با گسترش جنگ در خلیج فارس، نخستین لرزشها در بازارهای نفت احساس میشود. شوک عمیقتر ممکن است بعداً در بنیادهای سیستم مالی جهانی بروز کند.
برای نزدیک به پنج دهه، نظم پولی بینالمللی بر اساس یک توافق آرام اما بسیار قدرتمند استوار بوده است: برتری دلار ایالات متحده در تجارت جهانی انرژی. سیستم پترو دلار، که در تحولات ژئوپولیتیکی دهه ۱۹۷۰ شکل گرفت، به تبدیل تسلط مالی آمریکا به ستون مرکزی اقتصاد مدرن جهانی کمک کرد.
با این حال، درگیری طولانیمدت با ایران میتواند فشارهای غیرمنتظرهای به این سیستم وارد کند. نه به این دلیل که دلار در حال فروپاشی است — بلکه به این دلیل که بیثباتی ژئوپولیتیکی در خلیج میتواند روندهایی را تسریع کند که در حال حاضر در حال تغییر چشمانداز پولی بینالمللی هستند.
نظم پترو دلار پس از فروپاشی سیستم برتون وودز در سال ۱۹۷۱ به وجود آمد، زمانی که ایالات متحده تبدیل دلار به طلا را متوقف کرد. در سال ۱۹۷۴، واشنگتن و عربستان سعودی به یک درک کلیدی رسیدند: صادرات نفت عربستان به طور انحصاری به دلار قیمتگذاری میشود و درآمدهای اضافی نفتی این پادشاهی به بازارهای مالی ایالات متحده، به ویژه اوراق قرضه خزانهداری، بازمیگردد. سایر صادرکنندگان نفت نیز به زودی از این الگو پیروی کردند.
این توافق یک حلقه بازخورد مالی قدرتمند ایجاد کرد. نفت — که مهمترین کالای جهان است — به طور ساختاری به دلار وابسته شد. کشورهایی که انرژی وارد میکردند به ذخایر دلاری نیاز داشتند و این امر تقاضای دائمی جهانی برای این ارز را تضمین کرد. در عین حال، کشورهای صادرکننده نفت، مازاد دلاری وسیعی را انباشته کردند که به بانکها و بازارهای سرمایه آمریکایی بازمیگشت.
عواقب این امر بسیار گسترده بود. امروز دلار هنوز حدود ۵۸ درصد از ذخایر ارزی جهانی را تشکیل میدهد، طبق گزارش صندوق بینالمللی پول، در حالی که اکثریت قابل توجهی از معاملات نفتی جهانی همچنان به ارز ایالات متحده قیمتگذاری میشود. همانطور که تاریخنگار اقتصادی بری ایچنگرین مشاهده کرده است، تسلط دلار نه تنها بر اساس قدرت اقتصادی آمریکا بلکه همچنین بر اساس عمق نقدینگی و اعتبار نهادی بازارهای مالی ایالات متحده استوار است.
اما سیستمهای پولی به ندرت تنها بر اساس اقتصاد دوام میآورند.
همانطور که اقتصاددان سیاسی رابرت گیلپین استدلال کرده است، نظمهای اقتصادی بینالمللی در نهایت منعکسکننده ساختارهای قدرت زیرین هستند. تسلط ارزی تمایل دارد که از رهبری ژئوپولیتیکی پیروی کند. پوند بریتانیا در اوج امپراتوری بریتانیا، مالی جهانی را تثبیت کرد؛ دلار پس از آنکه ایالات متحده از جنگ جهانی دوم به عنوان قدرت اقتصادی و نظامی غالب جهان ظهور کرد، این نقش را به عهده گرفت.
بنابراین، سیستم پترو دلار بر سه ستون متصل استوار است: تولید پایدار انرژی در خلیج، برتری تجارت نفتی مبتنی بر دلار، و معماری امنیتی وسیعتری که ایالات متحده در سراسر منطقه حفظ میکند.
یک جنگ منطقهای بزرگ که شامل ایران باشد، همه این سه ستون را تهدید میکند.
خاورمیانه همچنان یکی از حساسترین مناطق استراتژیک در اقتصاد جهانی است. هیچجا این موضوع واضحتر از تنگه هرمز نیست، کریدور دریایی باریکی که خلیج فارس را به دریای عربی متصل میکند. طبق گزارش اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده، حدود ۲۰ درصد از نفت خام تجارت جهانی — تقریباً ۲۰ میلیون بشکه در روز — از این نقطه عبور میکند، به همراه سهم قابل توجهی از محمولههای گاز طبیعی مایع جهان.
حتی تنشهای محدود در هرمز به طور تاریخی باعث افزایش شدید قیمت نفت شده است. یک درگیری نظامی پایدار میتواند فراتر از مختل کردن مسیرهای حمل و نقل باشد. این میتواند اعتماد به خلیج را به عنوان لنگر پایدار سیستم انرژی جهانی تضعیف کند.
و اعتماد زیرساخت نامرئی مالی جهانی است.
سرمایهگذاران، صندوقهای ثروت ملی و شرکتهای چندملیتی بر اساس فرضیات مربوط به پیشبینیپذیری عمل میکنند. هنگامی که این فرضیات شروع به تضعیف میکنند، سرمایه به تدریج به دنبال مراکز جایگزین ثبات میگردد.
تاریخ نشان میدهد که چنین تغییراتی چگونه رخ میدهند. مالی جهانی زمانی حول آمستردام در دوران صعود تجاری هلند در قرن هفدهم میچرخید، قبل از اینکه به لندن در دوران امپراتوری بریتانیا منتقل شود. پس از جنگ جهانی دوم، جاذبه مالی به سمت نیویورک در آن سوی اقیانوس اطلس تغییر کرد، جایی که ایالات متحده نهادهای سیستم پولی مدرن را ساخت.
هر انتقال بازتابدهنده توزیع وسیعتری از قدرت ژئوپلیتیکی بود.
امروز، تغییر ساختاری دیگری در حال وقوع است: تغییر تقاضای انرژی به سمت شرق.
در بیشتر قرن بیستم، اقتصادهای غربی بر مصرف جهانی نفت تسلط داشتند. امروز مرکز ثقل به طور قاطع به سمت آسیا منتقل شده است. چین به بزرگترین واردکننده نفت خام جهان تبدیل شده و روزانه بیش از ۱۱ میلیون بشکه نفت خریداری میکند. هند یکی از سریعترین مصرفکنندگان انرژی است، در حالی که اقتصادهای صنعتی در جنوب شرق آسیا به گسترش تقاضای سوخت خود ادامه میدهند.
بخش عمدهای از این انرژی هنوز از خلیج فارس منشأ میگیرد.
این تغییر پیامدهای مهمی برای پول دارد. اگر بزرگترین خریداران نفت خاورمیانه به طور فزایندهای در آسیا و نه در جهان آتلانتیک مستقر شوند، منطق ارزهای تسویه ممکن است به تدریج تغییر کند.
در واقع، نشانههای اولیه تنوعسازی در حال حاضر قابل مشاهده است.
چین بینالمللیسازی یوان را ترویج کرده است، از جمله راهاندازی قراردادهای آتی نفت خام به یوان در بورس انرژی بینالمللی شانگهای در سال ۲۰۱۸. چندین اقتصاد نوظهور به بررسی ترتیبات تجاری با ارز محلی پرداختهاند، در حالی که تولیدکنندگان خلیج گاهی اوقات تمایل خود را به انجام برخی معاملات انرژی با ارزهای غیر دلاری نشان دادهاند.
این تحولات نسبت به مقیاس عظیم نقدینگی دلاری جهانی هنوز ناچیز هستند. اما به آنچه که تاریخنگار اقتصادی آدام توز به عنوان یک بازپیکربندی کند جغرافیای مالی جهانی توصیف کرده، اشاره دارند.
تعارضات ژئوپلیتیکی ممکن است این روند را تسریع کند.
رقابت استراتژیک مدرن به طور فزایندهای از طریق ابزارهای مالی به همان اندازه که از طریق نیروی نظامی پیش میرود. تحریمها، محدودیتهای بانکی و exclusion از سیستمهای پرداخت جهانی به ابزارهای قدرتمند دیپلماسی تبدیل شدهاند.
ایران به طور مکرر این فشار را تجربه کرده است. تحریمهای ایالات متحده به صادرات نفت، بخش بانکی و دسترسی به زیرساختهای مالی بینالمللی مانند شبکه پرداخت SWIFT هدف قرار گرفتهاند.
با این حال، اجبار مالی پیامد ناخواستهای دارد: کشورهایی که تحت چنین فشاری قرار میگیرند، به طور اجتنابناپذیری به دنبال مکانیزمهایی برای کاهش آسیبپذیری خود نسبت به سیستمهای موجود هستند.
ایران با تجارت پایاپای، تسویه حسابهای با ارز محلی و ادغام مالی عمیقتر با شرکایی مانند چین و روسیه آزمایش کرده است. به طور کلیتر، اقتصادهای نوظهور شروع به بررسی زیرساختهای پرداخت جایگزین، بانکهای توسعه منطقهای و ابتکارات ارز دیجیتال فرامرزی کردهاند.
استراتژیست مالی زولتان پوزار استدلال کرده است که این تحولات ممکن است به تدریج یک سیستم پولی جهانی بیشتر تکهتکه تولید کنند — سیستمی که کمتر به طور انحصاری بر دلار متمرکز است.
با این حال، پیشبینیها درباره زوال قریبالوقوع دلار هنوز زودهنگام است. ایالات متحده همچنان دارای مزایایی است که هیچ سیستم رقیبی به راحتی نمیتواند آنها را تکرار کند. بازارهای مالی آمریکا عمیقترین و مایعترین در جهان باقی ماندهاند و اوراق بهادار خزانهداری ایالات متحده همچنان دارایی امن معیار برای سرمایهگذاران جهانی هستند.
اثر شبکهای بیشتر به تحکیم این سیستم کمک میکند. از آنجا که بسیاری از معاملات بینالمللی در حال حاضر به دلار انجام میشود، تغییر از چارچوب موجود هزینههای قابل توجهی را به همراه دارد.
آنچه بسیار محتملتر است، تکامل تدریجی به جای فروپاشی ناگهانی است.
به جای یک ارز ذخیره غالب، سیستم بینالمللی ممکن است به آرامی به سمت یک چشمانداز پولی چندقطبی تکامل یابد که در آن دلار همچنان مرکزی باقی میماند اما فضای بیشتری را با سایر ارزها در تجارت و مالی منطقهای به اشتراک میگذارد.
برای اقتصادهای با اکثریت مسلمان، پیامدها قابل توجه است.
خلیج فارس مدتهاست که به عنوان قلب اقتصادی دنیای مسلمانان عمل کرده است. شهرهایی مانند دبی، دوحه و ریاض به دلیل تجسم ثبات در یک منطقه تاریخی ناپایدار، به تقاطعهای مالی جهانی تبدیل شدهاند.
اگر درگیریهای طولانیمدت این perception را تضعیف کند، پیامدها میتواند فراتر از خاورمیانه گسترش یابد.
در عین حال، یک نظم مالی متنوعتر میتواند فرصتهای جدیدی برای همکاری اقتصادی در سراسر آسیا، آفریقا و جنوب جهانی ایجاد کند. برای بسیاری از کشورها، چالش تنها در ناوبری در turbulence ژئوپلیتیکی نیست بلکه در موقعیتیابی استراتژیک خود در یک سیستم بینالمللی در حال تحول خواهد بود.
نظمهای مالی جهانی به ندرت به طور ناگهانی فرو میپاشند. آنها به آرامی و اغلب بهطور نامحسوس تغییر میکنند، در حالی که وزن اقتصادی و نفوذ ژئوپلیتیکی در مناطق مختلف توزیع میشود.
سنت فکری اسلامی یادآوری مفیدی ارائه میدهد. قرآن به طور مکرر بر تعادل و عدالت به عنوان بنیادهای نظم پایدار تأکید میکند. سیستمهای اقتصادی، مانند سیستمهای سیاسی، به ندرت زمانی که قدرت به طور بیش از حد متمرکز شود، دوام میآورند. در طول زمان، تاریخ نشان داده است که نظمهای جهانی به منظور انعکاس تغییرات در واقعیتهای زیرین تنظیم میشوند.
جنگی که شامل ایران میشود ممکن است در نهایت کمتر به خاطر پیامدهای نظامی فوریاش اهمیت داشته باشد و بیشتر به خاطر فشاری که بر پایههای نظم پولی موجود وارد میکند.
اگر این فشارها به تجمع ادامه دهند، دهههای آینده ممکن است شاهد پایان دلار نباشند. اما ممکن است لحظهای را نشان دهند که جهان به آرامی شروع به حرکت به فراتر از یک نظم مالی ساخته شده در سایه شوکهای نفتی دهه ۱۹۷۰ کرد.

