برای ترکیه، ثبات ایران تنها یک مسئله سیاست خارجی نیست بلکه جزء اصلی امنیت ملی با پیامدهای مستقیم برای اقتصاد ترکیه است. آنکارا با داشتن مرز طولانی با جمهوری اسلامی، هرگونه ناآرامی قابل توجه در تهران را به عنوان یک تهدید چندبعدی بالقوه میبیند. این تهدیدات از امواج مهاجرت و اختلالات در بازارهای انرژی و تجارت تا نگرانی اصلی از خلأ حکومتی که میتواند بازیگران جداییطلب کردی (حزب کارگران کردستان و وابستگان آن) را در مرز مشترک تقویت کند، متغیر است. با وجود رقابتهای ژئوپولیتیکی و شکاف سنی-شیعه، حفظ وضعیت موجود در تهران برای دولت اردوغان یک منافع کلیدی به شمار میرود، که میترسد فروپاشی حکومت در همسایه شرقیاش، «اثر دومینو» ایجاد کند که کل منطقه را بیثبات کند—سناریویی که یادآور هرج و مرج ژئوپولیتیکی و انسانی پس از جنگهای عراق و سوریه است.
آنکارا در حالت آمادهباش
اعتراضاتی که در تاریخ ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ در تهران آغاز شد، سطح غیرمعمولی از آمادهباش را در آنکارا به وجود آورد. مشارکت اولیه طبقه بازاری (تاجر) در چرخه اعتراضات به عنوان نشانهای از یک شکاف قابل توجه در ارکان رژیم ایرانی تلقی شد و تصمیمگیرندگان و عموم مردم ترکیه را با معضلی مواجه کرد: آیا باید از خواستههای عمومی مردم ایران برای بهبود اقتصادی و حتی تغییرات سیاسی بنیادین حمایت کنند یا ثبات نهادی رژیم موجود را در اولویت قرار دهند. این مقاله به تحلیل ادراکات عمومی ترکیه از این رویدادها میپردازد و برخی شکافها بین موضع رسمی دولت و احساسات غالب در رسانهها و جامعه مدنی را بررسی میکند.
موضع نهاد سیاسی ترکیه: همگرایی حول ثبات رژیم در ایران و مخالفت با مداخله خارجی
اجماع نخبگان
تحلیل اظهارات مقامات ارشد ترکیه و شرکای ائتلاف آنها، چشمانداز استراتژیکی را نشان میدهد که ثبات ایران را به عنوان یک مسئله اساسی برای ترکیه قرار میدهد. در هسته این موضع، درکی وجود دارد که اعتراضات مردمی در ایران ابزاری است که توسط قدرتهای خارجی برای تضعیف نظم استفاده میشود و نه یک فرآیند داخلی واقعی. در واقع، چهرههای ارشد در آنکارا روایت خود رژیم ایرانی را پذیرفتهاند که اعتراضات را به عنوان توطئهای از سوی دشمنان ایران—که عمدتاً توسط ایالات متحده و اسرائیل رهبری میشود—برای سرنگونی رژیم توصیف میکند. این ادعاها حول چندین موضوع مرکزی میچرخد:
چارچوب توطئه خارجی
جلوگیری از هرج و مرج و حمایت از گفتوگو—در اظهاراتی که پس از یک جلسه کابینه در تاریخ ۱۹ ژانویه ۲۰۲۶ ارائه شد، رئیسجمهور رجب طیب اردوغان ارتباطی بین بیثباتی جهانی و تحولات در ایران برقرار کرد. او اعتراضات را به عنوان “آزمایشی که صلح و ثبات اجتماعی را هدف قرار میدهد” توصیف کرد و تأکید کرد که ترکیه با هر ابتکاری که منطقه را به “عدم قطعیت” بکشاند، مخالفت خواهد کرد. ابراز اعتماد رئیسجمهور به توانایی ایران در عبور از این “دوره پر از تله” نشاندهنده ترجیح واضح او برای نهادهای موجود به جای تغییر رژیم خشونتآمیز است که میتواند منجر به تروریسم و جریانهای مهاجرتی به ترکیه شود.
مدل “گزی” و تهدید امپریالیسم—دولت باهچلی، رئیس حزب حرکت ملی (MHP)، در سخنرانیای در پارلمان در تاریخ ۱۳ ژانویه ۲۰۲۶، ارتباط مستقیمی بین تظاهرات ضد دولتی در ترکیه، که به عنوان اعتراضات پارک گزی در سال ۲۰۱۳ شناخته میشود، و موج کنونی اعتراضات در ایران برقرار کرد و هر دو را به عنوان “تحریکات توسط (سازمانهای) اطلاعاتی و امپریالیستها” شناسایی کرد. برای راستگرای ملیگرای ترکیه—از شریک ائتلافی MHP تا احزاب مخالف ملیگرا مانند زافر و حزب İYİ—تضعیف حاکمیت ایران به عنوان تهدیدی مستقیم برای تمامیت ارضی ترکیه درک میشود. باهچلی بر خودداری اقلیت ترک (آذری) ایران تأکید کرد و آن را به عنوان امتناع از خدمت به عنوان “پیمانکاران امپریالیسم” تفسیر کرد.
هشدار در مورد تشدید منطقهای—وزیر امور خارجه، هاكان فیدان، این خط را در اظهاراتی که بر نگرانیها از تشدید نظامی گسترده تأکید میکرد، تقویت کرد. به گزارشهای BBC Türkçe، فیدان هشدار داد که تنشهای داخلی ایران، همراه با سقوط ارز محلی (ریال) به پایینترین سطح تاریخی، “زمینهای بارور” برای بهرهبرداری از سوی بازیگران خارجی فراهم میکند. او بهطور صریح اشاره کرد که اسرائیل “به دنبال فرصتی” برای حمله به ایران است و چنین مداخلهای کل خاورمیانه را به هرج و مرج غیرقابل بازگشتی فرو خواهد برد. در این چارچوب، آنکارا اعتراضات در ایران را نه به عنوان یک نگرانی حقوق بشری بلکه به عنوان یک رویداد ژئوپلیتیکی تهدیدکننده توازن قدرت منطقهای ارائه میدهد.
صحنه رسانهای ترکیه: بین سخنگویان دولتی و صداهای مخالف
قطببندی رسانهای
پوشش رسانهای ترکیه از اعتراضات در ایران نشاندهنده قطببندی عمیق درون ترکیه و کنترل تقریباً کامل حزب عدالت و توسعه (AKP) بر جریانهای اطلاعاتی است. یک مطالعه که پوشش اعتراضاتی را که از پایان سال ۲۰۱۷ در ایران آغاز شد (کارابییک، ۲۰۲۲) بررسی کرده، به شکاف ایدئولوژیک عمیق اشاره کرده است: در حالی که رسانههای همسو با مخالفان اعتراضات را به عنوان نتیجهای از عوامل داخلی و اقتصادی توضیح میدهند، رسانههای رسمی بهطور غالب روایت “نیروهای خارجی” را اتخاذ کرده و با لحن دولت همخوانی دارند. این روند در دوره کنونی بهطور قابل توجهی تشدید شده است، زیرا بیشتر رسانههای بزرگ در ترکیه متعلق به کنسرسیومهای تجاری هستند که ارتباط نزدیکی با دولت دارند.
پوشش همسو با دولت
رسانههای اصلی به عنوان ابزاری دولتی: کنترل نهادی رسانهها تنها ایدئولوژیک نیست بلکه ساختاری نیز هست. دادههای پروژه نظارت بر مالکیت رسانهها (MOM) نشان میدهد که مالکیت رسانههای ترکیه در دست چند گروه تجاری متمرکز است که منافع تجاری وسیع آنها به مناقصات دولتی وابسته است. در نتیجه، رسانههایی مانند TRT و A Haber به عنوان گسترشهای وزارت امور خارجه ترکیه عمل میکنند و ناآرامیها در تهران را نه به عنوان یک مبارزه مدنی برای عدالت، بلکه به عنوان یک “توطئه امپریالیستی” که هدف آن تضعیف ترکیه از طریق بیثبات کردن همسایگانش است، چارچوببندی میکنند. این پوشش خبری نه تنها برای حفاظت از رژیم ایرانی طراحی شده است بلکه به طور عمده برای جلوگیری از “الهام” برای اعتراضات مشابه در خود ترکیه است.
رسانههای مخالف به عنوان فضایی برای تفسیر جایگزین: در مقابل، رسانههایی مانند Sözcü و Halk TV تصویری کاملاً متفاوت ارائه میدهند. برای آنها، رویدادهای 2025–2026 در ایران سختیهایی را منعکس میکند که برای شهروند ترکیه آشناست: تورم سرسامآور، فرسایش طبقه متوسط شهری تحصیلکرده، سرکوب آزادیهای مدنی و سقوط قدرت خرید—حتی در میان طبقه تجار. در این کانالها، تأکید بر همبستگی با معترضان و شکست مدلهای حکمرانی متمرکز است. با این حال، به دلیل ساختار اقتصادی بازار رسانههای ترکیه، این صداها حاشیهنشین یا تحت فشارهای سنگین قانونی و نظارتی قرار میگیرند و اطمینان حاصل میشود که روایت “تهدید خارجی” دولت بر گفتمان عمومی غالب است.
دو اردوگاه عمومی
واکنشهای عمومی در ترکیه به اعتراضات در ایران به دور از یکنواختی است؛ آنها خطوط گسل عمیق ایدئولوژیک در خود جامعه ترکیه را منعکس میکنند. تحلیلی از یک نمونه منحصر به فرد از 80–120 پست به زبان ترکی (شامل پستهای اصلی، پاسخهای با تعامل بالا، نقلقولها و رشتهها) در پلتفرم رسانههای اجتماعی X، که از طریق جستجوهای پیشرفته هدفمند بین دسامبر 2025 و ژانویه 2026 جمعآوری شده، تأیید تجربی این قطبش را ارائه میدهد. گفتگو به دو اردوگاه متمایز تقسیم میشود که منعکسکننده سیاست داخلی است:
اردوگاه همبستگی و تغییر (تقریباً 25%–30% از گفتمان): کسانی که خود را با اردوگاه سکولار-لیبرال—مرتبط با بزرگترین حزب مخالف، حزب جمهوریخواه مردم (CHP)—شناسایی میکنند، مبارزه ایرانیان را که قبلاً با شعار “زنان، زندگی، آزادی” بیان شده، به عنوان منبع الهام میبینند. از نظر آنها، قیام علیه اجبار مذهبی به عنوان آینهای عمل میکند که خطرات ذاتی “پسرفت دموکراتیک” در ترکیه را منعکس میکند.
اردوگاه حاکمیت و ضد مداخله (تقریباً 10%–15% از گفتمان): اردوگاه محافظهکار، که با AKP شناسایی میشود و از نظر ایدئولوژیک به اخوان المسلمین نزدیک است، با یک معضل استراتژیک پیچیده مواجه است. در سطح عمیقتر، سوءظن متقابل بین آنکارا و تهران ریشهدار است و هر یک دیگری را به عنوان رقیبی برای هژمونی منطقهای و رهبری جهان اسلام میبیند.
در این زمینه، برخی در این اردوگاه اعتراضات در ایران را به عنوان یک فرصت بالقوه برای تضعیف “هلال شیعه” و مختل کردن تداوم استراتژیک ایران به سمت لبنان میبینند، مشابه رویکرد ترکیه در طول جنگ داخلی سوریه. با این حال، این آرزو برای هژمونی سنی با واقعگرایی سیاسی و ترس از “انقلابهای رنگی” حمایتشده توسط غرب محدود میشود. در نهایت، صداهای همسو با موضع وزیر امور خارجه، هاكان فیدان، غالب میشوند: نگرانی از اینکه بیثباتی به نفع بازیگران تروریستی کرد (PKK/PJAK) باشد یا به شدت به بازار انرژی ترکیه آسیب برساند، بر وسوسه تضعیف رقیب شیعهاش غلبه میکند.
ترسهای مشترک امنیتی
فراتر از تقسیمات ایدئولوژیک، یک اجماع عمومی گسترده وجود دارد—که در حدود ۴۵٪ از گفتمان آنلاین منعکس شده است—درباره سه حوزه اصلی نگرانی. این اجماع از خطوط سیاسی عبور کرده و MHP را با احزاب مخالف ملیگرا مانند حزب İYİ و حزب ظفر متحد میکند، که همگی تحولات در ایران را به عنوان تهدیدی مستقیم برای امنیت ملی تعریف میکنند:
اثر «دوک» کردها و تهدیدات به تمامیت ارضی: این نگرانی غالب در میان دایرههای ملیگرا است (حدود ۲۰٪–۲۵٪ از گفتمان در X). ترس اصلی این است که فروپاشی رژیم ایرانی یک خلأ حکومتی در شمال ایران ایجاد کند و به گروههایی مانند PJAK (وابسته به PKK) اجازه دهد تا خودمختاری برقرار کنند. برای ملیگرایان ترک، چنین خلأی به عنوان تهدیدی وجودی برای تمامیت ارضی ترکیه در نظر گرفته میشود، زیرا میتواند به عنوان یک پایگاه پشتیبانی لجستیکی برای تروریسم عمل کند و آرزوهای جداییطلبانه داخلی را تغذیه کند.
کابوس پناهندگان: هر شوک در ایران بلافاصله به ترس از یک موج غیرقابل کنترل مهاجرت به ترکیه تبدیل میشود. ترکیه در حال حاضر بزرگترین جمعیت پناهندگان جهان را در خود جای داده است—حدود ۲.۳ میلیون سوری و حدود ۱۷۰,۰۰۰ پناهجوی دیگر (تا اوایل ۲۰۲۶).
نگرانیها ناشی از اعتراضات اخیر در ایران حول دو تهدید اصلی مهاجرت میچرخد. اول، پناهندگان ایرانی به عنوان تهدید اصلی درک میشوند. فروپاشی اقتصاد ایران یا سرکوب خشونتآمیز اعتراضات میتواند صدها هزار شهروند ایرانی—که عمدتاً از طبقه متوسط در حال افول هستند—را به سمت مرز ترکیه فراری دهد. رسانههای ترکیه حتی از آمادگیها برای ایجاد یک منطقه حائل بین دو کشور برای جلوگیری از این پدیده گزارش دادهاند. بر خلاف پناهندگان از مناطق جنگی فعال، این مهاجران جمعیتی شهری هستند که به سمت مراکز کلانشهری ترکیه جذب میشوند—سناریویی که به عنوان تهدیدی مستقیم برای انسجام اجتماعی کشور و ثبات اقتصادی از پیش شکننده در نظر گرفته میشود.
علاوه بر این، نگرانیهایی درباره مهاجرت غیرایرانیهای کارگر وجود دارد. برای ترکها، یک ایران پایدار تنها حائل جلوگیری از حرکت به سمت غرب مهاجران کارگر و پناهجویان اضافی، به ویژه افغانهایی است که در ایران باقی ماندهاند و در حال حاضر حدود ۳.۸ میلیون نفر تخمین زده میشوند. تنها در سال ۲۰۲۴، حدود ۲۲۵,۰۰۰ مهاجر غیرقانونی در ترکیه بازداشت شدند، رقمی که حساسیت ترکیه را به هرگونه تضعیف کنترل بر مرز ایرانی نشان میدهد.
امنیت انرژی و اقتصاد: یک خط نجات در میان آسیبپذیری اقتصادی: برای عمومی که با تورم حدود ۳۱٪ در اوایل ۲۰۲۶ دست و پنجه نرم میکند، ایران یک عامل حیاتی در تأثیرگذاری بر هزینههای زندگی ترکیه است:
وابستگی به انرژی: ایران تقریباً یک دهم مصرف گاز طبیعی ترکیه را تأمین میکند. هرگونه اختلال در ماههای زمستان منجر به افزایش فوری قیمتهای برق و گرمایش خواهد شد. روابط تجاری و ترانزیتی: با تجارت دوجانبهای به ارزش ۵.۷ میلیارد دلار و پروژههای استراتژیک—از جمله طرح ساخت راهآهن مرند–چشمه سُرای (۱.۶ میلیارد دلار)—ایران به عنوان یک پل زمینی حیاتی برای ترکیه به بازارهای آسیای مرکزی عمل میکند. ترجیح برای وضعیت موجود: از منظر سیستمی، عمومی ترکیه تمایل دارد «شیطان شناخته شده» در تهران را به عدم قطعیت ناشی از تغییر رژیم خشونتآمیز ترجیح دهد، با توجه به نگرانیهای عمیق درباره پیامدهای مستقیم اقتصادی و امنیتی برای ترکیه. در عین حال، تحلیل گفتمان نشاندهنده یک تغییر قابل توجه در عرصه رسانهها است: بر خلاف یافتههای کارابییک درباره اعتراضات ۲۰۱۷، تا ۲۰۲۶، رسانههای اجتماعی به میدان اصلی—و تقریباً انحصاری—برای اپوزیسیون ترکیه تبدیل شده بودند.
نتیجهگیری: ایران به عنوان درسی در مشروعیت رژیم و امنیت ملی از منظر ترکیه
تحلیل برداشتهای عمومی ترکیه از رویدادهای ۲۰۲۶ در ایران نشان میدهد که همسایه شرقی ترکیه به عنوان آینهای عمل میکند که آنکارا تهدیدات و هویت استراتژیک خود را از طریق آن تعریف میکند. در حالی که بخشهای بزرگی از عمومی ترکیه—به رهبری نهاد سیاسی تحت رهبری اردوغان و باهچلی—اعتراضات را به عنوان «توطئه خارجی» تلقی کرده و بر مهار تهدیدات فوری مانند موجهای مهاجرت، یک خلأ حکومتی کرد و اختلالات در تأمین انرژی تمرکز میکنند، صداهایی از اپوزیسیون محافظهکار-لیبرال لایهای عمیقتر از تحلیل را نشان میدهند.
اظهارات نماینده اپوزیسیون، جمالالدین کانی تورون در تاریخ ۱۳ ژانویه ۲۰۲۶، نقطه عطفی در بحث داخلی ترکیه درباره رابطه بین حکمرانی و ثبات را نمایان میسازد. تورون معادله متعارف را معکوس کرده و ادعا میکند که «دموکراسی یک لوکس نیست—این یک مسئله امنیت ملی است.» به نظر او، آسیبپذیری ایران در برابر مداخلات خارجی و فروپاشی ناشی از ضعف مشروعیت سیاسی داخلی آن است که ناشی از بیتوجهی طولانیمدت به خواستههای شهروندان است. این دیدگاه—که جبهه داخلی تقویتشده، حاکمیت قانون و آزادی بیان را به عنوان «محافظ قویترین» دولت تلقی میکند—با بخشهای وسیعی از عمومی ترکیه که ارتباط مستقیم بین ثبات سیاسی و تابآوری اجتماعی را شناسایی میکنند، همصدا است.
بنابراین، برای ترکیه، آنچه در خیابانهای تهران در حال وقوع است، فراتر از یک بحران در یک کشور همسایه است. این موضوعی است که اولویتهای استراتژیک ترکیه را تیزتر میکند. در حالی که بخش قابل توجهی از اپوزیسیون، مورد ایران را به عنوان شواهدی میبیند که ثبات پایدار نیازمند تقویت نهادهای دموکراتیک و مشروعیت داخلی است، ترس از بیثباتی در ایران از میان اردوگاههای سیاسی عبور میکند. اکثریت قاطع عمومی ترکیه، صرفنظر از وابستگی سیاسی، نگرانی خود را نسبت به یک «اثر دوک» بالقوه شامل مهاجرت انبوه، اختلال اقتصادی و تقویت بازیگران تروریستی در امتداد مرز شرقی ترکیه به اشتراک میگذارند. برای تصمیمگیرندگان در اورشلیم و در غرب، درک این نکته که ثبات ایرانی در ترکیه به عنوان یک دارایی امنیتی درک میشود، برای ارزیابی پاسخهای آنکارا به تحولات آینده در امتداد محور شیعه و در سراسر خاورمیانه به طور کلی ضروری است.

