در شامگاه دوشنبه، ۹ مارس، رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، در برابر خبرنگاران در دورال، فلوریدا، اقداماتی را توجیه کرد که ممکن است در زمان دیگری غیرعادی به نظر برسد: کاهش برخی از محدودیتهای نفتی “تا زمانی که اوضاع تثبیت شود” در تنگه هرمز.
این اعلامیه چند روز پس از آن صادر شد که واشنگتن به هند اجازه داد محمولههای نفتی روسی را که در دریا مانده بودند خریداری کند، به منظور آرام کردن اختلالات تأمین پس از شوکی که جنگ به بازارهای انرژی وارد کرده بود.
برای مسکو، این تحولات به نظر میرسد فرصتی برای نفت تحریمشدهاش فراهم میکند، در حالی که مقامات اروپایی هشدار میدهند که جنگ ممکن است در نهایت به نفع روسیه باشد. رئیس شورای اروپا، آنتونیو کوستا، گفت که مسکو تا کنون “تنها برنده” این درگیری است.
تا ۱۰ مارس، نفت خام اورال روسیه با قیمت حدود ۷۶ دلار برای هر بشکه عرضه میشد، که از حدود ۴۵ دلار تنها دو هفته قبل افزایش یافته بود، حتی در حالی که هزینههای حمل و نقل و بیمه افزایش یافته بود.
و اینجا داستان روسیه در این جنگ آغاز میشود.
مسکو چگونه به جنگ نگاه میکند؟
بهطور عمومی، مسکو خواستار کاهش تنشهاست و خود را به عنوان یک میانجی که قادر به صحبت با تمام طرفهاست، معرفی میکند. در اوایل فوریه، کرملین گفت که روسیه هنوز در تلاش است تا تنشها را در اطراف ایران کاهش دهد، در حالی که وزیر امور خارجه، سرگئی لاوروف، در ۱۹ فوریه هشدار داد که هر حمله جدید ایالات متحده میتواند به “عواقب جدی” منجر شود.
پس از آغاز جنگ، وزارت امور خارجه روسیه ایالات متحده و اسرائیل را متهم کرد که سعی دارند کشورهای عربی را به یک درگیری وسیعتر بکشند.
اما پشت این rhetoric دیپلماتیک که خواستار آرامش است، محاسبات روسیه به نظر میرسد پیچیدهتر باشد.
باب همیلتون، یک مقام سابق وزارت دفاع ایالات متحده، به الهره گفت که این درگیری معادلهای دو لبه برای مسکو به شمار میرود. او گفت که جنگ مانند “شمشیری با دو لبه است—دارای جنبههای مثبت و منفی.”
از یک سو، این درگیری میتواند فرصتی برای مسکو فراهم کند تا از قیمتهای بالاتر انرژی بهرهبرداری کند و توجه غرب را از اوکراین منحرف کند. از سوی دیگر، این موضوع محدودیتهای نفوذ رو به کاهش روسیه در خاورمیانه را آشکار میکند.
“ایران دومین رکن استراتژی روسیه در خاورمیانه به همراه سوریه بود و اکنون مسکو هر دو را از دست داده است”، همیلتون اضافه کرد.
تأثیرات این حواسپرتی محدود به اوکراین یا خاورمیانه نیست. برخی تحلیلگران پیشنهاد میکنند که جنگ فرصتی برای مسکو فراهم میکند تا آمادگی ایالات متحده را در دیگر جبههها نیز آزمایش کند. در این زمینه، تحلیلی که توسط بنیاد دفاع از دموکراسیها (FDD) منتشر شده است، نشان میدهد که هواپیماهای گشتی روسی که در ۴ مارس نزدیک آلاسکا پرواز کردند، ممکن است بخشی از یک الگوی وسیعتر باشد که هدف آن آزمایش سرعت واکنش ایالات متحده در حالی است که واشنگتن مشغول جنگ با ایران است.
تنگه هرمز و منافع روسیه
نگاهی به تنگه هرمز به تنهایی دلیل این موضوع را توضیح میدهد.
بر اساس اطلاعات اداره انرژی ایالات متحده، حدود ۲۰ درصد از عرضه نفت جهان از این تنگه عبور میکند. اختلالات در حمل و نقل در طول جنگ، قیمت نفت برنت را از میانگین ۷۱ دلار برای هر بشکه در ۲۷ فوریه به حدود ۹۴ دلار در ۹ مارس رساند. پس از اینکه قیمتها به طور موقت به نزدیک ۱۲۰ دلار برای هر بشکه در روز دوشنبه افزایش یافت، دوباره به زیر ۹۰ دلار کاهش یافتند.
در این زمینه، آنا بوشچفسکایا، یک پژوهشگر در موسسه واشنگتن، به الهره گفت که روسیه جنگ را به عنوان “ریسکها، اما همچنین بسیاری از فرصتها” میبیند، حداقل در کوتاهمدت، در کشوری که نفت و گاز هنوز بیش از یک پنجم درآمدهای بودجه را تشکیل میدهند.
طبق دادههای اوپک، تولید نفت روسیه در سال 2025 به حدود 9.129 میلیون بشکه در روز رسید، در حالی که صادرات نفت این کشور در آن سال به 238 میلیون تن، معادل تقریباً 4.8 میلیون بشکه در روز، رسید که حدود 80 درصد آن به چین و هند رفت.
در همین حال، دولت روسیه انتظار دارد که درآمدهای انرژی در سال 2026 به حدود 8.92 تریلیون روبل برسد که معادل بیش از 110 میلیارد دلار است.
این ارقام توضیح میدهند که چرا جنگ برای مسکو اینقدر اهمیت دارد.
بروشچفسکایا معتقد است که تهدیدات علیه حمل و نقل در خلیج فارس یا زیرساختهای انرژی میتواند “بهطور قطع” قیمتهای نفت و گاز را افزایش دهد به گونهای که به نفع اقتصاد آسیبدیده از تحریمهای روسیه باشد — “و این در حال حاضر در حال وقوع است.”
جنگ قیمت نفت اورال را افزایش داده، واشنگتن را وادار کرده تا برخی محدودیتها را کمی تسهیل کند و خریداران آسیایی را مجبور کرده تا به نفت روسیه نه تنها به عنوان گزینهای ارزانتر بلکه به عنوان گزینهای در دسترستر نگاه کنند، زمانی که تأمین نفت خلیج فارس نامشخص میشود.
معضل روسیه
اما حساسترین سوال در این داستان این است که آیا روسیه فقط نظارهگر و بهرهمند است — یا اینکه در پشت صحنه به ایران کمک میکند.
واشنگتن پست، به نقل از مقامات آمریکایی، گزارش داد که روسیه اطلاعاتی به ایران ارائه کرده که میتواند به آن در هدفگیری داراییهای آمریکایی، از جمله کشتیها و هواپیماها در منطقه کمک کند.
همیلتون معتقد است که چنین حمایتی تعجبآور نخواهد بود. با این حال، این گزارشها تا کنون در حیطه اظهارات نسبت داده شده به مقامات باقی ماندهاند، بدون شواهد عمومی دقیق.
در تاریخ 10 مارس، نماینده آمریکا استیو ویتکوف در مصاحبهای با CNBC گفت که روسیه به ترامپ اطلاع داده است که اطلاعاتی درباره داراییهای نظامی آمریکا با ایران به اشتراک نمیگذارد.
این ابهام به نفع مسکو است. به نظر میرسد که روسیه میخواهد به اندازه کافی از شریک ایرانی خود حمایت کند تا آن را سرپا نگه دارد، اما بدون اینکه به رویارویی مستقیم با واشنگتن کشیده شود یا روابطش با سایر شرکای خلیج فارس را به خطر بیندازد.
با این حال، به نظر نمیرسد که جنگ یک هدیه بدون قید و شرط برای کرملین باشد.
ریسکهای پیش روی مسکو
اختلال گستردهتری در خلیج فارس میتواند محاسبات روسیه را برهم بزند. افزایش سریع قیمتها میتواند به یک بار اقتصادی وسیعتر تبدیل شود اگر اقتصادهای منطقه آسیب ببینند یا تقاضای جهانی برای انرژی کاهش یابد. در عین حال، تضعیف ایران یکی از ارکان کلیدی نفوذ روسیه در خاورمیانه را تهدید خواهد کرد.
تحولات میدانی همچنین نشان میدهد که جنگ میتواند حتی بر منافع مستقیم روسیه در داخل ایران تأثیر بگذارد، پس از آنکه گزارشها حاکی از آن بود که مسکو شروع به تخلیه برخی از پرسنل خود که در پروژههایش در آنجا کار میکردند، کرده است، در حالی که درگیریها تشدید شده است.
دکتر رابرت موگیلنیکی، پژوهشگر غیر مقیم در مؤسسه کشورهای عرب خلیج در واشنگتن، به الهره گفت که اقتصادهای خلیج “حساس اما هنوز شکننده نیستند” و دولتها اقدام خواهند کرد تا از بخشهای استراتژیک محافظت کنند و اطمینان حاصل کنند که انرژی همچنان در حال جریان است.
او گفت که این موضوع، شانس اینکه اختلال به یک بحران طولانیمدت تبدیل شود که به مسکو منافع نامحدود بدهد، را محدود خواهد کرد.

