جنگها میتوانند حواس را پرت کنند و برای رهبران در آستانه سیاسی، میتوانند بهویژه مفید باشند. هنوز مشخص نیست که آیا افزایش مشارکت بریتانیا در جنگ غیرقانونی که اسرائیل و ایالات متحده علیه ایران به راه انداختهاند، به این هدف خدمت خواهد کرد یا خیر. نخستوزیر سر کیر استارمر، نجاتدهنده بزرگ حزب کارگر بریتانیا که آنها را به پیروزی در سال 2024 رسانده، در حال غرق شدن در ناامیدی است. او که کمتر از یک بیماری همهگیر محبوب است، کارهای زیادی برای انجام دارد تا بتواند نخستوزیری خود را تا و بعد از انتخابات بعدی حفظ کند.
این مشارکت عمیقتر در جنگ ایران آشفته بوده است. بریتانیا به همراه فرانسه و آلمان در بیانیه مشترک 28 فوریه خود بهطور واضح اعلام کردند که در حملات به ایران شرکت نکردهاند، اما “در تماس نزدیک با شرکای بینالمللی خود، از جمله ایالات متحده، اسرائیل و شرکای منطقهای هستند.”
در عرض چند ساعت، استارمر درگیری کشورش در این مناقشه را به عنوان موضوعی از خوددفاع تحت ماده 51 منشور سازمان ملل بازتعریف کرد و از آنچه که تنها میتوان بهعنوان استفاده نادرست از حقوق بینالملل تلقی کرد، بهرهبرداری کرد – یا هر آنچه که از آن باقی مانده بود. بیانیه مطبوعاتی در 1 مارس دوباره محکومیت حملات “بیپروا و مداوم” ایران علیه کشورهای منطقه را تکرار کرد و هیچ توجهی به این نکته نکرد که چرا تهران در چنین وظیفه انتقامی مشغول است. اما حقوق بینالملل به بریتانیا و متحدانش اجازه میدهد “در چنین شرایطی که عمل در خوددفاع تنها راه عملی برای مقابله با یک حمله مسلحانه مداوم است و جایی که نیروی استفاده شده ضروری و متناسب است، از نیروی نظامی استفاده کنند یا از آن حمایت کنند.”
از این رو، بریتانیا “داراییهای نظامی را در منطقه به پرواز درآورده است تا پهپادها یا موشکهایی را که کشورهای قبلاً درگیر در این مناقشه را هدف قرار میدهند، رهگیری کند.” درخواست واشنگتن همچنین به این معنی بود که دولت او “اقدام دفاعی خاص و محدودی را علیه تأسیسات موشکی در ایران که در حملات به متحدان منطقهای نقش داشتند، تسهیل خواهد کرد.” این بیانیه بهطور ضعیفی ادامه یافت تا هرگونه “مشارکت وسیعتر در مناقشه جاری بین ایالات متحده، اسرائیل و ایران” را رد کند.
در 9 مارس، در یک بیانیه شفاهی به مجلس، جان هیلی، وزیر دفاع بریتانیا، مقیاس واقعی مشارکت بریتانیا را فاش کرد. اشارهای مختصر به توجیه استارمر در خطوط خوددفاع جمعی تحت حقوق بینالملل شد. برای افزودن جزئیات، مهم بود که تهدید ناشی از رژیم ایرانی را بزرگنمایی کنند، نیرویی از ویرانی بیرحم که “معترضان را در خیابانهای خود کشتار کرده”، پهپادهای شاهد را به روسیه در “تهاجم غیرقانونی به اوکراین” تأمین کرده و حملات سایبری علیه بریتانیا انجام داده و برنامهریزی برای ترور در خیابانهای آن داشته است.
هیلی تأیید کرد که ایالات متحده از پایگاههای بریتانیا برای هدف قرار دادن سایتهای موشکی ایران از RAF Fairford در گلاسترشر و دیگو گارسیا در اقیانوس هند استفاده میکند. او همچنین عملیاتهای مختلف “دفاعی” که انجام شده را تشریح کرد: نابودی پهپادهای ایرانی بر فراز اردن توسط F-35ها؛ استفاده از تایفونها برای شلیک به “هدفهایی که به سمت قطر در حال حرکت بودند”؛ و “واحدهای ضد پهپاد که حملات بیشتر علیه پایگاههای ائتلاف در عراق را شکست دادند.” همچنین “پروازهای هوایی دفاعی در حمایت از امارات متحده عربی” نیز در حال انجام بود. با توجه به این فهرست رو به رشد، بهطور حتم با توجه به طولانی شدن درگیری، زمان آن فرا خواهد رسید که استارمر به تلاش کامل بپیوندد و به سایتهای ایران حمله کند. در آن زمان، توجیه قانونی تقریباً به طور کامل از بین خواهد رفت.
دولت ایالات متحده، دونالد ترامپ، از سوی خود، نسبت به استارمر بیصبر و تحقیرآمیز بوده و از او به خاطر عدم انجام اقدامات بیشتر انتقاد کرده است. او به خبرنگاران گفت: “این وینستون چرچیل نیست”، در اشاره به تأخیر اولیه نخستوزیر در مجاز کردن استفاده از پایگاههای بریتانیا برای حمله به ایران. در یک پست در شبکههای اجتماعی، ترامپ فاش کرد که بریتانیا، “همپیمان بزرگ ما، شاید بزرگترین از همه، در نهایت به فکر جدی ارسال دو ناو هواپیمابر به خاورمیانه است.” با لحنی کنایهآمیز، رئیسجمهور به نخستوزیر اطلاع داد که “ما دیگر به آنها نیازی نداریم – اما ما به یاد خواهیم آورد.” او گفت که “به افرادی که بعد از پیروزی ما به جنگها میپیوندند، نیازی ندارد!”
“فقط این واقعیت که عراق ظرفیت حمله در زمانی مشخص در آینده را دارد، کافی نیست.” هیچکس باور نداشت که عراق بهطور قریبالوقوع به بریتانیا یا متحدانش حمله کند و هر ادعایی در مورد حق دفاع “با موضع ایالات متحده که اقدام نظامی برای نابودی چنین سلاحهای کشتار جمعی که عراق ممکن است داشته باشد و برای تغییر رهبری توجیهپذیر است، به راحتی سازگار نخواهد بود.”
با وجود این هشدارها، بلر با وقار یک پودل، به همراه رئیسجمهور جورج بوش و آن خدمتگزار دیگر، استرالیا، به عراق حمله کرد و هیچ سلاح کشتار جمعی پیدا نکرد و مورد سرزنش شایسته جامعه حقوق بینالملل قرار گرفت. تحقیق عمومی درباره مشارکت بریتانیا در جنگ، که به ریاست جان چیلتک برگزار شد، خاطرنشان کرد که “شرایطی که در آن تصمیم گرفته شد که مبنای قانونی برای اقدام نظامی بریتانیا وجود دارد، بسیار نامطلوب بود.” مرحله برنامهریزی و آمادهسازی برای دوران پس از صدام نیز “کاملاً ناکافی” بود. اما گزارش تحقیق همچنین یک مشاهده غیرقابل انکار را مطرح کرد که به طرز نگرانکنندهای مرتبط با درگیری کنونی بریتانیا در جرم تجاوز است: “ایالات متحده و بریتانیا متحدان نزدیک هستند، اما رابطه بین این دو نابرابر است.”

