در تاریخ ۲۸ فوریه، رئیسجمهور دونالد ترامپ عملیات خشم حماسی را آغاز کرد، مجموعهای از حملات نظامی گسترده علیه چندین هدف در ایران. بهظاهر، دولت این حملات را بهعنوان پاسخی به برنامه هستهای ایران توجیه کرد. این حملات پس از چندین دور مذاکرات هستهای ناموفق بین ایالات متحده و ایران انجام شد. اگرچه این حملات رهبری ایران را از بین برد، ایران هنوز ذخیرهای معادل ۴۴۰.۹ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد را در چندین تأسیسات مخفی نگهداری میکند. این هفته، گزارشها حاکی از آن است که رئیسجمهور ترامپ در حال بررسی گزینههایی برای تأمین این ذخیره است، در حالی که وزارت دفاع داراییهایی را به منطقه منتقل میکند که میتواند چنین عملیاتی را ممکن سازد.
عملیات خشم حماسی هشت ماه پس از عملیات چکش نیمهشب انجام شد. حملات سال گذشته ضربهای قابل توجه به برنامه هستهای ایران وارد کرد و اهداف با ارزش کمی برای حملات اضافی ایالات متحده باقی گذاشت. چکش نیمهشب تأسیسات غنیسازی ایران در فردو و نطنز را ویران کرد و تأسیسات متالورژی ایران در اصفهان را نابود کرد. ایران تلاشهای قابل توجهی برای بازسازی کار در این سایتهای کلیدی هستهای که زمانی هسته ظرفیت ساخت سلاح هستهایاش را تشکیل میدادند، انجام نداده است. با وجود موفقیت عملیاتی عملیات چکش نیمهشب، این مأموریت تهدید گسترش هستهای ایران ناشی از ذخیره هستهایاش را از بین نبرد.
مدیر آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) بهتازگی اعلام کرد که تقریباً نیمی از ذخیره در تأسیسات هستهای زیرزمینی نزدیک اصفهان، ایران نگهداری میشود. بر اساس اطلاعاتی که توسط نیویورک تایمز بررسی شده، اورانیوم بهصورت گاز به اصفهان بهعنوان هگزافلوراید اورانیوم (UF6) ارسال شده است. تصاویر ماهوارهای تأیید میکند که ایران از زمان عملیات چکش نیمهشب در ژوئن گذشته، ورودیهای قدیمی تونلها را در نزدیکی تأسیسات زیرزمینی اصفهان حفاری کرده است. نیمه دیگر ذخیره ایران ممکن است در آوار در نطنز یا فردو دفن شده باشد، در کوه پیکاکس ذخیره شده باشد، یا در تأسیسات مخفی دیگری پنهان شده باشد.
اگر ذخیره ایران تأمین نشود، سه خطر اصلی وجود دارد. ایران میتواند به سرعت برای ساخت یک سلاح هستهای ابتدایی با استفاده از ذخیره موجود اورانیوم با غنای ۶۰ درصد اقدام کند. بهعلاوه، اگر دولت ایران پس از این درگیری به ذخیره دسترسی داشته باشد، میتواند ظرفیت غنیسازی محدودی را بازسازی کرده و این ماده را به ۹۰ درصد غنیسازی کند، که به ایران اجازه میدهد سلاحهای هستهای پیشرفتهتری توسعه دهد. همچنین، اگر دولت ایران سقوط کند، این ماده ممکن است به دست بازیگران غیر دولتی بیفتد. سپس این سه خطر میتواند بیشتر افزایش یابد اگر ایران تصمیم بگیرد ذخیره را در تأسیسات مخفی دیگر در سراسر کشور توزیع کند.
وضعیت خطرناک هستهای موجود
در حالی که غنیسازی ۹۰ درصد بهعنوان معیار سنتی برای مواد “سلاحی” شناخته میشود، تفاوت فنی بین اورانیوم غنیشده ۶۰ درصد و ۹۰ درصد (HEU) بیشتر به کارایی مربوط میشود تا قابلیت. امکان ساخت یک دستگاه انفجاری ابتدایی که یک بازده هستهای ایجاد کند با استفاده از اورانیوم غنیشده به ۶۰ درصد وجود دارد. اگرچه این سلاح بازده هستهای نسبتاً کوچکی تولید میکند، اما هنوز میتواند چندین هزار برابر قویتر از هر انفجار غیر هستهای باشد. این دستگاه برای قرار گرفتن روی یک موشک بسیار بزرگ خواهد بود، اما ممکن است در قسمت بار یک کامیون جا بگیرد. در یک سناریوی “شتاب”، ایران بهطور نظری میتواند ۴۴۰.۹ کیلوگرم HEU با غنای ۶۰ درصد را به چندین دستگاه هستهای ابتدایی تبدیل کند. این امر نیازمند دانش سلاحسازی و تبدیل UF6 فعلی از حالت گازی به فلز اورانیوم است. تبدیل نیاز به تأسیساتی دارد که ایران در حال حاضر در اختیار ندارد.
یک خطر دوم این است که رژیم ایرانی ممکن است زنده بماند و به ذخایر هستهای دسترسی داشته باشد. در این سناریو، دولت جدید در ایران میتواند تأسیسات تبدیل و یک تأسیسات غنیسازی پنهانی را دوباره راهاندازی کند و شکاف فنی باریک بین غنیسازی 60 درصد و 90 درصد را پر کند. اگر این اتفاق بیفتد، 440.9 کیلوگرم از HEU غنیشده به میزان 60 درصد، مواد کافی برای تقریباً 10 سلاح هستهای خواهد بود. با گذشت زمان، ایران ممکن است بتواند یک کلاهک هستهای را به یک موشک متصل کند و یک زرادخانه هستهای کوچک ایجاد کند.
سناریوی نگرانکننده دیگری “بمب هستهای سست” است. اگر دولت مرکزی در ایران سقوط کند، این مواد ممکن است به دست بازیگران غیر دولتی یا گروههای نظامی سرکش در ایران بیفتد. در حالی که این موضوع قطعاً نگرانکننده است، برای یک بازیگر غیر دولتی توسعه یک سلاح هستهای به تخصص فنی و تجهیزات علمی قابل توجهی نیاز دارد. برای دههها، جامعه بینالمللی موضعی را حفظ کرده است که مواد هستهای نباید به دست بازیگران غیر دولتی بیفتد. این اجماع در قطعنامه 1540 شورای امنیت سازمان ملل به تصویب رسید که همه کشورها را ملزم به توسعه تدابیر جامع برای تأمین مواد هستهای، شیمیایی و بیولوژیکی میکند. اگر استخراج ذخایر ایران به زودی انجام نشود، رژیم ممکن است ذخایر را در تأسیسات پنهانی توزیع کند و احتمال گم شدن مواد را افزایش دهد.
عملیات مقابله با گسترش: تاریخچه موفقیتها، اما با خطرات
تصرف مواد هستهای ایران چالشهای منحصر به فرد و جدیدی برای عملیات ویژه به همراه دارد. با این حال، یک پیشینه تاریخی برای مداخله ایالات متحده و جامعه بینالمللی برای تأمین مواد هستهای سست وجود دارد. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، ایالات متحده با روسیه همکاری کرد تا مواد هستهای را از قزاقستان در پروژه سافایر تأمین کند.
در سال 1994، ایالات متحده یک عملیات مخفی را برای انتقال 600 کیلوگرم HEU از اولبا، قزاقستان، به Y-12 در اوک ریج، تنسی آغاز کرد. این عملیات که پروژه سافایر نامیده میشود، ماهها برنامهریزی نیاز داشت. از 8 اکتبر تا 21 نوامبر 1994، ایالات متحده 600 کیلوگرم HEU را از اولبا، قزاقستان تأمین کرد. پروژه سافایر به 3 حمل و نقل بار C-5، 448 کانتینر حمل و نقل “6M” و 56 حمل و نقلکننده بار نیاز داشت. مواد قزاقستان به اشکال مختلفی ذخیره شده بود، از جمله تکههای فلز اورانیوم، گلولههای اکسید اورانیوم، میلههای آلیاژ سوخت، بلوکهای گرافیتی آلوده به اورانیوم و سایر محصولات از فرآیندهای تولید اورانیوم.
برخلاف قزاقستان، ایران در حال حاضر یک منطقه جنگی است. یک عملیات در اصفهان در یک محیط متنازع انجام خواهد شد. پروژه سافایر با حمایت کشور میزبان، قزاقستان، و با مجوز روسیه برای برداشت مواد روسی انجام شد. در ایران، یک عملیات برای تصرف اجباری ذخایر آنها کاملاً متفاوت خواهد بود. برای نفوذ به تأسیسات زیرزمینی ایران زمان لازم است و انجام این کار نیاز به ایجاد محیطهای امنیتی در هر تأسیسات دارد.
با این حال، عناصر منحصر به فردی در این عملیات وجود دارد که ممکن است احتمال موفقیت آن را افزایش دهد. نیویورک تایمز گزارش داد که تمام 440.9 کیلوگرم HEU در حین حمل و نقل به اصفهان به صورت گازی ذخیره شده بود. در مقابل، پروژه سافایر با انواع مختلفی از ترکیبات شیمیایی اورانیوم سر و کار داشت. UF6 مطابق با استاندارد بینالمللی 7195:2020 حمل و نقل میشود. اگر گزارشها صحیح باشد، مواد هستهای ایران احتمالاً در سیلندرهایی ذخیره شده است که تقریباً به اندازه یک مخزن پروپان هستند. این ممکن است به دست آوردن اورانیوم را آسانتر کند، زیرا قبلاً برای حمل و نقل بستهبندی شده و تنها در یک شکل شیمیایی است.
معیارهای موفقیت در استخراج
برای موفقیت، هر عملیاتی برای بازیابی مواد هستهای ایران باید حداقل سه نیاز اصلی را برقرار کند.
مکان مواد تأیید شده: اطلاعات دقیق و قابل اقدام درباره مکان UF6 بسیار حیاتی است. نیمی از مواد هستهای در اصفهان ذخیره شده است. اطلاعات اسرائیلی احتمالاً درک خوبی از ساختار داخلی مجموعه زیرزمینی اصفهان دارد و این احتمالاً باید یک عملیات مشترک ایالات متحده و اسرائیل باشد. مکان بقیه مواد در منابع عمومی ناشناخته است، اما اطلاعات ممکن است تصویر واضحتری ارائه دهد.
برتری هوایی کامل: خنثیسازی تمام دفاعهای هوایی منطقه یک الزام است تا هواپیماهای باربری با سرعت پایین بتوانند مواد هستهای را از اصفهان و هر مکان دیگری استخراج کنند. استقرار اخیر ۶ فروند هواپیمای باربری MC-130J از بریتانیا به خاورمیانه، احتمالاً برای آمادهسازی این عملیات است.
پیشتوافق درباره نگهداری مواد: قبل از استقرار داراییها برای این عملیات، ایالات متحده باید با آژانس بینالمللی انرژی اتمی همکاری کند تا رویههای اساسی برای مدیریت HEU با غنای ۶۰ درصد را تعیین کند. این مواد ممکن است پس از بازرسی بینالمللی، به صورت ترکیب با اورانیوم با غنای پایینتر کاهش یابند.
هر عملیاتی برای بازیابی مواد هستهای ایران با خطرات عظیمی همراه است. این عملیات ممکن است به دلیل شکافهای اطلاعاتی شکست بخورد. مواد ممکن است در عمق زیادی در تأسیسات دفن شده باشند که عملیات را پیچیده کرده و تصرف مواد را به فرآیندی زمانبر تبدیل کند. علاوه بر این، UF6 مادهای ناپایدار است و در صورت باز شدن تانکها و قرار گرفتن UF6 در معرض اکسیژن هوا، خطرات شیمیایی ایجاد میکند.
شاید بزرگترین خطر برای موفقیت عملیاتی، زمان مورد نیاز برای این استخراج باشد. این عملیات ممکن است به صدها یا حتی بیش از هزار نفر نیاز داشته باشد، بسته به اینکه مواد چقدر عمیق دفن شدهاند و در چند تأسیسات جداگانه قرار دارند. پرسنل نفوذی ممکن است به تجهیزات تخصصی مانند دستگاه تنفس مستقل و لباسهای حفاظتی شیمیایی نیاز داشته باشند. لجستیک برای نفوذ و خروج در یک محیط متنازع پیچیده و چالشبرانگیز خواهد بود.
با وجود این خطرات، عملیاتی برای تأمین ذخایر هستهای ایران شایسته بررسی جدی است اگر بتوان آن را با موفقیت انجام داد. چندین سلاح از اورانیوم با غنای بالا نمیتواند در ایران بدون مراقبت رها شود. خطر فروپاشی دولت، که سلاحهایی از اورانیوم با غنای بالا را بدون محافظت رها میکند، یا گسترش رژیم ایرانی آینده، در پی عملیات Epic Fury بسیار بالا است.

