پایگاههای نظامی ایالات متحده در خاورمیانه به عنوان یک سکوی کلیدی برای حملات آمریکایی به ایران عمل کردهاند. اما آنها همچنین به عنوان هدفی آسیبپذیر برای انتقامجویی نیز شناخته شدهاند. در کمتر از دو هفته، ارتش ایران هزاران موشک و پهپاد به این پایگاهها شلیک کرده و هفت سرباز آمریکایی را کشته و حداقل ۱۴۰ نفر دیگر را زخمی کرده است.
بنابراین، جنگ انتخابی آمریکا در ایران خطرات و بیفایده بودن پایگاههای خارجی ایالات متحده را نمایان کرده است. به منظور کاهش خطر جنگهای آینده و کاهش تهدیدات علیه متحدان و شرکا، ایالات متحده باید از این جنگ درس بگیرد و شروع به بستن این پایگاهها کند.
منطق پس از جنگ سرد برای حفظ پایگاههای خارجی واشنگتن بر دو پیشفرض استوار بود. نخست این که میزبانی این پایگاهها منبعی از امنیت خواهد بود و متحدان و شرکا را از حملات خارجی از طریق بازدارندگی ایالات متحده محافظت میکند. دوم این که با سرمایهگذاری در چنین زیرساختهای نظامی مشترک و بلندمدت، پیوند بین کشورهای میزبان و واشنگتن عمیقتر و قویتر خواهد شد.
در عرض چند روز، توخالی بودن هر دو پیشفرض به وضوح نمایان شده است.
اگرچه بلاغت اسرائیل منجر به بمباران اولیه ایران شد، اما شرکای خلیج فارس ایالات متحده هستند که بیشترین آسیب را از حملات تلافیجویانه به دلیل حضور چندین تأسیسات نظامی متحمل شدهاند. به همین ترتیب، استقرارهای کمتر برجسته در اردن و حضور ماندگار ایالات متحده در عراق نیز حملات ایرانی را به خود جلب کرده است.
به بسیاری از جهات، استراتژی پایگاهگذاری آمریکا از پایان جنگ سرد به صورت خودکار پیش رفته است. در سال ۱۹۹۱، با اتکا به موفقیت عملیات طوفان صحرا، ایالات متحده به سرعت تلاش کرد تا مزیت ژئوپلیتیکی خود را با توسعه شبکهای از تأسیسات نظامی مکمل در سواحل جنوبی خلیج فارس تقویت کند.
سلطنتهای خلیج فارس، با آگاهی از ضعفهای نظامی خود، به دنبال حفاظت ایالات متحده از احتمال تهاجم بودند تا از تکرار حمله و الحاق عراق به کویت یا حمله احتمالی ایران جلوگیری کنند. در حالی که کشورهای منطقه، به جز کویت، در ابتدا در مورد حضور دائمی و گسترده نظامی ایالات متحده تردید داشتند، تمایل مداوم واشنگتن برای داشتن پایگاهی جهانی منجر به ایجاد یک سیستم پایگاهی وسیع در سراسر منطقه شد.
جنگ جهانی علیه تروریسم اهمیت خلیج فارس را برای پنتاگون افزایش داد و کشورهای منطقه به میزبانی نیروهای آمریکایی به عنوان راهی نسبتاً آسان برای تقویت روابط با واشنگتن در حالی که به تعادلسازی علیه ایران ادامه میدهند، نگاه کردند. با آگاهی از رویکرد بسیار شخصی ترامپ در سیاست خارجی، رهبران خلیج فارس تلاش کردهاند تا حضور نظامی ایالات متحده را حفظ یا گسترش دهند تا در نظر رئیسجمهور محبوب بمانند. منطقی مشابه به نظر میرسد که قطرها را به هدیه دادن یک هواپیما به ترامپ و اماراتیها را به خرید سهم بزرگی در یک شرکت رمزنگاری متعلق به خانواده ترامپ و سعودیها را به سرمایهگذاری در شرکت سرمایهگذاری خصوصی جارد کشنر ترغیب کرده است.
در بیشتر سی سال گذشته، هزینههای مالی و خطرات امنیتی ناشی از میزبانی پایگاههای آمریکایی نسبت به منافع درک شده از حفاظت آمریکایی نسبتاً کوچک به نظر میرسید. اما معایب این پایگاهها پیش از جنگ کنونی شروع به نمایان شدن کرده بود. به عنوان مثال، بمباران سال گذشته اسرائیل از مذاکرهکنندگان حماس در دوحه نشان داد که ۱۰,۰۰۰ پرسنل آمریکایی در پایگاه هوایی العدید نمیتوانند از حمله یک متحد ایالات متحده جلوگیری کنند، چه برسد به یک دشمن.
در نهایت، پایگاههای آمریکایی به منبعی از ناامنی برای کشورهای خلیج فارس تبدیل شدهاند. حضور نظامی ایالات متحده در این منطقه، رفتن به جنگ را برای یک دولت آمریکایی بسیار آسان کرده و به این ترتیب، سایر کشورهای منطقه را به درگیری کشانده است. یکجانبهگرایی ایالات متحده و اسرائیل، سواحل خلیج فارس را به خط مقدم تبدیل کرده و رهبران محلی در این زمینه نقش چندانی ندارند.
ماهیت گسترده پایگاههای آمریکایی، دفاع مؤثر از این تأسیسات و کشورهای میزبان را در برابر حملات تلافیجویانه دشوارتر کرده است. پاسخ ایران توانسته است حضور نظامی گسترده ایالات متحده را از یک قدرت ادراکشده به یک مسئولیت خطرناک برای کشورهای خاورمیانه تبدیل کند. در همین حال، پنتاگون شروع به انتقال سیستم موشکی دفاع هوایی با ارتفاع بالا (THAAD) از کره جنوبی به خاورمیانه کرده است تا حملات ورودی را دفع کند، که این امر اعتبار سیستم ائتلاف جهانی واشنگتن را با کاهش توانایی آن در حفاظت از متحدان در شرق آسیا بیشتر تضعیف میکند.
برای ایجاد امنیت در خاورمیانه، کاهش خطر جنگ ایالات متحده و جلوگیری از هدررفت منابع نظامی، ایالات متحده و شرکای آن باید فرآیند بستن این پایگاهها را آغاز کنند.
خبر خوب این است که با وجود تمایل دولت ترامپ به ماجراجویی نظامی جهانی، واشنگتن همچنان نشان داده است که نسبت به خروج نیروها باز است. ایالات متحده از سال 2025 نیروهای خود را از سوریه خارج کرده و امیدوار است که تا سپتامبر، خروج از عراق را کامل کند، به گفته یک مقام آمریکایی که در ژانویه با RS صحبت کرده است. اواخر سال گذشته، ایالات متحده همچنین تعداد نیروهای خود را در رومانی کاهش داد.
یکی از موانع اصلی برای کاهش جامعتر، کنگره است که به عنوان بخشی از قانون مجوز دفاع ملی برای سال مالی 2026، قانونگذاری کرده است که ایالات متحده باید حداقل 76,000 نیرو در اروپا حفظ کند، که به طور قابل توجهی کمتر از 85,000 نیروی مستقر در آنجا نیست. میتوان انتظار داشت که کنگره در برابر هر تلاشی برای بازگرداندن نیروها از خاورمیانه نیز مشابه این احتیاط را نشان دهد.
این موضوع اهمیت بیشتری به این میدهد که متحدان ایالات متحده ابتکار عمل را به دست بگیرند.
در بحران گرینلند اوایل امسال، برخی دیپلماتهای اروپایی به احتمال بستن پایگاههای آمریکایی اشاره کردند. در همین حال، امضای توافقنامه دفاع متقابل عربستان سعودی با پاکستان در سپتامبر 2025 نشان میدهد که ایالات متحده به عنوان تنها منبع بالقوه امنیت در نظر گرفته نمیشود. بستن پایگاههای خارجی ایالات متحده همچنین میتواند راه را برای بهبود روابط درونمنطقهای هموار کند، چه بین اروپا و روسیه و چه بین ایران و همسایگان عربش.
اگر هدف واقعی این پایگاهها تأمین امنیت برای دیگران است، پس آنها به طرز چشمگیری در این زمینه شکست خوردهاند. زمان آن رسیده است که با کاهش ردپای نظامی ایالات متحده در خارج، امنیت شرکای آمریکایی را افزایش دهیم.

