جنگ ایالات متحده و اسرائیل با ایران درآمدهای نفتی روسیه را افزایش داده و توانایی آن را برای تشدید جنگ خود با اوکراین تقویت کرده است، اما نگرانیها در میان نخبگان روسی درباره روابط با دولت ترامپ در حال افزایش است.
توماس گراهام یک همکار برجسته در شورای روابط خارجی است.
روسیه به عنوان یک بهرهبردار اولیه از جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران ظاهر شده است، که این امر به لطف درآمدهای بالاتر نفت، افزایش تقاضا برای سایر محصولاتی که تولید میکند مانند کودها، و احتمال انحراف منابع دفاع هوایی برای اوکراین به سمت خاورمیانه است.
ممکن است مدتی طول بکشد تا این مزایا به روسیه در میدان نبرد در اوکراین کمک کند، جایی که به نظر میرسد یک حمله جدید روسی در حال انجام است. در این میان، تلاشهای دیپلماتیک تحت رهبری ایالات متحده برای پایان دادن به جنگ در اوکراین متوقف شده و حمله ایالات متحده به ایران، که یک شریک نظامی روسیه است، به نگرانیهای فزاینده در میان نخبگان روسی درباره دولت دونالد ترامپ میافزاید. CFR.org به همکار برجسته توماس گراهام مراجعه کرد تا دیدگاه روسیه درباره درگیری ایران را مورد بحث قرار دهد.
چرا روایت شکل گرفته که روسیه در میان “برندگان” جنگ ایران تا کنون قرار دارد؟ آیا این درست است؟
جنگ ایران به طور فرضی به دو طریق به کمپین نظامی روسیه علیه اوکراین کمک کرده است. اول، جنگ در خلیج فارس حداقل به طور موقت بحران شدید بودجه را کاهش داده است. یک کسری غیرقابل تحمل در حال ظهور بود زیرا هزینههای جنگ افزایش یافته و درآمدهای نفتی به شدت به دلیل کاهش قیمتهای جهانی و تلاشهای قویتر ایالات متحده برای محدود کردن میزان نفتی که روسیه صادر میکند، کاهش یافته است. قیمتهای نفت به دلیل بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران به شدت افزایش یافته است که تقریباً ۲۰ درصد از عرضه نفت جهان را از بازار خارج کرده است و ایالات متحده—حداقل به طور موقت—تحریمها و تعرفههایی را که حجم نفتی که روسیه میتوانست صادر کند، محدود میکرد، لغو کرده است. در نتیجه، درآمد نفتی روسیه در سه هفته اول این درگیری دو برابر شده است. بسیاری از ناظران بر این باورند که این باید نگرانیهای کرملین را در مورد تأمین مالی تلاشهای جنگیاش در اوکراین کاهش دهد.
دوم، تمرکز دولت ترامپ بر جنگ ایران به طور اجتنابناپذیری توجه آن را از اوکراین منحرف میکند. کاهش سریع مهمات، به ویژه برای سیستمهای دفاع هوایی، در جنگهای با سرعت بالا، کمکهای مادی که ایالات متحده مایل به ارائه به اوکراین است را محدود میکند در حالی که نگرانیها در مورد ذخایر مورد نیاز واشنگتن برای جنگ ایران و سایر شرایط افزایش مییابد. این تنها موقعیت روسیه را در میدان نبرد بهبود میبخشد و حملات هواییاش را مرگبارتر میکند.
با این حال، یک روایت مخالف وجود دارد که تصویر نگرانکنندهتری برای روسیه ترسیم میکند. تصویر آن به عنوان یک قدرت بزرگ آسیب دیده است، زیرا مشخص شده است که چقدر کم میتواند به متحدانش در ایران یا حتی در ونزوئلا، جایی که نیروهای ایالات متحده در ابتدای سال رهبر نیکلاس مادورو را دستگیر کردند، کمک کند. نمایش قدرت نظامی ایالات متحده در خاورمیانه—پس از عملیات تقریباً بینقص و پیچیده برای دستگیری مادورو—در پسزمینه کمپین ناکام روسیه در اوکراین تنها نواقص نظامی روسیه را برجسته میکند. علاوه بر این، روسیه به طور مؤثری از دیپلماسی برای پایان دادن به درگیری ایران کنار گذاشته شده است، زیرا کشورهای خلیج فارس، پاکستان و ترکیه رهبری را بر عهده گرفتهاند.
مهمتر از همه، ادامه جنگ علیه اوکراین به طور استراتژیک به نفع روسیه نیست. بلکه، مشکلات جمعیتی و اقتصادی روسیه را تشدید میکند. جنگ جاری منابع لازم برای نوآوریهای فناوری را که برای رقابت در سالهای آینده نیاز دارد، از بین میبرد در حالی که ایالات متحده، چین و کشورهای دیگر منابع را به هوش مصنوعی (AI)، محاسبات کوانتومی و بیو مهندسی اختصاص میدهند. به عنوان مثال، روسیه در سال ۲۰۲۵ در بین ده کشور برتر برای سرمایهگذاری در AI قرار ندارد و در شاخص نوآوری جهانی ۲۰۲۵ سازمان جهانی مالکیت معنوی در رتبه شصتم قرار دارد [PDF]. هر روز که جنگ ادامه مییابد، روسیه در رقابت قدرتهای بزرگ که در سالهای آینده بر ژئوپولیتیک جهانی تسلط خواهد داشت، بیشتر از پیش عقب میافتد. به طور خلاصه، روسیه به منابع برای ادامه جنگ علیه اوکراین نیاز ندارد؛ بلکه به مشوقهایی برای پایان دادن به آن نیاز دارد.
آیا روسیه آماده است تا حملات جدیدی را در اوکراین آغاز کند؟
روسیه از مدتها قبل از حمله ایالات متحده و اسرائیل به ایران، در حال برنامهریزی برای یک حمله بهاری در اوکراین بود. به احتمال زیاد، این حمله تازه آغاز شده است. هرگونه درآمد جدیدی که کرملین ممکن است دریافت کند، تأثیر قابل توجهی بر روند این حمله در کوتاهمدت نخواهد داشت—نیروها و تجهیزات مورد استفاده در میدان نبرد یا در حال آمادهسازی هستند. به همین ترتیب، تمرکز ایالات متحده بر خلیج فارس تأثیر فوری بر تسلیحات و اطلاعاتی که به اوکراین در تلاشهای دفاعیاش ارائه میدهد، نخواهد داشت.
با این حال، هرچه درگیری در خلیج فارس طولانیتر شود، احتمال اینکه تأثیرات جدی در جنگ روسیه و اوکراین مشاهده شود، بیشتر خواهد شد. روسیه جریان ثابتی از بودجه برای پوشش هزینههای رو به افزایش تولید نظامی و استخدام به دست خواهد آورد، در حالی که ایالات متحده مهمات خود را که ممکن است در غیر این صورت به کشورهای اروپایی برای انتقال به اوکراین فروخته باشد، تخلیه میکند.
وضعیت تماسهای کرملین با رژیم اسلامی پس از چندین ترور رهبری چگونه است؟
روابط بین روسیه و ایران در دهه گذشته عمیقتر شده است. سرعت این روابط پس از حمله تمامعیار روسیه به اوکراین در فوریه 2022 افزایش یافت و به امضای معاهده شراکت استراتژیک جامع ایرانی-روسی در ژانویه 2025 منجر شد. بدون شک، بسیاری از رهبران ارشد ایرانی که کرملین با آنها در ارتباط بوده، در حملات هدفمند ایالات متحده و اسرائیل کشته شدهاند. اما بسیاری دیگر باقی ماندهاند، از جمله کسانی که با ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، بهطور شخصی ملاقات کردهاند، مانند مسعود پزشکian، رئیسجمهور ایران، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، و محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس، که به گزارشها، دولت ترامپ او را به عنوان یک شریک بالقوه در مذاکرات صلح زیر نظر دارد.
علاوه بر این، این شراکت شامل روابط نزدیک کاری در زمینههای سیاسی، نظامی و اقتصادی است. ایران به روسیه پهپادهای شاهد ارائه داده و به آن در بومیسازی تولید کمک کرده است، در حالی که بهتازگی گزارش شده که روسیه پهپادهای پیشرفتهای به ایران ارسال میکند تا قابلیتهای آن را تقویت کند. دو کشور بهطور منظم در دور زدن تحریمهای غربی همکاری میکنند و تجارت دوجانبه از زمان آغاز جنگ روسیه و اوکراین بیش از دو برابر شده است. این فعالیتها و دیگر اقدامات بهطور قطع روابط شخصی در سطوح مختلف در میان نهادهای دولتی روسیه و ایران، بهویژه وزارتخانههای امنیتی ایجاد کرده است. این روابط در ردههای دوم و سوم قدرت تضمینکننده ادامه تماسهای نزدیک است، زیرا مقامات رده پایینتر به جای رهبران ارشد که ترور شدهاند، به مقامهای بالاتر میرسند.
جنگ و دیگر مداخلات ایالات متحده چگونه بر روابط ایالات متحده و روسیه تأثیر گذاشته است؟
آرزوها برای روابط سازندهتر که در ماههای اولیه دولت جدید ترامپ حاکم بود، ضربهای جدی خورده است. تصمیم دولت برای پیوستن به اسرائیل در حمله به ایران، اجماعی جدید درباره ایالات متحده در میان نخبگان روسی ایجاد کرده است: واشنگتن در مورد عادیسازی روابط جدی نیست، روسیه را به عنوان اولویت نمیبیند و بدون توجه به منافع روسیه، در جهان قدرتنمایی خواهد کرد—همانطور که در ونزوئلا انجام داد و اکنون در ایران در حال انجام است.
به طور فوری، تا زمانی که جنگ ایران ادامه داشته باشد، ایالات متحده به طور فعال در مذاکرات سهجانبه با روسیه و اوکراین که به تازگی نشانهایی از امیدواری داشت، شرکت نخواهد کرد، به ویژه در زمینه کار بر روی جنبههای نظامی-فنی نظارت بر آتشبس. کرملین قبلاً اعلام کرده است که مذاکرات سهجانبه برای پایان دادن به جنگ به مدت نامحدود “متوقف” شده است، هرچند مذاکرات با واشنگتن در امور تجاری ادامه خواهد یافت.
با این حال، این ارزیابی منفی از ایالات متحده لزوماً به روابط پرتنشتر منجر نمیشود. پوتین به وضوح از انتقاد شخصی از ترامپ به خاطر اقداماتش در ایران، ونزوئلا و جاهای دیگر که منافع روسیه را تضعیف کرده، خودداری کرده است. پوتین همچنان به اوکراین obsessed است و به درستی یا نادرستی، هنوز معتقد است که ترامپ به او در دستیابی به اهدافش در جنگ جاری کمک خواهد کرد. کاهش شدید روابط ایالات متحده و روسیه بعید به نظر میرسد تا زمانی که پوتین آن اعتماد را حفظ کند.

