، این یک توهین جداگانه نیست بلکه نشانهای از یک رژیم استعماری وسیعتر است که حرکت، عبادت، آموزش و حق وجود در اورشلیم را کنترل میکند.
در ژانویه، رهبران کلیسای فلسطینی هشدار دادند که خشونت مستعمرهنشینان اسرائیلی تهدیدی برای حضور مسیحی در سرزمین مقدس است.
سال گذشته، اسرائیل محدودیتهای مکرری بر دسترسی مسیحیان به مراسم هفته مقدس تحمیل کرد، در حالی که گزارشی از شورای جهانی کلیساها به افزایش خشونت، سختیهای اقتصادی و محدودیتهای عبادت اشاره کرد که جوامع مسیحی را در سراسر سرزمین مقدس تهدید میکند.
این واقعیت روزمره نه تنها شامل از دست دادن زمین بلکه همچنین تنظیم زمان، آیین و کرامت است. این یک حمله به بافت زندگی فلسطینیان است.
تغییر نظر نتانیاهو یک اقدام موقتی است و مشکل اساسی اشغال غیرقانونی را حل نمیکند.
اعطای حق دسترسی به پاتریارک به کلیسای مقبره مقدس تنها تحت فشار بینالمللی، پاسخگویی نیست. این مدیریت ظواهر است.
مسیحیان فلسطینی از کرانه باختری اشغالی و غزه همچنان از ورود به اورشلیم منع شدهاند و حرکت آنها تحت کنترل ایستهای بازرسی و اخراجها محدود شده است.
کلیسای مقبره مقدس همچنان تحت اشغال است. بدون برچیدن نظم استعماری، چنین تسکینهایی تنها انتقادات را منحرف کرده و کنترل را تحکیم میکنند.
دسترسی آزاد برای همه ادیان
این منطق exclusion محدود به مکانهای مسیحی نیست. نمازگزاران مسلمان که هنوز از ورود به مسجد الاقصی منع شدهاند، مجبور شدند بخش زیادی از رمضان و عید را از یکی از مقدسترین مکانهای خود جدا بگذرانند.
کسانی که جرات کردند در خارج از دیوارهای الاقصی نماز بخوانند، بهطور خشونتآمیز توسط نیروهای اسرائیلی متفرق شدند.
قدس تحت رژیم استثنائات اداره میشود، جایی که دسترسی به مقدسات به هوسهای قدرت اشغالگر بستگی دارد.
این بیطرفی نیست. این مدیریت استعماری ایمان است، جایی که امنیت به زبان کنترل تبدیل میشود.
جامعه بینالمللی باید فراتر از التماس به رهبران اسرائیلی برای باز کردن مکانهای مقدس حرکت کند. آنچه لازم است، تضمین دسترسی آزاد و عادلانه به مکانهای مقدس برای همه ادیان است.
باز کردن مقبره مقدس و درخواست برای بازگشایی مسجد الاقصی نه یک لطف، بلکه یک الزام قانونی است، گامی به سوی بازگرداندن کرامت و تأیید حاکمیت فلسطینیها بر میراث معنوی و مادی خود.
اگر قدس قرار است شهری از ادیان باقی بماند، مکانهای مقدس آن باید از چنگال اداری اشغالگری اسرائیل آزاد شوند. تنها در این صورت است که این شهر میتواند وعده تعلق مشترک و عدالت را تجسم بخشد.

